پیچ‌وخم ادارات

چند نظرخواهی کوتاه درباره پیام سازندگی حضرت امام (ره)

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۵:۲۸ ۱۳۸۹/۱۱/۱۶

رسیدن به جایگاهی که امام تصویر کرده بود، نیازمند برنامه و بودجه است. ما متاسفانه نه در برنامه حرفی داریم و نه بودجه کافی گذاشتیم. نمی‌دانیم چه می‌خواهیم و هدف درستی نداریم. لذا تا الان نشده که آموزش‌عالی تأثیرگذار باشد در توسعه اقتصادی …..نخبگان کاملاً در «پیچ‌وخم ادارات» سردرگم می‌شوند. خودمان را با مسایل اداری و تشکیلاتی و سازمان‌هایی که دائم تشکیل می‌دهیم، سرگرم کرده‌ایم، بدون اینکه اثر مثبتی در روند تولید علم داشته باشد؛ غیر از اینکه دست و پای نخبگان هم بسته می‌شود

دکتر محمدجواد لاریجانی (درباره بند4 پیام)                                                              
مراکز تحقیقاتی عمدتاً بعد از همین پیام امام تأسیس شدند؛ مانند مرکز تحقیقات ژنتیک، زلزله،‌ شیمی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی، موسسه رویان و مراکز دیگر. منتها توفیق این مراکز به نحو چشمگیری به «شجاعت» مورد اشاره امام در پرداختن به مسائل مهم و دنبال کردن خط نوآوری بستگی داشته و دارد. در این مسئله فقط دولت دخیل نیست، بلکه نیروی علمی کشور نیز مسئول است. به نظر من این بخش از پیام با ضریب خوبی در 20 سال گذشته که دوران رهبری حضرت آیت‌اله خامنه‌ای است، دنبال شده است. به‌خصوص که ایشان به طور منظم بر جهاد علمی تأکید کرده و آن را حمایت می‌کنند. می‌توانم بگویم تمام پروژه‌های علمی مهم کشور در سطح ملی، مورد حمایت مقام معظم رهبری بوده است.مهندس عقیل ملکی‌فر (محقق ونویسنده-درباره بند2پیام)                                                           
عوامل رشد چشمگیر صنایع دفاعی در کشور:                                                                                               
1- به‌خاطر مسئله امنیت و نیاز به نیروی مسلح قوی، به سلاح‌های پیشرفته نیاز داشته‌ایم که به ما نمی‌دادند. تحریم بودیم. این باعث شد که در داخل کشور، صنایع دفاع خودمان رشد کند.                                                              
2- در بخش دفاع، یک بینش بلندمدت داریم. 10 تا 20 ساله. در حالی که در سایر صنایع، بینش‌ها کوتاه‌مدت است؛    2 تا نهایتاً 5 ساله. برنامه‌ریزی‌ها در صنایع دفاعی افق بلندمدتی دارند.                                                                         
3- در بخش دفاع، یک ثبات نسبی مدیریتی داریم، که در دیگر صنایع نداریم. تحت تأثیر آیند و روند دولتها هستند.                 
4- صنایع دفاعی، تقریباً از همان ابتدای جنگ، به فکر ایجاد واحدهای تحقیقاتی افتادند. تحقیقات در صنایع دفاعی جدی گرفته شده در این سالها و باعث شد که نوآوری در صنایع دفاعی افزایش یابد. هرجا که تحقیقات باشد، نوآوری و ساخت محصولات جدید هم هست. درصورتی که در سایر صنایع، و از جمله صنایع کشاورزی، تا همین اواخر، تحقیقات، محلی از اعراب نداشته‌اند.                                           
5- نکته‌ی کلیدی و استراتژیک دیگر، «رقابت» است. صنایع دفاعی ما مجبورند با پیشرفته‌ترین صنایع دفاعی دنیا رقابت کنند؛ مثلاً صنایع دفاعی آمریکا یا انگلستان. درحالی‌که در دیگر صنایع، رقابت جدی وجود ندارد. سایر صنایع گویا نیازی نمی‌بینند محصول جدید تولید کنند. سالها پیکان به یک شکل تولید می‌شد و حالا هم پراید که جای آن را گرفته سالها بدون تغییر تولید خواهد شد. خودروسازی‌هایی که در رقابتند، هر سال یک محصول جدید ارائه می‌کنند و محصول‌شان را بعد از 4-5 سال از رده خارج می‌کنند. صنایع غیرنظامی ما درگیر رقابت نیستند. یک محصول جدید هم که گاهی می‌بینیم، معمولاً از طریق انتقال فناوری صورت گرفته. و قاعدتاً خارجی‌ها فناوری درجه یک شان را به کشورهای درحال توسعه نمی‌دهند. بنابراین آنجا همیشه عقبیم.                                                                                               

6- مسئله ی نیروی انسانی. در صنایع دفاعی ما نیروی انسانی تحصیل‌کرده، خیلی بیشتر از سایر نیروهاست. در سایر صنایع، 3 تا 6 درصد از نیروها «مهندسی» است و باقی، کارگری و تکنسینی. نوآوری ارتباط مستقیم دارد با ترکیب نیروی انسانی. در صنایع دفاعی ما مهندسان، محورند و بقیه در حاشیه.                                                                
7- صنایع دفاع از همان اول جنگ، متوجه شد که باید رابطه‌اش را با دانشگاه تقویت کند. و همین ارتباط با دانشگاه باعث شد که سطح نوآوری صنعت ارتقا یابد. درحالی که سایر صنایع، نسبتی با دانشگاه ندارند.                                         
8-صنایع دفاعی، تقریباً مستقیم از تدابیر رهبری برخوردارند. سایر صنایع ما چنین دسترسی را ندارند؛ یا در بخش خصوصی‌اند و یا تحت سیاست‌های دولت. لذا بخش دفاعی، به‌لحاظ سیاست و تدبیر، قوی تر از بقیه عمل می‌کند.دکتر صادق کوشکی (استاد دانشگاه- درباره بند5 پیام)                                                         
توسعه در مفهوم رایج آن، تأمین دلخواسته‌های انسان تا حداکثر ممکن است. درحالی‌که در افق اندیشه دینی، وظیفه انسان در این دنیا آگاهی و تکامل است و طبیعی است که فراهم بودن زمینه‌های کمال آگاهانه انسان، هدف غایی حکومت‌های دینی باشد. امام با در نظر گرفتن این افق دینی، تلاش داشتند تا نظام جمهوری اسلامی در عین فراهم آوردن زمینه‌های حداقلی زندگی سالم انسانی، زمینه‌های حداکثری را جهت حیات طیبه او فراهم آورد. از جمله این زمینه‌ها عدالت اجتماعی و ابعاد دیگر عدالت است. این به آن معنا نیست که خواسته‌ها و تلاش‌های مادی فردفرد انسانها نادیده گرفته می‌شود، بلکه وظیفه حکومت دینی صرفاً فراهم آوردن زیرساختهای حداقلی حیات مادی و حداکثری حیات معنوی است.                                                                         
پیام حضرت امام به مناسبت آغاز بازسازی، درحقیقت منشوری است که تعیین‌کننده افق‌های آینده اقتصاد و مدیریت کلان نظام جمهوری اسلامی است. سرفصلهای این پیام در صورت پیگیری و تداوم، می توانست ما را به هدف غایی فوق‌الذکر برساند. متأسفانه از آنجا که بخش اعظم مسئولان وکارشناسان مورد اعتماد آنها، از چنین فضای اندیشه‌ای بی‌بهره بوده و عملاً الگوی توسعه غربی را ملاک و معیار رشد جامعه ایرانی قرار داده بودند، افقهای مطلوب حضرت امام جایگاهی در بین مدیران و کارشناسان نظام در سالهای موسوم به سازندگی، اصلاحات و پس از آن نداشته و این اندیشه متعالی دینی عملاً در ساختار اداری ایران مهجور مانده و در تمامی دولتهای پس از جنگ، مسیر حرکت اقتصادی دولت براساس افق‌های برآمده از اقتصاد و مدیریت غربی تعیین شده است.

دکتر غلامرضا قربانی (معاون وزارت علوم- درباره بند4 پیام)                                                                              
رسیدن به جایگاهی که امام تصویر کرده بود، نیازمند برنامه و بودجه است. ما متاسفانه نه در برنامه حرفی داریم و نه بودجه کافی گذاشتیم. نمی‌دانیم چه می‌خواهیم و هدف درستی نداریم. لذا تا الان نشده که آموزش‌عالی تأثیرگذار باشد در توسعه اقتصادی. آمارها نشان می‌دهد که تأثیرگذاری آموزش‌عالی در توسعه اقتصادی (تولید ناخالص ملی) حدود 1 درصد است! مسئولان اعتقاد ندارند که پژوهش می‌تواند مشکلات را حل کند و دانشگاه را عمدتاً محل آموزش می‌دانند و بس!                                                                                                            
از سوی دیگر،‌ نخبگان کاملاً در «پیچ‌وخم ادارات» سردرگم می‌شوند. خودمان را با مسایل اداری و تشکیلاتی و سازمان‌هایی که دائم تشکیل می‌دهیم، سرگرم کرده‌ایم، بدون اینکه اثر مثبتی در روند تولید علم داشته باشد؛ غیر از اینکه دست و پای نخبگان هم بسته می‌شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه