واره؛ درآمدی به مردم شناسی و جامعه شناسی

زمان انتشار: ۱۰:۴۵ ۱۳۹۱/۰۴/۳۰

نام کتاب: واره؛ درآمدی به مردم شناسی و جامعه شناسی
نویسنده: مرتضی فرهادی
نشر: شرکت سهامی انتشار، 1380

«واره؛ درآمدی به مردم شناسی و
جامعه شناسی» نام کتابی از دکتر مرتضی فرهادی است که اولین بار در سال 1380 توسط
وزارات جهاد کشاورزی به چاپ رسیده است. این کتاب در چاپ سوم در 545 صفحه و یازده
فصل توسط شرکت سهامی انتشار مجدداً منتشر گردید. لازم به ذکر است که این کتاب در
سال 1381 به عنوان کتاب برگزیده بیستمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در
زمینه علوم اجتماعی شناخته شده و دیپلم افتخار و جایزه جشنواره زن روستا را نیز بدست
آورده است.

دکتر فرهادی در سال1332 در ملایر به
دنیا آمد. دوران کودکی خود را در مهاباد و دوره نوجوانی و جوانی را در شهر خمین
گذراند. وی دارای لیسانس در رشته‏ی روان شناسی، فوق لیسانس در رشته‏ی ارتباطات
اجتماعی و دکترا در رشته‏ی جامعه شناسی می باشد. فرهادی هم اکنون عضو هیئت علمی
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی و سردبیر فصلنامه علوم اجتماعی است. دکتر
فرهادی از آن دست استادانی است که دغدغه تولید علم بومی را دارد. او ارزشِ کار
تولیدی را هنگامی درخور توجه می داند که اکثریت روشنفکران ما به جای «مصرف کننده
صرفِ تولیدات فرهنگیِ غربی» خودشان نیز کم و بیش تولیدکننده، منتقد و صاحب نظر
باشند. از نظر وی کار اصیل و بدیع در حوزه علوم اجتماعی هرچند در تقابل با نظریه ها
و منافع کشورهای سلطه گر باشد، می تواند با به چالش کشیدن این اقتدار و استیلای
فرهنگی، به سرعت مورد استقبال قرار گیرد.


در مقدمه
اثر فوق، واره به مثابه یک کشف، در واقع نه به عنوان خلق و اختراع و پدیدآوردن
واقعیتی نو، بلکه پرده برداشتن از واقعیتی موجود و دورمانده از چشم مردم، و به
عنوان نوعی سازمان غیررسمیِ تعاونیِ سنتیِ غالباً زنانه و بسیار کهن، با محور اصلی
همیاری از نوع تجمیعی و همگرا معرفی شده است. مبادله در قالب این نوع همیاری نه
فقط شامل شیر، بلکه مبادلات اقتصادی، اجتماعی و روانی دیگری را نیز در بر می
گیرد. باید
دانست که واره به معنای عام آن، با زمینه ها و کارکردهای مختلف در همه جای جهان به
عنوان مبادله تأخیری و همیاری همگرا وجود دارد.

واره در اعماق
تاریخ و فرهنگ ایران جریان دارد و با بسیاری از باورها، آیین ها و رفتارهای کهن در
هم آمیخته و با سایر پدیده های اجتماعی- اقتصادی اطراف خود مرتبط است. در حقیقت
باید گفت تلاش برای شناخت آن، قدمی در جهت درک و شناخت جامعه و فرهنگ بومی، آن هم
از نوع بی واسطه و واقعی آن است. در واقع چنین پژوهش های مردم شناختی، راهی برای
بومی سازی علوم اجتماعی در ایران است. از آنجایی که جامعه شناسان بومی گرا معتقدند
که کاربرد روش شناسی و تئوری های غربی در مورد مسائل کشورهای جهان سوم باعث بروز
نظریه های انحرافی و نامتناسب با واقعیت های موجود در آن جوامع می شود، حرکت در
چنین مسیری نیازمند تلاش بسیاری است. به دلیل عدم توجه به این موضوع است که می بینیم
قدرت پیش بینی که قاعدتاً نشانه بلوغ علمی است، در علوم اجتماعی ایران به چشم نمی خورد.
بنابراین برای بومی سازی علوم اجتماعی، ما به مفروضاتی جز مفروضات فعلی نیازمندیم.

فصل اول
کتاب توضیح می دهد که طبق مهم ترین ویژگی هایی که جامعه شناسان برای گروه و سازمان
برشمرده اند، واره را می توان یک سازمان اجتماعی غیر رسمی و نیز گروهی متشکل، با
هدف و اقدام مشخص، روابط مستقیم و چهره به چهره و برخوردار از ارزش ها و هنجارها و
نظم بالا دانست. در واقع مصداق تمام صفاتی که جامعه شناسان در کل برای گروه و
سازمان آورده اند، در واره دیده می شود.  مهم
بودن کارکرد و دیرینگی چند هزارساله، دو ویژگی بارز واره است که در اغلب قریب به
اتفاق روستاها و عشایر ایران وجود داشته است که با یک تخمین تعداد آنها را در مقطع
1335 باید حدوداً چهارصدهزار دانست. البته از این مقطع به بعد و به ویژه بعد از
اصلاحات ارضی تعداد واره ها بتدریج کم شد.

واره از
طرفی، یک سازمان اقتصادی است که از شرایط تاریخی کهن سرچشمه گرفته و به خاطر نیازهای
اقتصادی، تدام پیدا کرده است و از طرف دیگر، در پیوندی همه جانبه با عوامل
غیراقتصادی و فرهنگی قرار دارد. بنابراین شناخت آن به عنوان منظومه ای کوچک، اگرچه
بدون شناخت  جامعه به طور کلی امکان پذیر
نیست، اما خود شناخت دقیق ترِ جامعه مادر را ممکن می سازد. همچنین اینگونه مطالعات
علاوه بر کاربردهای نظری و دانشگاهی، می تواند کاربرد عملی از طریق استفاده از
تجربیات آن در برنامه ریزی روستایی و عشایری نیز داشته باشد.

در این
پژوهش اکتشافی سعی شده است دلایل پیدایش یک پدیده و نیز تدام آن، از هم جدا شوند.
روش های مورد استفاده در این بررسی شامل روش تاریخی، کارکردگرایی، ساخت گرایی و
نیز روش تطبیقی و شیوه گردآوری اطلاعات در این تحقیق میدانی نیز مشاهده و بویژه
مصاحبه بوده است. نخستین نوشته ای که از واره به معنای اصطلاحی آن نامی به میان
آورده، لغت نامه دهخدا است. جلال آل احمد دومین نویسنده ای است که از نوعی واره در
روستای اورازانِ طالقان سخن گفته است. هوشنگ پورکریم، مردم نگار نامی نیز سومین
شخصی بود که در تک نگاری روستای فشدنگِ طالقان، کمی مفصل تر از مرحوم دهخدا و آل احمد،
واره را در این روستا توصیف کرده است.

در فصل دوم کتاب، پیشینه واره در
فرهنگ و اقتصاد ایران مورد بررسی قرار گرفته است. در متون و فرهنگ های کهن، هیچ
اشاره ای به واره به عنوان یک رسم و سازمان اجتماعی- اقتصادی نشده است تا دلیلی
آشکار و تاریخی بر کهن بودن این آیین باشد، بنابراین اثبات دیرینگی این پدیده که
هیچ سند و نوشته متعارفی درباره آن وجود ندارد، بر اساس فرضیات و شواهدی صورت خواهد
گرفت که شامل گسترش واره، گوناگونی نام های آن، نامشخص و ناشناخته بودن معنای لغوی
برخی نام های واره، نام های ترکی و ارمنی آن و همچنین وجود بقایای گفتاری و رفتاری
در آیین ها و باورهای واره می باشند.

در ادامه این بخش سعی شده است افزون
بر دیرینگی، دگرگونی و تطور واره برپایه تحلیل نام های آن و برخی رسوم بازمانده
دنبال گردد. بدین منظور از یک سو معنای نام های نامعلوم واره را یافته و از سوی
دیگر باید بدانیم کدام جدیدتر و کدام قدیمی ترند و بر اساس تغییراتی که در معنای
نام های واره در طول زمان پدیدار شده، خطوط اصلی تغییرات واره را ترسیم نماییم. در
این فصل تلاش شده معنای گمشده نام های واره را دریافته و به همین دلیل با کمک روش زبان شناختیِ
خاصی به ساختن طیف نام ها پرداخته شد. بررسی طیف نام های واره، اولاً نشانه آشکار
بر دیرینگی آن است و ثانیاً طیف یک نام، با آشکار کردن دگرگونی های یک واژه و در
نتیجه پیوند و خویشاوندی آنها، ما را به سوی شناسایی واژه و معنای آن رهنمون می سازد.
همچنین تا حد امکان سعی بر شناختن و مرتب کردن پیام های مستور در نام های واره شده
است.

در نهایت اینکه در این فصل بر اساس
نظریه های موجود در زبان شناسی که معتقد است واژگان زبان، بخشی از گذشته را در خود
نگاه می دارد و با کمک شیوه ریشه شناسی، تلاش شده نام های گوناگون واره طبقه بندی
و با نام های همگون و هم ریشه، طیف سازی شود. سپس معنای پنهان و مشترک هر طیف را
دریافته و مشخص شود کدام نام ها کهن تر و کدام جدیدترند. از متون ادبی، تاریخی و
داده های مردم نگاری فرهنگ دامداری ایران و نیز داده های مردم نگاری جهان، برای
فهم سازمان سنتی واره در اعصار گذشته و تحولات آن تا به امروز استفاده شده است. بر
اساس همه این اطلاعات می توان نتیجه گرفت که واره نخستین سازمان با محور اصلی
خودیاری مشاع در دل سازمان بزرگتری همچون طایفه و خاندان بوده که با پیشرفت مالکیت
فردی بر دام، به تدریج به سمت سازمانی با محور اصلی همیاری، حرکت کرده است. واره
به عنوان سازمانی فرعی، بسیار پیش از نام گذاری آن و احتمالاً از ابتدای استفاده
بشر از شیر دام ها و اختراع ظروف و پیدایش فن آوری تبدیل شیر به فرآورده های دیگر،
به وجود آمده است.

فصل سوم به زمینه های فرهنگی تداوم
واره پرداخته است. یکی از مسیرهای مستقیم تأثیر زمینه های فرهنگی در مفاهیم و
سازمان های اقتصادی همچون واره، دیدگاه فرهنگی نسبت به اهورایی یا اهریمنی بودن
برخی موجودات، اشیاء و کالاهاست. تقدس آنچه را که می توان تولید کرد، در شکل گیری تأسیسات
و سازمان های اقتصادی مربوط به آن، نقش اساسی دارد. شیر از جمله این تولیدات است
که تقدس آن در جامعه کهن ایرانی، در تداوم و تسهیل کار سازمان واره، نقش بسزایی
داشته است. کراهت فروش شیر و ماست که تا همین اواخر هم ادامه داشته و در ارتباط با
تقدس شیر معنا می یابد، واره را تبدیل به بستری مشروع برای مبادله شیر با شیر و
استفاده اقتصادی از آن نموده و نیز باعث ایجاد سازگاری و همنوایی بین اعضا و
افزایش اعتماد اعضاء به یکدیگر گردیده است.

تقدس شیر و مشتقات آن در ادیان متقدم
هندوایرانی، در آیین زرتشتی، نیز در ادیان متأخر، از جمله در آیین مقدس اسلام،
همچنین در فرهنگ عامیانه ایران به چشم می خورد. بار مذهبی این تقدس، در تداوم
سازمان کهن واره نقش مهمی داشته است. یک شیء مقدس، نه تنها کالایی فروختنی نیست،
بلکه معاوضه آن هم جز با خودش یا با کالای مقدس دیگر، جایز شمرده نمی شود. اینجاست
که مبادله شیر با شیر، معنای خود را باز می یابد. برای پی بردن به تقدس این کالا و
مانند آن می توان به مواردی چون کراهت فروش اشیای مقدس و سفیدمانی، نوع مبادله،
معاوضه و قرض دادن و قرض گرفتن این اشیاء، آداب هدیه گرفتن شیر و فرآورده های آن،
سوگند خوردن به سفیدمانی، کفرآمیز شمردن بی احترامی به اشیای مقدس، حضور این اشیاء
در آیین ها و جشن ها و در پایان نگهداری این اشیای مقدس برای جلب منفعت و دفع ضرر
اشاره نمود.

فصل چهارم کتاب، دلایل تداوم و
کارکردهای واره را برشمرده است. واره مبادله ای صرفاً از نوع اجتماعی و تشریفاتی
نیست، بلکه دارای کارکردهای بارز اقتصادی نیز می باشد. البته کارکردهای فراوان اما
مستور اجتماعی و روانی نیز دارد. کارکردهای اقتصادی واره را می توان شامل مواردی
دانست که به شرح مختصر آنها می پردازیم.

میزان شیر (یک کاسه کردن شیرهای جداجدا
و اقتصادی کردن کار دامداری معیشتی و نیمه معیشتی به دلیل کم بودن میزان شیر اعضای
واره. در واقع زمانی که شیر روزانه هر خانوار به تنهایی برای تولید فرآورده های
شیری، کافی و اقتصادی نباشد، واره آغاز می شود). ماهیت شیر (ماهیت شیمیایی شیر
ایجاب می کند که این ماده سریعاً مصرف یا به فرآورده های دیگر تبدیل شود. در واقع
کارکرد واره، ایجاد امکانات و تسهیلاتی در همین زمینه است). تقدس شیر (تقدس شیر
موانعی بر سر راه خرید و فروش بی قید و شرط آن ایجاد می کند و واره مفری مشروع
برای ذخیر کردن شیر و مصرف آن در مواقع کمیابی است). بازارهای مصرف روزانه شیر
(نبود بازار برای مصرف شیر به صورت تازه، دور بودن تولیدکنندگان از بازار مصرف و
نیز گاهی عدم دسترسی آنها به این بازارها بستری برای ایجاد واره بوده است). فن آوری
(فن آوری هایی چون رام کردن دام ها، تهیه ظروف برای دوشیدن و نگهداری شیر، فنون
شیردوشی و … زمینه و شرایط پیدایش واره در ایران را فراهم کرده است). صرفه جویی
در زمان کار (در واره افزایش نیرو و یک کاسه کردن امکانات اعضا به آزاد شدن نیروی
کار اضافی و صرفه جویی می انجامد). تأمین نیروی کار (کمک هم واره ها به یکدیگر
بویژه در مورد خانواده هایی که نیروی کار کمتری نسبت به میزان شیرشان دارند).

باید دانست که کارکردهای اقتصادی
واره، تنها عینی ترین و نمایان ترین جنبه این سازمان اجتماعی است و نه همه آن.
واره کارکردهای اجتماعی- روانی و نیز تفریحی- آموزشی نیز دارد که اصطلاحاً کارکردهای
پنهان آن نامیده می شوند. از جمله مهم ترین این کارکردها باید پذیرش اجتماعی و
ایجاد امنیت روانی برای اعضاء، مبادله تنش ها و دلواپسی ها و تشفی روانی اعضاء،
مبادله اطلاعات و اخبار، ایجاد اوقات فراغت برای زنان و استقلال اقتصادی آنان را
نام برد.

در فصل پنجم، مبحث گزینش در سازمان
واره مطرح شده است. قبل از شروع واره، زنان روستایی به دنبال «همواره» مورد پسند
خود می گردند. کسی که شیر بیشتری دارد، قدرت و نفوذ بالاتری نیز در انتخاب همواره
خواهد داشت. معیارهای انتخاب شریک و همواره، دو دسته اند که معیارهای اقتصادی و
غیراقتصادی را شامل می شود. معیارهای مبتنی بر اهداف اقتصادی را باید مرغوبیت و
کیفیت شیر، مقدار شیر و کمّیت آن و تعادل و توازن نسبی بین شرکا از این نظر، هم گله ای
بودن که خود متأثر از معیارهای دیگری چون همسایگی، نوع دام و خویشاوندی است، درستکاری،
پاکیزگی و تندرستی، روحیه یاریگری و خواهش پذیری، شورچشمی و نظرتنگی، خوش پی بودن
که به کسی اطلاق می شود که دام شیرده داشته باشد و در آخر وقت شناسی دانست. معیارهای
غیراقتصادی نیز خویشاوندی، مذهب، شأن و منزلت اجتماعی و مانند آن را شامل می شود.

شمار اعضای یک واره که با افزایش
میزان شیر، کاهش و با کاهش آن، کاهش آن، افزایش می یابد، حداقل 2 و حداکثر 20 تن
است. رئیس واره نیز که به وی سرواره می گویند، در بسیاری از مناطق کسی است  شیر بیشتر و وضعیت اقتصادی بهتری نسبت به سایر
اعضاء دارد.

فصل ششم کتاب، عوامل مؤثر در شروع
واره و بازمانده برخی جشن های مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده است. از مهم ترین
عواملی که باعث دیر یا زود شروع شدن واره می گردد، می توان جغرافیا و شرایط آب و
هوایی، زایش گوسفندان، میزان شیر خانواده های دامدار، آیین ها و رسوم خاص، میزان
ذخیره علوفه، کوچ نشینی و یکجانشینی، تعداد دام ها و میزان شیر را نام برد. بقایا
و بازمانده های آیین های شروع واره در مناطق مختلف ایران فراوانند که اگر بخواهیم
به مهم ترین آنها نظری بیفکنیم، باید آب و جارو و آب پاشی پیش پای هموارگان،
مبارکباد گفتن همواره ها در لحظه ورود به خانه سرواره، پیشکش کردن هدایا یا چین
چراغ، پذیرایی از همواره ها یا آش واره، ریختن اسپند و کندر بر آتش، بخشش نمایشی
شیر، به تخت نشستن سرواره، پالودن شیر با الک، انگشت زنی در شیر اول واره و در
نهایت پوشیدن لباس کامل و مرتب را ذکر نماییم.

در فصل هفتم، چگونگی تحویل شیر به
واره توضیح داده شده است. زمان بردن شیر به واره که به شرایطی همچون جنس دام ها،
گاوی یا گوسفندی بودن واره، میزان شیردهی هر دام و … بستگی دارد، در بیشتر
روستاها، صبح و عصر است. مکان تحویل شیر نیز اغلب، خانه یا چادر صاحب واره است؛
زیرا این کار ساده ترین و کارآمدترین روش برای گردآوری و محاسبه شیر هریک از صاحب واره هاست.

فصل هشتم کتاب، فنون و روش های
اندازه گیری و محاسبه شیر در واره را بیان نموده است. حسابداری در سازمان واره به
معنی اندازه گیری و نگهداری حساب شیری است هریک از هموارگان روزانه به واره می برند.
برای این کار که به آن چوقد یا پیمیدن می گویند، از روش های مختلفی استفاده می گردد.
از جمله آن پیمانه کردن با ظروف گوناگون، روش سوزن کش بوسیله خط کشیدن بر دیواره
ظرف شیر، روش لله گذاری با انگشت یا چوب، روش نشانه گذاری لله بوسیله چاقو، آرد و خاکستر
و یا نخ و بند و نیز اندازه گیری با چوب خط و ظروف مدرّج را باید نام برد.

در فصل نهم، یعنی گردش شیر و قواعد آن
آمده است که در هر واره بعد از مدت معینی که شیر به یکی از شرکا اختصاص یافت و
صاحب واره، شیرهایی را که به همواره ها قرض داده بود، پس گرفت و همواره ها نیز
مقداری شیر به او قرض دادند، طبق قواعد و رسومی خاص، شیر از خانه صاحب واره به
خانه همواره دیگر خواهد رفت. در این قواعد کسی که شیر بیشتری دارد، عموماً در نوبت
مقدم است. اعتقاد به سعد و نحس بودن بعضی روزها نیز در واگذاری و پذیرفتن نوبت
مؤثر است. از مهم ترین آیین های گردش شیر در واره می توان به فرستادن ظروف و وسایل
لازم جهت تهیه فرآورده های شیری به خانه صاحب واره، فرستادن چین چراغ و مایه ماست
برای سرواره و پذیرایی صاحب واره از هموارگان اشاره کرد.

فصل پایانی کتاب، به اختصار تعطیلات
واره که به آن شیرلنگه می گویند توضیح داده است. در برخی روستاها، واره از لحظه
شروع تا پایان، بدون وقفه ادامه می یابد. در هر صورت در اغلب مناطق ایران، به
مناسبت هایی چون تعطیلات مذهبی، ایام شهادت، روز جمعه، آغاز و پایان بعضی فصول و شیرخیری
یا همان بخشش شیر توسط هموارگان، وقفه هایی در شیرواره پدید می آید.

این کتاب در هر بخش، یکی از موضوعات
مربوط به سازمان واره را توضیح داده و به عنوان شاهد مثال در هر موضوع، ده ها مورد
را در روستاها و مناطق مختلف کشور ذکر کرده است. این کتاب علاوه بر اینکه چنین
سازمان مردمی و غیردولتی گسترده را به مخاطب معرفی می کند، خواننده را با آداب و
رسوم بعضاً پیچیده موجود در روستاهای کوچک و بزرگ کشورمان آشنا می سازد. در کل
کتاب بالغ بر دو هزار نام جدید به چشم می خورد که عمده آن به گوش مخاطب ناآشنا
خواهد بود. این نام ها که در ضمیمه پایان کتاب قابل مشاهده است، نام طوایف، عشایر،
اقوام، مکان ها، آداب، سنن، اصطلاحات، واژگان محلی و کلمات نشانه و راهنما را
دربرمی گیرد. این خود نشان از گستردگی و وسعت چنین مباحث مردم شناختی دارد.

در این کتاب که یکی از وسیع ترین
تحقیقات میدانی در زمینه بررسی و تبیین نوعی همکاری و مشارکت در بین زنان ایرانی
است، بعضاً از آیین ها و رسوم بومی موجود در روستاها و مناطق دور و نزدیک کشور یاد
شده است که پرداختن به آنها نیازمند مجموعه ای دیگر می باشد و توضیح پیرامون تک تک
آنها در مباحث کتاب حاضر نمی گنجد. این نیز خود نشان از گستره و عمق بسیاری از
آداب و رسوم کهن سرزمین باستانی و تاریخی ما دارد.

شاید مطالعه این کتاب در نگاه اول
چندان جذاب و مفید فایده ننماید، اما توجه به کلیت آن از دو منظر قابل تأمل است.
از یک سو آشنایی با رسمی کهن در بین زنان روستایی و عشایر، آن هم با داشتن ترتیبات
خاص و سنت های وسیع، نشان می دهد که چنین موضوعاتی جای بررسی بیشتر داشته و عدم
توجه به آن با توجه به روند تدریجی نابودی آنها، در درازمدت به حذف چنین آیین هایی
از حافطه تاریخی این مرز و بوم می انجامد. در حقیقت این نکته ارزش مردم شناخی
تحقیق فوق را می رساند و در واقع باید گفت
یکی از فواید شناخت و فهم تعاونی های سنتی همچون واره، فراهم سازی زمینه، فضا
و پتانسیل فرهنگی مناسب جهت آفرینش و آموزش هرگونه مشارکت و تعاونی است.
از سوی دیگر با فراتر رفتن از ابعاد مردم شناختی این کتاب، سازمان واره با
پیچیدگی های خاص خود به عنوان یک نمونه، ما را با به این نگاه که روستا نیز همچون
شهر دارای پیچیدگی های ساختاری است، البته از نوعی دیگر، نزدیک می کند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه