نقدی بر فیلم رسوایی

هزار نکته ی باریک تر ز مو این جاست…

نویسنده:

منبع: وبلاگ نون

زمان انتشار: ۱۰:۵۳ ۱۳۹۲/۰۱/۲۸

فیلم «رسوایی» هم فهم ناقصی از مفهوم مردم دارد، هم نگاه اعوری به زن دارد، هم تصویری غیرواقعی از جامعه نشان می دهد و هم اثر نامطلوبی بر اخلاق عمومی می گذارد. در «رسوایی» هیچ زنی دیده نمی شود. هر چه دیده می شود یا باربی های مناسبِ حال بدمن فیلم اند یا حسودانِ بی هنر و همسایه های بی خاصیتی هستند که مشغول سبزی خریدن یا غذاپختن در مطبخ خانه اند.

«رسوایی» افسانه ی «افسانه» است. داستان دختری بدنام و مشهور به بدکاره گی که از سر فقر و بی چارگی به این ورطه کشیده شده است. همه به او گمان بد دارند و البته ظاهر و رفتار او نیز مؤیّد گمان مردم است. چشم همه به دنبال اوست و البته ظاهر و رفتار او نیز محرّک چشم مردم است. «افسانه»ی فیلم، در ارتباط با «حاج یوسف» که یک روحانیِ صاحب دلِ صاحب نفس است، مثلاً تحول می یابد. «مسعود ده نمکی» کوشیده است تا فیلم را بر محور تقابل عنصر فقر و غنا و هم چنین تقابل دین داران حقیقی و سرمایه داران مقدس مآبی که لباس دین بر قامت نیّات نفسانی خود پوشانده اند بسازد، اما این همه ی ماجرا نیست.
«رسوایی» فیلم خوبی نیست. این که فیلم ساز نیّت خوبی داشته یا این که به لحاظ فرم پیشرفت کرده است، این که فیلم به لحاظ تدبیر سیاسی، کارکرد خاصی دارد یا حتی این که احتمالاً فروش خوبی خواهد داشت، هیچ کدام مشکلی را حل نخواهد کرد. تلاش فیلم ساز البته قابل ستایش است اما به راحتی نمی توان از مشکلات فیلم چشم پوشید. «رسوایی» فیلم خوبی نیست چون هم فهم ناقصی از مفهوم مردم دارد، هم نگاه اعوری به زن دارد، هم تصویری غیرواقعی از جامعه نشان می دهد و هم اثر نامطلوبی بر اخلاق عمومی می گذارد. ضمن آن که داستان فیلم به لحاظ روایت واجد چندین تناقض است و به لحاظ پرداخت، بسیار فانتزی است. برای شرح این معنا باید به این پرسش بپردازیم که در «رسوایی» دقیقاً چه چیزی دیده می شود؟
در «رسوایی» دختری دیده می شود که از خدا و مسجد و اذان گریزان است. او ظاهری بد دارد و رفتاری بدتر. بد لباس می پوشد، بد جلوه فروشی می کند، بد حرف می زند و بدهای دیگر که از این میان، فقط بدپوشی و بدآرایشی او باورپذیر است! او مشهور به بدکاری است اما ظاهراً فقط دزدی می کند و البته جریان فیلم هم این تناقض را تشدید می کند. در حالی که روایت فیلم از او دختری است که مردان را فقط تلکه می کند و از این راه خرج خانواده را در می آورد، اما قرینه های رفتاری و شخصیتی او نشان از بدکاره بودنش دارد و در جایی مثل سکانس شبِ خانه ی روحانی، کاملاً بدکاره بودنش تأیید می شود. فیلم (بی آن که ضرورتی دراماتیک ایجاب کند) برای تصویرکردن «افسانه» و سایر دخترها از مرزهای شرعی عبور کرده است. از جاذبه های شهوانی زن به عنوان جلوه های بصری استفاده کرده است. چشم چرانی و بی حیایی را عادی نشان داده است. گویشی خارج از عرف ادب و شوخی هایی با ارجاعات جنسی را به راحتی استفاده می کند. هر نوع برخورد دل به خواه را با یک زن، مجاز دانسته است. لوندی و بی سروپایی را بی محابا به تصویر کشیده است و همه ی این ها فقط بخشی از کارکردهای ضدفرهنگی فیلمی است که رسالتش را بیان یک مضمون مثلاً دینی تعریف کرده است، آن هم فقط برای مخاطب این کاره ای که اهل دین نیست و پای منبر هم نمی نشیند! انگار که مخاطبین دیگری قرار نیست این فیلم را ببینند. نهایتِ تحولی هم که فیلم از «افسانه» نشان می دهد عبارت است از بازکردن پنجره به هنگام شنیدن صدای اذان! و دیگر هیچ!
در «رسوایی» هیچ زنی دیده نمی شود. هر چه دیده می شود یا باربی های مناسبِ حال بدمن فیلم اند یا حسودانِ بی هنر و همسایه های بی خاصیتی هستند که مشغول سبزی خریدن یا غذاپختن در مطبخ خانه اند.
در «رسوایی» هیچ خانواده ای هم دیده نمی شود. از خانواده فقط مادری لال و بیمار و افلیج دیده می شود که نهایت فایده اش گریه ی بی معنی و بی حاصل است. برادر کوچکی نیز وجود دارد که کلاً در زندگی حاضر نیست و غیرتی فانتزی او را به کاری فانتزی تر کشانده است و معلوم نیست که چرا هیچ کار دیگری نمی توانسته داشته باشد. پدر هم که مرده است و ارثیه ای جز فقر و بدهکاری برجای نگذاشته است.
در «رسوایی» مردمی دیده می شوند که شعوری بالذات ندارند، از سقف غریزه فراتر نرفته اند و خاشاکی هستند که با حتی نسیم کوچکی جابه جا می شوند. مردمی که فهم ندارند، فکر نمی کنند و حتی از حیا بهره ای نبرده اند. این تصویری است که از نحوه ی برخورد مردم با «افسانه» و با روحانیِ فیلم (در مقطعی که در مظان اتهام قرار می گیرد) و در پیروی آن ها از حاجی بازاریِ نوکیسه دیده می شود. این تصویر، تناقض معنایی با تصویر مردمِ گریان در مسجد و مردمی که در پایان فیلم به روحانی اقتدا می کنند دارد.
صحبت از کارکردهای ضدفرهنگی و اثرات سوء اخلاقی «رسوایی» البته که به معنی نادیده گرفتن نکات مثبت فیلم نیست. تصویر نسبتاً مطلوبی که فیلم به لحاظ فردی از یک روحانی ارائه می دهد و با بازی قابل قبول «اکبر عبدی» کامل می شود، به اضافه ی تصویری که از مفهوم «ابتلاء» به نمایش درمی آید و نیز برخی تأثیرگذاری های لحظه ای بر احساسات فطری مخاطب، باعث می شود که بتوان فیلم را تحمل کرد. نگارنده هنوز امید دارد که فیلمساز با اصلاح نظری برخی مفاهیمی که در ذهنش جای گرفته و با مطالعات عمیق تر و با توجه بیش تر به کارکردهای گوناگون یک اثر هنری، خود را بیش از پیش به آن چه که دوست دارد باشد نزدیک سازد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه