نقد گزنده مصرف گرایی: نگاهی به کتاب «نظریه طبقه تن آسان» و آراء انتقادی وبلن

زمان انتشار: ۱۸:۱۸ ۱۳۹۰/۱۲/۱۲

وبلن معتقد است، در طبقه تن آسا یکی از مهمترین معیارهای مصرف متظاهرانه، گرانی آن است و فایده مصرف کالا از لحاظ ارزش زیبایی شناختی، به گرانبهایی آن وابسته است. در اثر نفوذ این نگاه و رواج فرهنگ طبقه تن آسا، معیارهای زیباشناسی با گرانبهایی در هم آمیخته اند.

طبقه تن آسا واژه ایست که دانشجویان رشته های علوم اجتماعی و یا
حتی گونه های مختلف مردم آن را شنیده اند. این نام برای اولین بار توسط تورشتاین
وبلن، اندیشمند نروژی مطرح شد. طبقه تن آسا (یا آنگونه که مترجم کتاب لیوئیس کوزر
با تعبیر “طبقه تن آسان” یاد می کند و اشتباها به طبقه مرفه هم ترجمه می
شود) به طبقه ای گفته می شود که افراد آن فعالیتی غیر مولد دارند. عده ای، وبلن را
منتقد طبقه تن آسا نمی دانند و وی را یکی از نظریه پردازان در مورد این طبقه نام
نهاده اند، ولی آنچه که بیان است، تعریف ویژه و کاملی است که وبلن از این قشر کرده
است. وبلن گناه طبقه مرفه را مصرف همراه با اسراف می دانست و برای فهم بیشتر این
حقیقت واژه های مصرف متظاهرانه و فراغت متظاهرانه را به کار برد. وبلن مصرف
متظاهرانه را به خرید هایی می گوید که مردم برای چشم هم چشمی و نمایش آنها به
دوستان و اقوام انجام می دهند در واقع خریدهایی که عدم وجود آنها اثری در ادامه حیات
انسان نداشته باشد. در مثال امروزی مصرف متظاهرانه بهتر می توانیم نگاهی به اطراف
خود بیاندازیم و نشانه های اسراف را ببینیم، از خرید تلویزیونهای خانگی بزرگ و ال
ای دی و یا لوستر های گرانقیمت پر مصرف و یا تعویض پر ضرر جواهرات خانمها و…

همچنین نیکسن و فری مصرف متظاهرانه را این چنین توصیف می کنند:
«نمایش عمومی مایملک، شیوه زندگی و رفتار به گونه ای که وضعیت مرفه، متظاهرانه به
دیگران فهمانده می شود و این به قصد برانگیختن رشک دیگران انجام می شود».

وبلن و خط فکری آزار دهنده اش

تورستین بوند وبلن، جامعه شناس، اقتصاددان و منتقد اجتماعی در
سال ۱۸۵۷ در مزرعه ای دور افتاده در ایالت ویسکانسین زاده شد. پدر و مادرش در سال
۱۸۴۷ از یکی از روستاهای نروژ به ایالات متحده آمریکا کوچ کرده بودند. تفاوت ها و
تمایزهای فرهنگی بین کوچندگان نروژی با یانکی های مرفه آمریکایی، ایجاد فاصله
اجتماعی کرده بود به طوری که خانواده وبلن تماس بسیار کمی با مردم و فرهنگ جامعه میزبان
داشت.

وبلن پس از دوره
دبیرستان، در رشته فلسفه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۸۸۴ درجه دکترای خود را از
دانشگاه ییل دریافت کرد. اما چون نتوانست کاری پیدا کند دوباره به تحصیلات دانشگاهی
روی آورد و در سال ۱۸۹۱ به عنوان دانشجوی مقطع دکترا در رشته اقتصاد زیر نظر
پروفسور لافلین در دانشگاه کرنل ثبت نام کرد و مشغول تحصیل شد. لافلین پس از این
که به دانشگاه شیکاگو منتقل شد، وبلن را با خود به آن دانشگاه برد و در آن جا
مشغول کار شد. وبلن ۱۴ سال از حمایت لافلین برخوردار بود ولی پس از دانشگاه شیکاگو،
به دانشگاه استنفورد رفت (از سال ۱۹۰۹ ۱۹۰۶) سپس یکی، دو سالی بیکار بود تا در
دانشگاه میسوری کاری پیدا کرد و هفت سال در آن جا بود. پس از آن برای مدت کوتاهی
در دانشکده نوین تحقیقات اجتماعی نیویورک تدریس کرد و در سال ۱۹۲۶ بازنشسته شد و
سرانجام به کالیفرنیا رفت و سه سال بعد در گمنامی و تنگدستی چشم از جهان فرو بست.

نسل وبلن به دلیل مهاجر بودن و نیز بر اثر شرایط اجتماعی فضای
زندگی، نسلی کنار زده، پس افتاده و به اصطلاح دیگر جامعه شناس مهاجر، عذرا پارک،
«انسان حاشیه نشین» بوده و جامعه میزبان به سختی آن ها را می پذیرفت. سی.رایت میلز،
جامعه شناس نقاد و ژرف بین آمریکایی (که برخلاف وبلن و کوزر، مهاجر نبود ولی او هم
به گونه ای دیگر حاشیه نشین نظام قدرت بود) در مقدمه ای بر چاپ کتاب نظریه طبقه تن
آسا می نویسد: «تورستین وبلن برجسته ترین نویسنده ای است که آمریکا را به نقد کشیده
و نیز در آمریکا پرورده شده است. زبان او، بخشی از زبان متداول هر آمریکایی باسواد
است. آثار او نمایان ترین سهمی که یک آمریکایی می تواند داشته باشد، در بررسی
جامعه آمریکایی داشته است؛ سبک وی که او را به عنوان تنها نویسنده طنز پرداز در میان
دانشمندان اجتماعی معاصر معرفی می کند، سبک جاافتاده رایج در جامعه ای است که او
آن را تشریح کرده است.»

نظریه طبقه تن آسان و تکامل تفکر انتقادی وبلن

وبلن رفتار انسان را بر پایه غریزه ها و عادت ها و فرآیندهای
اجتماعی را بر پایه نظریه پس افتادگی فرهنگی و نهادگرایی اجتماعی تجزیه و تحلیل می
کرد. وبلن را بنیانگذار مکتب نهادگرایی اقتصادی دانسته اند، هر چند او هیچ گاه
نهادهای اجتماعی را به طور منظم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار نداده است و بدون
تامل جامعه شناختی، دیرپا ترین الگوهای «رسم و عادت» را به منزله نهادهای اجتماعی
شناخته و بر همین اساس عنوان هایی مانند «الگوهای چشم و همچشمی»، «الگوهای مصرف تظاهری»،
«الگوهای حفظ یکپارچگی ملی» یا «الگوهای حفظ نظام قیمت ها» را به منزله نهادهای
اجتماعی مورد بحث قرار داده است. به استدلال وبلن، عادت ها یا نهادهای اجتماعی
برخلاف غرایز، هیچ کدام جهتی به سوی خیرخواهی و بهبود ندارند. او باور داشت که
نهادهای اجتماعی دارای سه نمود مشترک هستند: همه یغماگرانه اند؛ ضایع کردن کالا و
خدمات را توجیه می کنند و از زمان های گذشته باقی مانده اند.

وبلن روند تکامل اجتماعی را به دو مرحله گسترده تقسیم می کند:
دوره «زندگی توحش» پیش از تاریخ و «جامعه یغماگری» یا دوران تاریخ. او پس از توصیف
کلی از مرحله نخست که با بحث های گوردن چایلد ولزلی وایت هماهنگی دارد، به تحلیل
مرحله دوم می پردازد. به نظر او جامعه یغماگری به دو بخش تقسیم می شود: دوره بربریت،
که در آن قدرت مسلط به طور عمده در دست کارگزاران نظامی و مذهبی است و دوره پول
مداری، یعنی دوران پس از رنسانس و شکل گیری نظام سرمایه داری که در آن، بهره کشی
با روش های نیمه صلح آمیز یا ظاهرا صلح آمیز صورت می گیرد. چنین به نظر می رسد که
وبلن جامعه پول مداری یا در واقع سرمایه داری را نیز به دو دوره تقسیم می کند: دوره
صنعتگری (مرحله آغازین نوگرایی جوامع غربی) و دوره ماشینی (قرن های ۱۹ و ۲۰). با
وجود این، وبلن هم مانند برخی متفکران نظریه اقتصادی (مکتب فرانکفورت) که چند
دهسالی پس از وبلن شکل گرفت، از به کار بردن بربریت غمدرنف برای نظام سرمایه داری
زمان خودش ابایی ندارد هرچند که این را هم در روشی طنز آمیز پیش می گیرد.

وبلن تضاد بین «بازرگانی» و «صنعت» (یا تولید) را محور تحلیل
خود از جامعه دوران ماشینی قرار داده و با زبانی طنزآمیز (خاص خودش) و غیرجدی، این
دوران را مورد نقادی قرار می دهد. گالبرایت می نویسد، وبلن ملاحظات اجتماعی و
مراسم و آیین های بورژوازی صنعتی را با مهارت بسیار به استهزا می کشد. به نظر
وبلن، در سرمایه داری آمریکا بین بازرگانی و صنعت، بین مالکیت و تکنولوژی و مشاغل
مالی و تولیدی (صنعتی) یعنی بین آنهایی که سرمایه می اندوزند و آن هایی که کالا می
سازند و نیز بین کارورزی و سوداگری، تضاد اجتناب ناپذیر وجود دارد. بر این شرایط و
این نظام، طبقه تن آسا حکومت می کند، یعنی طبقه ای که به گفته خود وبلن «در کنار»
بخش مولد جامعه زیست می کند نه در «داخل» آن. این طبقه که گاهی هم وبلن به صورت
نهاد طبقه تن آسا از آن نام می برد نه فقط جمعیت زیر سلطه خویش را مورد بهره کشی
قرار می دهد، بلکه با کنترل نظام قیمت ها در جهت منافع خود، بر جریان رشد فنون
صنعتی و به پیشرفت تولید آسیب زده و به توسعه تکاملی بشر زیان می رساند.

معروف ترین اثر وبلن «نظریه طبقه تن آسا» است که نخستین کتاب
اوست و تنها کتاب او که در زمان حیات او مورد توجه قرار گرفت و باعث شهرت وبلن شد.
دکتر «فرهنگ ارشاد»، مترجم کتاب، طبقه تن آسا را از منظر وبلن، اینگونه تعریف می
کند:

«پرهیز
از کار تولیدی و بدنی، آسایش متظاهرانه، گرایش به محافظه کاری برای محترم جلوه
دادن خود و گرایش به مشاغل مالی، گرایش به نشان دادن اصل و نسب، دیرینگی و خوی
رقابت و یغماگری از دیگر نشانه های مشخص منزلتی و اعتباری طبقه بالا و مرفه جامعه
است. این طبقه همراه با روش های رقابت آمیز، به منظور بالا بردن اعتبار، حیثیت و
منزلت خود همواره با مصرف، ضایع کردن با اسراف و خودنمایی متظاهرانه به نمایش
افتخارات خود سرگرم هستند تا دیگران را در میدان مبارزه به زانو در آورند… مصرف
متظاهرانه و آسایش متظاهرانه نشانه تنبلی و بی کارگی طبقه تن آسا نیست، بلکه در
این موقعیت، زمان، مصرف می شود بدون اینکه کار تولیدی صورت گیرد. اسراف متظاهرانه
که هنجار مصرف این طبقه است به صورت عریان و انگیزه ای آشکار خودش را نشان نمی دهد
بلکه به عنوان پوشش ارزش های دیگر توجیه می شود. مثلا اعضای این طبقه پوشیدن لباس
های گرانبها را پیروی از آداب و آراستگی می دانند.

وبلن معتقد است در طبقه تن آسا یکی از مهمترین معیارهای مصرف
متظاهرانه، گرانبهایی آن است و فایده مصرف کالا از لحاظ ارزش زیبایی شناختی، به
گرانبهایی آن وابسته است. در اثر نفوذ این نگاه و رواج فرهنگ طبقه تن آسا،
معیارهای زیباشناسی با گرانبهایی در هم آمیخته اند. بهترین نمونه این آمیزش، در لباس
پوشیدن خودش را نشان می دهد. وبلن معتقد است شیک پوشی صرفا پیروی از مد است. این
امر با پرهیز از کارهای دشوار امکان پذیر می شود، نشانه تفاخر است و به قدری
تاثیرگذار است که هر چه مد و گران است، زیبا به نظر می رسد. اما چند سال بعد، آن
مد دیگر زیبا نیست و بیشتر اوقات خنده دار هم به نظر می رسد. به نظر وبلن معیارهای
اصیل زیباشناسی وجود دارد ولی این طبقه تن آساست که این معیارها را مغلوب معیارهای
مالی کرده است.

وبلن در خصوص ضایع کردن متظاهرانه کالا، زمان و نیرو معتقد است:
«هر شکل مصرفی که شخص بر می گزیند، برایش سودمند است. چشم هم چشمی، سودی است که در
حقیقت مایه و زیربنای اسراف متظاهرانه می شود و اعضای طبقه تن آسا برای حفظ و
اعتلای منزلت خود به آن رو می آورند.»

مترجم همچنین درباره مصرف نیابتی و آسایش نیابتی در نظریات وبلن
می گوید: «از آنجا که کلیه ساعات طبقه مرفه با مردم نمی گذرد تا بتوانند مصرف
متظاهرانه و اسراف متظاهرانه خود را به نمایش بگذارند، از این رو افرادی، مثل همسر
یا فرزندان آنان هستند که به جای آنها مصرف می کنند و تفاخرشان در داشتن خیل
خدمتگزاران با لباس های خاص، زیورآلات همراهشان و … است.»

بخش جالبی از مباحث کتاب به زنان و به طور خاص به لباس و پوشش
زنان اختصاص می بابد که وبلن این مسئله را در یک مقاله جداگانه با عنوان “نظریه
اقتصادی لباس بانوان” هم بسیار شیوا بیان کرده است: “این گونه نیست که
کسانی که این کالاهای مسرفانه را می پوشند یا می خرند، اسراف و تبذیر را مد نظر
داشته باشند، آنها می خواهند توانایی شان برای پرداخت پول را آشکار سازند؛ درواقع
مطلوب آن چیزی نیست که اسراف می شود، نیست، بلکه ظاهر و جلوه اسراف، مطلوب است”
و “همین که قیمت آنها به حدی کاهش می یابد که به دیگر مصرف آنها در درجه اول،
شاهدی بر توانایی فوق العاده ای در پرداخت پول نباشد. این کالاها دیگر مورد توجه
نخواهند بود و مصرف، متوجه کالاهایی می شود که به گونه ای با کفایت تر، آشکار
سازنده توانایی پرداخت ِ هزینه مصرف ِ اسراف گونه برای کسی باشد که آن را بر تن نموده
است. این واقعیت که هدف مطلوب، اسراف نیست بلکه نمایش اسراف است؛ به اصلی شبه
اقتصادی در استفاده از مواد (قماش) بدل می گردد” و در یک کلام: “مطلوب
آن چیزی نیست که اسراف می شود؛ بلکه ظاهر و جلوه اسراف مطلوب است”.

نسبت نقد وبلنی با جامعه ما

وبلن کتاب نظریه طیقه مرفه را در آخرین سال قرن نوزدهم میلادی
نوشته و در آن به بررسی موقعیت طبقه متوسط آمریکایی که آنان را «تن آسا» می خواند
پرداخته است.
به
زعم او،

تن آسا، انسانی
است که از کار تولیدی دوری می گزیند، آن را حقیر شمرده و تنها در کنار بخش مولد
زندگی می کند و گاهی حتی برای حفظ منافع خود به امر تولید هم آسیب می رساند. یکی
از نقادان کتاب نظریه طبقه تن آسا که نقاط قوت و ضعف کتاب را مورد بحث قرار داده،
گفته خود را با این نکته آغاز می کند که گرچه نظریه طبقه تن آسا در آخرین سال قرن
نوزدهم (۱۸۹۹) منتشر شده، ولی در واقع کتابی متعلق به قرن بیستم است. زیرا وبلن
افکاری را که در این اثر مطرح کرده، در کتاب ها و آثار بعدی خود که تا ۳۰ سال پس
از نوشتن کتاب، ارایه داده و منتشر کرده، مورد توجه و تجزیه و تحلیل گسترده قرار
داده است.

به نظر وبلن خصیصه تن آسایی و مصرف و ضایع کردن متظاهرانه تا
امروز ادامه دارد. به طوری که حتی در طبقه متوسط و لایه های پایینی نیز رسوخ کرده
است و با وجودی که مردان این طبقات نمی توانند از کار مولد و پرمشقت دوری کنند ولی
برخی نمودهای بسیار جزیی از تظاهرات مصرف و اسراف متظاهرانه در زنان و خانواده
آنها دیده می شود…. به هر حال اکنون هم در جوامع امروزی به ویژه صنعتی، توانایی
مالی مهمترین عامل شهرت و اعتبار است که آن را به نمایش می گذارند. به طوری که
مردم فقیرنشین و در حاشیه هم برای کسب منزلت به آن رو آورده اند، مثلا در قالب
پوشش لباس، آرایش منزل و ..

آنچه که در اینجا جالب می نماید، آنست که امریکای مد نظر او پس
از گذشت یک قرن کاملا شبیه کشور ما می نماید و اگر شاردن فرانسوی در عهد صفویه در
توصیف ایرانیان می گفت که ایرانیان ملتی دلال اند و دوست دارند تا چیزی را بخرند و
گران تر بفروشند، هم اکنون هم همان صفات و ویژگی های ذاتی به قوت خود باقی است با
این تفاوت که جهان سومی بودن، بیشتر از گذشته از سر و روی این ملت می بارد و مصرف
گرایی مهمترین ویژگی ملتی است که می کوشد خود را در حال توسعه نشان دهد.

وبلن در کتاب نظریه طبقه تن آسا، پس از آنکه در مقدمه ای نسبتا
طولانی، طبقه تن آسان را  معرفی می کند، از
سیزده نمود مختلف از این طبقه سخن می گوید. با همان توصیفات وبلن از امریکای صد
سال پیش یعنی مولفه های “چشم و هم چشمی مالی”، “تظاهر به تن
آسانی”، “مصرف تظاهری”، “معیارهای مالی منحط در زندگی”،
“ذوق و سلیقه”، “پوشش خاص توانگران”، “کناره گیری از کار
تولیدی و محافظه کاری” و “حفظ این صفات دیرینه از عهد فئودالی
تاکنون” که به تعبیر او “بقایای زورمندی دنیای بربریت” هستند،
“باور عمومی به بخت و اقبال”، “رعایت امور دینی به عنوان یک نماد
از این طبقه”، “دیگر علایق رشک برانگیزشان” و در نهایت “آموزش
عالی به عنوان نمودی از فرهنگ پول مداری” می توان به نقد جامعه ایران پرداخت
که با توجه به آنکه در این سالها که بر آن شده ایم تا الگوی مصرف ملی مان را اصلاح
کنیم، بیشتر مهم می نماید.

در جامعه امروز ایران مسئله ای که به عینه مشخص است اوج رفتار
مصرف متظاهرانه است در جامعه امروز اتومبیل هر شخص نشانگر شخصیت او شده است، داشتن
خانه گرانقیمت در بهترین نقطه هر شهر نشانه شخصیت هر فرد است و …

ولی وبلن اعتقاد دارد که طبقه مرفه جامعه از امتیازاتی که جامعه
در اختیار آن گذاشته اند استفاده بهینه نمی کند و این مصرف متظاهرانه همراه با
اتلاف وقت، از بین بردن انرژی و هدر رفتن پول است که همه اینها را قشر مرفه فدای
کسب عزت نفس از راه خرید متظاهرانه می کند…

وبلن در ادامه بحث طبقه تن آسا به فراغت متظاهرانه نیز اشاره می
کند که رابطه نزدیکی با مصرف متظاهرانه دارد واهداف این نوع فراغت نیز کسب عزت نفس
و برانگیختن رشک دیگران می باشد.
وبلن
به بعضی از این نوع فراغت ها اشاره می کند: اسب سواری، دانستن زبانهای مرده، سگ
دوانی، ورزشهای گرانقیمت مثل اسکی و گلف و…

وبلن پیامد مصرف و فراغت متظاهرانه را اتلاف سرمایه می داند و
هم چنین عقیده دارد که این نوع روشها تبدیل به یک نوع عادت شده اند و عادات ذهنی
مشخصه های ویژه ای دارند که یکی از آنها اینست که در نبود شرایط مالی قشر مرفه در
مقابل خواسته هایشان پافشاری می کنند و مدت ها سرسختی نشان می دهند.

البته از میان این موارد، هفت نمود نخست آن – شامل: “چشم
همچشمی مالی”، “تظاهر به تن آسایی”، “مصرف تظاهری”،
“معیارهای مالی در زندگی”، “معیارهای مالی ذوق و سلیقه”،
“لباس به عنوان نمودی از فرهنگ توانگری” و “از کار تولیدی کناره
گرفتن و محافظه کاری”- مستقیما در تحلیل های اقتصادی- اجتماعی ما از جامعه
مصرف گرا و غیر مولد جا می گیرند. البته موارد دیگر هم بی ارتباط با موضوع نیستند،
هر چند در اینجا او بیشتر وارد تحلیل های تارخی و قوم شناسانه (و به تعبیر عده ای
انسان شناسانه) می شود که چندان مد نظر ما نیست. با این حال رد پای طبقه تن آسان و
غیر مولد و مصرف گرا در تمام مسائل جامعه از قبیل مذهب و آموزش و پرورش می توان
یافت. به همین دلیل نمود سیزدهم کتاب، نقد “آموزش عالی به عنوان نمودی از
فرهنگ پول مداری” است. چنانکه او می گوید: «برای آنکه شیوه های فکری مناسب
(برای نگرش اقتصادی جامعه مصرف گرا و غیر مولد) در ذهن نسل جوان حفظ شوند، افکار
عمومی جامعه، هماهنگ با شیوه معتبر زندگی، یک انتظام مدرسی (اسکولاستیک)
Scholastic را تصویب و تجویز
می کند. شیوه های فکری که با راهنمایی معلم ها و سنت های مدرسی شکل پیدا می کنند،
دارای ارزش اقتصادی ویژه خود هستند و کارایی و سودمندی فردی را تحت تاثیر قرار می
دهند.» در اینجا او از واژه مدرسی یا اسکولاستیک به عنوان هسته اصلی آموزش عالی و
موسسات آکادمیک با منظوری خاص استفاده می کند. معمولا واژه اسکولاستیک، دوران
ایستایی ذهنی و انجماد فکری قرون وسطایی، استبداد حکومت کلیسای کاتولیک و مدارسی
که نیروی محافظه کار مناسب با این نظام را تربیت می کنند را به خاطر می آورد. چرا
که وبلن اصرار دارد که شکل گیری آموزش عالی بر این اساس و تحت نفوذ طبقه تن آسان و
ارزش های محافظه کارانه و مصرف گرای آن بوده است. او حتی عبارت کاملا شناخته شده
Higher education  را که در کشورهای انگلیسی زبان برای بحث درباره
ساز و کارهای آموزش پس از دبیرستان و بویژه آموزش دانشگاهی بکار می رود و در کشور
ما هم آموزش عالی ترجمه می شود، بگونه ای متفاوت و دو پهلو استفاده می کند. او از
این صفت عالی به روش همیشگی خود دو هدف دنبال می کند: نخست آموزش دانشگاهی و دوم
آموزشی که در سطح بالای جامعه پذیرفته شده است. با انطباق این دو معنی او می کوشد
تا نشان دهد که آموزش عالی با زندگی طبقه مرفه و تن آسان ارتباط پیدا می کند.

در تمام این مراحل او ضمن نکوهش طبقه مرفه و محافظه کاری که
مصرف گرایی و پوشش خاص و ظاهر فریب را پیشه کرده و تمامی جامعه، مذهب و  آموزش و پرورش را تحت الشعاع خود قرار داده و
بجای فعالیت تولیدی و صنعتی، صرافی گری و دلالی و فعالیت های مالی را در پیش گرفته
است و پول پرستی و مصرف گرایی مهمترین ویژگی اوست، آمریکای اواخر قرن نوزده و
اوایل قرن بیستم را به نقد می کشد. امریکایی که لااقل در بعد مصرف گرایی به ایران
قرن بیست و یکم بسیار شبیه می نماید.

 

منابع:

کتابها:

کوزر- لیوئیس، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن
ثلاثی، انتشارات علمی، چاپ سیزدهم، 1386

وبلن- تورستاین، نظریه طبقه تن آسا، ترجمه فرهنگ ارشاد، ویراست
و مقدمه چارلز رایت میلز، نشر نی، چاپ دوم، تهران 1386

مقالات و گزارش ها:

ارشاد- دکتر فرهنگ، الگوهای مصرف و طبقه تن آسا، روزنامه سرمایه،
مورخ ۲۱ فروردین ۱۳۸۷

ارشاد- دکتر فرهنگ، اسراف و مصرف متظاهرانه، نشانه های اعتبار
طبقه مرفه،
میراث خبر، مورخ 2 آبان 1383

پرنده- رادبه، نظریه طبقه تن آسا، وبلاگ تخصصی علوم اجتماعی،
مورخ 13 آذر 89، به نقل از: دیلینی- تیم، نظریات جامعه شناسی

نساجی- رضا، نظریه قشر فرهیخته ایران: دانشجویان بمثابه طبقه تن
آسان، بخش اول، جهان نیوز، مورخ 23 مهر 1390

وبلن- تورستین، نظریه اقتصادی لباس بانوان، ترجمه محمدرضا طاهری،
ماهنامه سوره، شماره 13
  

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه