پنجره جمعیتی، توسعه و سیاست های افزایش موالید

نویسنده:

زمان انتشار: ۲۰:۱۶ ۱۳۹۳/۰۴/۹

با این تغییرات بیشترین پتانسیل از نظر نیروی انسانی برای نیل به توسعه تحقق میابد. این امر به این دلیل است که اکثر افراد جامعه وارد بازار کار می شوند و بنابراین با قدرت کامل به پردازش منابع موجود و تبدیل آن به کالا و خدمات می پردازند، به دلیل کاهش بار تکفل میزان پس انداز افزایش و سرمایه گذاری گسترده تر می شود. این همان فرایند توسعه ای است که کشور هایی نظیر ژاپن و چین از آن برای توسعه استفاده کردند.

اشاره: پس از سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره نیاز به افزایش موالید و ملغی شدن سیاست های منفی(کاهش نرخ موالید) کنترل جمعیت تحلیل های بسیاری درباره این سیاست ارایه گردید. در این مجال سعی بر آن است تا به توضیح مختصری در این رابطه بپردازم.

ابتدایی ترین توضیح درباره چرایی طرح سیاستی جدید تهدیدی بود که به عنوان پیری جمعیت شناخته می شود، آنچه که به لحاظ تخصصی «طلوع خاکستری» نامیده می شود. بر این اساس ترس از پیری جمعیت و مشکلات و مسایل تبعی آن مثل افزایش سرمایه مورد نیاز برای حفاظت از سالمندان و همچنین رشد اساسی بار تکفل (یا نسبت بستگی)- یعنی هر فرد شاغل علاوه بر خود چند نفر دیگر را باید از لحاظ اقتصادی تامین کند –و کاهش نیروی کار فعال و بنابراین صدمه به اهداف توسعه ای و … سیاست های مثبت کنترل جمعیت اعمال شد. تا آنجا که حتی درس های تنظیم خانواده که اساسا پایه علمی و بهداشت روابط جنسی داشت حذف و اخلاق خانواده یا مثل آن جایگزین شد که بر مبنای شریعت اسلامی استوار بود.

پس از این جریانات تحلیل های عمده ای ارایه گردید و اشکالات اساسی بر این سیاست ها وارد شد. از آن جمله اینکه در وضعیت اقتصادی کنونی کشور نتوانسته برای همین جمعیت کنترل شده برنامه مناسب تهیه کند و اشتغال زایی، آموزش و … را سوار نماید، حال چگونه می توان جمعیت 150 میلیونی را سیر کرد؟!!

دو ایراد اساسی بر این انتقاد ها وارد است: اول آنکه این دسته از افراد سیاست های افزایش موالید را مبتنی بر آنچه می دانند که در دهه جنگ (60) رخ داد. توجه به این نکته ضروری است که به هیچ دلیل نمی توان از رشد طبیعی جمعیت کوتاه آمد. در واقع هرم سنی، به دلیلی هرم سنی نامیده شد و آن اینکه به طور طبیعی قاعده این هرم باید بزرگ ترین جای یک نمودار سنی باشد. البته این سخن نابه جا نیست که دنیای امروز در حال گذار جمعیت شناختی است، اما این گذار به صورت حتمی و قطعی امر صحیح و به جا نیست و باید درباره آن تحقیق بیشتر به عمل آید. به عبارت دیگر نمی توان به صرف آنکه کشور های توسعه یافته در این مسیر افتاده اند، آن را صحیح دانست، چه آنکه کشورهایی مثل انگلیس خود در پی یافتن راه حلی برای آن هستند.

چکیده کلام آنکه اگر چه در جهان امروز خواه ناخواه یک گذار شکل گرفته و آن اینکه ابتدا سطح مرگ و میر کاهش یافته و سپس جمعیت به صورت انفجارگونه افزایش و در نهایت به سبب سیاست های تنظیمی یک تعدیل شکل گرفته است، اما این تعدیل باید به شکلی باشد که وضعیت طبیعی را حفظ کند یعنی به نسبت کاهش مرگ میر، میزان موالید کاهش یابد و نه بیشتر! به عبارت ساده به نگاه نویسنده برای حفظ تعادلْ ساختار سنی جمعیت باید به شکل یک هرم باقی بماند.

علاوه بر این، ایراد دوم بر منتقدان این نکته است که باید توجه داشت، وضعیت کنونی کشور نه به دلیل جمعیت زیاد که به دلیل عدم مدیریت صحیح سیاست گذران و برنامه ریزان کشور است. به سخن دیگر کاهش یا افزایش جمعیت دخلی در این وضعیت (به صورت بلند مدت) نخواهد داشت و ثابت نگاه داشتن جمعیت تنها باعث شکل دادن به یک مرداب خواهد شد که علاوه بر مشکلات امروز کشور (مثل بیکاری) مشکلات بیشتری درآینده رقم می خورد که می توانستیم از آن پیشگیری کنیم. مشکلات پیری جمعیت مسئله ای نیست که از نگاه اهل تخصص به دور باشد، تنها نگرانی این افراد به سبب عدم توانایی دولت در کنترل وضع پیشرو است که همانطور که بیان شد، باید در نظام مدیریت تحولی شکل گیرد تا موضوع حل شود و با پاک کردن صورت مسئله هیچ پیروزی ای صورت نخواهد گرفت.

در کنار تمامی اینها کثیری از جمعیت شناسان مسئله «پنجره جمعیتی» را مطرح می کنند. بر این اساس به دلیل گذار جمعیتی پیش پرداخته نسبت جمعیت فعال کشور (بالای 10 و زیر 65 سال) به کل جمعیت به بیشترین حد خود می رسد و بنابراین نسبت وابستگی به کم ترین حد خود افول می کند. با این تغییرات بیشترین پتانسیل از نظر نیروی انسانی برای نیل به توسعه تحقق میابد. این امر به این دلیل است که اکثر افراد جامعه وارد بازار کار می شوند و بنابراین با قدرت کامل به پردازش منابع موجود و تبدیل آن به کالا و خدمات می پردازند، به دلیل کاهش بار تکفل میزان پس انداز افزایش و سرمایه گذاری گسترده تر می شود. این همان فرایند توسعه ای است که کشور هایی نظیر ژاپن و چین از آن برای توسعه استفاده کردند.

نکته مهم درباره این مزیت جمعیتی این است که این پنجره تنها زمانی باز می شود که چه از قاعده و چه از راسْ هرم کوچک شود و میانه آن گسترش یابد. این همان گذار جمعیتی است ابتدا از قاعده به میانه هرم و سپس به راس هرم می رسد. به عبارت ساده پنجره جمعیتی در میانه گذار از جمعیت جوان به جمعیت سالخورده شکل می گیرد و باید به این نکته توجه داشت که آخر این مسیر همان پیری جمعیت و مشکلات ناشی از آن است.

نکته دیگر درباره این پنجره عبارت است از آن که این پنجره زمانی به عنوان مزیت مطرح می شود که بتوان با سیاست گذاری و برنامه ریزی صحیح از آن به نحو عالی استفاده نمود، وگرنه در وضعیت کنونی همان شکل نگرفتنش بهتر است. بنابراین، این سخن که ایران می تواند از این وضعیت برای نیل به توسعه استفاده کند همان مقدار خنددار می نماید که می گویند ایران نمی تواند جمعیت بیشتر از 75 میلیون را اداره کند. در واقع هر دوی اینها نه به جمعیت بلکه به مدیریت این جمعیت مربوط است.

بنابرآنچه در بالا آورده شد، حفظ شرایط طبیعی پراکنش جمعیتی و نرخ زاد و ولد به نسبت مرگ و میر برای تداوم ساختار های جمعیتی- عنصری که به نگاه کارکردگرای پارسونز پیش نیاز شکل گیری یک جامعه است- از اهمیت فروانی برخوردار است. بنابه این نگاه زمانی که از افزایش موالید سخن به میان می آید، منظور حفظ تناسب ساختار سنی متناسب با میزان مرگ و میر است و نباید از آن به عنوان پیشی گرفتن افراطی نرخ موالید از نرخ مرگ و میر همچون کشورهای افریقایی نظیر گینه بیسائو و مالاوی یاد شود. حفظ ساختار طبیعی سنی برای دوری از شرایطی همچون طلوع خاکستری و مشکلاتی که امروز کشورهای شمال با آن دست به گریبان هستند، امری حیاتی بوده و تنها به سبب یک دوره 40 ساله که 9 سال آن گذشته و هیچ تاثیری بر شرایط توسعه ای نداشته و حتی نرخ بیکاری را افزایش داده نمی توان چشم بر مشکلات آتی بست.

۲ دیدگاه

    کاشفی :

    من تمام کابوس کاهش جمعيت را وابسته به غرب و فضای فکری غرب گرايی می دانم.
    اگر کتاب های تاريخ غربی ها را بخوانيد متوجه عمق حسادت ايشان به جمعيت ما می شويد.
    برتراند راسل حتی معتقد بود بايد کشورهای آسيايی که با افزايش نسل امنيت جهان را به خطر انداختند را تنبيه کرد.
    در تاريخ های غربی پيوسته سعی شده امپراتوری های اروپا در دوره هايی که جمعيت زياد بوده را باشکوه و زمانی که جمعيت کم شده را در آستانه ی مرگ قرار دهند ولی برعکس در مورد آسيا سعی شده زيادی نسل را برابر با فقر، بدبختی و تيره روزی معرفی کنند.
    همين الان هم مرتب در غرب تبليغ می کنند که نسلشان منقرض میشود در حالی که مسلمانان مرتب ازدياد نسل می کنند ولی وقتی به آمارها نگاه می کنيد می بينيد که چنين نيست و دروغ می گويند.
    همين الان هم سياست های کثيف غربی به نوع ديگری به ذهن متفکران ما رسوخ کرده از جمله اين ما را از داشتن شهرهای پرجمعيت منع می کنند و تشويق به پراکنده کردن امکانات در همه ی کشور می کنند.
    ديگر اين که تمام مسيرهای توسعه ی کشور را به تحصيلات گره زدند و در همين زمينه هم به کاهش امکانات آموزشی با شعار عوام فريبانه ی افزايش کيفيت آن باور دارند عملی که فقط موجب نخبه گرايی و اشغال پست های کليدی کشور به دست اقليت تحصيل کرده خواهد شد.

    احمد :

    خیلی خوب استفاده کردیم آقا سعید

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه