درباره تکنولوژی و سبک زندگی

وقتی همه با هم تکنولوژی را می پرستیم!

زمان انتشار: ۱۲:۲۱ ۱۳۹۱/۱۰/۷

در واقع تکنولوژی با برجسته کردن ابزار زندگی و فربه کردن حوزه امور مربوط به تولید و توسعه تکنولوژی در جامعه و در مقابل کمرنگ کردن خودِ زندگی و نحیف کردن امور اصلی زندگی در جامعه، کلاه گشادی را بر سر ما آدمهای هزاره سومی گذاشته است.یادم می آید در تبلیغ یکی از شرکتهای بزرگ لوازم خانگی که چندوقتی کل بزرگراه های تهران را پر کرده بود، جمله ای با این مضمون مدام تکرار می شد: زندگی خوب یعنی استفاده از محصولات بوق (!).

وقتی
همه با هم تکنولوژی را می پرستیم!(درباره تکنولوژی و سبک زندگی)

همه ما
در طول زندگیمان به مفاهیم، باورها و ارزشهای آشکار یا پنهانی متکی هستیم که چتر سنگین
و پرنفوذشان  بر جای جای افکار و رفتار روزمره مان
بویژه در موقع انتخابها و تصمیم گیری ها سایه انداخته است. در حالیکه بخش بسیار کوچکی
از این ارزشها آنچنان اختصاصی اند که دامنه شمولشان از خود ما تجاوز نمی کند، برخی
از آنها مختص خانواده ایست که در آن پرورش یافته ایم، بعضی عمومی ترند و میان یک طایفه،
شهر، قوم، منطقه یا در میان مردم یک کشور مشترکند و بالاتر از آن ارزشهایی هستند که
در میان بخش عمده ای از مردمان جهان در یک مقطع تاریخی خاص مورد پذیرش و اتفاق نظرند.
ارزشهایی جهانی که نظام فکر و عمل تقریباً تمام انسانهای امروزین کره زمین را شکل می دهد.

    هرچه ارزشی عمومی تر باشد آگاهی به آن دشوارتر
است. در واقع ارزشهای مشترکتر در لایه های زیرین تری از ذهن و روان افراد  مستقر شده اند و در نتیجه دیریاب ترند، کمتر مورد
تشکیک واقع می شوند و البته تأثیرات مهمتری هم در افکار و رفتار افراد می گذارند. اینجاست
که مخاطبین متأهل این متن – و البته نه آن متأهل نمایانی که تنها چند صباحی روایطی
سحطی را مشروع یا نامشروع در پارک و رستوران و سینما می گذرانند!- خیلی راحتتر از دیگران
متوجه این جملات می شوند. در واقع ازدواج یکی از آن اتفاقات سختی است که جهشی ناگهانی
در خودآگاهی هرکسی نسبت به ارزشهایی که داشته و بر اساسشان زندگی کرده اما به آنها
نیندیشیده، بوجود می آورد.  درواقع زمان انکشاف
و ظهور بسیار غافلگیرکننده ی اینگونه ارزشها زمانیست که ما از تُنگ اجتماعی محدودی
که در آن زندگی می کنیم خارج شویم و به نحوی مؤثر به تعامل با دیگر مردمان بپردازیم.
خودآگاهی بوجود آمده در تقابل مؤثر با یک غیرهم رشته ای، غیرهم دانشگاهی ، غیرهم شهری ،
غیرهم وطن، غیرهم کیش و البته یک غیرهم تمدن به تدریج لایه های پنهانتر و بنیادین تری
از ارزشهایی که بدان معتقدیم افشا خواهد کرد.

    بحث اصلی من بازمی گردد به همان اصطلاح عجیب و
غریب «هم تمدنی». اینکه در دنیای امروز ما می توانیم از ارزشهای مشترکی به نام ارزشهای
جهانی صحبت کنیم به اینجا بازمی گردد که امروز، روز سلطه تمدن واحدی بر کل جهان است
که بنیادین ترین ارزشهای خود را به عنوان ارزشهای تمام مردمان جهان و حتی تمام طول
تاریخ مطرح می کند. در واقع تمام مردمان جهان امروز «هم تمدن» اند و دقیقاً به همین
دلیل و به واسطه عدم رویارویی مردم با تمدنی «دیگر»، بسیاری از ارزشهای زیرین و اساسی
این تمدن در ناخودآگاه ما و همه جوامع، مورد پرسش قرار نگرفته است و بهتر آنست که بگوییم
از استقرار ناخودآگاه به موضوع توجه خودآگاه مبدل نشده است.  یکی از این ارزشهای اساسی مفهوم «پیشرفت» است.

پیشرفت
در زندگی فردی: وقتی در وسایل زندگی خلاصه می شویم

مفهوم
پیشرفت در زندگی فردی ما دقیقاً همان ارزش کلیدی است که ما را مجاب می کند همه جور
هزینه ای را برای رسیدن به آن انجام دهیم. در واقع همواره مجموعه نیروها و جهتگیریهای
درونی خود ما، خانواده ما و جامعه ما به سمتی است که با تمام قوا قرار گرفتن در مسیر
پیشرفت و صرف تمام سرمایه ها و ظرفیتهای فردی و جمعی را در مسیر آن توجیه و حتی تشویق
می کند. ارزیابی هرروزه ما از خودمان و دیگران بر اساس تعریفی از پیشرفت است که در
ما نهادینه شده است. از نظر همه ما کسی که در مسیر پیشرفت پیش می رود زرنگ، موفق، خوشبخت
و الگوست و کسی که علی رغم همه سرمایه هایی که داشته و هزینه اش شده دچار انحراف یا
توقف در مسیر پیشرفت شده آدمی عقب افتاده، گرفتار، بیچاره، ورشکسته و بدبخت است. اما
به راستی معنای این پیشرفت که همه زندگی ما را در خود بلعیده چیست؟

 یک نگاه اولیه به خودمان و دور و برمان خیلی سریع
ما را به این پاسخهای رایج می رساند: «پیشرفت یعنی رسیدن به پول و ثروت، مقام، شهرت
و منزلت» این همان نظام انگیزشی بنیادین ایرانیان است که تقریباً اکثر رفتارهای ما
را شکل داده است: رفتار سیاسی ما در مجلس و دولت، رفتار ما در قبال نوسان قیمت ارز،
نگاه ما به ورزش حرفه ای و مهمتر از همه اینها فهم ما ازعلم و دانشگاه که تا حدودی
در سرمقاله شماره قبلی به آن پرداخته شد. وجه مشترک تمام این رفتارها اینست که با ارائه
تفسیری نازل از مفاهیم فاخری نظیر «سیاست، اقتصاد، هویت و علم»، معانی هریک را به چیزهای
بی مایه ای چون «بازی قدرت، فرصت انباشت ثروت، عرصه نمایش شهرت و پلکان منزلت» فرومی کاهد.

    از تحلیل فرهنگی رفتارهای ایرانیان که بگذریم،
ویژگی این تعریف از پیشرفت،«اجتماعی بودن» آن است به این معناکه در متن زندگی اجتماعی
بروز و ظهور می یابد و به همین دلیل به نظر می رسد که هنوز وجه مهمتری از ماهیت پیشرفت
نزد ما برملا نشده است. پیشرفت وقتی معنای حقیقی دارد که برای فردیت ما، وقتی به خانه
می رویم یا در تنهایی فرو می رویم کارایی داشته باشد. آدم زرنگ و خوشبخت و پولدار و
صاحب منصب جامعه ما وقتی در انزوای از جامعه قرار می گیرد و به قلمرو خصوصی خود بازمی گردد
چه دارد که خود را خوشبخت و موفق قلمداد کند؟ یا به عبارت دیگر ارمغان موقعیت مالی
و اجتماعی خوب برای زندگی شخصی ما چیست؟

     بسیاری پاسخ خواهند داد: «آسایش». همه آن موفقیتهایی
که در جامعه می یابیم ما را در زندگی شخصیمان به آسایش می رساند و آسایش همان معنای
اصیلتر وافق غایی مفهوم پیشرفت است که کل رنج ها و آلام برای رسیدن به آن تحمّل می شود.

یک مرحله
پیشتر برویم. آسایش چیست و چگونه حاصل می شود؟ به کدام وضع زندگی آسودگی و برخورداری
از آسایش را اطلاق می کنیم و چه چیزی اگر نباشد خود را بی بهره از آسایش تلقی می کنیم؟
گمان می کنم با من موافق باشید که ما آسایش را معادل رفاه و هردو را معادل«توسعه امکانات
و وسایل زندگی» تلقی می کنیم. ماحصل شخصی تمام آن عظمت دهان پرکنی که همه ما موقع تعریف
کردن از ثروت و شهرت و موقعیت آقا یا خانم فلانی به زبان می آوریم در زندگی عینی و
خصوصی آقا یا خانم فلانی در یک چیز تبلور می یابد و آن «وسایل زندگی» ایشان است. ایشان
از خانه ای بسیار مجهز، تلویزیون صد اینچ، لوازم خانگی بسیار جدید، ماشینی مدل بالا،
آخرین مدلهای موبایل و تبلت و نوت بوک برخوردار است. نتیجه نهایی پیشرفت در زندگی ما
بصورت ابزارها و وسائل زندگی ظهور می کند و این امروز بویژه در میان نسل جدید نوظهور
که آرمانهای فردی و انتفاع شخصی را بر آرمانهای اجتماعی و سودای شاهانه زیستن نسل قدیم
ترجیح می دهند یکی از نقاط غایی و سعادت بخش حیات فردی است.

تکنولوژی
یعنی زندگی خوب: راز صفهای طولانی فروش آیفون 5 در کل جهان

ما آدمها
خیلی وقتها خیلی راحت فراموش می کنیم که «وسیله» وسیله است یعنی اینکه وسیله خود هدف
نیست بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدفی دیگر و به خاطر همین است که وسیله همیشه باید
مضاف باشد به چیز دیگری مثل زندگی تا بشود مسیری برای تحقق بهتر آن چیز دیگر یعنی مثلاً«وسیله ی
زندگی». پل تیلیش متأله آلمانی معاصر در جایی می نویسد: «شعار اصلی تکنولوژی اینست:
زندگی کنیم تا زیستن را ممکن سازیم. هدفی محدود و دوری که پرسش از هدف غایی را از مرکز
آگاهی محو می کند»[1]منظور او اینست که ما ابزارها را می سازیم تا بهتر زندگی کنیم
اما به تدریج به جایی می رسیم که زندگی می کنیم تا بهتر ابزار بسازیم. فرقی نمی کند
این وسیله زندگی ابزار ساده ای مثل صندلی باشد یا ابزار پیچیده ای مثل موبایل، هردو
ابزاری هستند در خدمت خواسته ها و زندگی واقعی بشری و ارزش هریک به خدمتی است که به
اهداف ما در زندگی ارائه می دهند. این تفکیک میان «اصل زندگی» و «وسائل» آن، تفکیکی
اساسی است که علی رغم بدیهی بودن، با ظهور «تکنولوژی»و نوع خاص زندگی دردنیای جدید
در حال رنگ باختن است.

    امروز اکثر ما تصور می کنیم که ارتقاء ابزارهای
تکنولوژیکمان یکی از نیازهای ضروری و اساسی زندگیمان است و شاید پربیراه نباشد اگر
بگوئیم مهمترینشان است. در فضای ذهنی ما آپ تودیت یا به روز بودن معادل پیشرفت کردن
است و اگر نتوانیم موبایل، کامیپیوتر، تلویزیون یا یخچال منزلمان را ارتقاء دهیم احساس
درجازدن و پیشرفت نکردن داریم. این حس از نیاز به ارتقاء تکنولوژی و پیشرفت چیزی ازجنس
همان ارزشهای عام و بنیادین است که تنها اختصاص به ما ندارد و اپیدمی فرهنگی مشترکی
در سطح جهانی است. برای نمونه کافیست به تصاویر صف های طولانی خرید آیفون 5 در کشورهای
مختلف نگاهی بیندازید تا میزان عمومی بودن ارزش تکنولوژیهای جدید را در فرهنگ عمومی
جهان دریابید. دست یافتن به تکنولوژیهای جدیدتر آنچنان برای مردمان دنیا مهم است که
حاضرند ثمره عمر خود را که با 6 روز کار تمام وقت در کارخانه و بازار بدست آورده اند
با کمال میل با نسخه ی جدیدتری از موبایل یا تلویزیونی که دارند معاوضه کنند و شاید
بهتر باشد بگوییم اصلاً به امید خرید این تکنولوژی پیشرفته تر زندگی می کنند!

    در واقع تکنولوژی با برجسته کردن ابزار زندگی
و فربه کردن حوزه امور مربوط به تولید و توسعه تکنولوژی در جامعه و در مقابل کمرنگ
کردن خودِ زندگی و نحیف کردن امور اصلی زندگی در جامعه، کلاه گشادی را بر سر ما آدمهای
هزاره سومی گذاشته است.یادم می آید در تبلیغ یکی از شرکتهای بزرگ لوازم خانگی که چندوقتی
کل بزرگراه های تهران را پر کرده بود، جمله ای با این مضمون مدام تکرار می شد: زندگی
خوب یعنی استفاده از محصولات بوق (!). خوب به این جمله دقت کنید. موضوع جمله «زندگی»
است که قلمرو وسیعی است از مقولات انسانی متکثر و پیچیده ای چون خانواده، دینداری،
سبک زندگی، معنویات، تفریحات، تحصیل، تفکر و غیره. بالاتر از آن اینست که می گوید
«زندگی خوب». زندگی خوب که مسأله محوری ادیان، نظام های فلسفی، انسان شناسی ها و ایدئولوژیهاست
و شاید مهمترین پرسش معرفتی کل تاریخ بشر باشد، اینک توسط یک کمپانی چندملیتی بزرگ
پاسخ داده می شود:زندگی خوب یعنی استفاده از تکنولوژیهای جدید این کمپانی!آیا خوب زیستن
واقعاً با داشتن وسایل پیشرفته محقق می شود؟ در واقع اتفاق عظیمی که در اینجا بوقوع
پیوسته، نشستن تکنولوژی برکرسی ایدئولوژی است. تکنولوژی که خود آمده بود تا ابزاری
باشد برای اهداف اصیل انسانی اکنون خود به هدف زندگی مبدل شده است و نوعی فلسفه زندگی
را تجویز می کند.

   برای روشنتر شدن موضوع بد نیست مثالی بزنیم. موبایل
ابزاری است که برای تسهیل روابط بشری بوجود آمده است. پیش از موبایل مردم مجبور بودند
برای کوچکترین دیدار و گفتگویی فرسنگها طی کنند، اما اکنون با یک تماس دست این تعامل
انسانی محقق می شود. بنابراین موبایل «ابزاری» است در خدمت «زندگی» اصیل انسانی که
همان روابط، عواطف و تعاملات میان انسانهاست. اما اکنون با حضور موبایل چه بر سر ما
آمده است؟ ما تنها به این اکتفا کرده ایم که موبایل پرزرق و برق و آماده و پر امکاناتی
در جیب خود داشته باشیم، اما چه استفاده ای از آن می کنیم؟ آن بخشی از وجود ما که باید
متولی تعریف اهداف استفاده ما از موبایل باشد، یعنی ابعاد انسانی وجود ما و در واقع
اصل زندگی ما آنچنان نحیف شده که تقریباً برنامه ای برای استفاده از موبایل نداریم.
علاقه ای به ارتباط گرفتن با اقوام دور از شهرمان در ما نیست و انگیزه ای برای تماس
با دوستان قدیمی یا کسانی که بر گردمان حقی دارند، نداریم. وجود انسانی ما از باورها
و ارزشهای انسانی و آگاهی ما از چیزهایی مثل ایدئولوژی، دین، فلسفه، اخلاق، هنر و
ادبیات بسیار تهی است و تقریباً جز داشتن تکنولوژی ارزش متعالی دیگری نداریم. این همان
معنای «تکنیک زدگی» است که برخی منتقدان ژرف اندیش دنیای جدید از آن سخن گفته اند:
حوالت انسان مدرن هزاره سومی اینست که در تب دستیابی به هر تکنولوژی جدیدتری می سوزد
بی آنکه ظرفیت انسانی بهره برداری از آنرا داشته باشد و این یعنی «اسارت انسان در سیطره
ابزارها».

تکنولوژی
به جای آرمان و ایدئولوژی: وقتی همه مهندس می شوند!

دست یافتن
به تکنولوژیهای پیشرفته تر تنها هدف نهایی ما و بسیاری از مردمان جهان در زندگی شخصیشان
نیست بلکه هدف نهایی بسیاری از جوامع و کشورهای جهان هم هست. تمامی دولتها و کشورها
برنامه ریزی های اجتماعی خود را در جهت توسعه صنایع پیشرفته انجام می دهند چراکه در
ادبیات جهانی امروز، صنعت و تکنولوژی مهمترین شاخص پیشرفت یک ملت محسوب می شود. امروز
در تمام کشورهای جهان این صنعت نیست که در خدمت جامعهاست بلکه این جامعه است که خادم
صنعت درنظرگرفته می شود. تمام نهادهای اجتماعی جوامع توسعه یافته یا در حال توسعه معطوف
به صنعت تعریف شده اند و اساساً بر اساس خدمتی که به صنعت عرضه می کنند ارزیابی می شوند:
سیاست و دولت، اقتصاد و نهادهای مالی، علم و نظام دانشگاهی، و حتی آموزش و پرورش و
مدارس همگی برای پشتیبانی از صنایع و تکنولوژی جهتگیری شده اند و همانطور که دوست عزیزم
جواد درویش در مقاله «علوم انسانی خدمتکار دنیای فنی و مهندسی» اشاره کرد وجود انسان،
تمام مفاهیم انسانی و علوم انسانی در نسبت با صنعت بازتعریف می گردند.

    چرا صنعت در جوامع امروز اینقدر اهمیت دارد؟با
توجه به تحلیلی که در قسمت قبلی در سطح فردی ارائه شد سه پاسخ برای این پرسش قابل ارائه
است. اولین وجه اهمیت صنعت در جوامع امروز همان نیاز مردم به تکنولوژی است. هر جامعه ای
برای اینکه بتواند نیاز مردمانش را به لوازم خانگی، موبایل و کامپیوتر را تأمین کند
هم باید زیرساختهایی عظیم تکنولوژیک نظیر نیروگاه ها و حمل و نقل ایجاد کند و هم باید
بتواند حداقلی از این نیازها را خود تأمین کند و یا حداقل چیزی قابل عرضه برای دیگر
کشورها داشته باشد که بتواند عطش تکنولوژیک مردمش را فرونشاند. وجه دوم اهمیت صنعت
در یک جامعه باز هم به صورت غیرمستقیم به نیاز دائمی مردم به وسایل زندگی جدیدتر بازمی گردد
و آن هم وجه ثروت زایی صنعت است. صنعت برای یک ملت درآمد و پول به ارمغان می آورد که
باعث افزایش درآمد سرانه ملی می گردد امّا مردم پول را خرج چه می کنند؟ با آنچه گفته
شد پرواضح است که امروز ما پول را برای ارتقاء زندگی که همان ارتقاء وسایل زندگیمان
است می خواهیم. از وجه سوم اما ارزش صنعت و تکنولوژی نه از آنروست که برای مردم عایدی
معیشتی و اقتصادی دارد بلکه ارزشی فی نفسه و ذاتی می یابد که تکنیک زدگی اجتماعی را
آشکار می کند.

    دستیابی به تکنولوژیهای روز یا اصطلاحاً لبه های
فناوری از آرزوهای بزرگ هر کشوری است. فرقی نمی کند این تکنولوژی توانایی فرستادن میمون
به فضا باشد یا تکنولوژی از بین بردن موهای زائد بدن در سه ثانیه یا تکنولوژی تولید
سیب زمینی به اندازه توپ فوتبال یا تکنولوژی ساخت شتابگرهای زیرزمینی عظیم یا تکنولوژی
کشتن همزمان میلیونها انسان، دست یافتن به هر نوعی از تکنولوژی به هر قیمتی مطلوب است!
این همان سودای کور پیشرفت بویژه در کشورهای جهان سومی و حکومتهای آنان است که تمام
قوای مردمان بیچاره شرقی را برای جلو افتادن در مسابقه بی معنای توسعه تکنولوژیک بسیج
کرده است. روزگاری تکنولوژی را نویدبخش زندگی و جامعه بهتری برای انسانها می دانستند
که قرار بود ارتقاء دهنده کیفیت واقعی حیات فردی و اجتماعی انسانها باشد امّا امروز
این جوهر حیات انسانی خود بزرگترین قربانی توسعه تکنولوژیک کور است. آرامش روانی، خانواده
گرم و صمیمی، روابط سالم و اخلاقی، معنویت و ارتباط با عالم غیب، امنیت اقتصادی، تفکر
و معرفت رهایی بخش و سعادت بخش و حتی طبیعت سرسبز همگی رؤیاهای درهم شکسته ای هستند
که جای خود را به افسردگی، بهره کشی، فقر دائمی، مصرف زدگی، نابودی طبیعت، و حیوانیت
انسان داده اند.

 اینها همه از آنروست که تکنولوژی آرمان فردی و اجتماعی
ما شده است. تنها معرفتی که امروز خود و اجتماعمان را بدان محتاج می یابیم دانش فنی
و مهندسی برای ابتلای بیشتر به سیطره تکنیک بر زندگی است نه اندیشه ها، فلسفه ها، ایدئولوژیها
و نظامهای دینی ای که موضوعشان شیوه زیستن، فرهنگ و معنای واقعی زندگی است و مسأله شان
نجات انسان از زندگی توخالی شده و بی معنای جدید. اولین گام در راه تغییر این وضعیت
ایجاد تغییر بنادین در مفهوم بسیار پراهمیت «پیشرفت» است. ما نیازمند تعریفی نو از
پیشرفتیم که به جای ابزارهای زندگی و تکنولوژی به کیفیت اصیل زندگی فردی و اجتماعی
ما و طراحی آن بر اساس مبانی ایدئولوژیک بومی و دینی خودمان بیندیشد تا شاید اینچنین
از سیطره ابزاراندیشی و سودای توسعه کور تکنولوژی در کشور رهایی یابیم.

[1]به
نقل از مقاله الهیات در عصر فرهنگ تکنولوژیک، مروری بر آرای پل تیلیش،  نوشته آرنولد وتشتاین، ترجمه مراد فرهادپور، شماره
اول نشریه ارغنون: مجموعه مقالاتی درباره«فرهنگ و تکنولوژی»، سال اول، 1373 (تجدید
چاپ وزارت ارشاد در سال 83)

 

*کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه