در آستانه سالگرد درگذشت فیلسوف و عالم ربانی

نگاهی به انسان در اندیشه علامه جعفری (ره)

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۸:۳۲ ۱۳۹۲/۰۹/۵

اگر بخواهیم بدانیم که این دو گونه جامعه چه تفاوت‌هایی با هم دارند می‌توان به ملاک‌هایی که ایشان ارائه داده‌اند اشاره نمود. در این جا ما فقط دو ملاک اصلی و بنیادین ایشان را مطرح خواهیم کرد؛ یک تعقل سلیم و دو احساسات

علامه محمد تقی جعفری(ره) را بسیاری به عنوان یک فیلسوف در دوران معاصر می‌شناسند؛ نگارنده با این فرض مخالفتی ندارد اما شاید بتوان به نحو دیگری نیز به ابعاد اندیشه و تفکر ایشان توجه کرد. از این زاویه علامه محمد تقی جعفری یک نظریه‌پرداز است با یک نظریه منحصر به خود که دارای ابعاد و عناصر خاصی است که جنبه اجتماعی هم می تواند داشته باشد. در سالگرد درگذشت این نظریه‌پرداز معاصر نگاهی می‌کنیم به نظریه ایشان و به صورت مختصر برخی از اصول این نظریه را توضیح می‌دهیم.

علامه جعفری در آن طیف از نظریه‌پردازان قرار می‌گیرد که اصالت فرد را دستمایه ارائه نظریه خود قرار داده است. البته نمی‌توان به صورت قطع و یقین بیان نمود که ایشان این رویکرد را قبول کرده است ولی آن چه که میان عالمان شیعه در دوران معاصر وجود داشته است نوعی دوگانگی را نشان می‌دهد که اگر بخواهیم بر اساس ادبیات مغرب زمین به آن بپردازیم از همین اصطلاح اصالت فرد و اصالت جامعه می‌توان کمک گرفت.

اکثر عالمان و متفکران شیعه در دوران معاصر در پی تبیین وضعیت انسان در عالم بوده‌اند و سعی دارند در کتاب‌های خود پیرامون وظایف و مسئولیت‌های او سخن بگویند. حجم زیادی کتاب که با موضوع انسان‌شناسی نوشته شده است نشان دهنده همین نکته است. البته جای تأمل و نقد وجود دارد که آیا ما می‌توانیم از اصطلاح اصالت فرد در این مورد سخن به میان بیاوریم یا خیر؛ اما آنچه مشخص است این نکته می‌باشد که بیشتر بحث و ارائه نظر در میان متفکران معاصر شیعه بر روی حیات فردی انسان بوده است، حال چه ما آن را اصالت فرد بنماییم و چه عنوان انسان‌شناسی بر آن بگذاریم و چه عنوان‌های دیگری. با توجه به این مطلب علامه جعفری از جمله متفکرانی بوده است که در نحله انسان‌شناسانه قرار می‌گیرد و وقتی که می‌خواهد به جامعه نگاه کند آن را امر اعتباری و عرضی می‌داند.

علامه جعفری(ره) مانند بسیاری از متفکران کلاسیک، جامعه را به دو گونه می‌داند؛ جامعه و در بیان ایشان حیات طبیعی محض است و یا حیات و جامعه انسانی معقول است.

علامه جعفری در توضیح حیات طبیعی محض تعریفی خاص ارائه نداده‌اند، اما معتقد هستند که بیشتر نوع بشر در این سنخ از زندگی مشارکت جسته‌اند و حیات اکثریت بشر نوعی حیات طبیعی محض است ولی در تعریف حیات معقول می‌گویند: حيات آگاهانه‏اى كه نيروها و فعاليت‌هاى جبرى و جبرنماى زندگى طبيعى را با برخوردارى از رشد آزادى شكوفان در اختيار، در مسير هدف‌هاى تكاملى نسبى تنظيم نموده، شخصيت انسانى را كه تدريجاً در اين گذرگاه ساخته مى‏شود، وارد هدف اعلاى زندگى مي‌نمايد اين هدف اعلا شركت در آهنگ كلى هستى وابسته به كمال برين است(جعفری،1388).

 این تعریف واجد چند ویژگی است که مهم‌ترین آن بحث هدف اعلای زندگی است. علامه جعفری معتقد هستند که اصل و ریشه اختلاف بین حیات و زندگی طبیعی محض با حیات معقول در همین هدف‌مند بودن زندگی در حیات معقول است. با تعریفی که علامه جعفری در زمینه حیات معقول می‌نماید نشان می‌دهد ایجاد جامعه‌ای معقول بسیار سخت می‌نماید؛ زیرا انسان‌ها به عنوان سازندگان جامعه ابتدا باید نسبت به وضعیت موجود خود آگاهی به دست آوردند؛ یعنی بدانند که چگونه باید از سطح جبریات طبیعی زندگی که طبیعت به انسان تحمیل می‌نماید بگذرند و چگونه باید از جبریات که جامعه با سنت‌های خود به وجود آورده بگذرند؛ تازه در این مرحله که او از هر دو این عناصر سکون بخش بگذرد حالا باید بتواند به ارتقاء ظرفیت خود هدف را برگزیند که پاسخگوی زندگی مادی و فرامادی او باشد.

این هدفمندی می‌تواند بر اساس یک جهان طبیعی محض تعریف شود که البته چون سطحی است نمی‌توان معنا بخش ابعاد مختلف زندگی باشد و فقط یک سطح محدود زندگی و حیات را مشخص می‌نماید ولی اگر بر مبنای نظرگاه علامه جعفری، هدف اعلایی باشد آن وقت می‌تواند تمام شئون زندگی انسان را در بر بگیرد.

اما اگر بخواهیم بدانیم که این دو گونه جامعه چه تفاوت‌هایی با هم دارند می‌توان به ملاک‌هایی که ایشان ارائه داده‌اند اشاره نمود. در این جا ما فقط دو ملاک اصلی و بنیادین ایشان را مطرح خواهیم کرد. یکی از ملاک‌های ایشان بحث تعقل سلیم است. علامه جعفری معتقد است که نیروی فکری انسان دارای دو ساحت است؛ یکی ساحت عقل نظری و همان عقل جزء نگر و دیگر عقل عملی و همان عقل ابزاری. برای فهم بهتر این مفاهیم می‌توان تعریف تعقل سلیم را در این جا بیان کرد: تعقل را می‌توان انديشه در پرتو اصول و قوانين تثبيت شده براى وصول به مقاصد منظور دانست که شخصيت در فعاليت تعقلى، از كليات تجريد شده براى تطبيق بر موارد قضايا استفاده مى‏كند و چون درك قضاياى كلى مستلزم دريافت حقايق تجريدى است؛ لذا شخصيت در اين جريان نيز فعاليت فوق طبيعى انجام مى‏دهد(جعفري، 1384،ج24).

در عقل نظری انسان بحث‌های خود را به پیرامون امور کاملاً محض و نظری اختصاص می‌دهد و در مقابل عقل عملی به جهان پیرامون و قضایای آن توجه دارد و در جهت فهم آن حرکت می‌کند. اما فهم جهان خارجی بدون درک مفاهیم محض و نظری امکان‌پذیر نیست. از این رو در نظرگاه علامه جعفری نوعی همراهی و همکاری میان این دو باید اتفاق بیافتد تا شاهد ایجاد مفهوم تعقل سلیم باشیم. چرا که استفاده از هر یک دارای آسیب‌هایی است. بسیاری از اموری که امروزه در جهان علم سرانجام نیکویی ندارد ناشی از همین جدایی عقل نظری از عقل عملی است.

در کنار مفهوم تعقل سلیم می‌توان از احساسات نیز به عنوان مفهوم دوم در اندیشه علامه جعفری نام برد.

ایشان معتقد هستند که احساسات یک جریانی است که در مقابل تربیت و پرورش از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد. به این معنا که انسان به خودی خود دارای احساسات خام است؛ یعنی احساساتی که فرد در مواجه با اطراف به واسطه داشتن آن از خود واکنش نشان می‌دهد. اما مسئله این است که این نوع احساسات احساسات واکنشی است، تا فرد هر چیزی را می‌بیند، بلافاصله نسبت به آن از خود واکنش نشان می‌دهد. در مقابل احساسات تصعید شده در نظرگاه علامه جعفری وجود دارد که بر اساس آن فرد وقتی با محرکی برخورد می‌کند با واکنش همراه می‌شود اما واکنشی که پیش برنده است. برای مثل شما فرض بگیرد فردی بر اثر حمله با چاقو به قتل رسیده است. به صورت هم زمان دو فرد به این مقتول می‌رسند یکی با دیدن این جنازه شروع به داد و فریاد می‌کند و هم‌زمان بر سر صورت خود می‌زند نفر دوم که البته یک پلیس است هر چند از وقوع این قتل ناراحت است اما در صحنه جنایت به دنبال مدارک جرم است. اولی مصداق انسانی است با احساسات خام و دومی با احساسات تصعید شده. وقتی می‌گوییم احساسات تصعید شده پیش برنده است منظورمان این است که اگر مانند فرد اول فقط به صدا و فریاد بپردازیم و گریه کنیم هیچ گاه حق مقتول به عنوان مظلوم ستانده نمی‌شود و البته قاتل دستگیر نخواهد شد ولی اگر مانند نفر دوم احساسات ما را بر انگیزد تا بهتر به مسئله نگاه کنیم، آن گاه این احساس(دفاع از حق مظلوم در مقابل ظالم) موجب خواهد شد تا بتوانیم فردی را که این جنایت را مرتکب شده است شناسایی کنیم. این فاصله‌ای است که میان احساسات خام و احساسات تصعید شده وجود دارد.

این مطالبی که در این مختصر ارائه شد فقط بخش بسیار کوچکی از مطالبی است که پیرامون نظرگاه حیات معقول می‌توان ارائه داد زیرا دستگاه نظریه علامه جعفری دارای ساحت‌های و بحث‌ها و واژگان خاص به خود است که دارای تعاریف منحصر به خود نیز است و در دستگاه نظری ایشان دارای جایگاه خاصی در تحلیل و توضیح و تبیین می‌باشد. امید است که در آینده بتوان به نحو بسیار گسترده‌تری در این زمینه توضیح و تفسیر ارائه نمود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه