نمایشی به نام علوم اجتماعی «هشت» دهه ای…

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۰:۵۴ ۱۳۹۴/۰۲/۱۹

همایش «هشت» دهه علوم اجتماعی در دانشگاه تهران، در حالی برگزار می شود که غیاب برخی اساتید برجسته ی جامعه شناسی، انسان شناسی، و همچنین ارتباطات، در این همایش کاملا محسوس است (کافی ست نگاهی به لیست سخرانان همایش بیندازید)؛ البته لابد دبیر همایش، جناب آقای دکتر اعتمادی فر، حضور عباس آخوندی، «وزیر راه و شهرسازی» را در این برنامه لازم تر و مرتبط تر دیده اند! وزیر «راه و شهرسازی» در همایش «هشت» دهه علوم اجتماعی!!؟ سوال همچنان باقی می ماند: از کدام علوم اجتماعی سخن می گوییم؟

این جا دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. جایی که اکنون دیگر همه دانشجویان از همه طیف ها به اسف­بار بودن وضعیت فعلی آن پی برده اند. چرا راه دوری برویم؟ کافی ست نگاهی به همایشی که این روزها تحت عنوان «هشت دهه علوم اجتماعی در دانشگاه تهران» برگزار می شود، بیندازیم. این عنوان، به تنهایی مسئله دار بودن فضای علوم اجتماعیِ مهمترین دانشگاه ایران را بازنمایی می کند. هشت دهه «علوم اجتماعی» در دانشگاه تهران؟؟!! «هشت» دهه علوم اجتماعی؟؟!! از چه سخن می گوییم؟ «علوم اجتماعی» به معنای رشته ی مصطلحی که امروز آن را به کار می بریم، هشت دهه پیش در دانشگاه تهران اصلا «وجود نداشت»! از چه سخن می گوییم؟ از «نزدیک به هیچ»؟؟

همایش «هشت» دهه علوم اجتماعی در دانشگاه تهران، در حالی برگزار می شود که غیاب برخی اساتید برجسته ی جامعه شناسی، انسان شناسی، و همچنین ارتباطات، در این همایش کاملا محسوس است (کافی ست نگاهی به لیست سخرانان همایش بیندازید)؛ البته لابد دبیر همایش، جناب آقای دکتر اعتمادی فر، حضور عباس آخوندی، «وزیر راه و شهرسازی» را در این برنامه لازم تر و مرتبط تر دیده اند! وزیر «راه و شهرسازی» در همایش «هشت» دهه علوم اجتماعی!!؟ سوال همچنان باقی می ماند: از کدام علوم اجتماعی سخن می گوییم؟

اما در ادامه، این برنامه با خاطره گویی های بزرگترها و عکس یادگاری گرفتن با آنها تمام نشد، بلکه روز اولش را به نحو «فلاکت» باری به پایان رساند تا تبدیل به آیینه ی تمام نمای وضع بحرانی علوم اجتماعی در دانشگاه تهران شود. آخرین بخش این نمایش، چیزی بود که آن را «ارائه مقالات دانشجویی» نام گذاری کرده بودند. با توجه به اینکه که این مقالاتِ «هشت» دهه ای، بعضا یادآور کنفرانس های کلاسی دوره ی کارشناسی بودند، می توان چنین گمان برد که در این قسمت بنا بر این بوده است که مخاطبان در یک نمایش رئال با آنچه در کلاس هایِ کنفرانسیِ دانشکده می گذرد، آشنا شوند. اما اگر چنین قصدی در میان نبوده است، جا دارد در اینجا از دبیر محترم این همایش، بپرسیم که چرا برای چنین برنامه ی گسترده ای که مدعی بررسی تاریخ رشته ی علوم اجتماعی در دانشگاه تهران است، اطلاع رسانی درستی در باب فراخوان مقالات صورت نگرفته است؟ اگر به هر دلیلی، پس از تغییر تاریخ همایش از آذر ماه به اردیبهشت، صلاح ندیده اند برای بخش مقالات دانشجویی فراخوان بدهند تا همه دانشجویان فرصت برابری در ارائه نظرات شان در اختیار داشته باشند، ممکن است توضیح بدهند که فرایند «انتخاب» و «داوری» این مقالات دقیقا به چه نحوی بوده است؟ اساسا این مقالات، داوری و ارزیابی علمی شده بودند؟! از داوری که بگذریم، آیا دبیر محترم جز عنوان مقالات! محتوای آنها را نیز بررسی کرده بودند؟ اگر این طور است، آیا ایشان می دانسته اند که قرار است در یکی از این ارائه ها، یکی از دوستانی که در دانشگاه تهران هم تحصیل نمی کنند، بطور علنی و با ذکر منبع! از روی «مقاله»! ی نشریه انجمن اسلامی یعنی «شمع» برای دانشجویان و اساتید سخن رانی کنند؟ چرا تقریبا سه مقاله، موضوعات کاملا همپوشانی را ارائه داده بودند؟ مگر موضوع این برنامه، بررسی آراء احسان نراقی و تاریخچه ی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی بوده است؟ از این گذشته، آیا به صورت کاملا «اتفاقی» دقیقا مقالات گروهی که دارای افکار مشخصا همسو با یکدیگر بوده، برای این همایش مجوز ارائه گرفته اند؟ آیا این موضوع، این شائبه را در اذهان ایجاد نمی کند که معاونت محترم فرهنگی دانشکده به طور «پروژه» ای، بخش مقالات دانشجویی را به یک گروه سپرده اند و امروز کار را تحویل گرفته اند؟!

پادشاه «هشت» دهه ای، امروز بدون لباس در انظار عمومی حاضر شد و فاجعه به حد کافی عیان هست …

کوتاه سخن اینکه علوم اجتماعی احتیاج به تحول و تحول خواهی دارد.. هرچند چنین چیزی برای «مدافعان محافظه کار» و پاسداران علوم اجتماعی «هشت» دهه ای گران باشد، این اتفاق، ناگزیر است؛ چون نه به افراد وابسته است و نه به یک رشته ی تازه تاسیس و نه به اراده ی قدرت سیاسی حاکم. این اتفاق ناگزیر است، دقیقا به این دلیل که در درون اجتماع علمی، اراده ای شکل گرفته است تا از بند درجا زدن و رکود فعلی، خود را رها کند، و جامعه شناسی را به پرسش بکشد تا به آن حیاتی دوباره و متفاوت بخشیده باشد.. جامعه شناسان محافظه کار چگونه می خواهند با برگزاری میتینگ های سیاسی و سخن رانی های تکراری، جلوی چنین اراده ای بایستند؟ چگونه می توانند با برچسب زنی های نو به نو شان، تفکر را تعطیل کنند؟ چنین اراده ای شکل گرفته است، دوستان! بهتر از بیش از آنکه به فکر حذف آن باشید، به دنبال شنیدن صدایش، از خواب برخیزید…

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه