نقد رویکرد بقاگرای تقدیس زندگی در ماجرای 175 غواص شهید

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۵:۵۱ ۱۳۹۴/۰۳/۲

با خبر بازگشت پیکر 175 غواص شهید که در عملیات کربلای چهار به اسارت گرفته شده ولی دست بسته زنده به گور شده بودند موجی از خبرها و تحلیل ها و خاطرات و روایت ها و فیدهای ادبی و احساسی در باره این شهیدان در شبکه های مجازی به راه افتاد. تراژدی‌خوانی بزرگی که با تمرکز صرف بر تقدس زندگی و روضه‌خوانی صرف برای زندگی جوانانی که از دست رفته اند راه افتاده است.

با خبر بازگشت پیکر 175 غواص شهید که در عملیات کربلای چهار به اسارت گرفته شده  ولی دست بسته زنده به گور شده بودند موجی از خبرها و تحلیل ها و خاطرات و روایت ها و فیدهای ادبی و احساسی در باره این شهیدان در شبکه های مجازی به راه افتاد.  تراژدی‌خوانی بزرگی که با تمرکز صرف بر تقدس زندگی و روضه‌خوانی صرف برای زندگی جوانانی که از دست رفته اند راه افتاده است.

ماجرا خیلی ساده است. نهایت سر سپردن به دیدگاهی که بر تقدس زندگی صرف پامی‌فشارد و از آن در مقابل کوچکترین تهدید از جانب قدرت‌های متعالی و آرمان‌ها و ایدئولوژی‌هایِ بزرگِ برهم‌زننده آسایش محافظت می‌کند، زندگی ملال‌آور و نظارت‌شده‌ای است که همه ما در آن بی‌دردانه و در امن و امان به طرز کسل‌کننده‌ای زیست خواهیم کرد..اگر مازاد زندگی، آرمان، ایدئولوژی و هر هدف بزرگی از زندگی حذف شود، آنچه باقی می‌ماند، یک منظره بی‌روح انتزاعی است از زندگی که فقط مثل سایه، کش می‌آید. چیزی که دیگر عملا نامش زندگی نیست و به این ترتیب بزرگترین قربانی این نوع نگاه به زندگی، در واقع خود زندگی است.

و حالا اینجا، دقیقا به مشابه مد همه این سالهای سینما و ادبیات و فرهنگ و هنر ایرانی،در تمام این واکنش‌های احساسی به 175 شهید مشهور، همه این مویه‌های احساسی به از دست رفتن آنها، اشاره به سن و سال جوان‌ آنها، به مادران و همسرانی که در تمام این سالها منتظر آنها بوده‌اند،این روضه‌خوانی‌های مفصل درباره بسته بودن دست آنها هنگام شهادت و… در تمام این‌ها آن چیزی که در حال قربانی شدن است، خود همین شهدا هستند و این همان نمایش رویگرد بقاگرای تقدیس زندگی است که اینجا دوباره سربرآورده است.رویکردی که تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، حفظ زندگی است و از زندگی در برابر تمام عوامل تهدید‌کننده و خطرزای مختلف؛ از آرمان گرفته تا تعهد محافظت می‌کند.

فارغ از اینکه این رویکردِ بقاگرای تقدس زندگی، خود بزرگترین ایدئولوژی امروز بخش بزرگی از جامعه امروز ماست، آنچه این رویکرد را به شدت آسیب‌پذیر می‌کند و در مقابل تیغ تیز و تند پرسش، بی‌دفاع می‌سازد، ویژگی متناقض‌نمای این رویکرد است.تقلیل این شهدا شهدا به جوانان پاک و بی‌غل و غشی که امروز می‌توانستند در کنار همسرشان، با فرزندانشان زندگی خوب و موفقی داشته باشند و مادران‌شان نیز در کنارشان آرمیده بود، همان‌طور که در معنای ضمنی خود اشاره ظریفی به «بی‌عقلی» آنها دارد، عملا در حال پنهان کردن بزرگترین حقیقت مسیر آنها، «آرمان‌» شان است. آرمانی که اگر وجود نداشت آنها نیز این‌گونه وجود نداشتند.

در غیاب همه آرمان‌هایی که این شهدا برای آن به «جنگ» رفتند، امروز تراژدی‌خوانی بزرگی برای پیکر 175 تن از آنان که به تازگی به وطن برگشته است، برپا شده است.با تمرکز صرف بر تقدس زندگی و روضه‌خوانی صرف برای زندگی جوانی که از دست رفته است. و این زندگی، همانی زندگی توصیه‌شده در قالب واکنش‌های احساسی به حضور 175 غواض شهید در کشور دقیقا همانی است که این شهدا برای ایستادن در مقابل آن قیام کردند، انقلاب کردند، جنگیدند و شهید شدند. و واضح است که آدمی که زندگی‌اش را فدای آرمانش می‌کند، دقیقا در مقابل این نوع زندگی ایستاده است و حالا 29 سال بعد از شهادتش، در حال شنیدن توصیه‌های مدام به انتخاب زندگی بی‌دردسر، آن هم به بهانه شهادتش است و شاید تراژدی اصلی دقیقا همین‌جاست

۲ دیدگاه

    محمدحسین :

    تحلیل خیلی خوبی بود

    جواد فخر :

    نظر و دیدگاه عمیق و متفکرانه‌ای بود. متشکرم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه