گلچین آثار ارسالی به جشنواره(6)

پایتخت به‌جای خط قرمز، از خط سبز عبور کرد…..

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۰:۳۹ ۱۳۹۳/۰۱/۱۹

پایتخت یکی از کامل ترین آیینه های جامعه است، به قولی سریالی‌ست با شاخصه‌ی “آیینه سانی” که بزرگترین دغدغه‌ی سینمایی سیدشهیدان اهل قلم بود، وی به آيینه سانی برای پدید آوری سینمای اشراقی تاکید ویژه ای داشت، اما در این جا باید در واقعیت از نظر ما و حقیقت واقعیت تفکیکی قائل شویم.این مورد در احترام به پدر و مادر نمود ویژه‌ای می یابد،واقعیت از نظر ما عدم تکریم والدین با ارسال آن ها به خانه سالمندان و… است اما حقیقت واقعیت آن است که والدین باید تکریم شوند و کم نیستند این گونه انسان ها و این‌جا نوعی اصلاح گری از انحراف است که پدید آمده، اصلاح طلبی که بدون توهین به کسانی که والدین را تکریم نمی‌کنند به زیبایی فرزندان و عروسی را نشان می‌دهد که با تمام میل از پدر در محفل گرم خود با تمام مصائب نگه‌داری می‌کنند.

پایتخت 3 آخرین همکاری محسن تنابنده و سیروس مقدم با تمام کش و قوس ها و دیدگاه های مختلف توانست پرمخاطب ترین برنامه ‌ی تلویزیونی در نوروز 93 لقب بگیرد و به‌نظر می‌رسد شاهد نخستین سه گانه ای بودیم که با بهبود کیفیت خویش توانست مخاطبان بیشتری را نسبت به سری های گذشته جذب کند و همین کافیست تا این سریال را یکی از موفق ترین مجموعه های تلویزیونی –حداقل در روند کیفیتی- صدا و سیمای جمهوری اسلامی بدانیم.

سخن راندن از معمولی بودنِ خانواده‌ی معمولی،ازجنس مردم بودن و دغدغه های‌ واقعی‌شان را به تصویر کشیدن، توجه به قومیت ها و محلی گرایی و… همه دیدگاه هایی اند که بسیار در رسانه ها مطرح شده و عرضه داشتن آن چیزی جز تکرار مکررات نخواهد بود.

اگر پایتخت را یک سریال موفق بدانیم، مطمئنا دارای ابعاد مختلفی از ویژگی های بارز بوده است تا بتواند اکثر ماهواره های این مملکت را به سیگنال های ایستگاه شبکه  یک سوق دهد.

نخستین نکته ای که باید بدان توجه نمود،منظومه‌ی فکری در داستان پردازی پایتخت است،منظومه ای که پارادایم هایش نه بر اساس قهرمان و ضد قهرمان بلکه حاصل اصل خیرجمعی و نسبیت در آن است.البته ممکن است برخی بر این ایراد بگیرند چه به لحاظ دینی و چه از جهت سیاسی، اما نکته‌ی قابل توجه آن‌جاست که کاراکتر های پایتخت یک محدوده‌ای را شامل می‌شوند و آن خانواده‌های شرافتمند ایرانی است،در واقع خانواده‌ی معمولی شریف اند و با خانواده های شریف برخورد دارند ولی در این میان فیلم شعاری و مطلق گرا نیست؛حال آن‌که شریف اند مرتکب هیچ اشتباهی نشوند و همه چیز بر مبنای آن زندگی آرمانی پیش برود.افرادی که تلاش می‌کنند”خوب” باشند اما بر حسب شرایط و وقایع تحولاتی پیش می‌آید و رفتار آن ها با توجه به اتفاقات رخ داده دگرگون می‌شود.در واقع در پایتخت تمامی پدیده ها در محدوده ی خیر ذی شعور بوده و دسته بندی مبنی بر جبهه‌ی شر و جبهه‌ی خیر وجود ندارد،نزاع آن ها نیز نه براساس کینه بلکه بر اساس اختلافاتی‌ست که شاید برای هرکدام از افراد واقعی جامعه نیز پیش بیاید، البته پایتخت به وجود شر نیز در دیالوگ های معدود اشاره می‌کند، شری که نتوانسته در میان آن‌ها نفوذ کند و فقط در بیرون حیطه‌ی شرافتمندی ایرانی به کارهاي خودش مشغول است به طور مثال می‌توان از دیالوگ هایی مربوط به تحریم پنجره دو جداره اشاره کرد.

خانواده‌ی معمولی سمبل هستند،سمبلی از یک خانواده‌ي ایرانیِ اصیلِ سنتی،درواقع نمادی از جامعه اصیل ایرانی بوده که در این سری اتفاقاتی برای آن افتاده و مهمترین آن برخورد با پایتخت(مدرنیته) می‌باشد.در سری اول این برخورد به تضارت و مطرود شدن از مدرنیته است که در نهایت تصمیم می‌گیرند به هما اصل خود(مشهد و سپس علی آباد) بازگردند.در سری دو اندکی تعامل رخ می‌دهد اما مشکلات،مصائب(راننده تاکسی،خانه سالمندان، برخورد عابران و…) بیشتر از فواید آن بوده و تنها با اندکی تعامل از آن عبور می‌کنند.اما در سری سوم اتفاقی بدیع رخ می‌دهد و آن هم اگر چه قصد بازگشتند به علی آباد را دارند اما سربال در تهران به پایان می‌رسد و مدام تعریف و تمجیدی که از تهران می‌شود بیانگر نوع دیگری از تطور این خانواده می‌باشد.در قسمت اول نیز ما با پیام هایی مواجه هستیم که شاید حرف اصلی در همان قسمت زده می‌شود برای مثال از تقابل سنت و مدرنیته، نقی به عنوان نماد خانواده اصیل (سنتی) و ارسطو به عنوان نماد زندگی غربی، هرچند همان طور که ذکر شد این سمبل سازی ها نسبی بوده و نماد یک انسان متعلق به فرهنگ خاص به صورت مطلق در هیچ کجای سریال مشاهده نمی‌شود. از کنایه های ارسطو به نقی مبنی بر عدم آشنایی با دیگر فرهنگ ها تا سبک زندگی مدرن که در پوشاک افراد در شب عرسی  تبلور یافت بیانگر تداخل این خانواده ی اصیل با خانواده ی مدرن است؛ منتهی در برخی موقعیت ها این تداخل به تعامل می انجامد و گاهی نیز به برخورد و حتی تزاحم، به طور مثال می توان از پاپیون در مقابل با کلیپس و کفش پاشته بلند نام برد، هر دو یک پدیده بیرونی هستند که این خانواده با آن احساس بیگانگی کرده و برای اولین برا از آن استفاده می کنند، اما پاپیون با وجود تردید نقی در مضحکه خاص و عام شدن مشکلی را پدید نمی آورد، ولی پدیده های دیگر نه تنها برای هما مزاحمت ایجاد می کند بلکه از زیبایی و وقار او نیز کاسته می شود.خوردن غذای حیوانات خانگی نیز آشکار ترین پیام در فیلم برای مخاطب بود تا بدون آگاهی از تمام محصولات و خدمات وارد شده استفاده‌ی بی حد و حصر نشود.

شخصیت پردازی در پایتخت سه با تحولات وسیعی روبرو شد،نقی از یک مرد میانسال معقول در یک روند نزولی به یک مرد میانسال طفل عقل تبدیل شد در واقع می توان گفت که جای نقی و ارسطو در پایتخت تغییر کرد.بهبود و خانواده نیز یکی از ارکان محوری داستان بودند که خوشبختانه می توان گفت که به خوبی توانسته اند در کنار خانواده ی نقی خود را به مخاطبان بقبولانند.هرچند کاراکتر ها بسیار زیبا طرح ریزی شده بودند اما نه برای فصل سوم یک سریال، این تول غیر منطقی تا حد زیادی مخاطب را از هم ذات پنداری به دور می داشت و حتی به نظر می رسید مخاطبان اگر چه در نهایت از پایتخت لذت بردند  اما از شخصیت ها دل خوشی نداشتند.

اکثر منتقدین یکی از مهمترین عوامل موفقیت پایتخت را در هیچ کدام از نوشته های خود ذکر نکرده‌اند و آن وجود محیطی(لوکیشن) ناشناخته برای اکثر مخاطبان است.طبق قانونی نانوشته در سینما و تلویزیون حضور سوژه ها در مکانی مبهم و نامعین هم به تعلیق بیشتر و هم جذابیت آن می افزاید.شاید بتوان گفت یکی از عوامل عدم استقبال اهالی شمال کشور از این سریال نیز همین باشد، از سویی دیگر نیز عدم رغبت به فیلم های پایتخت نشین نیز ممکن است از این  راز پرده برداری کند.مطمئنا یکی از دلایل موفقیت سریال لاست و سایرآثار جی جی آبرامز نیز مبهم و غیرتکراری بودن لوکیشن آن بوده است.

هرچند دلایل بالا از ارکان اصلی موفقیت هر فیلمی بالاخص پایتخت است اما آنچه پایتخت رااز سایرین جدا می‌سازد گام نهادن در زمین هایی‌ست که تا کنون پنداشته می‌شد که بذر فیلم و سریال در آن لم یزرع است.

توجه به ورزش کشتی،هیجانات قبل و بعد از آن، پشت صحنه‌ی زندگی قهرمانی و بسیاری از دیگر موارد که از برجسته ترین علاقه مندی های ایرانیان بوده اما هیچ فیلمسازی نتوانسته بود به این شکل آن را به تصویر بکشد.

اکثر فیلمسازان برای جذب مخاطب و یا نقد به جامعه درصدد گذر از خطوط قرمز بوده و هستند؛ اما غافل از آن که خطوط سبزی وجود دارند که در نهایت هماهنگی با فرهنگ و جامعه کسی به آن سمت و سو حرکت نکرده؛ متاسفانه رقابت بین شکستن خطوط قرمز و نقد های تند و یک جانبه که تنها به یک شعار سیاسی می ماند تا فیلم و سریال به شدت افزایش یافته و شاکی از آن که چرا فیلم ها به فروش نمی رسد.عبور از خط سبز یعنی توجه به پدیده هایی بدیهی اما جذاب که از شدت بدیهی بودن‌ش کسی به سراغ آن نمی رود و گمان می‌رود از یک زندگی عادی نمی‌توان داستان پر تعلیق و جذاب ایجاد کرد.این خط سبز شامل نقد های محترمانه ای است که کمترین تضاد را با مخاطب نقد خود ایجاد می‌کند به قولی توصیه برادرانه همراه با راه حل دارد تا “غر” زدن‌های بی فایده.

پایتخت یکی از کامل ترین آیینه های جامعه است، به قولی سریالی‌ست با شاخصه‌ی “آیینه سانی” که بزرگترین دغدغه‌ی سینمایی سیدشهیدان اهل قلم بود، وی به آيینه سانی برای پدید آوری سینمای اشراقی تاکید ویژه ای داشت، اما در این جا باید در واقعیت از نظر ما و حقیقت واقعیت تفکیکی قائل شویم.این مورد در احترام به پدر و مادر نمود ویژه‌ای می یابد،واقعیت از نظر ما عدم تکریم والدین با ارسال آن ها به خانه سالمندان و… است اما حقیقت واقعیت آن است که والدین باید تکریم شوند و کم نیستند این گونه انسان ها و این‌جا نوعی اصلاح گری از انحراف است که پدید آمده، اصلاح طلبی که بدون توهین به کسانی که والدین را تکریم نمی‌کنند به زیبایی فرزندان و عروسی را  نشان می‌دهد که با تمام میل از پدر در محفل گرم خود با تمام مصائب نگه‌داری می‌کنند. این نوع بیان علاوه بر آن‌که مفهوم مورد نظر را در ناخودآگاه مخاطب می‌کارد؛خود شیوه ای موثر تر از سخنرانی و همایش بر منابر و تالار های شهر است.

حال اگر از نقد محتوایی عبور کنیم کارگردانی و بعد فنی آن نیز در به ثمر نشستن چنین درخششی ستون اصلی به حساب می‌آید؛ بایک کارگردانی ضعیف می‌توان بهترین فیلمنامه را نابود ساخت  با یک کارگردانی قوی نیز می‌توان از فیلمنامه ای ضعیف فیلمی خوب در آورد.

مشهود ترین تغییر در پایتخت نسبت به دو سری قبل وجود تبلیغات است؛ که از تیتراژ آغازین شروع شده و تا تیتراژ پایانی ادامه ‌می‌یابد؛ در کشور فرانسه در یکی از فریم ها (فیلمهای 24 فریم برثانیه ای) یک تصویر از کوکا کولا به نمایش در آمد و فروش کوکاکولا چندبن برابر افزایش یافت؛اما در پایتخت تبلیغ به فجیع ترین وضع ممکن انجام شد؛ طبق روال طبیعی این گونه تبلیغ مخاطبان را دلزده می‌کند اما با کمی دقت می‌توان به نتایج جالی دیگری نیز دست یافت.ضعف تبلیغات را می‌توان به دو دلیل مربوط ساخت نخست نابلدی کارگردان وعوامل است اما ممکن است به دلیل دیگری نیز رخ داده باشد.شاید تبلیغات عمدا در پایتخت به این صورت انجام شده که اگر چنین باشد به شرافت فیلم بیش از پیش می‌افزاید.مورد اول عدم گنجاندن کالای مصرفی در فیلم شرکت اطلس مال یک شرکت ساختمانی بوده که به همین راحتی گذرش به مخاطبان نمی‌افتد و مردم به طور  مستقیم با آن در ارتباط نیستند تا از آن کالای مصرفی بخرند؛ آپ کن نیز نوعی خدمات است که هزینه ای را بردوش مخاطب تحمیل نمی‌کند؛ اما متاسفانه ما در برخی برنامه های تلویزیونی شاهد بزرگترین خیانت به مردم این مرز و بوم هستیم،مانند  برنامه‌ی فیتیله که علاوه بر نابود کردن برخی هنجارها در کودکان به تبلیغات مستقیم پرداخته طوری که برخی آیتم ها مستقیما به کودکان اجبار می‌کند که از کالای مربوطه خرید کنند؛ حتی در آمریکا نیز چنین تبلیغاتی خصوصا برای کودکان که به عقل کامل نرسیده اند به شدت ممنوع است.مورد دوم عدم گنجاندن تبلیغات در ساختار فیلم است که به طور ضمنی به مخاطب می‌فهماند این تبلیغات از روال فیلم جداست و مخاطب با دلزدگی از این جدایی تبلیغات را به طور کامل فهم می‌کند مورد مثال ما نیز تبلیغات اطلس مال،آپ کن ، عدم دریافت یارانه و… است.

فیلمبرداری فیلم نیز دومین تغییر برجسته در پایتخت است؛ حضور امیر معقولی و گروهش با فانتوم به جای برادران گل سفیدی از مهمترین عوامل تغییر سبک فیلمبرداری است.شاید بتوان گفت این تغییر دو نتیجه داشته است نخست کم شدن تعداد دوربین و خلاقیت و تحرک است، در مورد تعداد دوربین که به شدت دست تدوینگر را بسته نگاه می‌دارد به جایی می‌رسد که در برخی پلان ها برای تحرک بیشتر و گرفتن نماهای متفاوت بجای استفاده از دو دوربین به چرخش 180 درجه ای صفحه پناه بردند و کمتر کسی از این موضوع آگاه شد، نکته ‌ی دوم عدم تحرک و خلاقیت است؛ بنظرت می‌رسد با هر دلیلی فیلمبردار علاقه ای به حرکت نداشته و عمدتا دوربین ها کاشته به ضبط می‌پرداختند و نماها و زاویه ها همچون فیلم های کلاسیک از قواعد اولیه فیلمبرداری تبعیت می‌کرد البته گاهی از این افراط تفریطی نیز پدید می‌آود و نماهایی گرفته می‌شد که نه از قاعده ای تبعیت می‌کرد و نه پیام و تاثیر خاصی بر مخاطب داشت.حال آن‌که در سری قبل دوربین پا به پای کاراکتر حرکت می‌کرد و بنظر می‌رسید دست تدوینگر و همینطور عمل بازیگر آسان تر بوده باشد.

جلوه های ویژه نیز بیشتر از سری قبل به صورت کاملا ایرانی و زیبا به کار برده شد، به این دلیل ایرانی که اکنون مدرنیته جلوه های ویژه فرارسیده است و کارگردان ها بدون توجه به ساختار فیلم دنبال خود نمایی و فخر فروشی با جلوه های ویژه هستند اما یک کارگردان متواضع و بهتر است بگوییم حرفه‌ای از جلوه های ویژه تنها در موارد مخصوص به خود استفاده می‌کند و در پی تقلید دست چندم مضحکانه از هالیوود نیستند؛ افتادن سنگ در گلوی نقی در پایتخت دو؛ سقوط افراد از دیوار شکسته و حوض پر از برگ از شاهد های مثال ما می باشند.

از مهم ترین عوامل هم ذات پنداری مخاطبان با خانواده نقی ؛انتخاب بازیگران است؛ افرادی که بیشترین شباهت را با کاراکتر خود داشته و گویی قرار است خود باشند؛ از آن سو علاوه بر اینکه داستان یک خانواده ی معمولی را می‌بینیم بازیگران در زندگی واقعی خود؛ در ظاهر و در کل معملی هستند؛نه گلزاری در پایتخت مشاهده می‌شود و نه شاکرد دوست، اتفاقا بازیگران نیز معمولی هستند و پیش زمینه‌ی زیادی یاز آنها در ذهن مخاطب نیست و اسن خود کمک شایانی به باور پذیری مخاطبان می‌کند.بازیگرانی که حالا با کاراکترشان سوپر استار شدند و قرار است دربا پیش زمینه‌ی پایتختی خود به ایفای نقش در سایر فیلم ها بپردازند؛ این عمل را در صنعت حرفه‌ای سریال سازی خارجی نیز مشاهده می‌کنیم؛سریال هایی که مدت زمان پخش آن ها به چند سال می‌رسد بازیگرانش به سوپر استار تبدیل می‌شوند و اگر جز این شود مخاطب حاضر نیست چند سال وقت خود را به پای بازیگر-و نه انسان واقعی در فیلم- مصرف کند یکی از مهمترین آن ها سریال فاخر اما نامید کلاه پهلوی است.

موسیقی فیلم نیز از دیگر عوامل موثر بر تاثیر گذاری مخاطبان است؛موسیقی ترکیبی سنتی که مهم ترین ویژگی آن بدیع و غیر تقلیدی بودنش است و ترکیب نوین ابزار های مختلف نستالژی خاصی راپدید آورده که حتی تا پایتخت 20 نیازی به تغییر موسیقی فیلم دیده نمی‌شود.

به هر حال پایتخت با تمام کش و قوس هایی که در مقاله قبل اشاره شدتوانست ثابت کند که می‌توان چندگانه ای ساخت که یکی از یکی برتر باشد و سری جدید تنها جیره خوار سری قبل خود نشود؛ علاوه بر این وجود کدهایی مبهم در این سری علی رغم سخن سیروس  مقدم بیانگر پتانسیل بالا در ساخت پایتخت 4 هستند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه