"ماه عسل" برنامه ای برای " جمهوری اسلامی یا " انقلاب اسلامی" ؟؛

چارچوب ارزيابي موافقت‎ها و مخالفت ها با برنامه «ماه عسل»

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۶:۳۰ ۱۳۹۴/۰۶/۱۴

چنانچه برنامه «ماه عسل» را در كليت فضاي اجتماعي ايران در نظر آوريم حق با «جريان‏ هاي انقلابي» است و اگر چنانچه ماه عسل را به يك عنوان يك برنامه مجرد در نظر آوريم، اين برنامه اولاً مؤيد «جمهوري اسلامي» است نه «انقلاب اسلامي»، ثانياً كشورهايي نظير ايالات متحده آمريكا كه بر پايه «اقتصاد بازار آزاد» بدون نفي «خانواده و مذهب» بنا شده ‏اند از چنين محتواهايي بهره ‏برداري وسيعي مي‏ نمايند.

روال معمول بسیاری از مسائل، در کشور ما به این گونه است که در یک برش زمانی کوتاه موضوعی برجسته می شود و به واسطه ی این نمود و برجستگی موافقان و مخالفان، دست به نقد می شوند و شروع به تعریف و تمجید و یا طرد و تکذیب موضوع مورد بحث می کنند. اما با گذشت زمان و با فاصله گرفتن از موضوع مطرح شده به سرعت همه چیز به فراموشی سپرده می شود. این شرایطی است که در رسانه ها و حتی فضاهای اندیشه ای جامعه ی ما حاکم است یعنی به موضوعات متعدد به صورت واکنشی و کوتاه مدت عکس العمل نشان می دهیم و همین رویکرد یکی از عواملی است که باعث می شود نقش پیش بینی و پیشنهاد دهی از اندیشورزان آن حوزه سلب گردد و به مرور بین مسائل جامعه و پژوهشگر فاصله می افتد و….. . یادداشت زیر به قلم “اسماعیل فراهانی” دانش آموخته ی مطالعات فرهنگی از دانشگاه علامه طباطبایی است که بعد از یک فاصله زمانی از پخش برنامه تلویزیونی ” ماه عسل” در رسانه نوشته و منتشر می شود. نویسنده سعی دارد بعد از فراز و نشیب های مختلف برنامه ” ماه عسل” در ماه رمضان امسال فراتحلیلی را از نقدها و نوع نگاه های متفاوت به این برنامه ارائه دهد. نگاه های متفاوت حاکمیتی در نسبت  با سیاست های اقتصادی، نگاه جریان های روشنفکری و جریان های انقلابی به این برنامه در این یادداشت مورد توجه و اشاره قرار گرفته است.

برنامه تلويزيوني «ماه عسل» در روزهاي ماه مبارك رمضان به لحاظ تقويمي و در ساعات ملكوتي منتهي به افطار و اذان مغرب پخش مي‏ شود، اما اهميت اين برنامه و بينندگان پرشمار آن منحصر به اين مسئله نيست، بلكه محتواي برنامه يعني سوژه قرار گرفتن «افراد و موضوعاتي كه طي سال، جايي در رسانه‏ ها و از جمله تلويزيون ندارند» عامل جذابيت آن هستند. مهم‏ترين نشانه‏ هاي اقبال عمومي به اين برنامه را مي‏توان با توجه به: تداوم برنامه طي سال‏ هاي متمادي، ميزان قابل توجه مخاطب و رسانه‏ اي شدن كوچك‏ترين حوادث برنامه نشان داد.

بطور كلي «موافقان» برنامه را «ذائقه ‏هاي عمومي» تشكيل مي ‏دهند كه در فضاي سياسي كشور به عنوان اقشار خاكستري شناخته مي ‏شوند. غالباً توجه به «مسائل واقعي زندگي روزمره» عامل اصلي تمايل اين گروه به برنامه معرفي مي‏ شود. از سوي ديگر، «مخالفان و منتقدان» سرسخت برنامه را بدنه اجتماعي جريان‏ هاي روشنفكر تشكيل مي‏ دهند كه سهم قابل توجهي در شكل‏ دهي به «شبكه‏ هاي اجتماعي» دارند. در نهايت «مدافعان» برنامه را «جريان‏هاي انقلابي» تشكيل مي‏ دهند.

بطور كلي اختلاف اصلي در «مخالفت» و «مدافعت» با برنامه «ماه عسل» را «كم و كيف تفسير برنامه» از مفهوم «مردم» شكل مي‏ دهد، چرا كه مصداق «دموس» يا «مردم» در يك حكومت مبتني بر «مردم‏سالاري» يك مسئله كاملاً سياسي و ايدئولوژيك به شمار مي‏ رود. بنابراين، همانطور كه تمركز «ماه عسل» بر مردم به معناي واقعي كلمه عامل انتقاد بدنه اجتماعي روشنفكري از برنامه است، دقيقاً همين عامل سبب دفاع جريان انقلابي از همين برنامه است (گو اين كه جريان انقلابي به دليل آگاهي اجمالي نسبت به تفاوت‏ هاي خود با «مردم» بازنمايي‏ شده، مدافع برنامه است نه حامي آن (دقيقاً عكس چنين روابطي در مورد برنامه 90 وجود دارد).

با اين تفاسير، جريان روشنفكري كه در فضاي سياسي كشور، اصلاح‏ طلب شناخته مي‏ شود درباره «محل كانوني منازعه» صراحت به خرج نمي ‏دهد و نقطه كانوني و دال مركزي انتقاد خود را انتشار «غم و غصه» در برنامه «ماه عسل» معرفي مي‏ نمايد. در حالي كه جريان انقلابي اولاً انتشار «غم و غصه» در برنامه «ماه عسل» را يك ادعاي واهي مي‏ داند، ثانياً سينماي ايران را كه تبديل به قلمرو جريان روشنفكري شده، عامل انتشار سياه‏ نمايي معرفي مي ‏كند، ثالثاً نشان دادن زندگي واقعي مردم را عامل گسترش «سرمايه اجتماعي» مي‏ داند. اين تقابل را آشكارا مي‏ توان در متون منتشر شده از سوي دو جريان مشاهده كرد:

«ماه عسل، صحنه نمایش “مردم واقعی” ایران است؛ نه آن چیزی که شبه‌روشنفکران می‌خواهند از “مردم مفلوک” ایران نشان دهند. مردمی که در ماه عسل حاضر می‌شوند، نه قدیس هستند و نه شیطان. هم می‌توان از رفتار آنها الگو گرفت و هم می‌توان آنان را به عنوان عبرت در نظر گرفت. مهم این است که “غم” ماه عسل، باعث ناراحتی، نگرانی و خردشدن اعصاب نیست. ماه عسل روایتگر قصه‌های مردم این سرزمین است و صد البته که قصه هم می‌تواند بالا و پایین داشته باشد و بخنداند و اشک در بیاورد» (رجانیوز، ۱۴/4/۱۳۹۴).

ماه عسل

در نقطه مقابل، مي‏ توان به اظهار نظرهاي ذيل نگاه كرد:

«یک روانشناس درباره‌ی “ماه عسل” تلویزیون و سوژه‌هایی که دنبال می‌کند، معتقد است: چنین برنامه‌هایی باید سعی کنند به دنبال داستان‌ها و روایت‌های مثبت و شادی‌افزا باشند و به جای غم‌افزایی و نشان دادن دردها، به مردم شادی تزریق کنند […] مردم وقتی از سرکار خسته به خانه برمی‌گردند می‌خواهند استراحت کنند، در نتیجه هر چه برنامه‌های تلویزیون مفرح و شادتر باشد و شادی سالمی را به مردم ارائه بدهد این خستگی را از تن ملت درمی‌آورد و مردم روز بعد آماده‌تر سرکار می‌روند. اما وقتی برنامه حزن‌انگیز باشد خلق افراد پایین می‌آید، وقتی خلق یک جامعه پایین بیاید راندمان و تولید هم پایین می‌آید و خشم و خشونت بالا می‌رود و زمانی که غمگین هستند عنصر سروتونین ترشح می‌شود که در پی آن دچار بی‌حوصلگی می‌شوند» (خبرگزاری ایسنا،8/4/1394).

 «من فکر می کنم که این برنامه به دنبال اثر شاید بتوان گفت “اثر وای” یا آنچه که در مطالعات اجتماعي  wow effectمی‌گویند است…. در سال های اخیر این هدف عمدتا با نشان دادن افرادی که در زندگی با مشکلات تکان دهنده ای مواجه شده بودند تأمین می‌شد ولی به نظر می آید که در قسمت های اخیر، دستیابی به این هدف خودش تبدیل به یک هدف شده است و محتوا از اولویت بعدی برخوردار است. ساده تر بگویم: به نظرم هدف این برنامه تکانِ روحی و روانی بیننده در مقابل تلویزیون است» (خبرانلاین، 9/4/1394).

 «در این خصوص برجسته‌نمایی آسیب‌های اجتماعی و دل‌کاوی‌های فروخفته که با طعم شیرین “ماه عسل”، افطار را بر کام روزه‌داران تلخ می‌کند، گرچه به‌ظاهر پند‌آمیز است و در خود مخاطبانی دارد، اما به‌دور از رسالت واقعی رسانه‌ها، ثبت لحظه‌های تحریک و ترحم است. چه آنجا که مجری توانای رسانه ملی سعی در نقب‌زدن به لایه‌های زیرین احساس مخاطب دارد و چه آنجایی که میهمان برنامه، با افتخار پرده از اسرار می‌گشاید» (روزنامه شرق، 13/4/1394).

نکته‌ی مهم ماجرا آنجاست که روشنفکرانی که مخالف برنامه «ماه عسل» [با ادعاي نمایش داستان‌های غمناک برای مردم] هستند و آن را برای جامعه، مضر می‌دانند، در مقابل اعتراض و انتقاد جريان انقلابي به موج نمایش فیلم‌هایي با تِم خيانت، افسردگي، یأس‌ و… مانند «قصه‌ها» در سینما، به دفاع و تئوریزه کردن چنین آثاري مي‏ پردازند. به عنوان مثال متن زیر در دفاع از نمایش تلخی‌ها در فیلم «قصه‌ها» منتشر شده است:

 «یادآوری نکاتی همچون نکبت اعتیاد، قبح تبعیض، زشتی ولنگاری اداری در مواجهه با ارباب رجوع، معضل حقوق و مزایای پرداخت نشده کارگران و آسیب‌پذیران اجتماعی، بحران گسست نسل‌ها، هیولای فقر، رواج پدیده مذموم فحشا، و… چرا باید عده‌ای را عصبانی کند؟ مگر اینان مدعی پرداختن به امور مردم نیستند؟ آیا قصه‌ها جز این می‌گوید که امور مردم را باید بسامان کرد؟ آیا اگر قرار باشد جوهره مفهوم دینی «امر به معروف و نهی از منکر» در گفتمان سینمایی ترجمان شود، نتیجه مصداقی‌اش، قصه‌ها نخواهد بود؟ …. در مواجهه با این سیاهی‌های اجتماعی، چه نوع الگویی را در سینما در پیش گرفت؟ آیا اینان مدعی‌اند در جامعه ما خبری از نداری و افیون و تبعیض و سوء تدبیر نیست؟ اگر چنین است، پس تکلیف در برابر آمارهای تکان دهنده‌ای درباره افزایش آمار طلاق و خشونت‌های خانوادگی و اعتیاد و روسپی‌گری و… که از منابع رسمی و حکومتی هم ابراز می‌شود و بعضا از تریبون‌های نماز جمعه هم یادآوری می‌شود، چیست؟ اگر در رسانه‌های رسمی و نماز جمعه و مساجد در این باره سخن رانده شود، نشانه دغدغه‌های عدالت اجتماعی و داشتن درد مستضعفان است؛ ولی اگر در فیلم بنی اعتماد مطرح آید، سیاه نمایی است؟» (هفته نامه صدا، شماره 35).

عامل اين مهم يعني «برخورد دوگانه» با تلخي و غم، آن است كه سياه‏ نمايي صورت‏ گرفته در فيلم ‏هاي سينمايي غالباً به بيان ناكارآمدي ساختاري حكومت منتهي مي‏ شود و عامل همه سختي‏ ها و مشقات، حاكميت معرفي مي ‏شود كه لاجرم راه گريزي جز براندازي (مبارزه با حكومت) يا مهاجرت (فرار از حكومت) ندارد. در حالي كه آنچه در برنامه «ماه عسل» نشان داده مي‏شود بدون قضاوت درباره عملكرد حكومت به «اعتماد بر خدا»، «معجزه»، «پايان خوش تحمل سختي‏ ها توسط فرد»، «ضرورت انجام اعمال خير و دستگيري» و… مي ‏پردازد. به عبارت ديگر، «ماه عسل» ضمن بيان «مسائلِ واقعيِ مردمِ واقعيِ جامعه» قصد نقد اساسي و براندازي ساختارها را ندارد و در واقع، اين مقصد كه اتفاقاً بخش قابل توجه فيلم‏ هاي سينمايي را تشكيل مي ‏دهد، رها مي‏ كند. به عبارت جريان مدافع:

«ماه عسل پاسخي به نیاز مردم جامعه‌ای است که از غرغرهای صبحگاهی راننده‌ی تاکسی، از نالیدن‌های اقتصادی ظهر به ظهر هم‌اتاقی در اداره، از صفحه پر شِکوه و سیاهی حوادث روزنامه عصر و از سریال‌های پر از غم و غصه شبانه، چنان خسته شده‌اند که دل‌شان برای زل زدن به “کمی حال خوب” غنج می‌رود و در این میان طبعا نمایش پسر هشت‌ساله‌ای که قهرمان زندگی خانواده‌اش است، نه پمپاژ عصبیت، بلکه تزریق روحیه امید و نمایش خوبی‌های مردم و ایجاد همان “حال خوب” است» (خبر گزاری فارس، 21/4/1393).

ماه عسل

بنابر آنچه گفته شد، چنانچه برنامه «ماه عسل» را در كليت فضاي اجتماعي ايران در نظر آوريم حق با «جريان‏ هاي انقلابي» است و اگر چنانچه ماه عسل را به يك عنوان يك برنامه مجرد در نظر آوريم، اين برنامه اولاً مؤيد «جمهوري اسلامي» است نه «انقلاب اسلامي»، ثانياً كشورهايي نظير ايالات متحده آمريكا كه بر پايه «اقتصاد بازار آزاد» بدون نفي «خانواده و مذهب» بنا شده ‏اند از چنين محتواهايي بهره ‏برداري وسيعي مي‏ نمايند.

به عبارت ديگر، اقتضاء تداوم سياست‏ هاي «خصوصي‏ سازي» و «تعديل اقتصادي» و تمركز بر «اقتصاد بازار آزاد» كه «مسئوليت‏ هاي اجتماعي» دولت را به جاي تأمين «اشتغال» و «رفاه» و «آموزش» به زمينه ‏سازي سرمايه ‏گذاري «بخش خصوصي» و تأمين امنيت «سرمايه‏ گذار خارجي» فرو مي ‏كاهد، تهيه چنين برنامه‏ هايي است؛ برنامه ‏هايي كه موفقيت و شكست فرد را بر اساس عملكرد شخصي تحليل مي ‏كند و از «ايدئولوژي مرد خودساخته» و اسطوره‏ هاي آن نظير «بيل گيتز» براي تربيت نسل آينده بهره مي ‏برد.

با اين وجود، بعيد است دولت محترم، مخالف چنين برنامه‏ هايي باشد، بلكه اصولاً انشقاق ميان راست و چپ مدرن در همين لحظه‏ ي «مسئوليت‏ هاي اجتماعي دولت» آشكار مي‏شود؛ امري كه در دو سخنراني اخير «يوسف اباذري» عضو هيئت علمي دانشگاه تهران [در نشست بررسي پديده مرتضي پاشايي و همايش هشتاد سال علوم اجتماعي در ايران] تصريح گرديد. اما در مقابل، جريان انقلابي اولاً «مردم» بازنمايي ‏شده در «ماه عسل» را مشابه خود نمي‏داند، ثانياً در مواردي كه ميهمان‏ هاي برنامه افرادي برخلاف تصوير مرسوم از مردم باشند به انتقاد از عملكرد برنامه مي‏ پردازد. به عنوان مثال در يكي از متون تهيه شده در همان سايت‏ هاي مدافع آمده است:

«سؤال این است که صدا و سیما از این ستاره اجرا (علیخانی)، چه استفاده ای در جهت ترویج فرهنگ اسلامی و ایرانی کرده است؟ چند برنامه اخیر امسال را به عنوان نمونه کنار هم بگذاریم و ببینیم احسان علیخانی چه سوژههایی در برابر چشمان مردم قرار داده و آنتن ارزشمند رسانه ملی صرف چه مسائلی شده است؟

۱ معرفی پسری که برای اثبات عشق خود به دختر مورد علاقهاش، خود را از بالکن به پایین پرتاب کرده است.

۲ معرفی دختری موتورسوار روی دیوار مرگ پارک ارم به عنوان الگوی (زن میتواند!) به مردم.

۳ معرفی مهندس زن که در معدن زغال سنگ کار میکند به عنوان الگوی (زن میتواند!) به مردم. (در حالی که از خانهداری زن که شغل و کاری بافضیلت در نگاه اسلام است سخنی به میان نمیآید و کار کردن زنان حتی به رغم عدم نیاز مالی تشویق می‌شود)

۴ معرفی شغل مانکن در ویترین مغازه به عنوان الگوی (عشق به کار!) با حقوق مکفی ساعتی ۲۰۰ هزار تومان.

۵ معرفی شغل ساقدوش داماد بودن به عنوان الگوی کار موفق (که نباید آن را قضاوت کرد!) با درآمد هر مجلس عروسی حدود ۵۰۰ هزار تومان.

۶ معرفی شغل پوزر عروس (آموزش استایل عکس انداختن و بازی کردن در فیلم به عروس!) به عنوان الگوی کار موفقی که با عشق و علاقه انتخاب شده است) دقیقاً خلاف سبک زندگی اسلامی و ایرانی و مبتنی بر اسراف و فرهنگ اشرافی گری و ریخت و پاش در ساخت کلیپ و فیلم های عروسی پرهزینه. البته سوژههای نسبتاً خوبی هم در این برنامه وجود داشته از جمله نمونه‏ي بازگشت مهاجرین متخصص به ایران و در کنار آن نمایش افتخارآمیز اسارت و پایمردی نوجوانانی که با جنگ، وطن را ترک نکردند و به جبههها شتافتند، تشریح وفاداری زوجی که در بلای فلج پا در یک حادثه صبری مثال‏زدنی از خود نشان دادند یا معرفی اقدامات خیر و خداپسندانه پزشکان و سایر اقشار جامعه که نباید از کنار این ها هم گذشت و رسم انصاف را باید بجا آورد. هرچند که متاسفانه گاهی شما یک گلستان درست میکنید اما با یک کبریت میتوانید همه گلستان را به باد آتش دهید (رجانيوز، 9/4/1394)

گو اين كه حتي موارد منفي «برنامه ماه عسل» كه اعتراض جريانات انقلابي را به دنبال داشته نيز با تداوم چنين سياست‎هاي اقتصادي‏ اي گريزناپذير است. به عنوان مثال، كارآفريني در اقتصاد خدماتي امروز يعني ايجاد نياز كاذب و تأمين آن[1].

با توجه به نكات پيش‏ گفته به نظر مي‏ رسد «نمايش زندگي واقعي مردم» به عنوان يك امر پسنديده، تقويت «اميد و خودباوري» و «صبر و بردباري در مشكلات تا رسيدن گشايش» به عنوان يك وعده الهي و «انتقاد از برخي ميهمانان» به عنوان ترويج الگوي اجتماعي غلط، رويه متداولي است كه مي‏تواند تا زماني كه نظام قصد اصلاح منطق اقتصادي خود را نداشته باشد به عنوان نكات قوت برنامه «ماه عسل» ذكر شود.


[1] به هر صورت، حواشی امسال «ماه عسل» سبب شد تا تولیدکنندگان برنامه «ماه عسل» برای ماندن یا رفتن آن اقدام به برگزاري نظرسنجي كنند كه البته ظاهراً با استقبال قابل قبول مردمي مواجه شده است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه