سه روایت از یک کتاب: نیکوکاران نابکار

نیکو کاران نابکار: افسانه تجارت خارجی آزاد و تاریخچه سرمایه داری پنهان

زمان انتشار: ۲۱:۲۳ ۱۳۹۳/۰۳/۲۵

آنچه اين تصور عمومى، اما غلط، را ايجاد كرده كه اقتصاد كره بر تجارت‏ خارجى آزاد مبتنى است موفقيت كره در امر صادرات بوده است و همان طوركه ژاپن و چين نيز نشان داده‏اند، موفقيت در صادرات نيازمند تجارت خارجى ‏آزاد نيست. صادرات كره در دوران اوليه – چيزهاى ساده ‏اى مانند لباس‏هاى‏ ساده و لوازم الكترونيكى ارزان قيمت – همگى فقط وسيله ‏اى بودند براى كسب ‏ارزهاى قوى ضرورى براى ايجاد صنايع جديد و پيچيده ‏ترى كه با استفاده از تعرفه ‏هاى وارداتى و يارانه‏ ها از آنها حمايت مى‏ شد. در عين حال، حمايت‏هاى‏ تعرفه ‏اى و يارانه‏ ها براى اين نبود كه از صنايع كره براى ابد در برابر رقابت‏ خارجى پشتيبانى كند، بلكه براى اين بود كه فرصتى را در اختيارشان قرار دهد كه فناورى‏ هاى جديد را جذب و توانايى‏هاى سازمانى جديدى ‏ايجاد كنند تازمانى كه بتوانند در بازار جهانى رقابت كنند.

1- محمد حقی: هاجون چنگ صدای تازه ای در عرصه ی اقتصادشناسی است که قدرتمندانه به عرصه بحث جهانی سازی وعدالت اقتصادی گام نهاده وبا ارئه ی تاریخچه ای صریح وکاملا متفاوت درباره ی سرمایه داری جهانی،با جزم اندیشی های رای درباره تجارت خارجی آزاد سرشاخ می شود.

دربرابر کتاب دنیای مسطح توماس فریدمن ودیگر اقتصاددانان نوایبرال که می گویند فقط با سرمایه داری بی مهار وتجارت بین المللی کاملا آزاد،کشورهای در حال تکاپو را می توان از تنگدستی رهاند،پروفسور هاون چنگ با هوشمندی ای جسورانه،شیوه ای جذاب ومنحصر به فرد وانبوهی از مثال های برگرفته از زندگی واقعی ،قایق استدلال توماس فریدمن ودیگر اقتصاددانان نو لیبرال را نقطه نقطه سوراخ می کند وقعر آب ها می فرستد.

هاجون چنگ ادعای آنان را به چالش کشیده نشان می دهد که ابرقدرت های اقتصادی امروز همه با سیاست حمایتگری بی پرده ودخالت دولت در عرصه صنایع توانستند به شکوفایی اقتصادی دست یابند.اما کشورهای ثروتمند خود را از این بابت به فراموشی زده اند،درباره معجزات تجارت خارجی آزاد افسانه ی شاه پریان می بافند واز طریق وکلایشان مانند بانک جهانی ،صندوق بین المللی پول وسازمان تجارت جهانی،سیاست هایی راکه به نفع خودشان است در حلقوم کشورهای در حال توسعه حقنه می کنند.
برخلاف مدل سازی های اقتصاددانان عادی،که در آنها مبنای رفتار اقتصادی انتظارات اقتصاددانان است،هاجون چنگ به بازبینی گذشته ها می پردازد تا رویدادهای جهان واقعی را نشان دهد.تاریخچه ای که پروفسور پیش رویمان قرار می دهد نقطه مقابل تاریخ رسمی غرب است وستون های افسانه پردازی های رایج درباره بازار آزاد را یکی پس از دیگری فرومی ریزد.
کشورهای توسعه یافته پروانه های انحصاری ساخت وبهره برداری وحق نشر را مقدس می انگارند،حال آنکه در گذشته با نسخه برداری پیگیرانه از فناوری های دیگران بود که صنایع خود را توسعه دادند.آنها اصرار می ورزند که اقتصاد مبتنی بر برنامه ریزی متمرکز رشد اقتصادی را در نطفه خفه می کند وحال آنکه بسیاری از کشورهای در حال توسعه پیش از فشارهای کشورهای توسعه یافته برای ضابطه زایی از اقتصادشان،از تولیدناخالص داخلی بالاتری برخوردارند.
طبق استدلال هاجون چنگ،هم عدالت وهم عقل سلیم از کشورهای توسعه یافته می خواخد که سیاست هایی را که برکشورهای ضعیف تر تحمیل می کنند مورد ارزشیابی دوباره قرار دهند.
2- جواد لگزیان: تا نيمه دهه 1980 (نيمه دهه‏60 به تقويم ايرانى)، كره با صادرات ‏سنگ ،ماهى و كلاه گيسِ ساخته‌شده از موى انسان در عرصه اقتصادي شناخته مي‌شد اما اکنون مردمان بيشماري در سراسر جهان به تلفن ‏هاى همراه شيك ‏و تلويزيون‏ هاى صفحه صافِ صادراتى ‏اش چشم دوخته‏ اند.

از ديد اكثر اقتصاددانان، پاسخ بسيار ساده است: موفقيت كره ناشى از اين‏ است كه از فرمان‏هاى بازار آزاد پيروى كرده است؛ و اصول پول قوى، تورم ضعیف، دولت كوچك، فعاليت بخش خصوصى، تجارت خارجى آزاد واستقبال از سرمايه‏ گذارى خارجى را پذيرفته است، يعنى نگاهى كه به اقتصادنوليبرالى شهرت يافته است.

اما از نگاه پروفسور هاچون چنگ آنچه كره واقعاً طى ‏اين دهه‏ ها انجام داد اين بود كه، با استفاده ازحمايت‏هاى تعرفه‏ اى، يارانه‏ ها و ساير اَشكالِ حمايت‏هاى دولتى (نظيرخدمات اطلاعاتى براى بازاريابى خارجى كه «آژانس دولتىِ صادرات» ارائه‏ مى‏كرد)، به انتخاب دولت در مشاوره با بخش خصوصى، صنايع معين‏ جديدى را ايجاد كرد و در كنف حمايت خود گرفت تا زمانى كه آن قدر به‏ اصطلاح “رشد” كردند كه بتوانند در برابر رقابت بين‏ المللى دوام آورند .دولت مالك تمامى بانك‏ها بود و، بنابراين، مى‏ توانست خون لازم براى ادامه‏ حيات بنگاه‏هاى اقتصادى (يعنى پول و اعتبار) را در رگ‏هايشان جارى كند. بنگاه‏هاى دولتى مستقيماً بعضى از پروژه‏هاى بزرگ را در اختيار گرفتند؛ به‏عنوان نمونه، شركت توليد فولاد POSCO را هر چند كه نوع نگاهِ كشور به ‏موضوع مالكيت دولتى نگاهى عمل‏گرايانه بود تا ايدئولوژيك. اگر بنگاه‏هاى ‏بخش خصوصى خوب كار مى‏كردند، چه بهتر؛ ولى اگر در حيطه ‏هاى پراهميت سرمايه‏ گذارى نمى‏كردند، دولت در ايجاد بنگاه‏هاى دولتى هيچ ‏ترديدى از خود نشان نمى‏داد؛ و اگر برخى بنگاه‏هاى بخش خصوصى دچارسوء مديريت مى‏ شد، دولت اغلب اختيارشان را در دست می ‏گرفت،بازسازى مى‏كرد و، معمولاً ولى نه هميشه، آنها را مى‏ فروخت.

همچنين، دولت كره روى ارز كمياب كنترل مطلق اعمال مى‏كرد (تخلف از كنترل‏هاى ارزى مى‏توانست مجازات مرگ را در پى داشته باشد). تركيب اين ‏كنترل مطلق دولتى بر منابع ارزى با تدوين دقيقِ فهرستى از اولويت‏ها در استفاده ‏از منابع ارزى اين اطمينان خاطر را فراهم مى‏ آورد كه ارزى كه سخت به دست ‏آمده بود در راه واردات ماشين آلات بسيار ضرورى و نهاده‏ هاى صنعتى بسيار مهم صرف شود. دولت كره بر سرمايه‏ گذارى خارجى نيز كنترل شديدى اعمال‏ مى‏ كرد؛ و، مطابق با برنامه توسعه ملى، در حالى كه در بعضى بخش‏ها ازسرمايه‏ گذارى خارجى با آغوش باز استقبال مى‏كرد، در بخش‏هاى ديگر در را كاملاً روى آن مى‏بست. همچنين، دولت نسبت به حقوق انحصارى اختراعات‏خارجى سخت‏گير نبود و مهندسى معكوس را ترغيب مى‏كرد و بر تكثيرغيرقانونى كالاهاى خارجى مشمول حقوق انحصارى‏چشم مى‏ بست.

به عقيده هاچون چنگ آنچه اين تصور عمومى، اما غلط، را ايجاد كرده كه اقتصاد كره بر تجارت‏ خارجى آزاد مبتنى است موفقيت كره در امر صادرات بوده است و همان طوركه ژاپن و چين نيز نشان داده‏اند، موفقيت در صادرات نيازمند تجارت خارجى ‏آزاد نيست. صادرات كره در دوران اوليه – چيزهاى ساده ‏اى مانند لباس‏هاى‏ ساده و لوازم الكترونيكى ارزان قيمت – همگى فقط وسيله ‏اى بودند براى كسب ‏ارزهاى قوى ضرورى براى ايجاد صنايع جديد و پيچيده ‏ترى كه با استفاده از تعرفه ‏هاى وارداتى و يارانه‏ ها از آنها حمايت مى‏ شد. در عين حال، حمايت‏هاى‏ تعرفه ‏اى و يارانه‏ ها براى اين نبود كه از صنايع كره براى ابد در برابر رقابت‏ خارجى پشتيبانى كند، بلكه براى اين بود كه فرصتى را در اختيارشان قرار دهد كه فناورى‏ هاى جديد را جذب و توانايى‏هاى سازمانى جديدى ‏ايجاد كنند تازمانى كه بتوانند در بازار جهانى رقابت كنند.

معجزه اقتصادى كره از منظر چنگ حاصل آميزه‏اى هوشمندانه و عمل‏گرايانه از انگيزه‏هاى بازار و دخالت دولتى بود. چرا که برخلاف كشورهاى كمونيستى، دولت كره‏ بازار را از بين نبرد، اما به بازار آزاد باور كوركورانه هم نداشت. كره، با آنكه بازار را جدى مى‏گرفت، اما اغلب لازم مى‏ دانست كه با استفاده از دخالت‏هاى دولتى مبتنى بر سياست‏هاى اقتصادى، بازار اصلاح شود.

چنگ تاکيد مي‌کند مورد كره موردى استثنايى نيست و عملاً تمام كشورهاى توسعه‏ يافته امروز، از جمله بريتانيا و ايالات متحده، يعنى كشورهايى كه زادگاه بازار آزاد و تجارت خارجى آزاد پنداشته مى‏شوند، بر اساس سياست‏هايى ثروتمند شده‏ اند كه با اقتصاد نوليبرالى ‏در تضاد است.

نيکوکاران نابکار لقبي است که چنگ به کشورهاي ثروتمندي مي‌دهد که بازار آزاد و تجارت‏ خارجى آزاد را به كشورهاى تنگدست با اين هدف موعظه مى‏كنند كه سهم ‏بيشترى از بازارهاى كشورهاى مزبور را به چنگ آورند و از ظهور رقباي ‏احتمالى پيشگيرى كنند.

او در نه فصل کتاب خود مي‌کوشد تاريخچه واقعي سرمايه داري و جهاني سازي را روايت کند و با حمله به باورهاي نادرست درباره توسعه نشان دهد:

* تجارت خارجى آزاد از آزادى انتخاب كشورهاى تهيدست مى ‏كاهد.

* ممكن است راه ندادن شركت‏هاى خارجى به كشورهاى درحال‏ توسعه دردرازمدت به نفع اين كشورها باشد.

* سرمايه‏ گذارى در شركتى كه قرار است 17 سال زيان دهد ممكن است‏ پيشنهادى عالى باشد.

* برخى از بهترين شركت‏هاى دنيا در مالكيت دولت هستند و به دست آن‏ اداره مى‏ شوند.

* براى توسعه اقتصادى، »اقتباسِ« ايده از خارجى‏ هاى خلاق ضرورى‏ است.

* تورمِ پايين و احتياط دولتى ممكن است براى توسعه اقتصادى زيانبارباشد.

* وجودِ فسادْ ناشى از زيادى بازار است، نه كمبود آن.

* بازار و دموكراسى شركايى طبيعى نيستند.

* تهيدستى كشورها ناشى از تنبل بودن مردمشان نيست؛ »تنبل« بودن مردم‏اين كشورها ريشه در تهيدستى‏ شان دارد.

هاچون چنگ بدين ترتيب کشورهاي فقير را فرا مي‌خواند تا با سرپيچى از گرايش بازار و حمايت سنجيده از فعاليت‏هاى‏ اقتصادى‏ اى كه در درازمدت موجب ارتقاى بازدهى مى‏شود – يعنى عمدتاً، ولى‏ نه فقط، حمايت از صنايع توليدى – گام در راه توسعه گذارند: بازارها گرايش شديدى به تحكيم وضع موجود دارند. بازار آزاد كشورها را به كارى وا مى‏ دارد كه در آن اينك مهارت يافته‏ اند. اين گرايش بازار بدان معناست كه كشورهاى تنگدست بايد به ‏فعاليت‏هاى كم بازده كنونى خود ادامه دهند. اما ادامه آن فعاليت‏ها دقيقاً همان كارى‏ است كه آنها را تنگدست مى‏كند. اگر كشورهاى تنگدست عزم كنند كه تنگدستى را پشت سرگذارند بايد از گرايش بازار سرپيچى كنند و به كارهاى ‏دشوارترى دست بزنند كه درآمد بيشترى برايشان فراهم مى‏آورد – راه دومى ‏براى آنها وجود ندارد…. شركت نوكيا، از محل درآمد فعاليت‏هايش در تجارت چوب، چكمه پلاستيكى و كابل برق، 17 سال به بخش نوزادِ الكترونيك خود يارانه ‏پرداخت كرد. سامسونگ، از محل سود حاصل از فعاليت در بخش‏هاى نساجى‏ و پالايش نيشكر، بيش از يك دهه به بخش نوزاد الكترونيك خود يارانه داد. اگر آنها از علايم بازار صميمانه تبعيت مى‏كردند، يعنى همان كه نيكوكاران نابكار به كشورهاى درحال‏توسعه سفارش مى‏كنند، نوكيا همچنان اندر خم قطع‏درختان مى‏بود و سامسونگ مشغول پالايش نيشكر وارداتى. به نحو مشابه، اگر كشورها مى‏خواهند خود را از تنگدستى نجات دهند، بايد از گرايش بازار سربتابند و به عرصه صنايع پيچيده و پيشرفته‏ تر پاگذارند.

اما پرسش مهم اين است كه‏ دقيقاً كجا بايد سرمايه‏ گذارى كرد؟ پاسخ چنگ صنعت، يا دقيق‏تر صنعت توليدى است. مثال او در اين باره موفقيت سوئيس و سنگاپور است: سوئيس كشورى نيست كه با پول‏هاى مشكوكِ سپرده شده در بانك‏هاى‏ مرموزش و ولخرجى‏ هاى توريست‏ هاى ساده‏ لوحى كه سوغاتى‏ هاى بُنجلى مثل‏ زنگوله گاو و ساعت بلبلى مى‏ خرند گذران كند. در واقع، سوئيس صنعتى‏ترين‏ كشور جهان است. از سال 2002، سوئيس با فاصله بسيار زيادى از ديگر كشورها، بالاترين توليد صنعتىِ سرانه جهان را داشته است – 24 درصد بيشتر از ژاپن يعنى دارنده دومين رتبه توليد صنعتى سرانه؛ 2/2 برابر ايالات متحده؛ 34 برابر چين يعنى كارگاه جهانِ امروز؛ و 156 برابر هند. به نحو مشابه، سنگاپور يعنى دولت‏شهرى كه عموماً يك مركز مالى و بندر تجارى موفق تلقى مى‏شود، كشورى بسيار صنعتى است. توليد صنعتى ِ‏سرانه سنگاپور 35 درصد بيشتر از «موتورخانه صنعتى» كره، و 18 درصد بيشتر از آمريكاست.

3- خلاصه کتاب نیکوکاران نابکار (فایل پی دی اف)

نیکو کاران نابکار: افسانه تجارت خارجی و سرمایه داری پنهان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه