گاچین آثار ارسالی به جشنواره(3)

پایتخت سه از جیره پایتخت دو می خورد

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۲:۰۶ ۱۳۹۳/۰۱/۱۱

از همان ابتدا که مطرح شد قرار است پایتخت سه با سفر نقی و ارسطو به تاجیکستان ساخته شود, نگارنده ی این متن از این ایده ی ناب به شدت حیرت زده شد، زبان فارسی و دین یکسان دو جامعه که بیشترین قرابت و کمترین رابطه را با هم دارند، می تواند یک ایده ی عالی برای ساخت پایتخت سه باشد.اما

پایتخت سه -پربیننده ترین برنامه نوروزی93- یکی از معدود سریال هایی ست که توانسته طول خود را به سری سوم برساند، هرچند با عرض پانزده روزه ی نوروز؛ یکی از برجسته ترین ویژگی های این سریال آن است که مانند دیگر مجموعه های چند گانه تلویزیونی و سینمایی نان خود را از سری اول نمی خورد؛ فی الواقع  پایتخت یک به نسبت پایتخت دو از لحاظ کیفیت و هم چنین محبوبیت بسیار پایین تر است و می توان این را یکی از نقاط قوت این مجموعه دانست، اما اکنون پایتخت سه جیره خوار پایتخت دو بوده و با کیفیت سینوسی و یکی در میان خوب و بد بودن ش کمی مخاطبان را برای پای سریال نشستن مردد ساخته است؛ هرچند پایتخت دو می توانست خداحافظی در اوج با مخاطبان باشد اما تیم تنابنده و مقدم خیلی حرف ها داشتند که بواسطه  نقی معمولی و خانواده اش به گوش مردم برسانند، از همان ابتدا که مطرح شد قرار است پایتخت سه با سفر نقی و ارسطو به تاجیکستان ساخته شود, نگارنده ی این متن از این ایده ی ناب به شدت حیرت زده شد، زبان فارسی و دین یکسان دو جامعه که بیشترین قرابت و کمترین رابطه را با هم دارند، می تواند یک ایده ی عالی برای ساخت پایتخت سه باشد.اما با کلید خوردن شاهگوش در تابستان 92 و به خدمت گرفتن تنابنده و مهران فر کم کم شائبه هایی درباره ی پایتخت بوحود آمد، این را اضافه کنید به خدمت گرفتن برادران گل سفیدی-فیلم بردارانی که سبک فیلمبرداری شان سیروس مقدم را آقای خاص تلویزیون ساخته بود- تا سفر سارا و نیکای فرقانی به خارج از کشور. اینکه فیلم نامه شرع به نوشتن شد و هربار خبر متناقضی از رسانه های خبری بروز داده می شد ؛ تغییر چند باره فیلمنامه از حذف ارسطو و کامیون که یکی از دو عنصر اصلی پایتخت بود تا حضور  اکبر عبدی و حذف سارا و نیکا که جزء عنصر اصلی سریال بودند، از تغییر سفر به تاجیکستان تا سفر به ترکیه و خیلی مواردی که ذکر آن ها سودی برای خواننده گرامی نخواهد داشت، به راستی تغییر چند باره فیلمنامه نوشته شده ذهن نگارنده را به شدت آزار می داد که قرار است از این آش شله قلم کار چه رایحه ای بر خیزد.؟
اکثر منتقدین برای نقد پایتخت به سابقه سیروس مقدم و نهایتا اندیشه او رجوع میکنند حال آنکه به نظر بنده اصل فیلم بر پایه ی اندیشه و ایده ی محسن تنابنده استوار گشته است و بهتر است به سابقه وی در فیلمنامه نویسی و ترجیحا همکاری وی با سیروس مقدم اشاره کرد.
با نگاهی اجمالی به پرونده تنابنده در بازی و نویسندگی یک نکته بارز را می توانیم در یابیم و آن توجه به مرگ و معاد است، و از سوی دیگر تم اکثر فیلم های وی نمود محلی گرایی و تقابل آن با مدرنیته است.که انشالله در نقد نهایی پس از اتمام سریال به آن اشاره خواهیم کرد.
اما همکاری تنابنده با مقدم به سه گانه پایتخت محدود نمی شود.کم نوروزیه ای های مقدم نبودند که نام تنابنده بعنوان نویسنده در آن خود نمایی کرده است، پیامک از دیار باقی و چاردیواری نیز طعم دستپخت مقدم و تنابنده را دارند. در مورد جهان بینی وی نیز همین بس که او هیچ گاه قهرمان و ضد قهرمان نداشته و هیچ شخصیت منفی در آثار او دیده نمی شوند؛ نه کسی معصوم است و نه شیطان؛
عمدتا تیپ سازی های تنابنده نیز تیپ هایی نسبی اند که هر آن دچار تغییر می شوند و هیچ گونه مطلق گرایی در نوشته های او نیست.به این موارد نیز انشالله در نقد نهایی خواهیم پرداخت. اما در مورد پایتخت سه، سریالی که تیتراژ و اکثر سکانس هایش به تیزر های تبلیغاتی شباهت بیشتری دارد تا پایتخت و خانواده ی نقی معمولیِ معمولی.تغییر فیلمبرداران از گل سفیدی ها به امیر معقولی هرچند بدون تغییر در دوربین های مارک ،اما با تغییری شگرف در نحوه ی فیلم برداری مواجه هستیم؛به نظر می آید گروه فیلمبرداری خسته تر بوده و دوربین نسبت به ریتم فیلم و یا حداقل نسبت به سری های قبل خلاقیت و حرکت کمتری دارد و عمدتا دوربین ها کاشته شده هستند. از سویی استفاده از فانتوم های مخصوص دوربین که قیمت آن از یک دوربین نیمه حرفه ای نیز ارزان تر است باعث شده نیمی از سکانس ها را تنها از بالا مشاهده نماییم, که این کار کارگردان را بسیار آسان می کند حال آن که جدر ضمیر ناخود آگاه مخاطب ،فیلم با حوادث کمتر جلوه داده می شود و این یعنی ضعیف تر شدن فیلم حتا با استفاده از تکنولوژی نوین، تکنولوژی هایی که آفت امروزه کارگردانان ماست و این مدرنیته تکنولوژی که هنوز بلد نیستیم چگونه از آن استفاده کنیم و  تمام تلاشمان این است که  می خواهیم به مخاطب بفهمانیم من دارم از جلوه های ویژه ، هلی کوپتر و… استفاده می کنم.همه ی این ها یک پیامد دارد و آن هم ذات پنداری کمتر مخاطب با فیلم است.
با همه ی این اقوال پایتخت سه شروع شد و در چند قسمت اول یک نمودار سینوسی را مشاهده می نماییم که به وضوح هرچه تمام تر لغزش دست نویسنده را آشکار می سازد، به جز دو قسمت اول که فیلمنامه اش در تمام این دوراندگرگونی، ثابت مانده بود و ارزشش چیزی بیشتر از دو مجموعه ی اول است، شاهد یک زندگی روتین با شوخی های مضحک و ریتمی کند بودیم که شتابزدگی در نوشتن فیلمنامه کاملا از آن بر می آید. کافیست به روال ساخت این فیلم مراجعه نماییم تا متوجه شویم پایتخت همراه با نوشتنش شروع به ساختن کرد؛ یعنی متن امروز نوشته و چند روز بعد اجرا می شد.البته ساخت پایتخت تا کنون که شش قسمت از پخش آن گذشته به پایان نرسیده ؛ وآن چه از شواهد بر آمده این است که قرار است پایتخت در پایتخت بماند و با قهرمانی نقی سفری به ترکیه رخ نخواهد داد.
اگر از بنده پرسیده شود پایتخت را در یک جمله خلاصه کنم، تقابل سنت مدرنیته پاسخم خواهد بود.اهالی سنت که قصد گذار به مدرنیته را دارند اما در سری اول از مدرنیته که همان تهران است طرد و یا بهتر است بگویم می شوند، در سری دوم به تعامل می پردازند و سری سوم تعامل شان بیشتر می شود.شاید کمی عجیب به نظر بیاید اگر بگوییم تنابنده در قسمت اول تمام حرف خود را زد؛
چند پدیده مختلف که رهاورد مدرنیته غربی هستند وارد زندگی نقی شده اند؛ بخشی از آن مقبول می شود -هرچند فکر کند که تمام علی آباد به او می خندند – (پاپیون) اما جامعه آن را به راحتی می پذیرد چون تضادی با هویت و فرهنگ و ذات او ندارد و بخشی از آن نیز تقلید مضحکانه ایست که نه زیبایی دارد و نه رشد -کلیپس و کفش هما و دیالوگ معروف آن- در قسمت های بعد نیز خانواده ی معمولی به وقابع معمولی زندگی می پردازند و گهگاهی با دیالوگ های کنایه آمیز قصد رساندن مفهومی هر چند کوتاه را دارند،اگرچه از قسمت سوم به بعد تا حدی شاهد هیچ گونه تحول شگفت آوری در پایتخت نمی شویم و یا حداقل به نسبت انتظار مخاطب روال داستان پیش نمی رود.
شخصیت ها نیز به طرز غیر منطقی تغییر کرده اند، ارسطوی غرب زده، نقی که افزایش سن و گذر زمان عمرش روندی معکوس با افزایش متانت و بزرگی او داشته و سایر نقش ها که تغییر خاصی نکرده اند.بازی ضعیف علی رضا خمسه نیز به عناصر عدم موفقیت پایتخت سه و تبدیل آن به یک فیلم تکراری اضافه می کند.
مهم ترین مسئله در پایتخت پیش برد حوادث نه بر اساس تخیلات نویسنده بلکه متناسب با شخصیت ها و زندگی معمولی انسان ها و هم چنین انتخاب دقیق بازیگران است که مخاطب هیچ نیازی به عامل زیبایی صورت بازیگر ندارد؛ و شخصیت ها دقیقا سر جای خویش قرار گرفته اند.این “آیینه سانی” جامعه که قشر عظیمی از افراد را در بر می گیرد مطمئنا متقن ترین عامل محبوبیت پایتخت است؛با این حال پایتخت سه به پایان نرسیده است و قرار است نتیجه ی نهایی را در انتهای فیلم صادر کنیم؛زیرا آن چه از این تیم اعجوبه بر انگیز سراغ داریم دگرگون ساختن فیلم و حوادث به شیوه ی هنرمندانه و ناگهانی است و همین عامل بوده که مخاطبین پایتخت را با وجود ضعف فراوانش پای تلویزیون نشانده است.

۱ دیدگاه

    محمد حسين :

    سلام. به نظر بنده اصلا نقد منصفانه اي رو انجام نداديد. بعضي جاها كه آن چيزي كه در فيلم وجو نداشت رو نقد كرديد . بهتر بود ميگذاشتيد سريال تمام ميشد بعد نقد انجام ميداديد

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه