وحدت حوزه و دانشگاه، یعنى حرکت پابه‏ پاى علم و دین‏ در جامعه

زمان انتشار: ۲۰:۲۲ ۱۳۹۰/۰۹/۲۷

امام با آگاهی کامل نسبت به واقعیتهای تاریخی، راه حل مشکلات، بقاء استقلال و شعار نه شرقی و نه غربی در کشور را، در آمیخته شدن روشنفکران و تحصیلکردگان جدید، با دین و ایمان مذهبی و نیز آشناشدن روحانیون با پیشرفتهای علمی جهان و تجربه ی روشهای جدید ،می دانستند.
بهترین جلسات سخنرانیهاى علمایى مثل مرحوم آیةاللّه مطهرى و امثال ایشان، در دانشگاهها بود و مرحوم دکتر مفتح (رضوان‏ اللّه‏ علیه) یکى از پُرکارترین و فعالترین این‏گونه روحانیون بود.
در نظام اسلامى، علم و دین پابه‏ پا باید حرکت کند، وحدت حوزه و دانشگاه، یعنى این.

در نظام اسلامى، علم و دین پابه ‏پا باید حرکت کند. وحدت حوزه و دانشگاه،
یعنى این. وحدت حوزه و دانشگاه، معنایش این نیست که حتما بایستى تخصصهاى
حوزه‏یى در دانشگاه و تخصصهاى دانشگاهى در حوزه دنبال بشود. نه، لزومى
ندارد. اگر حوزه و دانشگاه به هم وصل و خوشبین باشند و به هم کمک بکنند و
با یکدیگر همکارى نمایند، دو شعبه از یک مؤسسه‏ى علم و دین هستند. مؤسسه‏ى
علم و دین، یک مؤسسه است و علم و دین باهمند. این مؤسسه، دو شعبه دارد: یک
شعبه، حوزه‏هاى علمیه و شعبه‏ى دیگر، دانشگاهها هستند؛ اما باید با هم
مرتبط و خوشبین باشند، با هم کار کنند، از هم جدا نشوند و از یکدیگر
استفاده کنند. علومى را که امروز حوزه‏هاى علمیه مى‏خواهند فرا بگیرند،
دانشگاهیها به آنها تعلیم بدهند. دین و معرفت دینى را هم که دانشگاهیها
احتیاج دارند، علماى حوزه به آنها تعلیم بدهند. سرّ حضور نمایندگان روحانى
در دانشگاهها، همین است. چه قدر خوب است که این ارتباطها، برنامه‏ریزى و
سازماندهى بشود. این، یکى از بهترین و طبیعیترین وحدتهاست.

مى‏دانید که
در دوران اختناق و در آن هنگامى که دستگاه جبار براى جدا کردن روحانیون از
تحصیلکرده‏ها، از تمام وسایل استفاده مى‏کرد، یک عده روحانىِ آگاه و عالم و
عاقل و مصلحت بین و مصلحت شناس داشتیم که ارتباطشان را با دانشگاهها
مستحکم کردند. بهترین جلسات سخنرانیهاى علمایى مثل مرحوم آیةاللّه مطهرى و
امثال ایشان، در دانشگاهها بود و مرحوم دکتر مفتح (رضوان‏اللّه‏علیه) یکى
از پُرکارترین و فعالترین این‏گونه روحانیون بود.

طلّاب و دانشجویان قدر
یکدیگر را بدانند، با یکدیگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بیگانگى نکنند،
احساس خویشاوندى و برادرى را حفظ کنند و روحانیون در دانشگاهها عملا – قبل
از قولا – کوشش کنند که نمونه‏هاى کامل عالم دین و طلبه‏ى علوم دینى را به
طلاب و دانشجویان و دانشگاهیان ارایه بدهند و نشان دهند که هردو نسبت به
یکدیگر، با حساسیت مثبت و با علاقه همکارى مى‏کنند. این، همکارى و وحدت
حوزه و دانشگاه است. البته براى این کار، باید برنامه‏ریزى و سازماندهى
بشود.

باید همکارى حوزه و دانشگاه را قدر بدانیم و ارج بگذاریم و آن را
روزبه‏روز تقویت کنیم. این آرزو و تقاضاى من از همه کسانى است که در
حوزه‏ها و دانشگاهها صاحب نفوذ و صاحب تأثیر و صاحب یک فکر و نظر هستند و
حضورى دارند.

این دو قلمرو علم و روحانیت، باید نخست از هر آن چه با
فرهنگ اصیل جامعه ى اسلامى ما بیگانه است، تطهیر و پاک شوند و نخستین گام
در راه وحدت را از این جا بردارند.

امتیازات حوزه و دانشگاه باید تبادل
شود: اخلاص، صفا، ایثار، معنویت، زهد، احترام به سنت هاى اصیل و ارزشمند،
از یک سو و توجه به واقعیات، دید باز و گسترده، وسعت بینش، نوگرایى مفید،
نگرش سازنده و پویا و استفاده از روشهاى جدید و کارساز از سوى دیگر،
مى تواند و باید که مکمل هم شوند.

این ترکیب (وحدت حوزه و دانشگاه)،
ترکیبى است که اگر به درستى زوایاى معناى رمزى آن شناخته شود، هم براى کشور
و آینده بسیار بابرکت است و هم براى دشمن و نیروهاى مهاجم مزاحم کینه ورز
خارجى و ایادى داخلى آنها بسیار تلخ و گزنده و شکننده است. وحدت حوزه و
دانشگاه یعنى روآوردن این دو به یکدیگر.

طی قرنهای گذشته استعمارگران
برای بیگانه کردن نسل های رو به رشد کشورهای اسلامی از اسلام و خاموش کردن
مساله ی ایمان و وجدان دینی در بین آحاد مردم اقدامات متعددی را انجام
دادند. آنان در طراحی نقش های فتوحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود
به مانع عمده ای برخوردکردند و آن اعتقادات اسلامی ملت ها بود. زیرا اسلام
مصداق کامل دینی بود که حقیقتاً با حمله و یورش همه جانبه و تجاوزکارانه ی
دولتهای استعماری به مناطق مختلف دنیا بویژه مناطق اسلامی مبارزه می کرد.
استعمارگران درشبه قاره هند، کشورهای عربی و ایران و هرجا که احساس و وجدان
دینی در مردم بیداربود این حقیقت را تجربه کردند. لذا برای تثبیت و پیشبرد
نقشه های خود درجهت ازبین بردن وجدان دینی و ایمان اسلامی در مردم برنامه
ریزی کردند. جاذبه ی قهری علم وپیشرفتهای علمی که اروپا به آن دست یافته
بود موجب شد تا جوانانی که برای تحصیل علم به اروپا و آمریکا رفتند هدف
تبلیغات ضد اسلامی قرارگیرند. اولین پرورش یافته های غرب غالباً کسانی
بودند که بخاطر ضعف نفس و فقدان تبلیغات مؤثر دینی نسبت به دین احساس
بیگانگی و عناد می کردند. لذا دانشگاهها که مرکز پرورش انسانهای دانشمند
براساس پیشرفتهای علمی روز بود بنیان آن بر بی اعتقادی و معارضه ی با دین
گذاشته شد و در دانشگاهها نه تنها دین را ضعیف کردند بلکه به معارضه ی با
آن پرداختند.

امام با آگاهی کامل نسبت به واقعیتهای تاریخی، راه حل
مشکلات، بقاء استقلال و شعار نه شرقی و نه غربی در کشور را، در آمیخته شدن
روشنفکران و تحصیلکردگان جدید، با دین و ایمان مذهبی و نیز آشناشدن
روحانیون با پیشرفتهای علمی جهان و تجربه ی روشهای جدید ،می دانستند. شهید
مفتح از جمله افرادی بود که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر
دانشگاهی و روحانی، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود. وی در را تحقق
بخشیدن به آرمان های بنیانگذار انقلاب اسلامی، ایجاد وحدت میان این دو قشر
مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد. سخنرانی های ایشان در مسجد دانشگاه در
ترغیب نسل روشنفکر و تحصیل کرده به اسلام اثر بسزایی داشت. به مناسبت
مجاهدت ایشان در راه تحقق وحدت میان حوزه و دانشگاه، روز شهادت آیت الله
مفتح روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه