معرفی کتاب دکتر گیویان

نگاهی به رویکرد های جدید در مردم شناسی دینی

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

نویسنده کتاب: عبدالله گیویان

انتشارات: دانشگاه امام صادق علیه السلام

زمان: 1390

زمان انتشار: ۱۳:۴۹ ۱۳۹۲/۰۸/۱۴

افول سیطره طبیعت گرایی و نفی کارکرد گرایی توسط مشرب تفسیر گرا امری است که به اعتقاد نویسنده منجر به باز تعریف دین به عنوان جنبه ذاتی ومفهم معنا برای بشر شده که در آثار اندیشمندانی همچون کلیفورد گیرتز وپیتر برگر ظاهر گردیده است. در این اثار بیشتر به دین به همانند نظامی فرهنگی و نظمی معنا دار که بااستفاده از نمادها واقعیت ها را نمایان می سازد نگاه شده است. ویژگی مهم این نوع تفکر اولویت دادن به فرهنگ در برابر سازمان اجتماعی و خود مداری آن برای تحلیل مستقل از ساخت اجتماعی است.

کتاب “مردم شناسی اجتماعات دینی” ترجمه و تالیف دکتر عبدالله گیویان و منتشر شده توسط دانشگاه امام صادق (ع) ، شامل دو بخش مطالعات نظری وتجربی بوده  که هرکدام پنج مقاله  را به خود اختصاص داده اند. در پنج مقاله نخست که در سطح نظری و بیشتر با رویکرد معرفت شناختی به موضوع مردم شناسی دینی می پردازد علاوه بر تاریخ تحولات رویکرد های این دانش نقد ها و راهکارهایی جهت غنای این مطالعات مطرح می شود. سعی بر آن شده که چکیده ای از مقالات این کتاب طی دو ادداشت خدمت خوانندگان عزیزارائه گردد .

نویسنده محترم سخن آغازین را با نقد فضای حاکم بر مطالعات دین پژوهی متاثر پارادایم عصر روشنگری و بینش پوزیتیو محور در ساحت نظر که  به دنبال نفی قداست از هستی  شروع کرده در ادامه متذکر می گردد که علم این دوران با نظامهای دینی به مثابه رقیب نگاه کرده و بر خلاف ادعا ، خود به امر دنیوی شدن  (براساس فرآورده های دانشگاهی ) تقدسی بلا منازع داده است. بحث نوع نگاه دنیای مدرن به مقوله دین که نه ازباب شناخت برای کسب ایمان بلکه برای کنترل آن موضوعی است که  نویسنده تحت عنوان سوژگی دین برای انسان مدرن بدان می پردازد و در این بین به روند شکل گیری دین پژوهی به عنوان یک رشته علمی در دانشگاه ها اشاره کرده و اذعان داشته که در این روند مطالعات دینی نه به عنوان موجودیتی مستقل بلکه به عنوان یکی از فرآورده های علم الاجتماع به خصوص در اندیشه پدران عصر روشنگری ازجمله  کنت ، دورکهایم و مارکس ، تلقی گردید. تحقق پذیری بی تردید سکولاریزاسیون وکاهش نفوذ ادیان نهادی شده امری است که ناشی از فهم متاثر از تفکرات بزرگان علوم اجتماع برای دانشمندان این حوزه بوده و باعث گردیده نگاه ایشان به دین همچون امری تبعی و دست دوم باشد. از منظر پوزتیویست ها  طبیعت زیر ساخت اساسی و اصلی حیات بشری و نظریه تکامل مهمترین خصیصه مسیر حیات بشری فرض شده که ذیل آصول آن دین امری کهنه و راهی سنتی به شمار رفته که تحت جو حاکم مدرنیته به محاق خواهد رفت. از آنجا که پژوهشگران اجتماعی نمی توانستند نقش دین را در تحول پدیده های اجتماعی نادیده بگیرند با توجه به نگاه  غالب کارکردگرایانه حاکم در زمینه (context) اجتماعی ،دین تحلیلی در حد بازتابی از روابط تولیدی در نگاه مارکسیستی یا ساختار اجتماعی  از منظر دورکیمی، تلقی گردید. افول سیطره طبیعت گرایی و نفی  کارکرد گرایی توسط مشرب تفسیر گرا امری است که به اعتقاد نویسنده منجر به باز تعریف دین به عنوان جنبه ذاتی ومفهم معنا برای بشر شده که در آثار اندیشمندانی همچون کلیفورد گیرتز وپیتر برگر ظاهر گردیده است. در این اثار بیشتر به دین به همانند نظامی فرهنگی و نظمی معنا دار که بااستفاده از نمادها واقعیت ها را نمایان می سازد نگاه شده است. ویژگی مهم این نوع تفکر اولویت دادن به فرهنگ در برابر سازمان اجتماعی و خود مداری آن برای تحلیل مستقل از ساخت اجتماعی است.

در ادامه نویسنده با نقد سیطره نگاه های ساخت گرا در کشور های عقب نگاه داشته شده با ارجاع به اندیشمند هایی مانند کلیفورد گیرتز ،هدف خود را از ارائه این کتاب برهم زدن توهم این سیطره در کشور عنوان داشته تا به دین از منظر امری تبعی و رو به افول نگریسته نشود و برای آن نقشی تعیین کننده در تدارک معنا برای کنش های فردی و اجتماعی قائل شوند.

مقالات :

مقاله اول نوشته دیوید گلنر (David N.Gellner)  است که مقاله فصل اول کتاب “رویکردهای موجود در مطالعه دین ” که در سال  2004  منتشر شده که گلنر  در این مقاله به  مروری در توسعه رویکرد های مردم شناختی مطالعه دین و با اشاره به تحول موضوع مردم شناسی در طول زمان پرداخته است . او ضمن نقدنگاه تکامل گرا  در این مطالعات و تقسیم جوامع به بدوی و تکامل یافته برای اینکه انسان غربی خود را پیشرو قلمداد کند ، دیدگاههای جمیز فریزر در کتاب ” خوشه های زرین ” و امیل دورکیم در کتاب ” صور بنیادین حیات دینی ” رابه عنوان شاهد تحت تاثیر بودن  تفکر مردم شناسی  از اندیشه تکامل گرا به خوانندگان معرفی می کند . او سر آغاز شورش علیه این تفکر را در دو جریان مستقل یکی در ایالات متحده توسط یک المانی به عنوان فرانس بواس Franz Boas ) ) و دیگری در بریتانیا توسط یک لهستانی  به نام برانیسلاو مالینوفسکی  ) Bronislaw Malinowski) دانسته که هردو را متاثر از رشد روشهای میدانی در این نوع مطالعات دانسته .او در ادامه به تاثیر ماکس وبر بر مردم شناسی توسط کلیفورد گیرتز اشاره که آن را در تقابل با دیدگاه ساخت گرا – کارکرد گرا معرفی و اذعان می دارد که در این نوع نگاه تاکید بر این است که باید از منظر ی که مردم خود به پیرامون خود می نگرند به چیزها نگریست . اگر چه این گرایش در رشته های دیگر ممکن است روش پدیدار شناختی یا تفهمی نامیده شود لکن در مردم شناسی این نگاه دید گاهی تفسیر گرا خوانده می شودکه مهمترین نماینده ان کلیفورد کیرتز است.

گیرتز در کتاب معروف خود به عنوان  تفسیر فرهنگ ها Interpretation of Culture ) )منتشر شده در سال 1973 به شرح این دیدگاه پرداخته و رسما از جبهه کارکردگرایان ساختاری تالکوت پارسونز که خود تعلیم دیده آن بود دوری گزید. گلنر در ادامه به رویکرد های متفاوت مردم شناختی در مطالعه دین پرداخته و ضمن تاکید بر آرای گیرتز بر مردم شناسی نوین به رویکرد فمنیستی  اشاره می کند.

مقاله دوم نوشته دیوید سگال David Segal ) ) است که در آن به معرفی آرای گیرتز  به عنوان “ارجمند ترین مروج رویکرد تفسیری به دین و فرهنگ ، در مقابل رویکرد تبینی ” پرداخته است. بحث از نیاز داشتن انسان به معنای زندگی که به اندازه نیاز های زیستی فطری است شروع و با برطرف شدن این نیاز توسط جهان بینی  ادامه می یابد . به نظر گیرتز دین به خاطر خاستگاه جمعی داشتن است که می تواند منشاء اثر در جامعه باشدنه اینکه صرفا برآیندی از امور عینی باشد. گیرتز معتد است که “دین با درهم تنیدن اخلاق و جهان بینی به مجموعه ای از ارزشهای اجتماعی مشرو عیت می بخشدکه بسیار بدان محتاج است” سگال در بررسی آرای گیرتز معتقد است که او در کارهای اولیه اش بیشتر تحت تاثیر بینش کارکرد گرا است ولی در آرای متاخر چرخش او به نگاه تفسیر گرایی به وضوح قابل مشاهده است.که در اثار او در باره اسلام و تفسیر فرهنگ و یا دانش بومی بر تاثیر دین بر فرد و نه جامعه  توجه کرده است. گیرتز مطالعه مردم شناختی را دارای دو مرحله می داندو اول ،تحلیلی از نظام معانی متجسد در نماد هایی که دین را کارامد می کند و دوم ، ارتباط دادن این نظام ها به فرایندهای اجتماعی – ساختاری و روانشناختی .او عدم رضایت از اکثر مطالعات مردم شناختی معاصر در زمینه دین را ناشی از نادیده گرفتن مرحله اول می داند. او دین را همچون یک متن و کار مردم شناس را قرائت ان معرفی کرده که در آن بیش از آنکه به دنبال علت بگردیم به سمت معنا سوق پیدا می کنیم. او از تمرکز بر اسطوره ها پرهیز و بین نیت و رفتار فاصله نمی گذاردکه تقویت نگاه رابطه بین ارزشها و کنش هاست و از این طریق به سمت  مطالعه ایین متوجه شده و اهمیت ان را در ارائه الگو “از و برای” هستی می داند.او در پی این است که بفهمد یک گروه انسانی چگونه معنای هستی را زندگی می کند.سگال معتقد است که گیرتز “بیشتر از عقیده به عمل و یشتر از جهان بینی به اخلاق و بیشتر از اسطوره به ایین توجه دارد. در حالیکه اسطوره شیرازه جهان بینی است ،ایین آن جهان بینی را به عمل می آورد تا  یک اخلاق را بپردازد”

مقاله سوم این کتاب  نیز به  اهمیت بررسی آرای گیرتز  به قلم طلال اسد می پرداززد . “ساختار دین به عنوان یک مقوله مردم شناختی ” عنوان مقاله ای است که اسد در آن با بررسی  سیر تاریخی سکولاریزاسیون  دین  تحت نگاه تکامل گرایانه و چالشهای  پیش آمده برای این نگاه در قرن بیستم  می پردازد.سعی اسد در این مقاله این است که نشان دهد که داشتن  پش فرض جدایی دین از عرصه سیاست  یا دیگر فعالیتهای بشری  در فهم دین به طور کلی و اسلام به طور خاص صحیح دانسته شود. اسد با استفاده از تعریف گیرتز از نماد “به عنوان وسیله ای برای انتقال مفهوم ” سعی در تفکیک نماد از تجربه عملی است.او در ادامه به نوعی اغتشاش روش شناسانه در ارای گیرتز اشاره می کند و اذعان می دارد که این اغتشاش بیشتر در جایی رخ می دهد که گیرتز سعی دارد از ایین به عنوان تدبیری برای پیوند دادن ذهن و عین استفاده  کند. مدعی اصلی اسد در این مقاله این است که نمی توان دین را صرفا در طبایع دینی ،نمادها و ذهنیت های فرهنگی منحصر کرده و توجه به نهاد های اجتماعی  در تشکیل متش  های دینی را الزامی می داند. او تفکیک دو نوع فرآیند گفتمانی (اندیشه و عمل ) برای تمایز مشرب های های دینی و دنیوی را برخاسته از ثنویت گرایی موجود در متن فرهنگ غرب مدرن دانسته و در ادامه به تاثیر آرای کانت بر متفکران غرب مسیحی می پردازد و اظهار می دارد که “دین در گذشته مجموعه ای عینی ازقواعد عملی است که به فرآیندهای معینی از قدرت و دانش ضمیمه شده بود،تلقی می شد ولی امروزه به چیزی انتزاع شده و جهانی شده تبدیل شده است” فردی شدن دین در جهان امروز امری است که به عقیده اسد ریشه در تفکری دارد که دین را از جنس عقیده دانسته که موظف به پروردن نگرشی مثبت به مشکل بی نظمی است که کاملا با رویکرد سکولار و آرای روشنگری منطبق است. پذیرش و جانشین شدن فلسفه های بشری با همین کارکرد به جای دین در سایه بدوی و کودکانه دانستن شیوه  دین یکی از نتایجی است که اسد حاصل از شیوه تفکر روشنگری می داند. این فرو کاستن و حاشیه ای قلمداد کردن دین که در فردیت به ظهور رسیده از منظر اسد شبیه تفکرات مارکسی است که علی رغم کاذب دانستن آگاهی دینی و مغایرت آن با واقعیت ،آن را دارای کارکرد تسلایی ولو دروغین می داند. اسد در ادامه مقاله این سوال را مطرح می کند که وجه تمایز تمایز مشرب دینی و غیر دینی چه می تواند باشد؟

اساسا چه پدیده ای را می توان “ایمان دینی ” نامید؟جنس ایمان چیست ؟ عقیده یا عمل؟ چه کسی می تواند پدیده ایمان را فهم کند؟ پرسش هایی است که دعدعده مارتین دی استرینگر را در مقاله “نظریه پردازی ایمان: مساله خودی/غیر خودی در مطالعه ایمان دینی” تشکیل می دهد. امکان مطالعه دین با گرایش دینی در تقابل دیدگاهی که به ناتوانی مطالعه عینی دین توسط معتقدان به آن معترف است، موضوعی است که استرینگر آنرا با نقد دیدگاههای ویلیام کنتول اسمیت در این مقاله شروع می کند. از نظر اسمیت ایمان به باورهای دینی به عنوان وجه ممیزه رویکرد دینی از سایر رویکردها می باشد او در ادامه ادیان را روایت های مختلف یک مضمون واحد دانسته و سنت های گونگون و متفاوت را صرفا ناشی از توسعه تاریخی آنها می داند .وی ضمنا تاکید می دارد که راه بردن به گوهر و حقیقت ادیان جز برای یک خودی ممکن نبوده . استرینگر در نقد این نظر اسمیت پیشنهاد هایی برای معنا کردن ایمان ارائه می دهد  از جمله ایمان به عنوان “تجربه مشترک ” و “گفتمان طرد” او همچنین سلسله مراتبی را برای ایمان در نظر گرفته که نمی توان فردی را کاملا واجد یا فاقد آن دانست (گفتمان تشکیکی بودن ایمان ) این مفهوم بدین معناست که پژوهشگری معتقد را نمی توان نسبت به اجتماعات دینی یگ بیگانه محض به حساب آوریم. این یعنی معنای تجربه مشترک. نویسنده نقطه قوت مقاله استرینگر استفاده او از مردم نگاری در فهم اجتماعات دینی است. استرینگر  ضمن تشریح موفقیت برخی مطالعات مردم نگارانه در فهم دینی ارجاعاتی به اجتماع بودائیان، کافران، واجتماع برادران کواکر تلاش می کند از “همدردی” توصیه ای روش شناختی استخراج کند. این روش که شبیه مشاهده همدلانه است کمک می کند به پژوهشگر که بتواند عبور ناپذیری مرزهای بین خودی و غیر خودی را تضعیف و ناکار آمد کند. توصیه ای که استزینگر به پژوهشگران برای ورود و فهم بهتر مساله می کند این است که به نیاز “ایمان” اعتراف و با متدینین ابراز همدردی و به ایمانشان احترام گذارد.

استیون ورتووک ،استاد موسسه مردم شناسی فزهنگی و اجتماعی دانشگاه اکسفورد در مقاله پنجم این کتاب ذیل عنوان  “دین ودیاسپورا” سعی داشته که موضوع دین در میان اقلیت های پراکنده در نقاط مختلف دنیا را مطالعه نماید.تلاش او در این مقاله بر نکات مهم تعابیر معاصر از مفهوم دیاسپورا بدین علت است که توسط این مفهوم به الگویی برای تغییرات و دگرگونی ها  در دین دست یافت. خلط  این مفهوم با مفاهیمی همچون مهاجرت ،اقلیت، فراملی گرایی ، دچار اغتشاش شده است.  واژه دیاسپورا  از ریشه یونانی دیاسپر به معنای “پراکنده کردن یا شدن ” گرفته شده  است . از نظر باومن دیاسپورا مستلزم سه عنصر اصلی است. اول ،فرآیندی از پراکندگی ، یک اجتماع که از جای خود رانده شده ، و یک اقلیم جغرافیایی که آن اجتماع در آن سکونت کرده است. برخی معتقدند “وجود خود آگاهی از هویت جمعی ، پراکندگی اعضای گروه در نقاط مختلف دنیا و سرزمین مادری” سه مولفه هستند که ارتباط بین آنها برای تشکیل دیاسپورا ضروروی است. (مثل رانده شدن قوم یهود)سوال دیگری که در این مقاله بدان پرداخته می شود پرسش از نقش هویت بخش دین در بین گروههای ساکن در سرزمین مادری و یا در گروههای خارج از سرزمین است .ظرفیت بالای تغییر پذیری در بین گروههای مهاجر است که در تعریف برخی همانند جان هیلنز از ادیان دیاسپورا  ،این ادیان را “دین هرگروه از مردم که احساس می کنند دور از موطن آن دین ،یا دور از آن کشور کهن به سر می برند،تعریف می کند. مسئله ای که در ادامه بحث دیاسپورا مطرح می شود تغییرات دینی در بین این گروهها همپای تغییرات اجتماعی است که ممکن است توسط گروههای دیاسپورا به سرزمین اصلی منتقل شود . چگونگی برگزاری آیین های دینی  والگوهای عمومی حاکم  و همچنین تغییراتی که در نقش و جایگاه دینی زنان  در پی مهاجرت آنها و اشتغال آنها در بیرون از خانه رخ می دهد موضوعی است که در ادامه مقاله بدان پرداخته می شود.

بخش دوم کتاب اختصاص به مطالعات موردی داشته که پنج مقاله را در بر می گیرد مقاله اول ریتا ام گروس (Rita M Gross)  تحت عنوان “موضوعات و روش فمنیستی در مردم شناسی دینی ” است . در این مقاله نویسنده علاوه بر لزوم جمع آوری اطلاعات در حوزه زنان  و دین به طور کامل و جامع ، تصحیح الگوی «مرد سالارانه» (andocentric)  که حاکم بر فرایندهای جمع آوری و پردازش اطلاعات است، را لازم می داند. او معتقد است این فرایند وظیفه ای است که باید دارای انحصار زنانه باشد.و برای توجیه نظر خویش شواهد مردم انگارانه متعددی را ارائه می دهد. گروس در ادامه به دو قضیه اصلی مردم شناسی فمنیستی معاصر اشاره کرده که قضیه اول توجه به جنسیت در کنار دیگر مولفه های هویتی است که ناشی از داعیه ضد ماهیت گرایی پست مدرنی است که می گوید مقوله زن هیچ معنای ذاتی ندارد و سرشتی به نام زنانگی را غیر ممکن می داند. قضیه دوم مورد توجه گروس  موضوع زن ،مرد و قدرت است . در این مورد گروس ضمن تفکیک  قدرت از سلطه ،نقش زنان را را در قدرت و تاثیر گذاری بر تصمیمات ،علی رغم تسلط مردان را متذکر می شود.

دومین مقاله از این بخش به موضوع تفاوت های بنیادین در نگاه حاکم در مطالعات دین پژوهی در غرب و اسلام است . کارل دولانی (Carol Delaney) در مقاله “حج: دنیوی  وقدسی ” ضمن بررسی تجلی منظومه  عقاید مردم در هیات نمادها ورفتارها به مقایسه سفر به وطن به عنوان زیارت دنیوی و زیارت قدسی حج می پردازد.از آنجا که روستای محل تولد برای مهاجران ترک زبان در لفافه ای از قدسیت پیچیده است وجه تشبیه هایی با سرزمین وحی داشته که وطن روحانی مومنان تلقی می شوداهمیت مقاله نه تنها به خاطر شجاعت ایشان  در مقایسه این دو سفر بلکه در نقدی است که به تعمیم تفکر دنیوی –قدسی متاثر از فلسفه روشنگری غرب (ازجمله آثار دکارت ، شوپنهاور، بارت و…)به مطالعات در مورد دین اسلام است. در نگاه رایج غربی دین از امور دنیوی متمایز شناخته شده  که مظهر بارز آن، جدایی دو حوزه سیاست و دین است. او با معرفی جایگاه بنیادین حج در فرهنگ اسلام در مقابل  نظرات رایج و مورد پذیرش در مطالعات دانشگاهی دین موضع می گیرد وجدایی مهاجرت از زیارت وتعلق داشتن این دو به اقلیمهای معنایی متفاوت را نفی می کند.

 زیارت ارض قدس که عملی واحد برای سه مذهب  متفاوت  مسیحی ( ارتدوکس ها، کاتولیک ها و پروتستانها ) موضوع مقاله باومن با عنوان  ایدئولوژی مسیحی است . مترجم محترم  هدف خود را از جای دادن  این مقاله در کتاب فراهم آوردن الگویی عمومی برای مطالعه تاثیر  جهان بینی بر معنا بخشی اعمال دینی و هم دریافت تفاوت معنایی یک عمل مشترک (زیارت)  بین چند مذهب از یک دین  و نیز ایجاد آمادگی روانی و ذهنی در پژوهشگران ایرانی جهت وارسی اختصاصات متفاوت “دیگری ” مهم خود.

بیت المقدس به عنوان شهری که تحت سیطره یک دین واحد قرار نداشته و ادیان و مذاهب متفاوتی در جغرافیای معنوی آن حضور دارندکه هر کدام معتقدات و برداشت ها ( جهان بینی) خاص خود به زیارت آن آمده و به گونه ای خاص آنرا معنا می بخشند. باومن در مقاله خود نشان می دهد در زمینه (context)  اعتقادات دینی مسیحی ،علی رغم تشابهات اصولی ، شاهد تفاوت های تعیین کننده ای هستیم که در تلاش این گروهها برای ساختن اورشلیم خود متجلی است . این ساختن اورشلیم ها در نظر باومن ساخته گفتمان های فرهنگی زائران در طول عمر آنها می داند نه صرفا گفتمانی که در متون دینی آنها یافت می شود. این مقاله نمونه خوبی برای استفاده از تحلیل متون دینی در فهم کنش های دینی در بستر فرهنگ  وزندگی روز مره تدارک  می دهد. او درضمن نگاه خود به انجیل به عنوان یک متن دینی در نزد مسیحیان با توجه به توسعه تاریخی فرق مسیحی  به اهمیت اعتقادنامه های مسیحی پرداخته که نقش چهار چوب های متقن ،اقتدارگرایانه ونهادینه ای  رابرای مهار “جریان معنا” ،تاسیس شریعت و منکوب ساختن ارتداد، ایفا می کند. او انگاره تمایز بین دنیا وآخرت را در بین مذاهب مسیحی میراث نیای یهودی می داند و این دوآلیسم  رادر معرفت شناسی مسیحی  مسبب تفکیک حوزه عمل دولت وکلیسا می داند.

پل آگزلرود (Pual  Axelrod) در مقاله خود به عنوان “عوامل فرهنگی و تاریخی کاهش جمعیت پارسیان هند” بررسی تاثیر عوامل خاص فرهنگی در تغییر الگوهای باروری که از جمله دنیوی ترین رفتار  انسان است پرداخته  است . او از روش مصاحبه عمیق ، مطالعه پیمایشی  مبتنی بر نمونه گیری سیستماتیک و مطالعه میدانی  سنتی و اطلاعات سرشماری ها در تحقیق خود استفاده کرده است.  در این تحقیق او نشان می دهد علی رغم تشابه طبقه اقتصادی و تجریه زیست شهری  گرایش های دینی متفاوت مانند برهمن های سارسوات و پیروان مذهب جین ، از نظر جمعیت شناختی شکل متفاوتی را با زندگی  پارسیان داشته اند. مترجم  ضمن فقر مطالعه ” جمعیت شناسی مردم انگارانه” در کشور  روش آگزلرود  را هم در عنوان وهم در روش تحقیق الگوی مناسبی برای پژو هشگران داخلی می داند. در جمع بندی تحقیق آگزلرود عنوان می دارد که مساله کاهش جمعیت و شاخصهایی مانند نرخ پائیئن ازدواج ،باروری پایین ،مهجرت  و ازدواج خارج از اجتماع در مورد پارسیان را می توان ناشی از مجموع های از ارزش های مرتبط با توسعه منطقی راهبردهای سازگارانه ای است که یک اقلیت مهاجر در هند در قرن هفدهم ، اتخاذ کرده است که در دوران استعمار هند به خوبی جواب داده است  تا جایی که پارسیان  را به شرکای قابل اعتماد بنگاه های اقتصادی حاکم تبدیل کرد.و دسترسی آنها را به فرصت های ساختاری ای که از دیگر هندیان مضایقه می شد ممکن ساخت. داشتن  سبک زندگی متمایز از هندویان و واهمیت دستیابی به الگوی و معیار های غربی زندگی برای آنها مهمتر از ازدواج و فرزند آوری گشت و این ارزش گذاری فرهنگی سبب کاهش جمعیت این اقلیت مهاجر گردید. او در این مقاله نشان می دهد چگونه کاهش جمعیت پارسیان هند به مساله ای اساسی برای اجتماعات زرتشتی تبدیل شده است تا جایی که محافل زرتشتی را نسبت به این سنت که باید فرزند حاصل از ازدواج یک زرتشتی با یک غیر زرتشتی راخارج از اجتماع زرتشتی تلقی کرد دچار تردید جدی کرده است.

تحلیل عقاید و اعمال عنوان آخرین مقاله از از کتاب “مردم شناسی اجتماعات  دینی”  اثر چاکسی جمشید (Choksy, k, jamsheed)   اختصاص دارد به مطالعه  اعتقاد زرتشیان به دو انگاره ” نجاست ” و “پاکی”. اودر این مقاله  به تحلیل سلسله متون مذهبی  و تطبیق شواهد  مکتوب با مشاهدات  ومشارکت ها در اجرای امروزی اعمال پرداخته است. او ضمن رد  مطالعه غالب محققین در باره این دو انگاره این مطالعات را داری نوعی تقلیل گرایی  مبتنی بر تلقی بهداشت  و آسیب های جسمانی  متداول در اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم می داند که تلاشی برای فهم نمادین طهارت و نجاست در آن به چشم نمی خورد. او در ادامه به نقد برخی دیگر از محققین  از جمله ماری بویس می پردازد که تلقی شرعی از بحث طهارت داشته  و توجهی به تاریخیت این پدیده وارتباط آن را باهویت دینی نادیده گرفته است.او ضمن تائید روش گیرتز در مطالعات مردم شناسی  سعی در تبیین نمادین موضوع  در بستر تحولات تاریخی متون دینی داشته است . او در نهایت عنوان می دارد که این عقیاید واعمال جایگاهی گوهرین در دین زرتشتی دارند.  تلفیق تاریخی ، تدقیق در متون دینی واستناد به تحولات تاریخی در کنار نگاه تفسیری  به تغییرات آیین طهارت از ویزگی های این مقاله است.

۱ دیدگاه

    فرزانه :

    با سلام لطفا در مورد مردم شناسی مذهب منبع معرفی کنید.با تشکر

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه