در یادداشت اختصاصی

پرفسور رواسانی از جامعه شناسی اسلامی-ایرانی می گوید

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۳:۴۶ ۱۳۹۲/۱۰/۸

گئومات مغ در دوران باستان خواستار خلع حاکمیت و مالکیت از اشراف پارسی و مادی و بازگرداندن زمین به روستاییان و استقرار عدالت بود اما بدست داریوش هخامنشی خدمتگذار طبقات حاکم مادی و پارسی به قتل رسید

پرفسور شاپور رواسانی، متولد ۱۳۱۰ در گیلان است. وقتی در ماجرای پایین کشیدن مجسمه شاه در میدان شهرداری رشت و تظاهرات ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در دوره پهلوی در دادگاه محکوم شد، به صورت پنهانی از ایران خارج و به آلمان رفت تا ضمن فعالیت در جبهه ملی خارج از کشور که برخلاف جبهه ملی داخل کشور، گرایشات سوسیالیستی داشت، در رشته علوم سیاسی ادامه تحصیل دهد. وی دکترای علوم سیاسی را از دانشگاه هانوفر گرفته و از ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۸ در دانشگاه اولدنبورگ درس اقتصاد اجتماعی کشورهای در حال رشد را ارائه کرده ‌است. از جمله آثار رواسانی در زمینه جامعه ‌شناسی و مردم‌شناسی می‌توان به «مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی»، «دولت و حکومت در ایران در دوره تسلط استعمار سرمایه‌داری»، «نادرستی فرضیه‌های نژادی»، «زمینه‌های اجتماعی هویت ملی» و «مفهوم اسلامیت و ایرانیت» اشاره کرد. پروفسور رواسانی اگر چه استاد بازنشسته دانشگاه اولدنبورگ و ساکن ایران است اما همچنان برای تدریس در دانشگاه‌های آلمان دعوت می‌شود. پرفسور رواسانی یادداشت اختصاصی ای را جهت تنقیح مفهوم جامعه شناسی اسلامی ایرانی از دیدگاه خود برای سایت علوم اجتماعی ارسال کرده اند:

مقدمه‌ای درباره جامعه‌شناسی ایرانی اسلامی

 

با بررسی مفاهیم اجتماعی متداول در جامعه ایران، می‌توان بخوبی و وضوح نفوذ و حضور مفاهیم اجتماعی و سیاسی متداول در فرهنگ غرب را در بسیاری از موارد نشان داد بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم اجتماعی اصطلاحاتی وارداتی هستند که در اغلب موارد بدون توجه به زمینه اقتصادی و اجتماعی پیدایش و محتوای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آنان بکار برده می‌شوند.

با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی در جامعه ما به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده که مفاهیم اجتماعی با توجه به تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران از دوران باستان تاکنون و تعالیم اسلام عرضه و براساس جامعه‌شناسی ایرانی ـ اسلامی در نامگذاری و تعاریف مفاهیم اجتماعی تجدید نظر شود تا مرحله جدیدی در این مورد نیز در جامعه آغاز گردد. در نوشته حاضر به بررسی یک مورد می‌پردازیم.

********

بکار بردن مفهوم و اصطلاح اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی «چپ» در جامعه ما در مورد افراد و سازمان‌هایی که مخالف  نظام اقتصادی حاکم، سلطه طبقاتی اقلیت ثروتمند، مالک و تاجر بر اقتصاد و خواستار حاکمیت و مالکیت جامعه بر اموال جامعه باشند تقریباً از دوران مشروطه آغاز و با افزایش تماس و روابط فرهنگی با جوامع روشنفکری اروپایی توسعه یافت.

مفهوم «چپ» در جریان انقلاب فرانسه که منجربه سلطه نظام سرمایه‌داری در آن کشور گردید برای افراد و گروه‌هایی بکار رفت که با نظام حاکم پس از انقلاب مخالف بوده و به تقلید از گروهی از اعضاء سنای روم باستان که برای نشان دادن مخالفت خود با گروه حاکم و دولت در طرف چپ سنای رم جای می‌گرفتند در طرف چپ محل تجمع نمایندگان می‌نشستند، اصطلاح چپ در جریان رشد و توسعه شیوه تولید سرمایه‌داری در جوامع اروپایی به تدریج برای معرفی افراد و سازمان‌هایی بکار گرفته شد که با شیوه تولید سرمایه‌داری مخالف بودند(احزاب سوسیالیست، کمونیست،…) اما این اصطلاح در جریان تحولات تاریخی دچار تغییر گردید.

با توسعه استعمار سرمایه‌داری و افزایش غارت مردم و منابع طبیعی در مستعمرات حاصل آن افزایش رفاه مادی در میان طبقات و اقشار مختلف جوامع و تبدیل جنگ طبقاتی به صلح و مشارکت طبقاتی در این جوامع مفهوم و اصطلاح چپ به تدریج معنای اجتماعی و اقتصادی اولیه خود را از دست داد و مجوف شد زیرا در این جوامع سازمان‌ها و احزاب کارگری و سرمایه‌داری به همکاری و شراکت با یکدیگر پرداختند(صلح طبقاتی) امروزه این اصطلاح در جوامع سرمایه‌داری برای افراد گروههایی بکار می‌رود که با آرامش و با بهره‌برداری از امتیازات رفاهی، انتقاداتی نسبت به قوانین جاری و اعمال دولت خود در زمینه تقسیم منافع حاصل از غارت مستعمرات داشته اما هیچ نظری درباره مبارزات طبقاتی و تغییر ساختار جامعه ندارند.

در جوامع امروزی غرب برای چپ‌های سابق اعم از احزاب سوسیالیست، سازمان‌های کارگری، احزاب سوسیال دموکرات چپ و سبز که بصورت بخشی از جامعه سرمایه‌داری در آمده‌اند مسئله ای بنام «امپریالیسم سرمایه‌داری» وجود ندارد حتی در مواردی می‌توان نشان داد که اعضاء و رهبران این سازمانها با دولت‌های خود درباره چگونگی اجرای برنامه‌های نظامی یا نفوذ غارت در مستعمرات همکاری و مشارکت داشته و با طبقه کمپرادور در مستعمرات شراکت دارند.

می توان گفت که چپ‌های امروزی جوامع سرمایه‌داری از ساختار طبقاتی و فرهنگ مسلط جامعه خود بخوبی آگاهند و از این آگاهی برای بدست آوردن سهم بیشتر از غارت استعماری بهره برداری می‌کند اما بهیچ وجه تمایلی برای اطلاع از تجاوزات ضد انسانی دولت‌های خود در مستعمرات را نداشته و حتی در تجاوزات نظامی دولت‌های خود علیه مردم مستعمرات شرکت می‌نمایند. این گروهها برای تسکین وجدان نا آرام، خود را جانبدار حقوق بشر معرفی کرده و برای مردم مستعمرات صدقه جمع آوری می‌کنند.

اوضاع افراد و سازمان‌هایی در مستعمرات و کشورهای عقب نگهداشته شده که بدون اطلاع از تحولاتی که در جوامع غربی رخ داده و تغییراتی که در معنای چپ صورت گرفته خود را چپ می‌دانند یا می‌نامند بصورت دیگری است، این افراد و سازمانها از تاریخ استعمار سرمایه‌داری، تئوریهای انقلابی و حتی در مواردی از جزییات وقایع و تغییرات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در کشورهای سرمایه‌داری اطلاع دارند. اما هنوز نمی دانند شیوه تولید مسلط در کشورشان چیست و از ساختار طبقاتی و فرهنگی جامعه خود یا اصلاً اطلاع ندارند و یا این آگاهی چنان اندک و نادرست است که می‌توان گفت اصولاً جامعه خود را نمی شناسند.

این افراد به‌علت بیگانگی در جامعه خود قادر به ایجاد پایگاهی در میان مردم محروم و زحمتکشان جامعه خود نیستند و هنوز از بند نظریات تئوریسین‌های غربی که فقط توانسته‌اند در مورد جامعه خود اظهار نظر نموده و ساختار اجتماعی و فرهنگی مستعمرات را نمی‌شناسند، آزاد نشده‌اند این افراد و گروه‌ها در صورت لزوم با سهولت طعمه اقدامات امنیتی و جنایات طبقه حاکم جامعه خود می‌کردند و در کمال معصومیت قربانی می‌شوند.

در ایران چپ‌های جامعه ما از همان ابتدا به‌علت نفوذ فرهنگ غرب تحت تاثیر مکاتب و آراء نظریه پردازان کشورهای اروپایی در باب مبارزات طبقاتی قرار گرفتند و به‌هیچ وجه تلاشی برای شناخت تاریخ و ساختار جامعه ما فرهنگ مردم ایران و تعلیمات اسلام درباره عدالت و مساوات انجام ندادند و از توده مردم جدا ماندند.

رهبران جنبش چپ ایران با کمال صداقت و سادگی باور می‌کردند که جنبش زحمتکشان ایران برای کسب حقوق و از میان برداشتن سلطه اقلیت دارای همان ریشه‌های تاریخی و خصایص اجتماعی و طبقاتی جنبش کارگری در اروپای غربی است. این رهبران ساختار طبقاتی و شیوه تولید مسلط در ایران را نمی شناختند و تصور می‌کردند با ترجمه و نشر آراء و نظریات رهبران جنبش کارگری در اروپا خواهند توانست محرومین ایران را سازمان دهند و به‌هیچ وجه به تاریخ مبارزات طبقاتی در ایران و عقاید دینی توده مردم اتکاء نمی کردند.

افراد و گروه‌های «چپ» در کشورهای اروپای غربی «داخل» را می‌شناسند، اما تمایلی برای شناختن «خارج» ندارند و روشنفکران چپ ما «خارج» را می‌شناختند و می‌شناسند، اما از «داخل» خبر نداشتند و ندارند.

********

با توجه به اینکه اصطلاح چپ یک اصطلاح وارداتی است برای موفقیت در امر استقرار عدالت در جامعه ما باید تاریخ ساختار طبقاتی و عقاید توده مردم را بر اساس جامعه‌شناسی ایرانی ـ اسلامی شناخت و بررسی کرد. در بررسی جامعه ایران از نظر مبارزات طبقاتی، در بررسی‌های جامعه‌شناسی و تعریف مفاهیم اجتماعی در جهت استقرار عدالت، حذف سلطه اقلیت بر جامعه باید این نکته اساسی توجه نمود که این مبارزات در جامعه ما داراری سابقه ای تاریخی است که به دوران باستان می‌رسد این مبارزه طبقاتی در دوران اسلامی با تکیه بر تعالیم اسلام درباره عدالت ادامه یافت ـ یک نهضت انقلابی مردمی برای وصول به اهداف عالیه انسانی، با استقرار عدالت و نفی و رد سلطه طبقاتی زمانی می‌تواند در جامعه ما موفق کرد و که بتوان با پایه گذاری جامعه‌شناسی ایرانی ـ اسلامی ساختار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایران را از نظر تاریخی شناخت و به تعلیمات اسلام درباره عدالت پی برد و جنبش عدالتخواهانه را با توجه به محتوای ایرانی ـ اسلامی آن به توده زحمتکشان معرفی نمود تا بتوانند براساس آن خود را سازمان دهند.

در این روند تحقیق باید باین حقیقت تاریخی و اجتماعی توجه نمود که جامعه ما با دو نوع محتوی و تعریف از ایران‌گرایی و اسلامیت سر و کار داشته و دارد.

ـ ایران‌گرایی نژادی و متجاوز طبقات حاکم در مقابله  با ایران‌گرایی عدالتخواهانه مردم زحمتکش و فقیر.

ـ اسلامیت طبقات حاکم بر اساس تظاهر، تزویر و سودجویی و ثروت اندوزی در مقابله با اسلامیت محرومین و زحمتکشان بر اساس عدالت و مساوات که خواستار اجرا و اعمال احکام سیاسی، فرهنگی و اخلاقی اسلام در زمینه اقتصاد نیز هست.

در بررسی طبقاتی ایران‌گرایی محرومین جامعه ما از نظر تاریخی می‌توان یادآور شد که گئومات مغ در دوران باستان خواستار خلع حاکمیت و مالکیت از اشراف پارسی و مادی و بازگرداندن زمین به روستاییان و استقرار عدالت بود اما بدست داریوش هخامنشی خدمتگذار طبقات حاکم مادی و پارسی به قتل رسید و در دوران ساسانی مزدک بامدادان، موبد موبدان زردشتی، که خواستار از میان رفتن فقر عامه و مظالم طبقاتی و استقرار عدالت در جامعه ایرانی بود بفرمان خسرو ساسانی خدمتگزار  ایران‌گرایی طبقات حاکم کشته شد.(ایران‌گرایی طبقه حاکم بر ایران‌گرایی محرومین غلبه کرد)

در دوران اسلامی، قیام مسلمانان محروم با شرکت اقوام مختلف و به رهبری به‌آفرید، عماربن یزید، المهری، هاشم بن حکیم، بابک خرم دین، علی بن محمدبرقعی و سالار زنگیان عبدالله بن میمون اهوازی حمدان ابن اشعث(رهبر جنبش مومنان) علیه مظالم طبقاتی خلفای عباسی و طبقه حاکم مرکب از اشراف ایرانی و عرب، با شرکت سرداران ایرانی(ابومسلم و افشین) سرکوب کردید.(اسلامیت متجاوز طبقه حاکم بر اسلامیت حق طلبان محروم غالب شد)، اما مبارزه طبقاتی در جامعه اسلامی ادامه یافت.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که طبقات حاکم در طول تاریخ توانسته‌اند با یاری مشاوران و خادمان فرهنگی خود ایران‌گرایی و اسلامیت متجاوز طبقه حاکم را متحد ساخته و علیه محرومین ایران و بطور کلی جامعه اسلامی از آن بهره برداری نمایند آنچه که صورت نگرفته و برای وصول بدان بررسی جامعه‌شناسی جامعه ما یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر می‌باشد شناختن و ایجاد وحدت میان عناصر فکری، عوامل اجتماعی و عقیدتی و در این رابطه طبقاتی میان جنبش ایران‌گرایی و اسلامیت عدالتخواهانه محرومین است.

در دوره ای که با نفوذ و سلطه استعمار سرمایه‌داری از قرن ۱۹ میلادی در ایران آغاز گردید مبارزات طبقاتی  در شرایط جدیدی ادامه یافت. اسلامیت و ایران‌گرایی طبقه حاکم در خدمت استعمار سرمایه‌داری قرار گرفت و با آن به شراکت و همکاری پرداخت اما اسلامیت و ایران‌گرایی حق طلبانه محرومین جامعه ما با ترکیب مبارزه طبقاتی با مبارزه علیه سلطه استعمار سرمایه‌داری ادامه یافت این وحدت و ترکیب را می‌توان در مبارزات ستارخان، شیخ محمد خیابانی و میرزا کوچک جنگلی به‌وضوح نشان داد.

********

مراد از جامعه‌شناسی ایرانی ـ اسلامی باقی ماندن در روش‌های تحقیق گذشته و یا تکرار مفاهیم اجتماعی با همان محتوای گذشته نیست بلکه مراد آن است که با بهره برداری و بکار بردن روش‌ها و تجربه علمی با توجه به وحدت سیاست، فرهنگ با اقتصاد مفاهیم اجتماعی با توجه به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مجدداً تعریف و نهضت‌ها و حوادث بررسی شوند. در این رابطه شناخت مفاهیم اجتماعی غربی و تاریخچه پیدایش آنان نیز امری ضروریست.

روابط و تعلق راویان به طبقات حاکم در بررسی‌ها ذکر و تواریخ و روایات دوران اسلامی از دشنام‌ها و اتهامات پاکسازی شوند.

هم چنین مراد آن است که با توجه به مفاهیم جامعه‌شناسی ایرانی ـ اسلامی علل شکست قیام‌ها و نهضت‌های محرومین ایران علیه مظالم طبقاتی در طول تاریخ ایران باستان و دوران اسلامی شناخته شوند.

با توجه به سوابق و مستندات تاریخی و اجتماعی در جامعه‌شناسی ایرانی ـ اسلامی پیشنهاد می‌شود بجای بکار بردن اصطلاح وارداتی چپ جهت معرفی نهضت‌های محرومین برای رهایی از فقرو ظلم از جنبش‌های عدالتخواهانه و از عدالتخواهان سخن گفت.

در رابطه با اختلافات طبقاتی و نزاع فقر و غنا سعدی علیه‌الرحمه افتخار ادبیات اجتماعی ایران حرف آخر را زده است:

بنـــی آدم اعضــای یکدیــــگرند            که در آفرینش ز یک گوهرنـد

چو عضوی به درد آورد روزگار               دگـر عضـوهـا را نمـاند قرار

تـو کز محنت دیـگران بی‌غمــی           نشــایـد که نـامت نهنــد آدمـی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه