وضعیت متناقض نمای رمان دفاع مقدس در ایران

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۱:۵۰ ۱۳۹۳/۰۷/۲۲

با در نظر گرفتن دو ویژگی برجسته‌ی رمان، سؤال این است که جهان عرفی‌شده‌ی رمان با قهرمانان ناکامش، در رمان‌های دفاع مقدس چه وضعی پیدا می‌کند؟ زیرا رمان‌های دفاع مقدس سکولار یا عرفی‌شده نیستند، بلکه دنیایی را روایت می‌کنند که اولاً، به قول شهید آوینی، با روایت کربلا گره خورده است؛ یعنی جهانی است که به هر گوشه‌ی آن نگاه ‌کنیم، آیت یا نشانه‌ای از وجود خدا و بارقه‌های قدسی را شاهد خواهیم بود؛ ثانیاً، قهرمانانش همگی کامیاب‌اند ـ اگرچه شهید می‌شوند ولی شهادت، کامیابی در دنیا و آخرت است.

در ادامه پرونده « ادبیات دفاع مقدس»پیش از این یک یادداشت با عنوان «از ادبیات جنگ تا ادبیات مقاومت» و یک گفتار درباره «گونه شناسی واکنش های ادبی به جنگ» را منتشر کرده بودیم. در ادامه این پرونده گفتاری از دکتر مسعود کوثری مدیر جدید انتشارات علمی،فرهنگی و عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران را درباره وضعیت رمان دفاع مقدس از نظر می گذرانید:

 موضوع بحث من این است: آیا رمان جنگ یا رمان دفاع مقدس در ایران، دچار وضعیت پارادوکسیکال (متناقض‌نما) است؟

1

در میان تعاریف متعددی که افرادی چون لوکاچ، گلدمن و هگل از رمان در اختیار قرار داده‌اند، تعریف هگل کلیدی‌تر است. چون به نظر هگل رمان، حماسه‌ی دوران بورژوازی به شمار می‌آید. تعبیر «حماسه» در تعریف وی از رمان، بسیار کلیدی است. هگل می‌گوید، رمان حماسه‌ی عصر بورژوازی است، همان‌طور که هومر با ایلیاد و اودیسه، و هزیود با آثارش، حماسه‌نویس دوران یونان باستان بوده‌اند؛ دوران خدایان، دوران پهلوانان، دورانی که رابطه‌ی میان انسان و سروش غیبی کوتاه بود و پیام خدایان صرفاً به‌واسطه‌ی سروش‌های غیبی به انسان می‌رسید، دورانی که رابطه‌ی میان زمین و آسمان آنچنان به هم پیوسته بود که میان المپ در آسمان، که زئوس در آن‌جا حکم‌فرمایی می‌کرد، و المپ در روی زمین، رابطه‌ای بسیار مستقیم و نزدیک وجود داشت.

این رمان یا حماسه‌ی دوران بورژوازی، دو خصلت بسیار مهم دارد که به‌ویژه بعد از انتشار کتاب دن‌کیشوت سروانتس، برجسته‌تر هم شد. این دو خصلت عبارت‌اند از:

1ـ دنیای رمان، دنیایی عرفی یا تقدس‌زدایی‌شده و زمینی است. در نتیجه، دنیای خدایان نیست، دنیای انسان است به ماهو انسان؛ انسانی که، به قول صادق هدایت در اولین جمله‌ی بوف کور، دردهایی دارد که چون خوره، روح او را می‌خورند.

2ـ قهرمانان رمان، قهرمانانی ناکام‌اند. برخلاف اپیک در دوران یونان باستان، که (مثلاً) اودیسه با همه‌ی گرفتاری‌هایی که در جنگ تروا پیدا می‌کند یا در دریا گرفتار پریان دریایی می‌شود و سال‌ها اسارت می‌کشد، سرانجام به خانمان خویش برمی‌گردد و با همسرش زندگی می‌کند. اپیک، دوران قهرمانان کامیاب است و این کامیابی، حتی تا عصر شوالیه‌نویسی یا عصر پیش از دن‌کیشوت همچنان ادامه دارد. اما رمان، داستان قهرمان ناکام است؛ قهرمانی که نمی‌تواند با جهانش به یگانگی برسد و در نتیجه، به درک کامل جهان هم نائل نمی‌شود.

در تمام رمان‌های معاصر، اعم از رمان‌های رئالیسم قدیمی به سبک آوانگارد و رئالیسم جادویی بورخس و گابریل گارسیا مارکز و حتی رمان‌های جدید از کسانی چون بارگاس یوسا (که توصیه می‌کنم رمان کوری وی را حتماً بخوانید)، این عرفی‌شدگی و کامیابی قهرمان داستان، مصداق دارد.

2

با در نظر گرفتن دو ویژگی برجسته‌ی رمان، سؤال این است که جهان عرفی‌شده‌ی رمان با قهرمانان ناکامش، در رمان‌های دفاع مقدس چه وضعی پیدا می‌کند؟ زیرا رمان‌های دفاع مقدس سکولار یا عرفی‌شده نیستند، بلکه دنیایی را روایت می‌کنند که اولاً، به قول شهید آوینی، با روایت کربلا گره خورده است؛ یعنی جهانی است که به هر گوشه‌ی آن نگاه ‌کنیم، آیت یا نشانه‌ای از وجود خدا و بارقه‌های قدسی را شاهد خواهیم بود؛ ثانیاً، قهرمانانش همگی کامیاب‌اند ـ اگرچه شهید می‌شوند ولی شهادت، کامیابی در دنیا و آخرت است.

با این ملاحظه، می‌توان دو احتمال داد؛ یا رمان دفاع مقدس واقعاً رمان نیست، یا باید در تعریف رمان؛ یعنی تعاریفی که جامعه‌شناسی ادبیات و نقد ادبی در اختیار می‌گذارند، تجدیدنظر کنیم و تعریف نوینی از رمان به دست دهیم.

این، پارادوکس مهمی هست که باید برای حل آن فکر می‌کرد. چرا؟ چون ادبیات جنگ جهانی دوم به بعد، به دلیل همین دو خصلت رمان است که شاهد خلق آثار بسیار عجیب و غریب می‌شود. توصیه می‌کنم اگر نسخ قدیمی کتاب سفر به انتهای شب از فردینان سلین را پیدا کردید، حتماً بخوانید. وی از آن آتش‌پاره‌های ضدجنگ دوآتیشه است که نثرش همچون نثر آل‌احمد، شلاقی و تیز است. سلین در این اثر و دو اثر دیگرش، مرگ قسطی و دسته‌ی دلقک‌ها، هرگز جنگ را و حتی فرانسه‌ی درگیر جنگ را تقدیس نکرده، بلکه به‌شدت به آن تاخته و نکبت‌های پشت جنگ را برملا نموده و در این کار تا آن‌جا پیش رفته که حتی خودش را در مقام یک مجروح جنگی به سخره گرفته است. تکیه‌کلام‌ها و زخم‌زبان‌های وی در این باب، بسیار قابل‌توجه است. بنابراین، رمان، به‌ویژه رمان جنگ، چه در آلمان، چه در فرانسه و یا کشورهای دیگر بیش‌تر نوعی ادبیات ضدجنگ تلقی می‌شود. حتی رمان رئالیستی تولستوی؛ جنگ و صلح، داستان اشراف‌زادگانی است که به جنگ می‌روند تا افتخار جنگ نصیبشان شود، چون جنگ هم بخشی از اشرافیت آن‌ها به شمار می‌آید.

3

به نظر می‌رسد، رمان‌های جنگ یا رمان‌های دفاع مقدس به‌تدریج با کاربرد پنج راه‌کار توانسته باشند از این وضع پارادوکسیکال رهایی یابند که من به‌اجمال به آن‌ها اشاره می‌کنم. این راه‌کارها عبارت‌اند از:

1ـ ورود طنز به دنیای داستان‌های دفاع مقدس: این اقدام موجب شد اندکی از آن قدسی‌بودن بیش از حد جنگ که در داستان‌های دفاع مقدس شاهدش هستیم، کاسته شود و قهرمان‌ها تاحدودی زمینی‌تر شوند. از انتشار کتاب جنگ دوست‌داشتنی، طنز وارد ادبیات دفاع مقدس یا به‌طور مشخص، وارد حوزه‌ی خاطره‌نویسی و داستان‌نویسی شد. سعید تاجیک با شرح شیطنت‌هایش در جبهه و پشت جبهه، خواسته ناخواسته هیبت خیلی جدی و صلب و سخت و رسمی جنگ را فرو ریخت. شاید بتوان گفت، پیشینه‌ی فیلم «اخراجی‌ها» را در این کتاب می‌توان یافت.

2ـ ورود ترس‌ها و دلهره‌ها به داستان‌های دفاع مقدس؛ یعنی نویسنده‌ها آهسته آهسته شروع کردند به این‌که علاوه بر شرح رشادت‌ها و بی‌باکی‌ها، از ترس‌های رزمنده‌ها، از دلشوره‌ها و دلهره‌هایی که آن‌ها در جبهه‌ها داشته‌اند، نیز صحبت کنند- به‌رغم این‌که می‌دانستند جنگ هشت‌ساله، جنگ ایمان علیه کفر و به همین سبب، تکرار روایت کربلا بوده است،

3ـ ورود دلبستگی‌ها به داستان‌های دفاع مقدس: در داستان‌های دهه‌ی نخست دفاع مقدس، موضوعاتی چون دلبستگی چندان جایی برای پرداختن ندارد. گویی داستان‌ها نظیر وصیت‌نامه‌ها یا اعلامیه‌‌های حزبی‌اند؛ خشک، رسمی، حزبی، تعیین و تکلیف شده. ولی آرام آرام شاهد هستیم که مضمونی به نام دلبستگی با کلمات و عبارت‌های مهرآمیز وارد داستان‌های دفاع مقدس می‌شود. از این‌رو، دیگر رزمنده‌ای که در جبهه هست، دلش برای نوزادش و برای همسرش هم تنگ می‌شود.

4ـ ورود جزئی‌نویسی به داستان‌های دفاع مقدس: منظور از جزئی‌نویسی، وورد دغدغه‌های زندگی روزمره به دنیای داستان‌های دفاع مقدس است. مثلاً مجبورشدن به خوردن نان خشک کپک‌زده، مجبورشدن به کش‌رفتن چند قوطی کنسرو از انبار آذوقه، سربه‌سر همکاران گذاشتن، و …

این‌گونه ریزنویسی‌ها یا وارد جزئیات شدن‌ها، باب دنیایی عرفی‌شده را در مقابل دنیای مقدس جنگ می‌گشاید که در آن، همه چیز هست؛ ترس، عشق، دلبستگی، تردید درباب این که چیزی را به رفیقت ندهی و احساس ‌کنی اگر برای خودت نگه داری بهتر است و…

5ـ ورود جریان سیال ذهن به داستان‌های دفاع مقدس: نظیر این جریان را، جهت تقریب به ذهن، می‌توان در پاییز پدرسالار مارکز، در کتاب‌های بارگاس یوسا، و در میان نویسنده‌های ایرانی در آثار گلشیری و یا در کتاب اهل قبر (کتابی راجع به داستان‌ها و افسانه‌های جنوب بوشهر) مشاهده کرد. ورود این تکنیک به دنیای داستان‌های ادبیات دفاع مقدس، موجب شد، آن روایت رسمی و خشک و جدی و آن تقدسی که در داستان‌های اولیه‌ی جنگ شاهدش هستیم، فرو‌ریزد و دنیای جنگ را به دنیای زمینی یا دنیای عرفی‌شده نزدیک‌تر ‌کند.

4

با توجه به آن‌چه گفته شد، دو سؤال پیش می‌آید:

1ـ داستان دفاع مقدس به کدام سمت حرکت خواهد کرد: زمینی و عرفی‌شدن یا همچنان در دژ مقدس خویش باقی‌ماندن؟

2ـ قهرمان‌های داستان‌های جدید دفاع مقدس به کدام سمت حرکت خواهند کرد: کامیابی همیشگی یا گاه ناکام‌ماندن؟ آیا ما در سال‌های آینده شاهد خلق قهرمانانی خواهیم بود که از رفتن به جبهه طفره بروند؟ از جبهه بگریزند؟ در جبهه دچار ترس شوند؟ و …

مهم این است که بدانیم ادبیات دفاع مقدس در سال‌های آینده به چه نتیجه‌ای خواهد رسید و چالش‌های جدی خود را چگونه حل خواهد کرد. خیلی متشکرم از صبر و حوصله‌ی شما.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه