هفته وحدت و چالش های اجتماعی پیش روی آن

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۲:۰۲ ۱۳۹۲/۱۰/۲۸

؛ تا در دوره قاجاریه می‌توان گفت این گونه مراسم‌ها بیشتر جنبه ارائه هویت خاص شیعه در مقابل اهل سنت بود؛ یعنی نمود خارجی که بیان می‌کرد میان یک گروه از مسلمانان به عنوان شیعیان تفاوت اصلی به بقیه وجود دارد. اما در دوره قاجاریه بلایی به ناگهان حادث شد که عده‌ای آن را نقشه استعمار بیان می‌کردند.

برای شناخت بسیاری از عوامل اجتماعی کنونی برخی از متفکران هم چون میشل فوکو به دنبال تبارشناسی رفته‌اند و معتقد هستند برای شناخت یک درخت بهترین وسیله شناخت ریشه و زمینی است که آن درخت در درون آن پرورش یافته است. یکی از درختانی که مثل یک علف هرز در زمینه فرهنگ و شعائر دینی ما رشد کرده بحث مراسم روز 9 ربیع‌الاول است. ریشه این امر در کجا نهفته شده است و این امر از کجا سر برآورده است؟ برای پاسخ گفتن به این سوال باید از چهار مقطع تاریخی نام برد که در ادامه بدان اشاره می شود.

دوره صفویه

اولین دوره تاریخی که در این زمینه بسیار مهم است، بحث تاسیس حکومت صفویه در ایران است. تا قبل از این حکومت شیعیان به عنوان یکی از گروه‌هایی مسلمان بودند که زیر ید حکومت سنی مذهبان زیست می‌کردند، معمولاً چندان در اهنجام مناسک و شعائر خاص خود آزاد نبودند و بیشتر فعالیت آنان به در حوزه فرهنگ دینی به برپایی کرسی‌های درس در نجف، ری، خراسان و بعضی از نقاط دیگر بود. با شروع حکومت صفویه برای اولیه بار بود که شیعه یک پایگاه سیاسی به دست آورد؛ در این دوران حکومت عثمانی در همسایه‌ای ایران حاکم بود این حکومت نیز خود را یک حکومت اسلامی می‌دانست و از این جا وجه اختلافی میان شیعه و سنی به صورت خاص شکل گرفت؛ چرا که اگر اختلاف تا قبل از این زمان بیشتر فکری بود و حاکمان سنی مذهبی چندان در اختلاف بین شیعه و سنی دخالت نداشتن از این زمان اختلاف میان شیعه و سنی موجب ایجاد حکومت شد.

در حکومت صفویه برای این که بتوانند به این وجه تفاوت صورت بیرونی ببخشند مناسک دینی را به صورت گسترده رواج دادند؛ حکومت صفویه برای کسب هویت شیعه و شیعی لقب دادن به خود در کار ایجاد مناسک بر اساس نگرش شیعه اقدام کرد و یکی از مناسکی که توسط این حکومت رواج پیدا کرد «عمرکشان» بود[1]؛ آژند نویسند کتاب «نمایش در دوره صفویه» معتقد است ریشه بحث عید الزهرا بر اساس برخی نوشته‌های موجود در سفرنامه‌های غربیان، از این زمان است. عمرکشان در این دوره با ساخت عروسکی پر از کاه و نشاندن آن بر روی خری و گرداندن آن در دوره شهر و سپس در نهایت آتش زدن آن به انتها می‌رسد و البته بعضی از اوقات حتا الاغی را که برای گرداندن این عروسک استفاده می‌کردند آتش می‌زدند.

دوره قاجار

هر چه بود این مراسم از این دوران شکل گرفت؛ تا در دوره قاجاریه می‌توان گفت این گونه مراسم‌ها بیشتر جنبه ارائه هویت خاص شیعه در مقابل اهل سنت بود؛ یعنی نمود خارجی که بیان می‌کرد میان یک گروه از مسلمانان به عنوان شیعیان تفاوت اصلی به بقیه وجود دارد. اما در دوره قاجاریه بلایی به ناگهان حادث شد که عده‌ای آن را نقشه استعمار بیان می‌کردند. وهابیت که در منطقه حجار در حال رشد و ایجاد بود سر بر آورد و مدعی شد که آمده است دین پیامبر خاتم را از بدعت‌ها پاک نماید. ظاهر کلام بسیار زیبا بود اما معنا و عمل بسیار بی بنیاد. وهابیت در اولین تحرکات عملی خود ابتدا در مدینه قبور امامان شیعه را ویران کردند و سپس در بین سال‌های (1216-1225 ﻫ/ق) به کربلا حمله نموده، هر که را یافتند از دم تیغ گذراندند و حتا مرقد مطهر حضرت امام حسین(علیه‌السلام) را غارت و سپس با خاک یکسان کردند. این جا بود که شیعیان و به بیان بهتر جامعه شیعه نه با یک تفاوت فکری ایدئولوژیک بلکه با یک تفکر ویران کننده مواجه شد. اگر تا قبل از این بحث بر سر خلافت حضرت علی (علیه‌السلام) و شایستگی جانشین رسول الله بود، به ناگهان گروهی آمد و ادعا کرد که اساساً شیعه و تفکر شیعی نوعی بدعت است و باید تمام آن را محو کرد. در این شرایط از یک سو دولت مرکزی شیعه ایران ضعیف و از سوی دیگر دولت عثمانی نیز به مانند دولت‌های سنی مذهبی صدهای قبل چندان در حوزه بحث‌های دینی مداخله نمی‌کردند در منطقه عراق حاکم بود، و به این واسطه شیعیان و به ویژه علما یکی از راه‌های مقابل با تفکر وهابیت را گسترش فرهنگ عزاداری و مناسک عزاداری دیدند به واسطه آن روحیه انسجام در میان جامعه شیعی ایجاد می‌شد. در این مقطع مسئله است اغلب علما از تمامی مناسک دینی که ذیل بحث عزاداری و پاس داشت شان خاندان نبوت باشد دفاع کرده و از آن حمایت می‌کردند.

مقطع سوم البته فاصله‌اش با مقطع دوم بسیار نزدیک است؛ بعد از رفرم سیاسی مشروطه و ایجا جریان عرضه تفکر مدرن موجب شد که عده‌ای از منورالفکران مباحث دینی و مناسک دینی را نیز از جمله دلایل عقب ماندن جامعه ایران بدانند و بر روی حذف و یا اصلاح آن نظر بدهند. به واسطه ایجاد این جریان بود که تعدادی از علمای حوزه های علمیه در ایران و به ویژه لبنان و سوریه و بعداً عراق به دنبال اصلاح برخی از انحرافات که در این سال‌ها به دورن جریان مناسک دینی خزیده بود، برآیند. در این جا عده‌ای از علما در جهات این رفتار اصلاحی دست به مخالف زدند؛ دلیل آن هم روشن بود، وهابیت!

وهابیت معتقد بود که رفتار و مناسکی که شیعه با آن شناخته می‌شود بدعت است و البته علمای شیعه خلاف این نظر را داشتند؛ حال اگر قرار بود در این چنین وضعیتی عده‌ای از علما مانند علامه سید محسن امین در لبنان و بعداً سوریه و مرحوم آیت ابوالحسن اصفهانی به عنوان یکی از مراجع تقلید نجف بیان دارند که انحرافاتی در مناسک شیعه بوده است به نوعی تایید حرف وهابیت است و این عرصه تنگ شده میدان بر علما و مردم را تنگ‌تر خواهد کرد و از این رو علمایی مانند حسین مظفر و عبدالمهدی مظفر به بحث و مناظر در زمینه شعائر و مناسک به گروه اول پرداختند. بحثی که شاید بتوان گفت تاکنون هم ادامه دارد.

دوره انقلاب اسلامی

در اواخر سال 1357 شمسی اولین حکومت شیعه به رهبری روحانیون شیعه در ایران بر سر کار می‌آید؛ یک دهه بعد موجی با فتوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در زمینه قمه‌زنی ایجاد شد. ایشان در سال‌های ابتدایی رهبری خود در فتوایی به رد مناسک قمه‌زنی و غیر دینی بودن نظر دادند؛ این فتوا کافی بود که دوره دیگری از بحث مناسک و شعائر عزاداری در ایران به وجود آید. ویژگی بارز این دوره این مطلب بوده و البته است که این بار بر خلاف دوره‌های قبل یک نظام حکومتی خود اقدام به اصلاح در اعتقادات دینی می‌نماید بدون ترس از مخالفت توده مردم و یا دیدگاه شبه دینی که این نگرش را(شیعه) بدعت می‌دانستند.

حال با این چهار دوره تحول که البته به صورت برداشت آزاد از سوی نگارنده ارائه شده می‌خواهم به سوال اول خود پاسخ دهم می‌توان بیان داشت که مناسکی مانند 9 ربیع‌الاول حاصل حداقل چهار عامل اجتماعی است:

1-     هویت دینی متمایزگر

2-     یک سویه بودن آموزش‌های دینی در حوزه‌های علمیه

3-     توده‌ای بودن مناسک شیعه

4-     نقش سیاست

در توضیح این چهار مورد می‌توان بیان کرد؛ شیعه می‌خواهد به عنوان یک حقیقت واقعی خود را به جهان و دیگران بشناساند؛ روش شناساندن این امر چیست؟ مناسک خاص داشتن یکی از راهکارهای آن بود، اما این مناسک چون تا قبل از آن وجود نداشت باید ایجاد شود؛ این ایجاد شدن نیاز به دیدگاه کاملاً مسلط دینی داشت یعنی عالمانی که پیرامون بحث شعائر و چگونگی نمودهای خارجی آن از دیدگاه اسلام و تفکر شیعه به کار و فعالیت فکری پرداخته باشند. این مسئله در ابتدای تشکیل حکومت صفویه وجود نداشت و البته امروز هم چندان از طرف علمای جدی تلقی نمی‌شود. از همین رو ایجاد و استمرار این جریان بر عهده توده مردم قرار می‌گیرد و خود علما چندان درگیر آن نمی‌شوند از این رو نوعی روحیه توده‌ای بودن هم در آن نفوذ می‌کند این روحیه چندان با منطق وادله و داشتن برهان سر سازگاری ندارد، می‌خواهد با احساس به پیش رود هر چقدر این احساسات بیشتر باشد این رفتار بهتر است و توده‌ای تر است.

تا این جا نقش کنشگران عرصه اجتماعی بسیار پر رنگ بود اما نباید از ساختار اجتماعی هم چشم پوشید؛ نظام اجتماعی (دولت) که طی این حدود 400 سال بر سر کار آمده‌اند اغلب در مقابل مناسک شیعه دارای دو حالت بوده‌اند؛ یا آن را رد کردند و به مقابل با آن پرداختند مانند نادر شاه افشار و پهلوی اول و یا به صورت خنثی با آن برخورد کردن و سعی نموده اند از آن در جهت خواست‌های خود استفاده کنند. هیچ حکومتی در این میان به دنبال شناخت واقعه‌ای جایگاه این مناسک نبود. تنها در طول 20 تا 30 سال گذشته شاهد آن هستیم که به این مناسک به صورت خاص توجه شده و به نوعی در جهت تزکیه آن رفتار می‌شود. در این حالت چرا مراسم‌ها و بدعت‌هایی مانند 9 ربیع‌الاول از بین نمی‌روند؟ پاسخ روشن است از چهار عامل بالا الان فقط یک عامل (سیاست) و آن هم به صورت خیلی محدود به بدعت زدایی اقدام می‌کند سه عامل دیگر در جای خود به کار می‌پردازند و هم چنان جریان معیوب ادامه دارد. اگر بخواهیم این جریان را حل کنیم از یک طرف باید به جای تز هویت دینی متمایزگر به دنبال «امت‌سازی» باشیم؛ و حوزه‌های علمیه نیز به صورت خاص بحث‌های خود را از مباحث صرفاً احکام به مسائل سیاسی و اجتماعی گسترش دهند و از سوی دیگر نحوه‌ی مدل مشارکت فعال اما بر پایه تفکر انتقادی نهاد و البته این امر هم چنان که مشخص است دیر زمانی به طول خواهد انجامید.

برخی از منابع

–         مرون سابرینا(1387)‏، مبارزه علمای اصلاح‌طلب لبنان با تحریفات عاشورا، ترجمه حسن فرشتیان، قم: حبیب‏‫.

–         ام‍ی‍ن‌، م‍ح‍س‍ن‌(1389)، آیین سوگواری : ترجمه کتاب اقناع‌اللائم، ترجمه علی زهراب، قم: حبیب‏‫.

–         مرکز مطالعات راهبردی خیمه(1388)، عاشورانامه، 5ج، قم: خیمه‏.

–         ح‍ی‍دری‌، اب‍راه‍ی‍م‌(1381)، ت‍راژدی‌ ک‍رب‍لا: م‍طال‍ع‍ه‌ ج‍ام‍ع‍ه‌ش‍ن‍اخ‍ت‍ی‌ گ‍ف‍ت‍م‍ان‌ ش‍ی‍ع‍ه‌، ترجمه ع‍ل‍ی‌ م‍ع‍م‍وری‌، م‍ح‍م‍دج‍واد م‍ع‍م‍وری‌، ق‍م‌: دار ال‍ک‍ت‍اب‌ الاس‍لام‍ی‌.

–         م‍ددپ‍ور، م‍ح‍م‍د(1379)، س‍ی‍ر ت‍ف‍ک‍ر م‍ع‍اص‍ر در ای‍ران‌، ک‍ت‍اب‌ اول‌ زم‍ی‍ن‍ه‌ه‍ای‌ ت‍ج‍دد و دی‍ن‌زدای‍ی، ت‍ه‍ران‌: وزارت‌ آم‍وزش‌ و پ‍رورش‌، م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ م‍ن‍ادی‌ ت‍رب‍ی‍ت‌‏. ‌



[1] با پوزش از خوانندگان سنی مذهب برای استفاده از این اصطلاح.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه