نقد دیدگاه های گلاک و استارک در سنجش دینداری

زمان انتشار: ۲۳:۵۹ ۱۳۹۱/۰۳/۱۹

محورهای اصلی بحث:
– مشکلات کاربرد مدل گلاک و استارک
– تاثیر دینداری بر بزهکاری
– محدودیت پیمایش در فهم دینداری و لزوم استخراج مدلی از دل سنت اسلامی-شیعی
– لزوم بررسی دینداری به عنوان متغیر مستقل
– اهمیت شاخص پیوند دینی در تحقیق دکتر ابراهیمی

در جامعه شناسی دین، دین به عنوان موضوع علم (science) قرار می گیرد و این امر مرحله ای از پروژه ی سکولاریزاسیون تجدد می باشد و علوم اجتماعی اسلامی نمی تواند به اقتضائات این گرایش از جامعه شناسی بی توجه باشد. بعلاوه دینی که در غرب به عنوان موضوع جامعه شناسی قرار گرفته دین مسیحیت بوده و تئوری های این گرایش از جامعه شناسی ناظر به این دین ارائه گردیده است. این خصیصه ی دیگر جامعه شناسی دین، لزوم بازنگری و بررسی انتقادی آن را خصوصا در کشور ما بیشتر می نماید. نشست بررسی و سنجش دینداری در ایران که در دانشگاه تهران برگزار شد گامی مثبت در این جهت بود. در ذیل مختصری از گزارش دهمین جلسه از سلسله جلسات این نشست ارائه گردیده است:

دهمین جلسه از سلسله نشست های بررسی و نقد سنجش دینداری در ایران
با موضوع “سنجش دینداری در مطالعات همبستگی” با حضور دکتر سید ضیاء هاشمی،
دکتر محمدرضا جوادی یگانه و دکتر قربانعلی ابراهیمی در دانشگاه مازندران در تاریخ پنجم
اردیبهشت 1391 توسط
مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست، دکتر شجاعی زند مقدمه ای در باب سنجش دینداری
در ایران و نشست های بررسی و نقد آنها ارائه کردند؛ در ادامه به اهمیت این نشست که
به سنجش دینداری در مطالعات همبستگی می پردازد، اشاره کردند. سپس با اشاره به مشکلات
کاربرد مدل گلاک و استارک در ایران به طرح سوالات محوری در سنجش دینداری در مطالعات
همبستگی که توط دکتر ابراهیمی انجام شده بود، پرداختند
.

در ادامه دکتر ابراهیمی به ارائه گزارش مختصری از روند و نتایح
تحقیق خودشان پرداختند. ایشان با اشاره به پیمایش انجام گرفته در ده استان کشور به
مقوله سنجش دینداری در رابطه به مساله جرم و تاثیر دینداری بر این مقوله پرداختند.
این تحقیق در گستره جغرافیایی وسیعی انجام شده که امکان بررسی های تطبیقی همزمانی را
فراهم می کند. البته تمرکز اصلی این پیمایش حول بزهکاری و تأثیر دینداری بر آن بود.
اهمیت سازوکارهای تأثیر دینداری بر کاهش جرم سبب شد که از مفهوم پیوند دینی استفاده
شود
.

در بحث مدل استفاده شده در این پیمایش، مدل گلاک و استارک، باید
گفت تفاوت های جدی میان داده ها و نتایج حاصل از این مدل و سایر مدل ها وجود ندارد.
به همین سبب به نظر می رسد ضرورتی ندارد که مدلی جدید ساخته شود. البته باید در نظر
داشت که هیچ مدلی کامل نیست و نخواهد توانست تمام ابعاد دینداری را نشان دهد. ضمن اینکه
مدل ها بخشی از واقعیت دینداری و تنوع سبک های دینداری را نشان می دهند. لذا سنجش همه
جانبه دینداری امری میان رشته ای است. در این تحقیق، مدل مورد استفاده، براساس مدل
دکتر سراج زاده با اعمال تغییرات خاصی انجام شده و تأکید بر مفهوم پیوند دینی بوده
تا بتوان با تمرکز بر فضاهای دینی و پیوندهای اجتماعی مربوط به آن به مقوله دینداری
و رابطه آن با سایر مقولات پرداخت. البته این داده ها در نهایت در بررسی های تطبیقی
بهتر می تواند بیانگر رابطه مقوله سنجش دینداری و سایر مقولات اجتماعی باشند
.

در ادامه دکتر جوادی یگانه به طرح انتقاداتی پیرامون این پیمایش
ملی پرداختند. از نظر ایشان در بحث سنجش دینداری باید به این دقت کرد که نتیجه این
کارها چه خواهد بود؟ در بسیاری از مطالعات، دینداری به عنوان متغیر وابسته سنجیده می
شود. اما لازم است دینداری به عنوان متغیر مستقل و یا متغیر زمینه ای هم سنجیده شود.
ضمن اینکه باید به ابزارهای سنجش و امکان های هرکدام هم در سنجش دینداری توجه کرد.
در زمینه این مطالعه باید به این پرداخت که دینداری طی چه مکانیسمی و چه ابعادی از
دینداری بر کاهش جرم اثر می گذارند
.

در بحث دینداری و سنجش آن در ایران یک اشکال مهم آن است که معمولاً
براساس مدل و تعریفی بیرون از ایران و تعدیل های جزئی برای سازگار کردن آن مدل با محیط
ایران انجام گرفته اند. باید توجه کرد که موضوع دینداری در ایران پیچیده تر از آن است
که به سادگی در یک مدل بگنجد
.

لازم است به محدودیت های سنجش های پیمایش نیز در فهم دینداری
و تجربه عینی آن از دیندار بودن نیز توجه داشت. عمدتاً تحقیقات ایران چون از دل آموزه
های دینی خودمان و سنت دینی اسلامی- شیعی برنیامده، لذا نتایج متفاوتی به دست می دهد.
یک سؤال مهم این است که آیا خود دینداران و متولیان دینی با نتایج این پیمایش ها موافقت
نسبی دارند یا نه؟ آیا این نتایج اعتبار نظری (براساس آموزه های دین در سنت علمایی)
و اعتبار تجربی(نظر دینداران) را دارند یا نه؟ به نظر می رسد بسیاری از نتایج پیمایش
های سنجش دینداری مورد تأیید دینداران نیست، ضمن اینکه این داده ها قابلیت تبیین و
تحلیل جامعه و در مواردی قابلیت پیش بینی رفتارهای دینداران را ندارند. این ایراد تا
حدی ناشی از خود مدل است. واقعیت تجربی دینداری ایرانی و تناقض های ظاهری آن، معمولاً
از دل پیمایش های سنجش دینداری درنمی آید. نتایج ضمنی کار شما دال بر بهتر شدن بسیاری
از مؤلفه های دینداری در ایران است که این نتیجه با تجربه ما چندان همخوان نیست. یک
نکته مهم دیگر ساخت مقوله ی جدیدی به نام پیوند دینی است که خودش امکان ها و الزام های
خوبی برای تحقیقات آینده دارد
.

دکتر هاشمی نیز در طرح دیدگاه های خویش در باره این تحقیق به
این موضوعات اشاره کردند که این تحقیق در حوزه تحقیقات دینداری در ایران اهمیت خاصی
دارد. یک بحث مهم آنست که پیوند دینی چه نسبتی با دینداری دارد. باید دقت کرد این طیف
از مطالعات از یک سو بسیاری از وجوه دینداری اسلامی را نشان نمی دهند. البته باید دقت
کرد وقتی در مطالعات همبستگی به دنبال رابطه دینداری و سایر مسائل اجتماعی هستیم، باید
مستقیماً به جامعه دینداران رجوع کرد، اینکه چه درکی از دینداری دارند و چه رابطه ای
بین وضعیت دینداری آنها و سایر مؤلفه های اجتماعی هست. با این توصیف مدل گلاک و استارک
چه نسبتی با تحقیقات همبستگی خواهد داشت؟ با توجه به جامعه ما که آگاهی دینی دائماً
از همه رسانه ها تبلیغ می شود، شناخت دینی را لزوماً به دیندار بودن نمی توان تعبیر
کرد. در نتیجه این مدل ها چالش های خاصی خواهند داشت. به عنوان مثال مفهوم پیوند دینی
چه نسبتی به شاخص های چهارگانه دینداری دارد. البته لازم به ذکر است که مفهوم پیوند
دینی یک نوآوری مهم این تحقیق است. بسیاری از شاخص های مدل گلاک و استارک در مفهوم
پیوند دینی هم وجود دارند
.

باید دقت کرد در تحقیقات دینی ملاحظه تعریف حداقلی و حداکثری
از دین را هم داشت. بحث شاخص ها در سنجش مقولات دینداری چالش برانگیز هستند. برخی شاخص
ها باید اعتبار و روایی آنها در ارائه تصویری از دینداری مردم مورد بررسی بیشتر قرار
گیرد. سنجش دینداری باید با ملاحظه اقتضائات بومی انجام شود. باید شاخصه های درون دین
را لحاظ کرد. البته این دین، همان دینی است که مردم با آن زندگی می کنند. آنچه که مردم
آن را دینی می دانند و به واسطه آن تجربه دینی دارند، باید در سنجش دینداری هم لحاظ
شود
.

دکتر شجاعی زند نیز در پایان بخش اول این نشست به این موضوع
اشاره کردند که بنابر نظر دکتر هاشمی که باید برای ساختن مدل به جامعه رجوع کنیم، لازم
است دقت داشته باشیم که جامعه در حال تغییرات است و گاه از دین دور می شود، لذا جامعه یک
مبنای استوار و پایدار نیست. لازم است معیار پایدارتری را لحاظ کرد
.

بخش دوم این نشست با محوریت پرسش و پاسخ میان اساتید حاضر ادامه
یافت. در ابتدا دکتر شجاعی زند به عنوان مقدمه به این پرداختند که بنابر بحث های مطرح
شده این سؤال وجود دارد که مدل چیست؟ تلقی اساتید حاضر اینست که مدل یک ظرف است، در
حالیکه مدل، محتواست. ادیان از حیث قلمرو، راهبرد و غایت با یکدیگر متفاوتند، به خاطر
همین هم مدل های مختلفی به دست می آید. مدل ها خود محتوا هستند که اشکال مختلف می گیرند.
در حیطه استفاده از مدل گلاک و استارک هم باید دید که از چه مسیری به این محتوا و مدل
رسیده اند
.

در ایران بیش از 60-50 درصد کارها براساس مدل گلاک و استارک
است. رواج این مدل بیش از همه ناشی از عدم تأمل درباره مدل گلاک و استارک است. باید
مدل دینداری را براساس خود دین به دست آورد. تمایزات ادیان، مدل های متمایزی هم می
دهد. مدل یکسان، این تمایزها را نادیده می گیرد. نکته دیگر اینکه متغیر جدیدی به نام
پیوند دینی ابداع بسیار خوبی در این تحقیق است. اما این متغیر تا حد زیادی با خود متغیر
دینداری متداخل هستند. البته باید این متغیر را دقیق تر و مشخص تر کرد
.

دکتر ابراهیمی در پاسخ به انتقادات مطرح شده فرمودند که به نظر
می رسد استفاده از مدل های دیگر به شرط بومی شدن، ایرادی ندارد. به واسطه این بومی
شدن می توان محتواهای متمایز ادیان را لحاظ کرد. ضمن اینکه اگر خیلی وارد جزئیات شویم،
نمی توان بسیاری از وجوه عام دینداری را بررسی کرد. این جزئی گرایی شدید، عملاً مانع
از سنجش دینداری خواهند شد. در این تحقیق به دلیل اهمیت قابلیت کار تطبیقی همزمانی
در زمانی، سعی کردیم نوآوری های خاصی انجام بگیرد. ابداع مفهوم پیوند دینی، هنوز در
آغاز راه است و لذا باید در تحقیقات بعدی آن را بهتر کرد. تحقیق حاضر نیز بیانگر اهمیت
این متغیر جدید و اثرگذاری آنست. ایده اصلی این متغیر آنست که دینداری صرفاً در سطح
فردی نیست، بلکه فضاهای دینداری نیز اهمیت و تأثیر زیادی بر دینداری دارند. باید دقت
کرد در عمل نمی توان به یک مدل عام و قطعی (حتی بر مبنای متون دینی) رسید. به هرحال
تنوع ها و تمایزاتی حتی در درون دین هم وجود دارد. در مورد نکته ای که آقای دکتر جوادی
یگانه فرمودند، در باب اینکه نتایج این نوع تحقیقات چندان مورد اعتنای جامعه نیست، باید
گفت این اعتنای جامعه نسبی است، هم از جانب دینداران و هم از جانب وجود مختلف دین که
مورد تأکید قرار می گیرند. ضمن اینکه داده دیگری هم نداریم که نتایج تحقیقات ما را
نقض کند. ضمن اینکه باید محدودیت های روش های کمی را هم لحاظ کرد. علاوه بر این برای
برنامه ریزی دقیق باید آمارهای پیمایشی دقیقی داشته باشیم
.

دکتر جوادی یگانه در ادامه گفتند که کار شما، پایایی دارد، اما
این سؤال وجود دارد که آیا موضوع سنجیده شده، واقعاً دینداری است؟ به عبارت دیگر باید
پایایی و روایی را مجزا کرد. عموم تحقیقات پیمایشی از این دست، پایایی دارند و معمولاً
هم نتایج مشابهی دارند، سؤال مهم اینست که امر سنجیده شده واقعاً دین است؟ آقای ابراهیمی
در کارشان برخی شاخص ها را تعدیل کرده اند. اما مسأله مهم منشأ اخذ مدل است
.

دکتر هاشمی نیز در این باره گفتند که شاخص باید روایی داشته باشد.
شاخص در نهایت الگوی خودش و منشأ خودش را نشان می دهد. اینکه مبنا باید خود دین باشد،
قابل قبول است، اما این مبنا باید در حوزه وفاق عمومی باشد. به عنوان مثال در این تحقیق
قرآن خواندن که یک شاخص دینداری است، اما لزوماً مردم همه بدان عمل نمی کنند. باید شکاف
میان فهم عمومی و واقعیت دین با اصل آن را لحاظ کرد. محقق باید شاخص ها را از دین بگیرد،
اما باید متناسب با فهم عمومی مردم از دین باشد. در غیر این صورت دینداری جامعه را نخواهد
سنجید
.

دکتر شجاعی زند تأکید داشتند که امر متغیر (دینداران) نمی تواند
مبنای ساخت متغیر باشد. مدل نباید وابسته به تغییرات باشد. امر متغیر اجتماعی، وضعیت
یک برهه از زمان است. در ادامه جلسه بحث پیرامون این نظر دکتر شجاعی زند شکل گرفت و
دکتر جوادی و دکتر هاشمی به نقد این نظر پرداختند
.

دکتر ابراهیمی در پایان با تشکر از حضور اساتید در دانشگاه مازندران،
به نتایج مشابه سنجه های مختلف در ایران اشاره کردند، ضمن اینکه عملاً بسیاری از مدل
های موجود مبتنی بر متون دینی هستند. لذا نمی توان آنها را کاملاً بیگانه از متن دین
دانست. لازم است مدل های مختلفی ساخته شوند تا در نهایت به تکمیل یکدیگر منجر شوند
.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه