پاسخ دکتر قاسم زائری به اتهامات

وقتی پیاده نظام برای عزل رهبر سرخط می شوند

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۶:۳۰ ۱۳۹۲/۰۸/۲۷

خوب است بدانید بنده نه در زمان «فرهاد رهبر»، بلکه در زمان ریاست مرحوم «عباسعلی عمید زنجانی» رئیس فقید دانشگاه تهران، به خاطر نیاز دانشکده و نیز سوابق علمی-پژوهشی اینجانب، بر اساس سهمیه ی‌ وزارت علوم، «بورسیه ی‌» دانشکده علوم اجتماعی شدم و به‌طور طبیعی، پس از آن به «استخدام» دانشگاه تهران درآمدم. پس از بنده نیز در همان سال و سال‌های بعدتر، چند دانشجوی دیگر دانشکده، بورسیه شده و هم-اکنون نیز عضو هیات علمی گروه‌های مختلف آن هستند. لذا این موضوع از اساس، هیچ ارتباطی به دوره ی‌ مدیریت «فرهاد رهبر» ندارد. مضافاً این‌که پیش از این‌که به افتخار دامادی «احمد توکلی» درآیم، بورسیه ی‌ دانشگاه تهران بودم و از این جهت هم استخدام بنده هیچ ارتباطی به نسبت بنده و ایشان ندارد!

اشاره: زمزمه‌های عزل و نصب در وزارت علوم به امری طبیعی تبدیل شده و ظاهراً تذکرات و حساسیت نمایندگان مجلس نیز نتوانسته مانع این تغییر و تحولات شود. شواهد چند روز اخیر گویای این است که ظاهراً جریانی خاص به دنبال عزل فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران برآمده است و زمینه رسانه ای را برای این اقدام فراهم می کند. این جریان که غوغاسالاری را با چاشنی دروغ و تهمت همراه کرده، مدعی شده اند جذب برخی از اعضای هیئت علمی (از جمله دکتر قاسم زائری) خارج از ضوابط اداری صورت گرفته است. این در حالی است که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس نیز در اظهار نظری اعلام کرده بود: «تغییر رؤسای معتدل همچون فرهاد رهبر مغایر خردگرایی و اعتدال است». در ادامه پاسخ دکتر زائری به مطلب منتشر شده از نظر خوانندگان گرامی می گذرد:

رسانه محترم

با سلام

احتراماً عطف به یادداشت «تحمیل آقازاده‌ها بر مصادر دانشگاه تهران» مورخه ی‌ 18 آبان 1392 که حاوی نسبتی به اینجانب (قاسم زائری) بود، نکاتی تقدیم می‌کنم و امیدوارم که برحسبِ قانون مطبوعات و نیز اخلاق حرفه‌ای، این یادداشت را در جای مناسبی در آن پایگاه خبری منتشر کنید تا شاید اندکی از آسیب جبران‌ناپذیری که به حرمت و حیثیت افراد وارد ساخته‌اید جبران شود:

یک. کل توضیحی که در یادداشت افشاگرانه‌تان در مورد بنده آورده‌اید، چنین است: «5. استخدام آقای دکتر زائری، داماد آقای دکتر توکلی (نمایند‌ه‌ فعلی مجلس شورای اسلامی) در دانشکده‌ی علوم اجتماعی [خارج از ضوابط] ». سئوال بنده از جنابعالی این است که بدین‌وسیله چه چیزی را در مورد بنده افشا کرده‌اید؟ این که بنده مدرک «دکتر»ی دارم و «عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران» هستم؟ یا این که «داماد آقای دکتر توکلی» هستم، یا این‌که آقای دکتر توکلی «نماینده ی‌ فعلی مجلس شورای اسلامی» است؟

روشن است که هیچکدام و اصلاً این موارد چیزی نیست که نیاز به افشاگری داشته باشد: این که بنده عضو هیات علمی دانشگاه تهران هستم از طریق سایت دانشگاه قابل فهم است. و این که بنده داماد دکتر توکلی هستم، اصلاً چه ارزش خبری برای خواننده ی‌ سایت شما می‌تواند داشته باشد. اما دقیقا همان‌جایی که به‌زعم خود خواسته‌اید «افشاگری» کنید که بنده با رانت و رابطه، عضو هیات علمی دانشگاه تهران شده-ام، خواننده‌تان را متحیر گذاشته و تنها نوشته‌اید: «[خارج از ضابطه]»! حتی یک جمله هم نتوانسته‌اید در توضیح این خارج از ضابطه بودن بیاورید، نه سندی و نه مدرکی. حتی آنقدر بنده را نمی‌شناخته‌اید که مانند موارد پیشین بنویسید که مدارک لیسانس و فوق لیسانس را از کجا گرفته و نظایر آن. از شما می‌پرسم که چطور به خودتان اجازه دادید با نوشته سه کلمه (خارج از ضابطه)، در حیثیت علمی و اعتبار سیاسی افراد خدشه وارد کنید؟

تصور می‌کنم جنابعالی و دیگرانی که این گزارش را تهیه کرده‌اید، فقط به صرفِ شنیدنِ این که فلانی که عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی است، داماد «دکتر توکلی» است، نام او را در گزارش‌تان آوریده‌اید تا ماهیت افشاگرانه و جذابیت آن را برای خوانندگان‌تان بیشتر کنید، و دریغ از حتی یک توضیح مختصرِ درست یا غلط! برای جنابعالی، آبرو و اعتبارِ افراد همین قدر می‌ارزد؟ فشار آوردن به «فرهاد رهبر» برای استعفا و زمینه‌سازی برای برکناری‌اش، اینقدرها می‌ارزد که چوب حراج به اعتبار و آبروی افراد بزنید؟- علیکم بتقوی الله!

دو. می‌دانم که نمی‌دانید، ولی بدانید که بنده ورودی سال 1379 مقطع کارشناسی دانشکده ی‌ علوم اجتماعی دانشگاه تهران هستم و از سال 1379 تا 1389، به مدت ده سال و به قول معروف «یک‌ضرب» هر سه مقطع را در همین دانشکده گذرانده‌ام و اکنون هم در همین دانشکده مشغول به تدریس هستم. نه مدرکم را از دانشگاه آزاد گرفته ام و نه از دانشگاه تبریز یا دانشگاه چمران یا پردیس کیش به این دانشکده آمده‌ام (هرچند که انتقال از یک دانشگاه دیگر به دانشگاه تهران بنابر مقررات و به‌منظور تبادلات علمی، اساساً عیب نیست). بنده به‌طور کاملاً کلاسیکی، در یک دانشکده ی‌ اصل و نسب‌دار (و نه آن‌چنان که به‌زعم خود در مورد «دانشکده ی‌ علوم و فنون» آورده‌اید)، تحصیل کرده، و در تمامی مقاطع دانشجوی ممتاز بوده‌ام. خوب است بدانید که در دانشکده ی‌ علوم اجتماعی برای مبحثی خیلی کم‌اهمیت‌تر از استخدام یک عضو جدید آن هم در «گروه جامعه‌شناسی»، اصطلاحاً «خون به پا می‌شود»، چه رسد به افزودن غیرقانونی یک عضو تازه! و خوب است به شرح ماوقع مناقشات سال‌های اخیرگروه جامعه‌شناسی و آنچه بر مدیرگروه معظم و باکفایت قبلیِ آن استاد ارجمند جناب آقای «دکتر حسین کچویان» رفت و به خانه‌نشینی‌اش منجر شد، توجه کنید.

سه. ظاهرا برای جنابعالی و تنظیم کنندگان گزارش، برقراری تعیین رابطه‌ای فسادآلود بین بنده با «دکتر احمد توکلی» و «دکتر فرهاد رهبر» و «استخدام در دانشکده ی‌ علوم اجتماعی دانشگاه تهران» اهمیت داشته است. خوب است بدانید بنده نه در زمان «فرهاد رهبر»، بلکه در زمان ریاست مرحوم «عباسعلی عمید زنجانی» رئیس فقید دانشگاه تهران، به خاطر نیاز دانشکده و نیز سوابق علمی-پژوهشی اینجانب، بر اساس سهمیه ی‌ وزارت علوم، «بورسیه ی‌» دانشکده علوم اجتماعی شدم و به‌طور طبیعی، پس از آن به «استخدام» دانشگاه تهران درآمدم. پس از بنده نیز در همان سال و سال‌های بعدتر، چند دانشجوی دیگر دانشکده، بورسیه شده و هم-اکنون نیز عضو هیات علمی گروه‌های مختلف آن هستند. لذا این موضوع از اساس، هیچ ارتباطی به دوره ی‌ مدیریت «فرهاد رهبر» ندارد. مضافاً این‌که پیش از این‌که به افتخار دامادی «احمد توکلی» درآیم، بورسیه ی‌ دانشگاه تهران بودم و از این جهت هم استخدام بنده هیچ ارتباطی به نسبت بنده و ایشان ندارد (اسناد «استخدام» و «ازدواج» موجود است و اگر لازم باشد می‌توانم به اطلاع جنابعالی و تنظیم‌کنندگان گزارش برسانم!). 

چهار. در یادداشتِ توضیحی که ابتدای جوابیه ی‌ «دکتر کیومرث یزدان‌پناه» آورده‌اید، برای جبران مافات نوشته‌اید که: «از کلیه افرادی که نامشان در مطلب قید شده بود شامل آقایان دکتر فرهاد رهبر، دکتر کیومرث یزدان‌پناه، دکتر محمدرضا مخبردزفولی، دکتر فکور، دکتر روح‌اله رحمانی و دکتر زائری پوزش طلبیده، …». پوزش‌طلبی از بنده و افراد فوق‌الذکر، هرچند کمترین کاری است که می‌توان انجام داد و البته  نشان‌دهنده ی‌ روحیه ی‌ حرفه‌ای‌تان است، اما هرچه بیشتر تامل می‌کنم می‌بینم که آن‌که از این ماجرا بیش از همه آسیب دیده، نه بنده و نه حتی «فرهاد رهبر»، بلکه «دکتر احمد توکلی» است. برادر عزیز! مخاطب سایت شما و دیگر فعالان عرصه ی‌ سیاسی و رسانه‌ای، «احمد توکلی» را به مبارزه با فساد، رانت‌خواری، رابطه‌سالاری و باندبازی می‌شناسند، که از قضا در سال‌های اخیر علاوه بر فساد سیاسی و اقتصادی، بر مقابله با فساد علمی و رابطه‌سالاری در آموزش عالی نیز متمرکز شده است. نمونه ی‌ مشهور تلاش وی، ماجرای مدرک سازی «علی کردان» و برخی اصحاب دولت سابق، و آخرین نمونه ی‌ آن نیز افشای سوابقِ ناعلمی «محمدرضا صالحی امیری» وزیر پیشنهادی وزارت ورزش و جوانان در دولت فعلی بود. حال تصور کنید که خبر افشاگرانه ی‌ سایت جنابعالی، چه تصویری در ذهن مخاطب از «احمد توکلی» درست می‌کند؟! چطور «احمد توکلی»، به مدرک سوابق کردان و رحیمی و صالحی امیری گیر می‌دهد، ولی چشم بر استخدامِ ناحقّ دامادش در دانشگاه تهران می‌بندد؟! حتی اگر به فرض جنابعالی با این خبر می‌خواستید به جریان کلیِ اصلاح آموزش عالی از مفاسدی که دارد کمک کنید، در حقیقت، به یک نیروی فعال مبارزه با فساد و از جمله فساد علمی هم ضربه زدید- فتامّل!

پنج. قصد پاسخگویی نداشتم، اما یکی از کامنت‌های یادداشت اصلی که اکنون از خروجی سایت‌تان برداشته‌اید، مرا وادار به پاسخگویی کرد: « …خدایا به حق امام حسین این آقازاده‌ها را نابود کن»! برادر عزیز! در این ماه محرّم، با این خبر سراسر کذب، دل جماعتی را از جمهوری اسلامی رنجاندی و مایوس کردی و بدبین؛ و در این ایام مخصوصه ی‌ عزاداری سیدالشهداء، این چنین هم برای ما نفرین خریدی! می توانیم به پوزش‌طلبی‌تان دل‌خوش باشیم، اما اولاً آن دل‌های رنجیده و دل‌چرکین که لزوماً یادداشت پوزش‌ طلبی شما به سمع‌ونظرشان نمی‌رسد، و اگر هم برسد، معلوم نیست باور کنند را چه کنیم؟ جز این، خبر کذب را از خروجی سایت‌تان حذف کردید، ولی در گوگل جستجوی ساده‌ای انجام بدهید تا ببینید این یادداشت تا چه میزان بازنشر یافته است؟ و ایضاً ببینید یادداشت پوزش‌خواهی‌تان تا چه اندازه انعکاس یافته است؟-این کجا و آن کجا!

شش. دوست عزیز و نادیده و ناشناس! بنده شما را از تعقیب قضایی نمی‌ترسانم، هرچند حقّ آن برایم محفوظ است و البته «دانشگاه تهران» خود داند که چه کند! یقین دارم که اگر در حیطه ی‌ کار حرفه‌ای‌تان در همین یک مورد و آنچه برپاکرده‌اید و تهمت‌ها که زده‌اید، تامل کنید و عبرت گیرید، شک ندارم که رستگار می‌شوید. بنده عبارت «روستازاده» را از جوابیه ی‌ «دکتر کیومرث یزدان‌پناه» به عاریت می‌گیرم تا در تتمه ی‌ این متن بگویم که ما حتی نمی‌دانیم «آقازاده» را با کدام «ط» و «ظ» می‌نویسند! البته که ما خیلی «آقا» هستیم؛ انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) و خون شهدا ما روستازادگان را «آقا» کرد و ما را حرمت نهاد و اعتبار داد. و به رسم قدرشناسی، و به احترامِ همان شهداء و همان امام و همان راه پرفروغ، نمک‌ خورده و نمکدان نمی‌شکنیم! و اگر بضاعتی داشته باشیم تا ریشه‌کن شدنِ ریشه ی‌ آقازادگی در جمهوری اسلامی تلاش می‌کنیم. جنابعالی هم اگر با ما هم‌نظر هستی و اگر از همان روستازادگان هستی، به جای «آقازاده‌تراشی»، «آقازاده»های معلوم و معین و بیّن و آشکار را دریاب که راست‌راست راه می‌روند و ظاهراً تیغ عدالت و محکمه در آنها کارگر نمی‌افتد.

قاسم زائری، 25 آبان 1392

۱۲ دیدگاه

    hamid :

    با سلام
    به عنوان کسی که 7 سال در دانشگاه تهران درس خوانده ام و در 5 سال آن شاهد مدیرت فرهاد رهبر بوده ام، ایشان دانشگاه را به قبرستانی ساکت و خموشی تبدیل کرد که با جذب اساتیدی بدون پشتوانه غلمی از سطح علمی دانشگاه کاسته و سیاست های امنیتی شدیدی را اجرا کردند که داد بسیجیان را نیز درآورد. به نظر من رسانه های جانب انصاف را رعایت کنند و واقعیت را انعکاس دهند تا هم خدا راضی باشد و هم خلق خدا، بالاخره آخرتی هست و تمامی ما باید جوابگوی رقتار و گفتار خود باشیم .

      طاهری :

      من هم دانشگاه تهرانی هستم و مثل تمام کسانی که دانشجوی ایشان بوده اند، اذعان به سواد علمی، نوآوری و منش اخلاقی دکتر زائری دارم و می دانم که این تخریب ها بیشتر ناشی از عقده گشایی چه کسانی است…

    amin :

    سلام. جوابیه دکتر زائری را خواندم. بنده اگر دانشجوی ایشان نبودم و ایشان را نمی شناختم از محتوای کلام ایشان و جانمایه اش در می یافتم که صداقت و ادب در گفتار ایشان هست.

    ابوذر کریمی نصر آبادی :

    اتفاقا بنده دوران فرهاد رهبر و مرحوم عمید زنجانی را از نظر تولید علمی از بهترین سالهای دانشگاه تهران در دهه های اخیر می دانم. دکتر زائری به نظرم یکی از با سواد ترین اساتید جوانی است که من در دانشکده علوم اجتماعی دیده ام.

    m.m :

    با سلام ،من به عنوان فردی که در دانشکده علوم اجتماعی تحصیل کرده ام می توان ادعا کنم که یکی از کلاسهای پربار دانشکده علوم اجتماعی کلاس های دکتر زائری است و بیان مطالبی این چنین کمترین توصیف اش بی انصافانه است.

    م.ن :

    بنده ده سال است در دانشگاه تهران و در دانشكده علوم اجتماعي هستم. فقط خدا ميداند كه رنج دلي داريم و گوشي براي افشايش نيست. ده سال است در دوره هر رئيس دانشگاه و دانشكده اي كه بوده، اساتيد و دانشجويان ارزشي در دانشكده علوم اجتماعي مورد تهمت و ناجوانمردي و هتك حرمت و آزار و اذيت و جنگ رواني قرارگرفته اند. و البته داستاني كه ما شنيده ايم ريشه اين عقده گشايي ها مال سي سال پيش است.

    كاش مسلماني پيدا مي شد و دادي مي ستاند. دانشكده علوم اجتماعي در ده سالي كه بنده تجربه اش كرده ام مركز هرگونه فساد و فتنه سياسي كه فكرش را بكنيد بوده است. ما شاهد اتفاقاتي بوديم و ارتباطاتي را ديديم كه هرچه فرياد زديم به خدا اينها در حال فتنه هستند كسي به داد نرسيد. ما را به ظلم متهم ميكنند در حال كه در زير پرچم خودمان غريب هستيم. همين جملاتي هم كه اينجا گذاشتم اگر نامم را بنويسم هيچ بعيد نيست كه فاتحه دكتري مرا بخوانند.
    بعد آن وقت مي گويند ما فلان هستيم؟ قائله دانشكده علوم اجتماعي را فقط با يك حربه مي شود چيد مرگ يكبار شيون يكبار عوامل ضد انقلاب آن را بريزيد بيرون كه البته چنين دفاعي از دانشگاهمان را قادر نيستيم… بعد به ما ميگويند ظالم!!

    يا للعجايب. ده سال است كه اينجا خط مقدم جنگ است. ده سال است ما داريم با دست خالي مقاومت مي كنيم تخم فتنه هم زماني كاشته شد كه آن مردك ساواكي با يك توبه نامه دروغين آمد و امثال دكتر الف را آورد يك دوره اي خودشان به جان خودشان افتادند و حالا به جان بقيه .ما سند داشتيم و نكرديم حالا آنها سند ندارند و ميكنند! اصلا مسئه دكتر زائري و حاجي حيدري و كچوئيان نيست مسئله آنها اسلام است. اينها هيچ ربطي هم به متون غرب و اين مزخرفات ندارند. از نطفه با اسلام با مشكل دارند.

    همينجا همين امروز ميگوييم فتنه اي ده ساله در دانشكده علوم اجتماعي عزمش را جزم كرده اول ريشه اساتيد ارزشي مثل دكتر كچوييان زائري و حاجي حيدري را بزند بعد هم نوبت بقيه است.

    قائله سه كوي دانشگاه 78 81 و 88 را به چشم خودمان ديديم چه طور از اينجا مديريت و اجرا كردند هرچه داد زديم مسلماني نبود كه به دادمان برسد. ده سال است فلان مردك با سابقه جاسوسي نظامي مي آيدو سران برخي تشكل ها را ميبيند و مي رود. ده سال است ما قبل از وقوع واقعه مي دانيم چه خواهد شد اما كسي به حرفمان گوش نمي دهد.

    دانشكده ما آبستن حوادث بزرگي است. اين دانشكده را دريابيد…

    م :

    یک هزارم تلاش و پشتکار و سواد علمی و تعهد و تقوای علمی و اخلاقی دکتر زائری را کسی از اساتید و دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی ندارد
    محتوای کذب مطلب انتقادی رسانه به اصطلاح انصاف کوچک ترین برهان و دلیلی برای حرفش هم نداشته که بیاورد جز اینکه ایشان داماد دکتر توکلی است! خب که چی ادامه اش چی؟
    واقعا برای برخی از اصحاب خبر متاسفم

    زهرا ریاحی :

    سلام.
    بنده دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران هستم. و خاصه دانشجوی استاد بزرگوار ,جناب آقای دکتر زائری.. از محضر ایشان بهره های اخلاقی و علمی و مذهبی و .. می برم.
    ایشان جز بهترین اساتید دانشکده و دانشگاه هستند..

    بترسید از خدا.. وای برا احوال تهمت زنندگان..

    برای استاد گرامی:
    عزتتان روز افزون.. عمرتان با برکت.. دشمنانتان نابود.. الهی آمین

    یک دانشجو :

    استاد زائری از بهترین استادان من بودند. حداقل توان این را دارند که مطلبی را که می خواهند بگویند به دانشجو با یک سیر دقیق بفهمانند. کلاس های ایشان برای من بسیار جذاب و آموزنده بود.
    متاسفم برای کسانی که چنین گمانه زنی هایی میزنند در حالی که خود هیچند!!!!!!!!

    بسم الله…
    کامنت های پیشین گل کلام را در رابطه با دکتر زائری را بیان داشتند. اما لازم می دانم من هم در این جریان نقشی داشته باشم. در طول سه سالی که در دانشکده علوم اجتماعی درس می خوانم، اساتید اندکی بودند که از آنها چیزی یاد گرفته باشم. در میان تنها چند استاد از جمله دکتر زائری هستند که اندکی بر دانش اجتماعی من افزوده اند. این در حالی است که تمام کسانی که با ایشان کلاس داشتند می دانند که ایشان چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ اخلاقی از خیلی ها سرتر هستند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه