هالیوود و ایران، هنر یا سیاست؟:بررسی فیلمهای 300، آواتار و شاهزاده ایرانی

زمان انتشار: ۰۸:۲۴ ۱۳۹۱/۰۲/۳۰

پیام فیلم آواتار را اوباما در سخنش با ایرانیان در بی بی سی فارسی به صراحت بیان داشت. او و دار و دسته اش می خواهند به ایرانیان القاء کنند که ایران کشور خوبی بوده و حاکمان آن بد نبودند ولی عده ای انسانهای شیطان صفت با حیله و نیرنگ حکومت را بدست گرفته و ایران را به سمتی می برند که منجر به نابودی ایران و جهان می شود و ایرانیان در این برهه وظیفه دارند که با در دست گرفتن سرنوشت خود و مقابله با این گروه جنایتکار، جلوی این بلای جهانی را بگیرند!
(جلسه نقد و بررسی این تحقیق با حضور نویسنده و گروهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، شنبه 30 اردیبهشت ماه ساعت 16 برگزار می شود.)

به نام خالق زیبایی

مقدمه:

در
حال حاضر به نظر می رسد پس از بحث ها، جلسات، همایش ها، مقالات و کتب متعددی که در
فلسفه و امکان و رویکردهای علم دینی، باید وارد مسایل و تحلیل های اجتماعی و
فرهنگی شد.

زیرا
اولا آنها  مقدمه و وسیله هستند و نباید در
آنها ماند. دوما همه این مقدمه ها و وسیله ها وقتی معنا پیدا می کند و وقتی محک می
خورد که به کار برده شود و در عمل استفاده شود.

متن
ذیل خلاصه ای از بررسی انجام شده با عنوان «هالیوود و ایران (هنر یا سیاست): بررسی
فیلمهای 300، آواتار و شاهزاده ایرانی از نگاه مطالعات فرهنگی»  است.*

اهمیت
موضوع:

– بررسی و آگاهی از جنگ نرم یا رسانه ای غرب با ما، البته نه بصورت شعاری بلکه با نگاهی تحلیلی
و استدلالی

– شناخت غرب به عنوان تمدن سلطه گر بر جهان کنونی

– شناخت فضای رسانه ای جامعه به عنوان یکی از مهمترین عوامل
تاثیرگذار بر فرهنگ و جامعه.

هالیوود
و ایران
: هالیوود
دشمن ایران است؟ یا بنگاهی تجاری و سرگرم کننده؟ یا مرکز هنر سینما؟

 چند
سالی است هالیوود فیلمهای مهم و پرهزینه ای درباره ایران می سازد. این موضوع سوالی
را در ذهن به ویژه ذهن ایرانی ایجاد می کند؛

 چرا سینمای آمریکا بر روی ایران تمرکز کرده و چه
هدفی  را دنبال می کند؟

جمهوری
اسلامی پس از تاسیس، مهمترین کشور داعیه دار مبارزه برعلیه امپریالیسم جهانی کافر
شرقی و غربی بود. به همین دلیل ما علاوه بر جنگ سخت، وارد جنگ نرم یا جنگ فرهنگی
با بلوک غرب و شرق شدیم که تا کنون ادامه دارد. وقتی که امپراتوری شوروی ازهم
پاشید، در این زمان امپراتوری غرب به رهبری آمریکا به اوج خود رسیده بود همچون
توپی که به بالا پرتاب شده  و تا حد ممکن
بالا رفته است، ولی کم کم از سرعتش کم می شود و شروع به سقوط می کند، آمریکا نیز
روز به روز از سرعتش کاسته شده و به سوی افول می رود. ولی در مقابلش جمهوری اسلامی
با قدرت مقاومت می کند و روز به روز قوی تر و گستره نفوذش بیشتر می شود. آنقدر که
آمریکا به این نتیجه رسید که مهمترین خطری که امپراتوریش را تهدید می کند و سرعت
سقوطش را افزایش می دهد، ایران است. ایرانی که در کارنامه اش دو دوره امپراتوری
جهانی را قرار دارد، یکی قبل از اسلام و یکی در زمان گسترش اسلام. امپراتوری اسلامی
بزرگترین امپراتوری قبل از امپراتوری غرب بود و نیمی از اروپا را تحت سیطره داشت.
اینگونه بود که آمریکا کم کم به خودش آمد و لرزه بر اندامش افتاد و تمام تمرکزش را
معطوف به جنگ با این انقلاب و کشور کرده و می کند.

دوران
کنونی، دوران جنگ نرم است، دیگر نمی توان با زور بر جهان حکومت کرد. یکی از مهمترین
ابزارهای جنگ نرم نیز هنر و سینماست. غرب با دانستن این مطلب، این ابزار را با
تمام توان به سمت ایران نشانه گرفته است و در سالهای اخیر درباره ایران فیلم های مهم
و پرخرجی ساخته و پخش می شود.

جامعه
ایرانی برای مقابله با این تهاجم  چه باید
بکند؟


مهمترین راه مقابله با هر حمله ای، تقویت خود و افزایش توان درونی است. روشی که در
پزشکی نیز به آن تاکید می کنند، یعنی وقتی بدین قوی باشد بهتر کار می کند و مقاومتش
بیشتر می شود و کمتر به بیماری و عارضه ای دچار می شود. درباره جامعه و انسان نیز
چنین است، پس باید اولا ایمان به اسلام و انقلاب را حفظ و تقویت کرد.


مرحله بعد برای مقابله، واکسینه کردن است. جامعه و افراد باید اهداف، روشها و
ابزارهای دشمن(شیطان) را بخوبی بشناسند و راه های مقابله با آن را بیاموزند و آنها
را تمرین کنند. این موضوع تحت عنوان تهذیب نفس و مبارزه با شیطان در معارف دینی ما
آمده است. رهبر جمهوری اسلامی نیز در سخنان خود به دشمن شناسی تاکید ویژه ای
دارند.


نکته مهم و دیگری که نباید از آن غفلت کرد این است که، با وجود انجام دو کار فوق،
انسان خود را هیچگاه در معرض بیماری و آسیب دیدگی قرار نمی دهد. یکی از دروغ های
جامعه و فرهنگ غربی و لیبرال دموکراسی همین موضوع است که می گوید انسان آزاد است و
باید آزادی بدون قید و شرط فرهنگی و بیانی برقرار باشد، در صورتی پاک کردن محیط از
آلودگی و جلوگیری از ورود آلودگی بهمحیط و دور کردن افراد سالم از افراد بیمار و
از محیطهای آلوده یک موضوع کاملا عقلانی و طبیعی است. در موضوعات فرهنگی نیز به
همین صورت است و نباید انسان خود و دیگران را در معرض محصولات آلوده و گمراه کننده
فرهنگی قرار دهد. دوری کردن از محیطها گناه آلود و در معرض گناه قرار ندادن خود و
حرام دانستن خواندن کتب ضاله در دین ما به همین امر اشاره دارند.

 هالیوود
سخنگوی کاخ سفید

فیلمهایی
که درباره رابطه غرب با ایران ساخته می شود را می توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد،
دسته اول فیلمهایی که مستقیما  و مشخصا
درباره ایران ساخته می شوند، دسته دوم فیلمهایی که از ایران و ایرانیان نامی برده
و اشاره هایی می شود و در نهایت دسته سوم که بدون اشاره مستقیم است ولی محتوای
فیلم را می توان به ایران و رابطه آن با غرب ارتباط داد.

فیلمهای
متعددی در این سه دسته در چند سال اخیر ساخته شده که به سه مورد از شاخص ترین آنها
که سه رویکرد اصلی غرب در مقابل ایران را نشان می دهند، اشاره می شود.

فیلم
300:

فیلم
300 را می توان نقطه آغاز رویکرد ویژه و تمرکز بیشتر هالیوود به موضوع ایران و
نسبتش با غرب دانست. این فیلم با قوی ترین تکنولوژی های روز و با جلوه های ویژه
فراوان و تبلیغات گسترده به بازار عرضه شد. این فیلم از نظر تکنولوژی و سبک ساخت
نیز دارای اهمیت ویژه بوده. این فیلم در سال 2007 رتبه ششمین فیلم در فروش را به
خود اختصاص داد.

مهمترین
و اصلی ترین پیامها و حرفهای فیلم 300 بدین قرار است:

        
مهمترین
دشمن غرب ایران بوده و هست

        
غرب
برای نجات خود از نابودی، مجبور است به سرعت به جنگ با ایران بپردازد

        
در
جنگ با ایران باید از جان و دل و با تمام توان مایه گذاشت و همه باید کمک کنند

        
هر
کسی که با جنگ با ایران مخالفت کند و کمک نکند خیانتکار است و حتماً با ایرانیان
سر و سری دارد ( رییس شورا که از ایرانیان پول گرفته بود و آن گوژپشت که وعده زن و
پول گرفته بود، نمونه های افراد مخالف جنگ و خائنین بودند).

        
غربیها
دارای جامعه ای مطلوب و طبیعی و صاحب بسیاری از خوبیها هستند ولی در مقابل
ایرانیان مردمانی کثیف، فاسد، خشن، جاه طلب و در یک کلام شیطانی هستند.

نکته
بسیار مهم و قابل توجه این است که این فیلم دقیقاً زمانی اکران می شود که دولت بوش
پسر در آمریکا حکومت می کند، دولتی که در طول حکومتش با حمله به دو کشوری که از
متعلقات ایران قدیم بوده اند، خود را از دو طرف شرق و غرب به مرزهای ایران رساند
تا در زمان مناسب به ایران حمله کند. البته موفق به حمله به ایران نشد ولی بارها
ایران را به حمله تهدید کرد و قصد خود را برای این کار علناً بیان داشت و مخالفان
خود را کنار می زد و پی در پی از نهادهای بین المللی و کشورهای دیگر و سازمان و
نهادهای و افراد کشور خود درخواست کمک برای اینکار را داشت.

فیلم
آواتار:

این
فیلم در سومین دسته بیان شده قرار می گیرد، بدین معنا که با اینحال که هیچ اشاره
مستقیمی به ایران ندارد ولی داستان آن بسیار شبیه رابطه غرب با ایران و حوادث زمان
اکران فیلم است.

این
فیلم که فیلمی کاملا ضد جنگ است، داستان یکی از حمله های ارتش آمریکا با شعار
دموکراسی و باهدف بدست آوردن منابع عظیم انرژی به منطقه ای به ظاهر بدوی در سالهای
آینده است. حمله ای که تداعی کننده حمله غرب به سرزمینهای غیر غربی (جهان سوم) جهت
استعمار آنها و حمله آمریکا به عراق است. در حقیقت سخن اصلی این فیلم نقد حملات
قبلی آمریکا به این سرزمینها و بیم دادن آن از حمله ای جدید به سرزمینی دیگر همچون
ایران است. این فیلم در عین حال شیوه تعامل و گفتگو و تفاهم را تبلیغ می کند، شیوه
ای که آمریکاییان باید آنرا جایگزین جنگ کنند.

تقارن
ساخت و اکران پرهزینه ترین و پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای جهان با بر سر کار
آمدن دولت اوباما در آمریکا هنگامی قابل توجه می شود که پیام فیلم همان شعارهای
اوباما است. آنقدر که شما حس می کنید اوباما نویسنده فیلمنامه آواتار بوده است. البته
برای ما ایرانیان مهمتر، زیرا اوباما این تعامل و گفتگو را درباره ایران می گفت،
در مقابل رجزخوانی های بوش پسر و دار و دسته اش.

فیلم
شاهزاده ایرانی:

این
فیلم همچون 300 در دسته اول، یعنی فیلمهایی که مستقیما و تماما درباره ایران ساخته
شده، قرار دارد. این فیلم که باز دارای جلوه های ویژه بسیار بوده و با هزینه زیادی
ساخته شد و از فیلمهای مطرح آن سال بود، تا جایی که برخی آنرا دارای شانس برای
دریافت برخی از جایزه های اسکار می دانستند.

این
فیلم که به ظاهر و در نگاهی ساده، مانند فیلم 300، ضد ایرانی نیست، باز مهمترین
پیامش، سخن و رویکرد دولت آمریکا درباره ایران است. رویکردی که بعد از فتنه گذشته
و پس از مایوس شدن آمریکا از گفتگوی نابرابر با ایران، از طرف حاکمان آمریکایی به
طرق مختلف بیان شده است.

این
پیامی است که اوباما در سخنش با ایرانیان در بی بی سی فارسی به صراحت بیان داشت.
او و دار و دسته اش می خواهند به ایرانیان القاء کنند که ایران کشور خوبی بوده و
حاکمان آن بد نبودند ولی عده ای انسانهای شیطان صفت با حیله و نیرنگ حکومت را بدست
گرفته و ایران را به سمتی می برند که منجر به نابودی ایران و جهان می شود و
ایرانیان در این برهه وظیفه دارند که با در دست گرفتن سرنوشت خود و مقابله با این
گروه جنایتکار، جلوی این بلای جهانی را بگیرند.

حمایت
از قتنه و قیام مردمی برای تغییر در حاکمیت کنونی آخرین موضع و سخن غرب و به ویژه
دولت اوباما درباره ایران بوده است، که فیلم شاهزاده ایرانی به خوبی آنرا بیان می
کرد.

 همانطور
که در این سه فیلم مشخص شد، حاکمان آمریکایی با سرمایه و قدرت، سینما را همچون
بلندگو و ابزاری برای قدرت و منابع خود قرار داده اند.

البته
که انقلاب ایران در مقابل این سلاح ها ضد ضربه است و جلیقه ضد گلوله اش یعنی ایمان
مردم و ولایت فقیه، هر روز ضخیم تر می شود و هر روز جواب محکمتر و دندان شکن تری
به آنها می دهد و نقشه های آنها را نقش بر آب می کند. آنها در مقابل ما سرگردان و
پریشان شده اند و هر کاری می کنند، نمی توانند جلوی قدرت و گسترش انقلاب اسلامی را
بگیرند. زیرا آنها مکر و حیله می کنند ولی نمی دانند که خداوند بهترین مکر کنندگان
است.

پی
نوشت:

جلسه نقد و بررسی این تحقیق با حضور نویسنده و گروهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، شنبه 30 اردیبهشت ماه ساعت 16 برگزار می شود.

*این
نوشتار برگرفته از پرونده ای با عنوان «شاهزاده ایرانی در الموت» منتشر شده در مجله
زمانه است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه