کلباسی در دانشگاه شیراز بررسی کرد:

وضعیت علوم انسانی در ایران امروز

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۱:۳۵ ۱۳۹۴/۰۱/۲۱

کار ما از تجربه ی 400 ساله ی دنیای مدرن بسیار سخت تر است و باید بدانیم که عالم بر تدریج و تدرّج استوار است. شجره ی طیبه ی اجتهاد در فقه شیعه، نشانه ی تکامل معارف و علوم الهی است و از اصل دین، فرعی را اتخاذ و تولید کردن است. باید بدانیم هیچ چیز آماده ای در دسترس نیست و علم انسانی مطلوب با هر پسوندی نیاز به تلاش و سعی فراوانی دارد.

سمینار «وضعیت علوم انسانی در ایران امروز»، با حضور دکتر کلباسی، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، و حجت الاسلام دکتر کاکایی، استاد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شیراز، در تالار علامه جعفری دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز برگزار گردید.

در ابتدای این سمینار، که به همت دفتر آموزشی نخبگان علوم انسانی (دانا) این دانشگاه، اسفندماه سال گذشته برگزار گردید، دکتر کلباسی، به بیان نکات خویش، حول پنج محور پرداختند.

ایشان در آغاز کلام برای ورود به مبحث مهم علوم انسانی از لزوم داشتن نگاه تاریخ مند در این عرصه سخن به میان آوردند، و خاطرنشان کردند که تاریخ، به مثابه یک امر پویا و زنده در امروز و وضع حال علم و تکنولوژی جریان دارد و وجود فعلی هر موجودی، عجین با تاریخ تکوین آن موجود است. این نوع نگاه امکانات آینده رو ترسیم می کند. از آفات دنیای توسعه نیافته این است که محصول و نتیجه را می طلبد و از تکنولوژی و علم پرسش نمی کند، اصلا فکر نمی کند که تکنولوژی کجا؟ تحت چه شرایطی؟ در چه مراحلی؟ با چه مقصد و غایتی؟ به این جا رسیده است. لازمه ورود به هر بحث نظری داشتن این نوع نگاه است و این نوع شناخت نسبت به هر علمی و هر پدیده ای، نحوه ی برخورد با آن پدیده را برای ما روشن می کند.

دکتر کلباسی در ادامه، بیان داشتند که پرسیدن از علم و تکنولوژی در ایران بسیار جای امیدواری دارد. پرسش جهل نیست، نشانه ی علم و کمال است. کار ما از تجربه ی 400 ساله ی دنیای مدرن بسیار سخت تر است و باید بدانیم که عالم بر تدریج و تدرّج استوار است. شجره ی طیبه ی اجتهاد در فقه شیعه، نشانه ی تکامل معارف و علوم الهی است و از اصل دین، فرعی را اتخاذ و تولید کردن است. باید بدانیم هیچ چیز آماده ای در دسترس نیست و علم انسانی مطلوب با هر پسوندی نیاز به تلاش و سعی فراوانی دارد.

ایشان افزودند که علم به مثابه یک موجود زنده زیست و حیات مستمر و پویا و تاریخی دارد. علم کالا نیست. علوم انسانی یک پیکره است که که محصولاتی را در شاخه های مختلف شامل گزاره ها، قضایا، فرضیات، نتایج و جنبه های عملی عرضه کرده است. علم یک روح دارد، since  یک پیکره ی بی جان نیست، روح since اومانیسم است. در کتابخانه و آزمایشگاه یک روح وجود دارد که پژوهشگر و دانشمند را به سوی یک غایتی سوق می دهد.

در ادامه ایشان به برخورد های متفاوت با مدرنیته و علم جدید اشاره کردند و بیان داشتند که چهار نوع مواجهه با عالم تجدد در دنیای اسلام وجود داشته است :

1. اولین برخورد طرد و نفی یکپارچه ی علم و تکنولوژی جدید و فسخ و نسخ آنچه که هست به عنوان علم سکولار و علم ضد دین؛ مخالفت با علم مدرن به دلیل هویت گیر بودنش و هویت فراموش کنندگی اش و طرد الوهیت و تقدسی که انجام می دهد.

2. برخورد دوم اخذ و اقتباس یکپارچه علم جدید به عنوان یک امر گریز ناپذیر و اجتناب ناپذیر به عنوان تقدیر تاریخ؛ و تقدیر تاریخ این بوده که ایستگاه آخر سیر و صیرورت تاریخ برسد به عالم مدرن و عالم تجدد و همه باید غربی بشوند.

3. برخورد سوم یک برخورد گزینشی با عالم تجدد بوده که قائل به اخذ عناصر و مؤلفه های ملائم و موافق با آموزه های دینی و کنار گذاردن آنچه که مخالف با آموزه های دینی است. در واقع طرح پالایش علوم انسانی و علوم طبیعی را مد نظر دارند.

4. برخورد چهارم تأسیس و تکوین علوم انسانی بر مبنای نصوص و آموزه های وحیانی و مبانی معرفتی مندرج در آن است؛

و مبتنی بر این چهار نوع مواجهه، در علوم انسانی سه راه تهذیب و پالایش، ترمیم و تصحیح، و تأسیس و تکوین را می توانیم از یکدیگر تفکیک نماییم و تمییز دهیم.

دکتر کلباسی در قسمت پایانی عرایض شان به مهمترین محور بحث خود پرداختند و افزودند که اگر قرار است علمی تحت عنوان علوم انسانی تأسیس شود، باید توجه داشت که این واژه دو قسمت دارد یکی علم و دیگری انسان. در بحث از علم و ماهیت علم و چیستی علم میراث گرانبهایی در اختیار داریم و باید این منابع را بشناسیم. فلسفه و عرفان ما بسیار پربار است، ملاصدرا می گوید علم از سنخ وجود است، و پیرامون این جمله، ظرفیت نگارش دهها جلد کتاب وجود دارد. در دوره ی بعد از ارسطو علم از وجود جدا شد و علم موجود شد اما در دوره پیشاسقراطی علم از سنخ وجود بود. اینها را عرض می کنیم که بدانیم در تقدیر بشریت مدرنیته نبوده، بلکه یک شکلی از علم بوده که فراگیر شده و تحقق یافته است. قسمت دوم آن، واژه انسان می باشد. انسان مد نظر قرآن و فلسفه و عرفان، اصلا آن انسان مد نظر کانت و دکارت نیست. انسان مد نظر کانت و دکارت فراگیر شده اما انسان مد نظر ملاصدرا فراگیر نشده است. انسان کانت و دکارت، اومانیست است و نگاه تصرفی به عالم دارد، اصلا شک نکنید که این علوم سکولار هستند. پس صورتی از انسان و صورتی از علم در مدرنیته متبلور شده که عالم ما را تغییر داده، اگر انسان مد نظر قرآن هم شکل بگیرد علم و عالم جدیدی شکل خواهد گرفت.

پس باید از چیستی و ماهیت علم پرسید و در این راه سختی ها را به جان کشید تا طرحی نو دراندازیم.

در ادامه این سمینار، حجت الاسلام دکتر کاکایی، نیز به ارائه نکاتی پیرامون وضعیت علوم انسانی در ایران امروز پرداختند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه