نقد سرمایه داری، از منظری التقاطی: نگاهی فرهنگی اجتماعی به حامیان سرمایه داری غربی

زمان انتشار: ۲۲:۴۵ ۱۳۹۱/۰۲/۱۳

نوشتار زیر تأملی اجتماعی، فرهنگی و فلسفی است، درباره یادداشت «سرمایه‏ دار دائم‏ الوضو با تسبیح دانه درشت» که نویسنده معتقد است: مهم‏ترین عامل بروز اغتشاش در اقتصاد و درک اقتصادی- اجتماعی جامعه ایران، فهم نادقیق اقتصاد مدرن (اعم از سرمایه‏ سالاری‏ های لیبرالیستی، سوسیالیستی و فاشیستی) و اقتصاد سنتی است که منجر به فهم «عدالت خواهی» با کلیشه‏ های سوسیالیستی و فهم «جریان بازار سنتی» با دست نامرئی بازار مورد نظر آدام اسمیت شده است.

چندی پیش مطلبی از آقای محسن مهدیان با عنوان «سرمایه‏ دار
دائم‏ الوضو با تسبیح دانه درشت» خواندم؛ ابتدا قصد کردم از باب «وَ عِبادُ
الرَّحمَنِ الّذینَ یَمشوُنَ عَلی الاَرضِ هَوناً وَ اِذا خَاطَبهُم الجَاهِلوُن
قَالوا سَلاماً[1]»به او سلام کنم؛ ولی نه خود را مصداق
«عباد الرحمن» یافتم و نه این عمل را از سر «علی الارض هونا». با برخی دوستان
مشورت کردم. فرمودند که مگر با سکوت مشکلی رفع می‏ گردد؟ و این گونه شد که
خیرخواهانه تصمیم گرفتم چند سطری بنویسم.

مطلب ایشان با یک ادعای بزرگ آغاز می‏ شود: «سرمایهداری
در ایران سرنوشت غم
انگیزی دارد … پدیده سابقهداری … که به
دلایلی، از حاشیه امن و عقبه پر قدرتی برخوردار است.» ایشان در حالی از سرنوشت غم
انگیز
سرمایه‏ داری در ایران سخن گفته‏ اند که ظاهراً  معنای دقیق سرمایه‏ داری[2] را نمی‏ دانند.

فارغ از موافقت یا مخالفت با سرمایه ‏داری- به عنوان یک امر
تاریخی و مدرن-، آنچه مسلم است بزرگترین دغدغه روشنفکران سکولار و مهم‏ترین سئوال
جامعه‏ شناسی ایرانی، علل عدم تحقق سرمایه‏ داری در ایران است.

همچنین، «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری[3]»
اثر ماکس وبر[4] که یکی از مهم ترین متن های کلاسیک جامعه شناسی
است[5] و توسط انجمن بین المللی جامعه شناسی[6] به عنوان مهم ترین اثر قرن بیستم شناخته شده است، به
بررسی رابطه میان اخلاق پروتستانی و شکل‏ گیری سرمایه‏ داری می‏ پردازد و مهم‏ترین
عامل پیدایش سرمایه‏ داری را قرائتی یهودی از مسیحیت می‏ داند؛ قرائتی که کسب
توفیقات مادی در زندگی این جهانی را کلید فهم جایگاه اخروی انسان می‏ دانست و بعدها
در پی تحقق بهشت زمینی برآمد.

مختصراً باید عرض کنم اقتصادهای لیبرالیستی، سوسیالیستی و
فاشیستی نیز مصادیقی از سرمایه‏ سالاری هستند و سرمایه‏ سالاری یا کاپیتالیسم، منحصر
به نظام‏های مبتنی بر بازار آزاد و مالکیت خصوصی (سرمایه‏ سالاری لیبرال) نیست.

می‏توان سرمایه‏ سالاری را صورت اقتصادی تمدن مدرن دانست که
محصول اومانیسم و تجسم سودمحوری صِرف و سوبژکتویسم تکنیکی- سوداگرانه و عقل
خودبنیاد نفسانیت‏ مدار است و ذاتاً گرفتار کمّی‏ گرایی، حس آزمندانه انباشت سرمایه
و توتالیتاریسم بروکراتیک و بی‏ عدالتی است. سرمایه‏‏ سالاری در پروسه فعالیت خود
ضمن بهره‏ کشی ویرانگر و بیمارگونه از طبیعت و آدمیان و تبدیل آن‏ها در یک رابطه
ابزاری و ازخودبیگانه، موجب تعمیق و تشدید صور مختلف فاصله طبقاتی، بی‏ عدالتی
اجتماعی و فقر پنهان یا آشکار می‏گردد.[7] در حالی که ثروت
و ثروتمندی و حتی حرص و طمع در تمام تاریخ بشر مسبوق به سابقه هستند.

بنابراین مهم‏ترین ضعف نوشتار مزبور، ناتوانی در تمیز میان
ثروتمند و سرمایه‏ دار است.

در بخش دیگری از متن ایشان می‏ خوانیم: «عنوان مقاله … به دو
دلیل انتخاب شده است. اول … تصویری که در ذهن مخاطب ایجاد می
کند
[و] جامعه ما با این تعبیر … بیگانه نیست.»

بنده با ایشان درباره تصویری که از سرمایه‏ دار (در همان معنای
مخدوش و عامیانه مورد نظر متن) در ذهن عوام ایجاد می‏ شود و جامعه ما نیز با آن
بیگانه نیست، موافقم. اما تصویری که در ذهن مردم پدید می‏ آید، ضرورتاً صحیح نیست.
اتفاقاً تصاویر مورد نظر ایشان در دوره تسلط سیاست‏های شبه‏ سوسیالیستی
[سرمایه ‏سالاری جمع‏ گرایانه] دولت میرحسین موسوی و بعدها در دوران اصلاحات در ذهن
مردم ساخته شد. به عبارت دیگر، در مقطع نخست، حامیان اقتصاد [سرمایه‏ سالارانه]
شبه‏ سوسیالیستی، ناجوانمردانه مخالفان خود را متهم به سرمایه‏ داری (سرمایه‏ سالاری
لیبرال/ فردگرایانه) و زالو صفتی نمودند و در مقطع دوم، همه گروه‏ها و اقشار مذهبی،
مورد هجوم رسانه‏ های تجدیدنظرطلبان قرار گرفته و تصویرسازی شدند. از این جمله
می‏توان به تعرض به ساحت روحانیت (مثلاً در فیلم مارمولک)، بسیج (نان، عشق، موتور
هزار)، بازاریان (دنیا)، و … نام برد. مهم‏ترین ویژگی این تصاویر موهن
تأکید بر ظاهرگرائی و نمادسازی ارزشی و دینی (نظیر تسبیح بدست گرفتن، خیرات کردن،
صدقه دادن، نذر کردن، نماز جماعت خواندن، هیئت برگزار کردن و…) است که مستقیماً
در نوشتار فوق مورد استناد قرار گرفته است.

تصویر پروپاگاندایی اصلاح‏ طلبانه، انجام واجبات و مستحبات دینی
را دارای دو کارکرد فردی و اجتماعی می‏داند. کارکردهای فردی بر دو نوع است: 1-
تسکین قلب و معامله برای خرید بهشت 2- کسب آرامش و اعتماد به نفس دینی برای فرار
از پوچی. چرا که از نظر جامعه
شناسی دین، مهم‏ترین کارکرد خرافه، دین و جادو، همانا تفسیر و
توجیه عالم مادی و تسکین روانی فردی و جمعی است[8].

کارکرد اجتماعی دین نیز عبارت است از: 1- کسب منزلت اجتماعی
(که از طریق ساخت مسجد، مدرسه، حسینیه و… به طرزی ریاکارانه محقق می‏شود) 2-
ساماندهی جامعه و احراز جایگاه سیاسی (که در گفتمان روشنفکری، دین در جمهوری اسلامی
ناتوان از این امر و گرفتار در چرخه رانت‏خواری و دلالی است که با خانه‏ های مجلل و
خودروهای صد
ها میلیونی عینیت می‏ یابد).

البته واضح است که نگارنده متوجه مفروضات گفته ‏های خود و
پیامدهای آن‏ها نیست. چرا که مهم‏ترین پیامد این موضوع، در دوره نخست، رجوع به سرمایه‏ سالاری
جمعی و در دوره دوم که با فروپاشی شوروی سابق به وقوع پیوست؛ توصیه به انجام اعمال
خیر در قالب
NGO
 و به نیت کاهش آلام بشری بدون انکار یا تأیید وجود معاد و بهشت و جهنم است.

بنابراین دومین ضعف نوشتار مزبور، گرفتاری در چارچوب تصاویر
برساخته توسط ارباب قدرت است. البته این تذکر، به معنی، عدم وجود ثروتمند یا
بازاری زالوصفت نیست؛ بلکه سخن از «همه را با یک چوب راندن» است. به سخن دیگر، مگر
مدیر، کارگر، کارمند، روزنامه‏ نگار، سیاستمدار، استاد دانشگاه و… سودجو و
عافیت‏ طلب و نان به نرخ روز خور کم است؟

مهم‏ترین معضل متون احساسی و در نتیجه غیرعقلانی مانند نوشتار
مذکور، ساختن تصاویر یکدست و قابل تعمیم‏ 99/99% بر اساس تجربه زیسته است که منجر
به بروز دیدگاه‏ های خصمانه میان اقشار گوناگون و نوعی اخلال در امنیت روانی جامعه
شده است. جالب است بدانید که در چارچوب دیدگاه ساده ‏اندیشانه فوق، مشاغل آزاد،
مشاغل دولتی را به رشوه‏ خواری و مشاغل دولتی، مشاغل آزاد را به سودجویی و مشاغل
یدی، مشاغل فکری را به بیکاری و اتلاف وقت و مشاغل فکری (کارشناسی)، مشاغل یدی را
به جهالت و افراد تحصیل‏کرده، تحصیل‏ نکردگان را به نداشتن سرمایه فرهنگی و
تحصیل‏ نکردگان، تحصیل‏ کردگان را به بی‏ عرضگی و… متهم می‏کنند و این همه صحیح و
منصفانه نیست.

در بخش دیگری از متن ایشان آمده است: «رفتار این سرمایهدار
در هر دو عرصه خطرناک
تر از سرمایهدار کرواتیِ است که زنجیر طلا بر گردن میآویزد. و البته
چنین کاراکتری به
دلیل ویژگی‎‎های فردی و اجتماعی که دارد در حال تبدیل شدن به یک نحله و سبک
زندگی است و روزبه
روز بر تعداد اینگونه افراد افزوده میشود.»

عبارت فوق بهترین دلیل صحت فرض ما و رد امکان بدبینی است. چرا
که بلافاصله نتیجه می‏ گیرد کاراکتر و سبک زندگی فردی که اهل عبادت نیست و ظاهر
غیراسلامی نیز دارد، اگر چه در حال گسترش باشد، لاجرم در موقعیت برتر و کم خطری
قرار دارد.

در بخش بعد، نگارنده محترم پای روایات گزینش ‏شده را به میان
می‏ کشد و برای کودک گل‏ فروش اشک ماتم می‏ریزد و رابین‏ هود و «سرمایه‏ دار» قصه ما
را متهم به خوردن مال یتیم و کلاه‏ شرعی و… می‏ کند.

داستان ادامه پیدا می‏ کند تا به مسائل روز می‏ رسیم: «مفهوم این
حکایت تاریخی در اقتصاد سیاسی امروز قابل
مشاهده است. جریان
سرمایه
داری که با عمل به مستحبات و نذری و مجلس گرفتن، خود را بینیاز
از تکالیف اصلی می
بیند. … [و] … هر روز رانتیتر از گذشته
[می
شود]. اثر اجتماعی زندگی این فرد نیز رفعکننده تناقض
ارزش
‎‎های اخلاقی با سبک زندگی سرمایهداری است. این
نوع زندگی، نگاه انتقادی به سرمایه
داری را تبدیل به غبطه خوردن و انگشت حسرت گزیدن میکند.
این نوع سرمایه
داری است که مصلحت را آنچنان فربه میکند
که حاضر است با «خوداجتهادی» و در هر زمانی به قاعده «اکل میته» با آمریکا هم پای
میز مذاکره بنشیند.»

از این‏جا مشخص می‏شود که نگارنده ارجمند احتمالاً با آقای
هاشمی و حزب کارگزاران محاکات می‏ کرده است. اما آقای هاشمی طرفدار سرمایه‏ داری
(سرمایه‏ سالاری لیبرال) به معنای دقیق آن است که اتفاقاً در ایران ریشه نداشته
است. به همین دلیل منتقدان، دوران سازندگی، را به تاچریسم تحویل و تأویل می‏ کنند.
و طبیعتاً پایان شبه‏ سوسیالیسم و تاچریسم، نئولیبرالیسم را به عنوان نقطه اتصال
تمام مدرنیست‏ها مطرح می‏ سازد

و البته ما درباره میزان و اصل صحت و سقم «بیامو
۲۰۰ میلیون تومانی …، … کت شلوار برنددار یک میلیون تومانی
…، … عطر
۵۰۰ هزار تومانی …، … طلا و چادر همسر و یا همسران …، …
برگزاری عروسی در دُبی …، … چارتر هواپیما …، …  موسیقی مجاز …،
… سفر
های سالیانه مکه و مدینه و آنتالیا … و …
 آپارتمان زعفرانیه
اش با متری ۱۱
میلیون تومان، با استخر معلق و آشپزخانه مرکزی و باغ پرندگان» نظری نمی‏دهیم.

در یک جمع ‏بندی کلی باید گفت، مهم‏ترین عامل بروز اغتشاش در
اقتصاد و درک اقتصادی- اجتماعی جامعه ایران، فهم نادقیق اقتصاد مدرن (اعم از
سرمایه‏ سالاری‏های لیبرالیستی، سوسیالیستی و فاشیستی) و اقتصاد سنتی است که منجر
به فهم «عدالت خواهی» با کلیشه‏ های سوسیالیستی و فهم «جریان بازار سنتی» با دست نامرئی[9] بازار مورد نظر آدام اسمیت[10]
شده است.

غرض، تفکیک «جریان مذهبی و ریشه‏ دار بازار سنتی» از «جریان
نوکیسه و بی‏ ریش و ریشه‏ ی دست پنهان بازار» و تفکیک «اقتصاد مردمی و مردمی‏ سازی»
از «اقتصاد خصوصی و خصوصی یا شخصی‏ سازی» بود که در هر سه دوره سازندگی، اصلاحات و
مهرورزی مورد بی‏ مهری قرار گرفتند و سرنوشت تولید ملی را به این‏جا رساندند که
می‏ بینیم.

با عرض سلام و ادب مجدد خدمت خوانندگان محترم؛ چند نکته ‏ای را
به استحضار می‏ رسانم:

۱- باید عرض کنم رئیس اصناف کل کشور آقای قـــاسم نوده فراهانی
هستند و بنده صرفاً نسبت دوری با ایشان دارم و از مواضع و دانش اقتصادی‏شان اطلاعی
ندارم.
۲- بنده نگران متهم شدن به حمایت از اشرافیت بودم و شاید از این
جهت در علمی ‏نویسی افراط کرده باشم که عذرخواهی می‏کنم.
۳- درک تفاوت و نسبت شقوق سرمایه‏ سالاری و سرمایه‏ سالاری
لیبرال- که اجمالاً سرمایه ‏داری نامیده می‏شود- کار دشوار و پیچیده‏ای است و
نباید آن را به حساب دشوارنویسی بنده گذاشت.
۴- اشاره به موقعیت «سرمایه‏ سالاری» در ادبیات جامعه‏ شناسی در
شرایط کنونی علم اقتصاد در جامعه ما- که صرفاً اقتصاد را یک تکنیک می‏داند و به
همین دلیل اقدام به تأسیس دانشکده اقتصاد در دانشگاه شریف می‏کند- یک ضرورت است.
۵- نه تنها متنی که مفاهیم را بصورت مخدوش و غیرصحیح به کار
می‏برد ضرورتاً بومی یا ایرانی- اسلامی نیست؛ بلکه به عنوان مثال، عدم ادراک تفاوت
«العلم سلطان» و «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» با گزاره‏ای همچون
Knowledge is Power در ۱۵۰ سال گذشته عامل بسیاری عقب‏م اندگی‏های جامعه ایران بوده است.
۶- فهم دانش غربی مهم‏ترین راه شناخت آسیب‏ها و نقاط ضعف آن؛ و در
نتیجه بهترین راه گذار از آن به سوی علم بومی است.
۷- در طی سالیان گذشته نه تنها «ساده ‏سازی مباحث عمیق» به اصلاح
امور کمکی نکرده است بلکه تا حدودی سبب ناامیدی و نگرانی مردم شده است. چرا که
مردم با خود می‏ اندیشند اگر چنانچه راه حل مسائل به آسانی سخنرانی‏های ایام
تبلیغات انتخاباتی است پس لاجرم فساد مدیران عامل بروز و تداوم مشکلات است. حال
آن‏که به هیچ وجه چنین نیست. نه این‏ که در میان مدیران فساد نیست، فساد هست اما
پیچیدگی مسائل و نبود راه حل ‏های قطعی و معجزه ‏آسا یک اصل کلیدی است. شاید تنها
جمله صادقانه اوباما در طی دوران ریاست‏جمهوری‏اش جمله‏ای بود که خطاب به مردم
امریکا گفت: «بحران اقتصادی امریکا راه حل ساده و معجزه ‏آمیزی ندارد»
۸- کمک به فهم پیچیدگی مسائل اقتصادی و ارتباط اقتصاد، فرهنگ،
اجتماع و سیاست، مهم‏ترین راه حل مسائل اقتصادی جامعه ماست. با سیاست‏های فرهنگی-
اجتماعی لیبرال و با کمک روشنفکران سکولار، نمی‏توان اقتصادی بدون ربا و سیاستی خدامحور
و تکلیف‏گرا داشت.
۹- در سالیان گذشته به صرف موافقت اسلام با عدالت اجتماعی،
سیاست‏ های سوسیالیستی مورد حمایت برخی بزرگان نظام قرار گرفت. و پس از فروپاشی
شوروی سابق، موافقت اسلام با مالکیت خصوصی، سند حمایت از سرمایه‏ سالاری لیبرال
گشت و در هر دو دوره به عدالت اسلامی و بازار سنتی اتهامات ناروا وارد آمد.
۱۰- عدم قضاوت بنده درباره اموال چنین و چنانِ نوکیسه‏ گان حامی
سرمایه‏ سالاری لیبرال دو دلیل عمده دارد:
۱- بنده
از چنین مواردی- که بیان‏شان نیاز به پاسخگویی در دادگاه جمهوری اسلامی و سپس
دادگاه عدل الهی دارد- اطلاع دقیق ندارم.
۲- در
برابر آثار و تبعات اجتماعی- فرهنگی چنین سیاست ‏هایی، چنان ریخت و پاش‏ هایی محلی
از اعراب ندارد. به عبارت دیگر، چند فقره ریخت و پاش و یا حتی اختلاس در برابر
ایجاد انحراف در خط اسلام ناب، جرم چشم‏گیری نیست.
۱۱- در پایان و برای تبیین بهتر تفکیک غیرمنطقی مطالعات اقتصادی از
مطالعات فرهنگی- اجتماعی در ایران، نظر مخاطبان را به معرفی «آنتونی گیدنز» در
آغاز کتاب «راه سوم؛ بازسازی سوسیال‏ دموکراسی» دعوت می‏نمایم:
آنتونی گیدنز، جامعه‏شناس انگلیسی […] است که از سال
۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ عهده‏دار ریاست دانشکده اقتصاد لندن
[…] بود. او همچنین مشاور تونی بلر نخست‏وزیر انگلستان می‏باشد و در واقع رویکرد
سیاسی «راه سوم» گیدنز، هدایت‏کننده فکری و خط‏ مشی سیاسی- اقتصادی تونی بلر و (و
نیز بیل کلینتون) بوده است. […] گیدنز پس از جان مینار کینز معروف‏ترین جامعه‏
شناس انگلیسی توصیف شده است.

پی نوشت:

[1] سوره مبارکه فرقان، آیه 63.

[2] Capitalism

[3] Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism

[4] Max Weber

[5] این اثر ابتدا به صورت یک مقاله دو قسمتی در آرشیو علوم
اجتماعی و سیاست اجتماعی که وبر از سردبیرانش بود منتشر شد و بلافاصله بحث های
زیادی را در محافل آکادمیک برانگیخت.

[6] International Sociological Association

[7]  زرشناس؛ شهریار، واژه‏نامه فرهنگی- سیاسی، تهران، کتاب
صبح، بهار 1383

[8] نگاه کنید به: همیلتون؛ ملکم، جامعهشناسی دین،
ترجمه محسن ثلاثی، ویرایش اول، چاپ دوم، تهران، نشر ثالث، ١٣٨٩

[9] Invisible hand

[10] Adam Smith

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه