چاه عريضة مسجد جمکران از خرافه تا واقعيت

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۸:۰۸ ۱۳۹۲/۰۲/۲۲

اين مقاله نمونه‌اي از تحقيقات انسان‌شناختي است که به صورت کيفي دربارة موضوع «چاه عريضه جمکران» صورت گرفته است. تکنيک اصلي در اين پژوهش بر مصاحبه‌هاي نيمه‌ساخت‌يافته متمرکز بود؛ بدين معنا که محور سؤالاتي که از کنشگران پرسيده مي‌شد، از قبل معلوم بود؛ هرچند به تناسب ميزان آگاهي و سطح سواد مصاحبه‌شونده، نوع سؤالات تغيير مي‌کرد که در تاريخ‌هاي 23/1/1390، 16/2/1390، 31/3/1390 و 26/4/1390 ـ که مصادف بود با روز نيمة شعبان ـ در محوطة چاه عريضه مسجد جمکران انجام گرديد. برخي از سؤالات تحقيق چنين بود: آيا چاهي که در کنار مسجد جمکران قرار دارد و به نام چاه عريضه معروف است، چاه مقدسي است؟ انداختن عريضه به داخل چاه جمکران يک عمل خرافي محسوب مي‌شود يا مستند شرعي دارد؟ در صورتي که عريضه‌انداختن داخل چاه مستند شرعي دارد، آيا اين عمل از سوي علما و مراجع و بزرگان ديني انجام مي‌شده يا نه؟ چه نسبتي ميان چاه عريضه و مسجد جمکران وجود دارد؟ گونه‌شناسي افرادي که به داخل چاه، عريضه مي‌اندازند، چگونه است؟ آيا تيپ‌هاي خاصي سراغ چاه مي‌روند يا همه نوع تيپي از قشرهاي مختلف اقدام به انداختن عريضه به داخل چاه مي‌کنند؟ آيا مي‌توان مخالفان عريضه‌انداختن داخل چاه جمکران را به گونه‌هاي متفاوت فکري تقسيم کرد يا همه از يک نوع هستند؟ برخي از نتايج تحقيق چنين بود: چاه هيچ‌گونه جنبة تقدسي ندارد و تنها براي انداختن عريضه حفر شده است. عريضه‌نويسي در روايات مستند شرعي دارد و علما و مراجع نيز خود اقدام به اين کار مي‌کردند.

مقدمه

 ورود اسلام به ايران و روبروشدن ايرانيان با محتواي غني آن، باعث بالا رفتن فرهنگ و معرفت ديني مردم شد و آنها را با مفاهيمي مثل توکل، توسل، ارتباط با خدا از طريق ائمه آشنا کرد. از سوي ديگر ورود مباحث جامعه‌شناختي(Sociological) و خصوصاً انسان‌شناختي(Anthropological) به فضاي علمي کشور ما را با انبوهي از موضوعات و مسائل بکر و دست‌نخورده در اين حوزه روبرو کرده است. در اين ميان تلاقي مباحث اسلامي ـ انسان‌شناختي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است که هنوز مورد بررسي و پژوهش علمي قرار نگرفته است. شايد يکي از دلايل آن تقدّس و محدوديت ورود به موضوعات و مسائل مربوط به مذهب، براي پژوهشگران اين عرصه باشد. يکي از اين موضوعات مورد اشاره «پديده چاه عريضه در مسجد جمکران» است که در اين مقاله مورد مطالعة انسان‌شناختي قرار مي­گيرد. از آنجا که پژوهش‌هاي انسان‌شناختي عمدتاً با روش‌هاي كيفي صورت مي‌گيرد، اين پژوهش نيز در زمرة پژوهش‌هاي كيفي طبقه‌بندي مي‌شود. در اين گونه پژوهش‌ها بر خلاف پژوهش‌هاي جامعه‌شناختي و تبييني، قبل از شروع تحقيق دربارة مسئله، فرضيه‌اي ارائه نمي‌گردد؛ بلكه در طي فرايند پژوهش، فرضيه‌ها ايجاد و ابطال مي‌گردد تا محقق به فرضيه نهايي برسد(روح الاميني، 1375، ص91)؛ بنابراين،  سؤال‌هاي تحقيق هستند که راهنماي محقق در تحقيق بوده، بخش‌هاي تحقيق را مشخص مي‌کنند.

 اصولاً پديده‌هاي انساني ابعاد مختلف دارند که به تعبير مارسل موس براي اشراف به پديده‌هاي انساني بايد آن را «پديده اجتماعي تام» در نظر گرفت كه داراي سطوح مختلف عيني و ذهني است(موس، 1380، ص 28). سطوح عيني، با پژوهش‌هاي تجربي (Expremental) قابل وصول است؛ اما سطوح ذهني به پژوهش‌هاي پديدارشناختي نياز دارد كه از طريق تكنيك‌هاي كيفي همچون مصاحبة همدلانه، مشاهده مشاركتي و بررسي اسناد قابل دسترسي است. بدين ترتيب، در اين پژوهش براي بررسي موضوع و رسيدن به پاسخ سؤالات از تكنيك‌ها و روش‌هاي متعددي استفاده شده است.

 اما سؤالاتي که دربارة چاه عريضه در مسجد جمکران براي پژوهشگر مطرح بوده عبارتند از:

 1. آيا چاهي که در کنار مسجد جمکران قرار دارد و به چاه عريضه معروف است، به امر امام زمان حفر شده و به نوعي مقدس محسوب مي‌شود يا تفاوتي با چاه‌هاي ديگر ندارد؟

 2. آيا انداختن عريضه به داخل چاه جمکران (صرف نظر از مقدس‌بودن يا نبودن چاه) يک عمل خرافي محسوب مي‌شود يا مستند شرعي دارد؟ و اصولاً آيا عريضه‌انداختن منحصر به اين چاه است يا در چاه‌ها و مکان‌هاي ديگر هم انداخته مي‌شود؟

 3. در صورتي که اين عمل خرافي محسوب مي‌شود، چرا علما و مراجع به طور عام و توليت مسجد به طور خاص در مقابل آن موضع‌گيري نمي‌کنند؟

4. در صورتي که عريضه‌انداختن داخل چاه مستند شرعي دارد، آيا علما و مراجع و بزرگان ديني چه در گذشته و چه در حال اين عمل را انجام مي‌داده‌اند يا خير؟

5. ذهنيت توده مردم به طور عام و افرادي که عريضه داخل چاه مي‌اندازند، به طور خاص نسبت به چاه عريضه و انداختن عريضه داخل چاه چگونه است و به تعبير پديدارشناسانه آيا مي‌توان مثالواره يا تيپ ايده­آل را براي آنها در رابطه با اين موضوع در نظر گرفت؟

6. چه نسبتي ميان چاه عريضه و مسجد جمکران وجود دارد، آيا همچنان‌که بعضي گفته‌اند چاه عريضه طفيل مسجد مقدس جمكران است؛ يا نه هر دو از اصالت ديني برخوردارند؟

7. گونه‌شناسي افرادي که به داخل چاه عريضه مي‌اندازند، چگونه است؟ آيا تيپ‌هاي خاصي سراغ چاه مي‌روند يا همه نوع تيپي از قشرهاي مختلف اقدام به انداختن عريضه به داخل چاه مي‌کنند؟

8. چرا افرادي که به داخل چاه عريضه مي‌اندازند، حاجات خود را در دعا، نماز و… مستقيماً با خدا يا ائمه مطرح نمي‌کنند؟

9. آيا مي‌توان مخالفان عريضه‌انداختن داخل چاه جمکران را به گونه‌هاي متفاوت فکري تقسيم کرد يا همه از يک نوع هستند؟

براي يافتن پاسخ سؤال‌هاي مذکور، سعي کرديم با ذهنيت چندفرهنگي(Multicultural) وارد ميدان شويم؛ زيرا هدف و خواستة نگرش چندفرهنگي و اصالت تعدد فرهنگ‌ها اين است که تلاش کنيم ديگران را از منظر خودشان، و نه از منظر خودمان، درک کنيم. يکي از ويژگي‌هاي ممتاز و شاخص نگرش چندفرهنگي‌داشتن، اين آگاهي است که ديگران کارهايي را متفاوت از خود ما و افراد عضو گروه ما انجام مي‌دهند. در نتيجه يکي از قواعد نخستين اصالت تعدد فرهنگ‌ها اين است که به هنگام رويارويي با رفتار ديگران، پيش‌فرضتان اين نباشد که معناي اين رفتار هماني است که اگر خود شما اين رفتار را مي‌کرديد، همان معنا را ‌داشت. بنابراين پرسش از معنا در بطن ذهنيت چندفرهنگي نهفته است(في، 1386، صص200و241)؛ همچنين با استفاده از همدلي (Empathy)با کنشگران (مفهوم همدلي را لرنر وارد حوزه جامعه‌شناسي توسعه كرد) و درك كامل احساس آنها و حمايتگري (Supportiveness)،يعني تلقين اين مطلب که ما هم در سطح آنها قرار داريم و عدم جزميت در سخن و تواضع و… ـ که از شاخصه‌هاي حمايت‌گري است ـ سعي کرديم خود را جاي آنها تصور كرده، فضايي ايجاد کنيم تا کنشگر باورها و ته‌نشست‌هاي ذهني خود را بيان کند(ر.ک: ازکيا، 1380، ص 108)؛ از اين رو بدون داشتن پيش‌فرض و اينکه ممکن است باورهاي متفاوتي دربارة چاه عريضه و عريضه‌نويسي وجود داشته باشد، طي چهار نوبت در تاريخ‌هاي 23/1/1390، 16/2/1390، 31/3/1390 و 26/4/1390 (روز نيمة شعبان) براي مشاهده موقعيت چاه و رفتار کنشگران به جمکران رفتيم. سعي شد تاريخ‌ها در زمان‌هاي مختلفي انتخاب شوند تا ويژگي خاصي نتايج تحقيق را تحت الشعاع قرار ندهد. نقطه ثقل روش ما استفاده از مصاحبه‌هاي نيمه‌ساخت‌يافته بود؛ يعني محور سؤالات مشخص بود، اما لحن سؤالات و تعداد آنها بر مبناي اطلاعات و ساير متغيرهاي موجود در مصاحبه‌شونده، تغيير پيدا مي‌كرد. تلاش شد مصاحبه‌شوندگان از گونه‌هاي مختلفي انتخاب شوند تا نمونه انتخابي آيينه‌اي از کل افراد باشد، و تا حدودي موفق بوديم و نمونه‌ها شامل افرادي با اين ويژگي‌ها بودند: پير، جوان، ميانسال، کارمند، بازاري و روحاني، که از شهرها و قوميت‌هاي ساکن در ايران و مليت‌هاي مختلف شيعي از جمله افغاني، هندي، پاکستاني، لبناني و حتي فردي که درويش‌مسلک بود و….

علاوه بر مصاحبه، از مشاهده، بررسي اسناد و مدارک و در نهايت تحليل و معناکاوي رفتار کنشگران استفاده شد؛ در ضمن مصاحبه‌ها ضبط شده تا هم بعد از بازگشت از محل مورد مطالعه قرار گيرد و هم به عنوان سند نزد محقق باقي بماند و همچنين عکس‌هايي از محوطه چاه و رفتار کنشگران قبل، بعد و حين عريضه‌نويسي کنار چاه گرفته شد.

در اين پژوهش، براي يافتن پاسخ سؤالات مبنا اين بود كه رفتار کنشگران را در دو سطح مي‌توان معناكاوي كرد: سطح آشكار كه محقق به صورت توصيفي آنچه را آنان به زبان مي‌آورند، ثبت و ضبط مي‌كند و در مقاله از آنها استفاده مي‌کند و سطح نهان که محقق بر حسب توان علمي با رويكرد پديدارشناسانه به معناکاوي رفتارهاي آنها مي‌پردازد تا از پس آن به لايه‌هاي زيرين باورها و عقايد آنها حول موضوع مورد نظر برسد(براي آشنايي با نمونه‌اي از اين نوع پژوهش‌ها ر.ک: خان‌محمدي، 1385، صص71-90/ همو، 1388، ص55-92).

گزارش توصيفي از پديدة چاه جمکران

مسجد مقدس جمكران در شرق قم و در کيلومتر شش جادة قديم قم ـ کاشان قرار دارد1که مجاور شهر قم محسوب مي‌شود و همواره،خصوصاً در شب‌هاي سه‌شنبه و شب و روز نيمة شعبان که سالروز ميلاد امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف)است، پذيراي زائراني از نقاط مختلف ايران و جهان مي‌باشد. تاريخ ساخت بناي مسجد براي اولين بار به سال 373ق برمي‌گردد (در بخش اسناد به‌تفصيل بيان خواهد شد). بناي مسجد از آن تاريخ تا کنون بارها مرمت، بازسازي و تجديد بنا شده، و توسعه يافته است. در حال حاضر مساحت آن نزديک به چهل هکتار است. مساحت محوطه و صحن آن5/5 هکتار و ساختمان اصلي توسعه‌يافتة آن تقريباً 1100 متر مربع زيربنا دارد که مسجد مقام ناميده مي‌شود. مسجد مقام ساختماني هشت ضلعي دارد.در کنار آن مسجد، مسجد ديگري است که به مرمر معروف است که با انواع کاشي‌کاري، سنگ‌کاري، آجر‌کاري، مقرنس‌کاري و گچ‌بري تزيين يافته که ترکيبي بسيار بديع، ديدني و زيبا از هنر معماري اسلامي را نشان مي‌دهد. در محوطة مسجد چهار باب حسينيه، سه باب آشپزخانه و سفره‌خانه امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) و اماکن متعدد بهداشتي و رفاهي ديگر وجود دارد.مسجد داراي آداب و نماز مخصوص است که زائران هنگام ورود به مسجد انجام مي‌دهند(خامه‌يار، 1384، ص218). در قسمت جنوبي ساختمان اصلي مسجد که زائران براي نماز به آن مسجد وارد مي‌شوند و حدوداً پشت ديوار محراب مسجد، چاهي وجود دارد که به چاه عريضه معروف است. مساحت اطراف چاه که به وسيله نرده محصور شده است، حدود 30 متر مربع است. اطراف چاه معمولاً و به تناسب زمان‌هاي مختلف افرادي براي انداختن عريضه به داخل چاه، حضور دارند که تعداد مردم در اعياد و مناسبت‌ها بيشتر مي‌شود؛ اما يک نکته واضح است که تعداد افرادي که براي انداختن عريضه در محوطه چاه حاضر مي‌شوند، نسبت به افرادي که داخل مسجد هستند و به نماز و عبادت مشغولند، بسيار کمتر است و اين شاهد خوبي است بر اينکه در نظر تودة مردم مسجد اصالت دارد و مردم عمدتاً براي خواندن نماز مسجد جمکران، به اينجا مي‌آيند و نسبت بسيار کمتري از افرادي که به جمکران مي‌آيند، سري به چاه مي‌زنند.افرادي که به محوطة چاه مي‌آيند، در ابتدا دنبال تابلو يا بنر يا هر چيز ديگري هستند که اطلاعاتي در مورد چاه يا احيانا مناسک ويژة چاه در ارتباط با عريضه‌نويسي به‌دست آورند؛ از اين‌رو نزديک چاه مي‌روند تا در ديوارهاي اطراف چاه تابلويي در اين رابطه پيدا کنند.در ديوار نزديک به چاه تابلويي نصب شده که در آن دربارة تاريخچة مسجد جمکران و واقعه‌اي که منجر به ساخت مسجد شد و همچنين دستور خواندن نماز مخصوص مسجد جمکران مطالبي ذکر شده است؛ اما در مورد تاريخچة چاه و يا عريضه‌نويسي و مطالبي از اين دست، چيزي به چشم نمي‌خورد؛ از اين‌رو افراد بعد از اينکه اطلاعاتي در زمينة چاه به‌دست نياوردند، به مردم ديگر که مشغول عريضه‌نويسي هستند يا عريضة خود را داخل چاه مي‌اندازند، رجوع مي‌کنند و از آنها دربارة چاه مي‌پرسند. البته افرادي که بيش از يک‌بار به آنجا آمده‌اند، يکسره به گوشه‌اي از محوطة چاه مي‌روند و مشغول عريضه‌نويسي مي‌شوند. بعضي از افراد نيز عريضه‌هاي خود را از قبل نوشته‌اند و مستقيم سر چاه مي‌روند و عريضة خود را داخل چاه مي‌اندازند. افراد معمولاً در هنگام عريضه‌نويسي سعي مي‌کنند به دور از چشم ديگران باشند و به نوعي اين کار را داخل در حوزة خصوصي خود مي‌دانند؛ يعني هنگام نوشتن عريضه نمي‌گذاشتند ديگران به آنها نزديک شوند؛ هر چند افرادي که سواد نوشتن ندارند، دنبال کسي مي‌گردند تا برايشان عريضه‌ بنويسد که در اين تحقيق خود ما به چند نمونه از اين نوع افراد برخورديم و اين سبب شد با مشکلات و نيازهاي مردم بيشتر آشنا شويم (عکس‌هاي عريضه‌نويسي نزد نويسنده موجود است).

تيپولوژي افرادي که براي عريضه‌نويسي مي‌آيند، مختلف و متنوع است. بعضي بي‌سواد، بعضي متشخص، بعضي با ظاهر يک فرد روستايي، بعضي در هيئت يک فرد شهري و امروزي و با کت و شلوار، بعضي با سيبيل‌هاي بلند که احتمالاً حاکي از مرام و مذهب خاص آنها بود، مثلاًيکي از اين نوع افراد درويش و صوفي بود که با او مصاحبه‌اي هم انجام داديم و عقايد و اعتقادات خاصي در مورد مسجد و چاه داشت. بعضي حتي از ديگر کشورها آمده بودند؛ براي مثال از شيعيان مدينه، هند، پاکستان، افغانستان، لبنان و… افرادي ديده شدند که با آنها هم مصاحبه‌هايي صورت گرفت (فايل صوتي مصاحبه‌ها موجود است).بعضي عريضه‌نويسي را با يک حال و توجه ويژه‌اي انجام مي‌دادند و حتي هنگام نوشتن عريضه گريه مي‌کردند و به قول معروف در حال و هواي خاصي بودند. گويي يقين داشتند حاجاتشان در اثر نوشتن عريضه‌ و مطرح‌کردن آن با امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) برآورده خواهد شد و حتي در زمان‌هاي خاصي از سال، به اين مکان مي‌آمدند (همچنان‌که در مصاحبه‌هاي انجام‌شده، فردي از مشهد در چند سال متوالي بعد از تعطيلات عيد به اين مکان مي‌آمد).البته بعضي هم از روي کنجکاوي و تنها براي نگاه‌کردن به اين مکان آمده بودند و حتي در دل شايد اعتقادي به عريضه‌نويسي نداشتند و اين‌کار را به نوعي خرافه مي‌دانستند (مواردي از اين دست هم ديده شد)؛ اما يک نکته در مورد افرادي که به محوطة چاه مي‌آمدند و داخل چاه، عريضه مي‌انداختند، مشترک بود و آن اينکه همه به وجود امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) باور داشتند و ايشان را ناظر بر اعمال انسان‌ها مي‌دانستند و به اميد اينکه حاجاتشان برآورده شود، به داخل چاه، عريضه مي‌انداختند؛ هرچند ميزان اعتقادات آنها متفاوت بود. گفتني است تيپ‌هاي فکري ديگري که متفاوت از افرادي هستند که به کنار چاه مي‌آيند نيز وجود دارند که در بخش چاه جمکران در فضاي سايبري به آنها اشاره مي‌کنيم.

همچنان که ذکر شد، چاه عريضه در قسمت جنوبي مسجد اصلي وجود دارد (در فاصلة حدوداً 20 متري از محوطة چاه، ماکت مسجد جمکران و قسمت‌هاي مختلف آن وجود دارد که موقعيت چاه عريضه کاملاً مشخص است و عکس آن ثبت گرديده و موجود است). دهانة چاه که يک مربع به ضلع 50 سانتي متر است، با ميله‌هاي آهني پوشيده شده است و تنها فضايي که بتوان يک کاغذ را از ميان ميله‌ها به داخل چاه انداخت، وجود دارد. اطراف چاه به مساحت يک اتاق 3 در4 مسقف شده و دهانه چاه در وسط اين اتاق قرار دارد. مردم هنگام انداختن عريضه به داخل چاه، سعي مي‌کنند داخل چاه را ببينند، اما به دليل نبودن نور و کوچک‌بودن دهانة چاه چيزي پيدا نيست. در قسمت ورودي محوطة چاه، اتاقکي وجود دارد که خادمان مسجد در کنار و داخل آن هستند و به سؤالات مردم پاسخ مي‌دهند. ضمناً برگه‌هايي با عنوان «عريضه» که در آن دعاي مخصوص عريضه به امام زمان ذکر شده و قسمتي را براي نوشتن حاجات خالي گذاشته‌اند، به مردم مي‌فروشند. قيمت اين برگه‌ها از 20 تومان در سال‌هاي قبل تا 50 تومان در زمان حاضر (1390) افزايش پيدا کرده است. البته براي نوشتن عريضه لازم نيست حتماً از کاغذهايي که با عنوان «کاغذ عريضه» كه در ورودي محوطة چاه به فروش مي‌رسد، تهيه کرد، بلکه همچنان‌که ذکر شد، بعضي از افراد عريضه‌هاي خود را از قبل و در کاغذهاي معمولي نوشته بودند و از قسمت ورودي کاغذي نمي‌خريدند. در مجاور محوطة چاه عريضه که مخصوص آقايان است، محوطة بزرگ‌تري به چشم مي‌خورد که مخصوص خانم‌هاست و چاه جداگانه‌اي براي انداختن عريضه براي آنها تعبيه شده است. معمولاً تعداد خانم‌هايي که اطراف چاه هستند، بيشتر از آقايان است. در بيرون محوطه چاه سمت چپ چندين بَنِر نصب شده است که روي يکي از آنها ديدگاه چند تن از مراجع دربارة قداست مسجد جمکران آورده شده است، ولي راجع به چاه نظري از مراجع ذکر نشده است. روي بنر ديگر در مورد عريضه‌نويسي، دعا و چاه مطالبي ذکر شده است؛ از جمله آمده است: اين چاه هيچ قداستي ندارد و يک چاه معمولي است و با چاه‌هاي ديگر تفاوتي نمي‌کند و… داخل چاه آب وجود ندارد و به گفتة حجت الاسلام مرتضي وافي دبير شوراي عالي فرهنگي و برنامه‌ريزي مسجد جمکران هر دو تا سه ماه، ورود به چاه صورت مي‌گيرد و نامه‌ها بيرون آورده مي‌شود(www.fardanews.com).

جمکران و چاه عريضه در فضاي سايبري

 در فضاي اينترنت با نگاه‌هاي متفاوت و متضادي نسبت به جمکران و چاه عريضه رويارو هستيم که با نگاه مردمي که در طول سال براي خواندن نماز و راز و نياز با امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) به جمکران مي‌آيند، از يک سنخ نيست. براي آشنايي با اين نوع نگاه‌ها که در فضاي مجازي و رسانه‌هاي جمعي مطرح شده است، چند نمونه از آنها را بيان مي‌کنيم.

 يکي از اين نمونه‌ها، سخنراني عبدالکريم سروش در سوم مرداد 1384 (25 جولاي 2005) در دانشگاه سوربن پاريس و در جمع دانشجويان است که بازتاب‌هاي آن در رسانه‌هاي جمعي، جمکران و چاه عريضه را به صدر اخبار رسانه‌ها برد. سروش در اين سخنراني ، روحانيت راعوام و عوام‌زده خواند و پس ازشرح کوتاه تجربه جمهوري اسلامي در تأسيس يک دولت شيعي بر پايه فقه شيعه و اعتقاد به جانشيني مرجع تقليد براي امام معصوم با اشاره به دوعقيدة مهم شيعه، «ولايت» و «مهدويت»، تلويحاً اين دو امر را مانع نوعي نگاه عملگرا و سکولار به دولت و دو مانع مهم در راه تحقق دموکراسي در جامعه ايراني دانسته است. سروش در بخشي از سخنراني‌اش به جمکران و چاه عريضه نيز اشاره مي‌کند و بناي مسجد جمکران را بر پاية يک خواب مي‌داند:

 الان در نزدیکی شهر قم روستایی است به نام جمکران که بر اساس یک خوابی که کسی دیده و امام زمان گفته که من در آنجا گاهی حضور دارم مسجدی بنا شده است. این مسجد سالها است که محل زیارت شیعیان است پس از انقلاب توجه بی سابقه ای به آن مسجد شد تا حدی که خود قم تحت الشعاع این مسجد قرار گرفته است. چاهی در این مسجد هست که مردم نامه ها و عریضه های خودشان را برای آنکه بدست امام زمان برسد در آن چاه می اندازند، اخیرا شنیدم این چاه پر شده است ، این کار عوام شیعه است. البته وقتی می گویم عوام شیعه ، علمای شیعه را هم جزو همین عوام می شمارم. زیرا اینها هم پیروی عوام می کنند و هم عوام این کارها را از ایشان یاد می گیرند. شما فکر نکنید هرکسی معمم است و روحانی است جزء خواص هست نه اینطور نیست. اینها جزو عوام هستند منتها عوامی که گاهی امر بر خودش مشتبه می شود و گمان می کند عوام نیست و در جهل مرکب است. مرحوم مطهری می گفت روحانیت ما عوامزده است ، بنده معتقدم اینطور نیست ، روحانیت ما عوامزده نیست عوام است. عوامزده یک لغت محترمی است یعنی کسی که خودش عوام نیست ولی گرفتار عوام است در حالیکه عوام گرفتار اینها هستند. 16/5/1384www.aftabnews.ir).

خبر ديگري که در اواسط سال 1384 در رسانه‌ها بازتاب پيدا کرد، اين بود که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به نمايندگي از طرف دولت ميثاق‌نامه هيئت وزيران را به چاه جمکران انداخت. هرچند اين خبر بعداً تکذيب شد (نگارنده خود به صورت حضوري در مورد صحت اين خبر از آقاي دکتر داوودي معاون اول رئيس جمهور در دولت نهم و همچنين حجت‌السلام دکتر ناصر سقاي بي‌ريا معاون رئيس جمهور در امور روحانيون سؤال کردم که هر دو نفر در مورد اين خبر اظهار بي‌اطلاعي کردند)؛ با وجود اين، اين خبر و اخباري از اين دست در مورد رابطه رئيس جمهور با امام زمان و مسجد جمکران سبب شد افراد به اصطلاح روشنفکر به اظهار نظر در مورد جمکران بپردازند و عريضه‌نويسي و انداختن نامه به داخل چاه جمکران را عملي خرافي و متحجرانه بنامند و در مواردي حتي اصل بناي مسجد جمکران را ناشي از يک خواب قلمداد کنند (همچنان‌که در سخنراني سروش در پاريس مطرح شد)؛ از جملة اين موارد مي‌توان به اظهار نظر بهزاد نبوي عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اشاره کرد که گفت: «بحث نامه انداختن در چاه جمکران از مصاديق سازمان‌يافته تحجر است». او همچنين گفت: «در دوره امام (ره) هرگز بحث مسجد جمكران به شكل كنوني، جرئت طرح پيدا نمي‌‏كرد، اما امروز بحث چاه جمكران و نامه انداختن در آن هم مطرح مي‌‏شود كه از مصاديق سازمان‌يافته تحجر از سوي اقتدارگرايان است»(سه‌شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۴،خبرگزاري ايلنا).

محسن کديور نيز در گفت‌وگويي باBBC، رفتن به مسجد جمکران را خرافه خواند و افزود: «مسئله دامن‌زدن به برخي ازخرافات و برداشت‌هاي عوامانه از بعضي مقدسات ديني که در جامعه رشد بيشتري پيدا کرده، في‌الواقع پايين‌بودن سطح فرهنگ عمومي را نشان مي‌دهد». کديور در پايان اين گفت‌وگو افزود: «دولت جديد به دليل فقدان مشروعيت يا کمبود مشروعيت، مجبور است از برخي اعتقادات ديني يا باورهاي عمومي استفاده ابزاري کند»(۱۵/8/۱۳۸۴، خبرگزاريBBC).

محمدعلي ايازي نيز در گفت‌وگو با راديوBBC گفت: «تا پيش از انقلاب، مسجد جمکران به اين گستردگي نبود». عضو مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم، در اين مصاحبه اظهار داشت: «مسئله تاريخ جمکران در منابع روايي و حديثي ما هيچ وجود ندارد و شيخ احمد کافي آن را به اين سطح گسترده کرد. در واقع سياست، اقتضايش اين است که به مسائل ظاهري دين بيشتر بها بدهد که قهراً آن موقع خيلي چيزها توسعه پيدا مي‌کند». وي درمورد مسجد جمکران گفت: «به لحاظ کلي وجود اين مسجد مشکلي ندارد. محل تجمعي است و مردم آن جا مي‌روند تا نماز بخوانند و دعا کنند و مانند هر مسجد ديگري آن جا مي‌تواند جاي خوبي باشد، ولي جهت‌دادن به يک نوع مفهومي از مسئله جمکران، سرمايه‌گذاري‌کردن و تغافل‌کردن از مسائل جدي دين، اين خودش يک نوع انحراف فکري و ديني مي‌تواند تلقي شود(سه‌شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۴،BBC).

 رابطه احمدي نژاد و ظهور امام زمان از نگاه شبکه مسيحيان

خبرآنلاين، به نقل از سايت مشرق در گزارشي نگاه شبکة خبري مسيحيان (CBN) را اينگونه بازگو مي‌کند: این شبکه در برنامه کلوب700 در خصوص شرایط ظهور امام زمان (عج) در ادعایی مضحک می افزاید: ظهور زمانی اتفاق می افتد که مطابق با اعتقاد شیعیان تمامی یهودیان و مسیحیان نابود شوند ودر این صورت وی از چاه مسجد جمکران ظهور می کند!

 این شبکه در ادامه گزارش به ظاهر بی‌طرف خود ادعا می کند:«رییس‌جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد گفته است که مسیحای موعود اسلام در بیداری الهی سراسر منطقه خاورمیانه نقش دارد. میلیون‌ها مسلمان معتقدند که مهدی روزی باز خواهد گشت تا بشریت را نجات دهد. اما قبل از آن که وی بتواند ظهور یابد، اسرائیل و آمریکا باید نابود شوند[!]».

 شبکه خبری CBN در حالی چنین ادعایی دارد که تاکنون دکتر احمدی نژاد چنین اظهاراتی در خصوص شرایط پیش از ظهور بیان نکرده است. این شبکه در ادامه مدعی است: «به گفته احمدی‌نژاد «حرکت نهایی آغاز شده است» و «ما در انقلابی به مدیریت این بزرگوار به سر می‌بریم»».

شبکه CBN همچنین در ادامه گزارش خنده دار خود ادعا می کند که «می‌توان ریشه اعتقادات مهدویت و آخرالزمانی احمدی‌نژاد را در مسجدی در روستای کوچکی به نام جمکران یافت. در پشت این مسجد چاهی است که به عقیده احمدی‌نژاد و میلیون‌ها مسلمان شیعه،‌ روزی امام دوازدهم مهدی از آنجا ظهور می‌کند! هزاران مسلمان هر شب به دیدن این چاه مقدس می‌روند. دریچه این چاه با یک صندوق سبز آهنی پوشیده شده است تا مردم نتوانند خود را در آن بیندازند[!]».

البته برای کسانی که حداقل اطلاعاتی در مورد موعودگرایی در نگاه تشیع دارند مسلم است که شیعیان هیچگاه به چاه جمکران به عنوان محل ظهور امام مهدی (عج) اعتقاد ندارند.

CBN در ادامه سعی می‌کند اعتقادات شیعیان را خرافی جلوه داده و مدعی می شود: «بیشتر بازدیدکنندگان وقت خود را صرف دعا و بوسیدن این صندوق آهنی می‌کنند. برخی دیگر درخواست‌های خود را بر روی تکه‌های کاغذ نوشته و آنها را برای مهدی به درون چاه می‌اندازند. بسیاری معتقدند که در واقع مهدی درخواست‌های آنها را می‌خواند[!]».

این شبکه در ادامه به نوع رویکرد شیعیان و سنی‌ها در زمینه مهدویت پرداخته و میگوید: «به گفته محققان شیعی، مهدی ــ از نوادگان حضرت محمد ــ در اواسط قرن نهم میلادی از نظرها پنهان شده است. سنی‌ها، که اکثر جمعیت مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند، دیدگاه‌های دیگری نسبت به مهدی دارند. به عنوان مثال، آنها معتقدند که مهدی هنوز متولد نشده و از فرزندان فاطمه، دختر حضرت محمد، خواهد بود. مسلمانان شیعه معتقدند که امام دوازدهم زنده بوده و قبل از روز قیامت ظهور خواهد کرد».

این گزارش پس از این به رویکرد دکتر احمدی‌نژاد پرداخته و می‌گوید: «احمدی‌نژاد از زمانی که در آگوست 2005 رییس‌جمهور ایران شده، به عنوان یکی از بانفوذترین پیروان مهدی ظاهر گشته است. وی تقریباً در تمامی صحبت‌هایش، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از الله خواستار تعجیل بازگشت مهدی شده است».

CBN همچنین به همراهی حضرت عیسی مسیح (ع) اشاره کرده و می‌گوید: «مسلمانان معتقدند در هنگام ظهور مهدی، عیسی مسیح نیز او را همراهی خواهد کرد. آنها معتقدند که مسیح بازگشت فیزیکی به این دنیا خواهد داشت. وی خوک‌ها را خواهد کشت، صلیب‌ها را خواهد شکست، یهودیان را می‌کشد، و ضد مسیحیان را شکست می‌دهد».

در پایان این گزارش به سخنان ژوئیل روزنبرگ مؤلف کتاب «امام دوازدهم»‌ اشاره شده و از قول وی ادعا می‌شود که: «به عقیده احمدی‌نژاد، آخرالزمان نزدیک بوده و مسیحای اسلام دارد می‌آید و راه شتاب بخشیدن به ظهور امام دوازدهم و حکومت بر زمین، نابودسازی شهروندان یهودی و مسیحی است[!] و این چیزی است که احمدی‌نژاد را بسیار خطرناک می‌سازد، چرا که او و حکومتش در حال دست‌یابی به سلاح‌های اتمی هستند که آنها را قادر می‌سازد تا بتوانند کل جوامع یهودی و مسیحی را نابودی سازند».

یکی دیگر از ادعاهای این شبکه خبری این است که بیان می‌دارد شیعیان معتقدند قبل از ظهور تمامی یهودیان و مسیحیان باید نابود شوند. متاسفانه این رویکرد شیعه‌هراسانه این شبکه باعث شده است تا برخی از بینندگان این گزارش در ارائه نظراتی برای این خبر، حس تنفر خود را از اسلام و شیعه بیان دارند. (28/1/1390www.khabaronline.ir).

مورد ديگر که شايد بهتر باشد در زمرة منتقدان چاه عريضه مطرح شود، نه مغرضان، انتقاداتي است که رسول جعفريان ـ تاريخ‌پژوه معاصر ـ به پديدة چاه عريضه جمکران در تاريخ 1/2/89 در وبلاگشان مطرح کردند. گفتني است اين انتقادات بعد از صحبت‌هاي توليت مسجد جمکران در تاريخ 30/1/89 دربارة موجه‌بودن عريضه‌انداختن داخل چاه مطرح شد (در ادامة مقاله، صحبت‌هاي توليت مسجد جمکران را با عنوان موضع مسؤلان مسجد جمکران در مورد چاه عريضه آورده‌ايم). از آنجا که همة مطالب ايشان و پاسخ آقاي کريم مظفري ـ که خود را طلبه‌اي از حوزه معرفي کرده‌اند ـ به آقاي جعفريان(23/2/1389www.khabaronline.ir) و پاسخ مجدد آقاي جعفريان به ايشان در اين مقاله نمي‌گنجد، به خلاصه‌اي از مباحث بسنده مي‌کنيم؛ ولي نشاني براي ديدن اصل مطالب ارائه شده است. آقاي جعفريان معتقد است: به صرف وجود کلياتي در زمينة عريضه‌نويسي و وجود چند روايت در اين زمينه نبايد به پديدة چاه جمکران دامن زد و آنرا به عنوان يک روش براي توسل مطرح کرد؛ مخصوصاً که تبعات منفي ايجاد کند: «…روايت دربارة بسياري از مسائل هست، اما آنچه به طور رسمي به عنوان يک امر ديني و شرعي پذيرفته مي‌شود، امر ديگري است. اين امور نياز به تأمل مراجع ديني و اظهار نظر آنها دارد و به فرض اينکه اين روش‌ها درست است، آيا هر حلالي را مي‌توان به صورت فراگير و عمومي مطرح کرد؟ اگر واقعاً حفظ آبروي شيعه در رهاکردن برخي از اين روش‌ها باشد، آيا در اين صورت نبايد دست از اين اقدامات برداشت و از رواج علني آنها جلوگيري کرد؟…» و در انتهاي مطلب‌شان مي‌گويند:«در نهايت ما تسليم رأي عالمان و مراجع هستيم» (ر.ک: وبلاگ رسول جعفريان، 1/2/1389).

بعد از انتشار صحبت‌هاي توليت مسجد دربارة چاه عريضه و نقدهاي آقاي رسول جعفريان، افرادي که اين مطالب را خوانده بودند، در ادامة مطلب اظهار نظرهاي متفاوت و بعضاً ساختارشکنانه‌اي مطرح کردند که براي آشنايي با فضاي فکري اين طيف، بخشي از آنها را در ادامه مي‌آوريم:

ـ در برخي موارد اصل توسل به اولياي خدا و مسئله شفاعت را زير سؤال برده و توصيه کرده‌اند که نبايد فريب اين بدعت‌ها را خورد؛ عريضه نويسي به هر شکلي که باشد، بدعتي است که توهّم طلاب آن را ساخته است!

ـ ديگري به آيه شريفه‌اي از قرآن که مي‌فرمايد:”و لاتدعوا مع الله احداً” (جن، 18) اشاره نموده، مي‌گويد: مستقيماً با خداوند وارد معامله شويد و لازم نيست به شفاعت متوسل گرديد و….

ـ اينها خرافات و مردود است. خود مسجد جمکران جعلي و تقلبي و بر طبق يک خواب ساخته شده و بايد ويران شود؛ زيرا شرک است. برخي اظهار داشته‌اند: کم کم به جايي مي‌رسيم که عملاً ثابت گردد وهم و خرافه و بستن آويزه‌هاي فراوان به دين اسلام از جانب شيعيان بوده است. ظاهرفريبي بس است، دست برداريد.

ـ چند نفر از بازديدکنندگان از روي استهزاء نوشته‌اند: خداوند در قرآن مي‌فرمايد: “ادعوني استجب لکم… ” خداوند نفرموده است: نامه بنويسيد، مراحل اداري را طي کنيد تا استجابت کنم شما را! اميدوارم علماي سني ما شيعيان را به افراطي‌گري ببخشايند(6/6/89mashreghnews.ir).

 البته اين نوع اظهار نظرها تنها به سبب مطالب آقاي جعفريان نبود، بلکه در طول يکي دو سال قبل از آن هم به مناسبت انتشار اخباري دربارة چاه جمکران خصوصاً خبر‌هايي مربوط به حضور نماينده دولت در سر چاه و حتي خود رئيس جمهور در رسانه‌ها مطرح مي‌شد. باز براي نمونه:

 ـ نوشتن نامه به چاه در دين هيچ جايي ندارد. اين موضوع دامن‌زدن به خرافه است وکار طرفداران امريکايي و طالباني.

 ـ ديگري در جواب ‌گفته: تو چه کارة دين هستي که نظر مي‌دهي فلان چيز در دين جاي دارد يا ندارد؟! وقتي کتاب شريف مفاتيح‌الجنان و علما اين مسئله را قبول دارند!

 ـ لطفاً اشاعه خرافات نفرماييد. چرا نظر مراجع عظام منعکس نمي‌شود؟

 ـ اين نامه‌ها كار تلقين را انجام مي‌دهند وافراد را كه از نظر روحي و اعتماد به نفس ضعيف هستند، به باور‌هاي ماورايي معتقد مي‌كند.

 ـ من مسلمان شيعه هستم.فقط يکبار جمکران رفتم؛ آن هم پشيمان شدم. جمکران حداکثر يک مسجد است، مانند ديگر مساجد. قبور امامزادگان بزرگ در تهران داريم که زيارت آنان اولي‌تر است تا رفتن به مسجدي در بيابان‌هاي اطراف قم. با اين اوصاف چاه آن هم که ديگر تکليفش معلوم است.

 ـ بابا دست از سر اين ملت صاف و ساده برداريد. آنها از روي ايمان نيست که به چاه متوسل مي‌شوند، بلکه از روي حس بي‌کسي و نااميدي است (26/2/89www.jamkaran.blogfa.com).

 البته مطالب بسيار توهين‌آميزي هم دربارة امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف)، چاه، مسجد جمکران و… آمده بود که قلم از نوشتن آنها شرم دارد (ولي نزد نگارنده موجود است).

 جمع‌بندي بخش توصيفي

 شايد بتوان گفت تا سي سال پيش مسئله مسجد جمکران و به تبع آن چاه عريضه، به شکل امروزي چندان مطرح نبود؛ اما با ظهور رسانه‌ها و انتشار اخبار مربوط به مسجد جمکران در رسانه‌هاي جمعي و همچنين اضافه‌شدن بخش‌هاي فرهنگي و توليت و سايت رسمي مختص مسجد جمکران و… ، مسجد جمکران بروز و ظهور ديگري پيدا کرد؛ به طوري که اين مسجد که در سال‌هاي قبل اصلاً گنجايش جمعيت زيادي را نداشت و به گفتة پيرمردها شايد اکثر مردم نام و نشاني آن را نمي‌دانستند، امروزه خصوصاً در شب و روز نيمة شعبان و با توسعة ساختماني مسجد، جمعيت فراواني را در خود جاي مي‌دهد و به تبع آن چاه عريضه به عنوان يکي از بخش‌هاي مسجد در ماکت مسجد در حياط آن به چشم مي‌خورد. در اين ميان، شايد بتوان گفت طي سال‌هاي1384 تا 1386 و با مطرح‌شدن اخبار و شايعاتي در مورد انداختن عريضه به داخل چاه از سوي نمايندة دولت و حضور رئيس جمهور کنار چاه، نقطة عطفي را در مورد چاه عريضة جمکران شاهد بوده‌ايم و به دنبال آن و اظهار نظرهاي مخالفان و منتقدان چاه، شاهد نوعي نگاه کاريکاتوري به پديدة چاه جمکران بوده‌ايم.

 جمکران و چاه عريضه در اسناد

 سندي که دربارة پيدايش مسجد جمکران در منابع آمده، از اين قرار است: شيخ حسن بن مثله جمكراني، يكي از صلحا و سومين سفير حسين بن روح نوبختي،يکي از نواب اربعه مي‌گويد: من شب سه‌شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجري قمري(البته در بعضي منابع اين تاريخ 393 ذکر شده سات. براي اطلاع بيشتر در اين‌باره ر.ک: ناصر الشريعه، 1383، ص234-239)در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتي از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند: برخيز و مولاي خود حضرت مهدي عليه‌السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.آنها مرا به محلي كه اكنون مسجد جمكران است، آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختي ديدم كه فرشي نيكو بر آن تخت گسترده شده و جواني سي‌ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردي هم نزد او نشسته است.آن پير، حضرت خضر عليه‌السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود.حضرت مهدي عليه‌السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود: برو به حسن مسلم ـ كه در اين زمين كشاورزي مي‌كند ـ بگو: اين زمين شريفي است و حق تعالي آن را از زمين‌هاي ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزي كند. عرض كردم: يا سيدي و مولاي! لازم است كه من دليل و نشانه‌اي داشته باشم وگرنه مردم حرف مرا قبول نمي‌كنند.آقا فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه‌هايي براي آن قرار مي‌دهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكي از علماي قم) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چندساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدي بنا نمايد.به مردم بگو: به اين مكان رغبت كنند و آنرا عزيز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند.

 چون به راه افتادم، چند قدمي هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزي در گله جعفر كاشاني است، آنرا خريداري كن و بدين مكان آور و آنرا بكش و بين بيماران انفاق كن.هر بيمار ومريضي كه از گوشت آن بخورد، حق تعالي او را شفا دهد. حسن بن مثله جمكراني مي‌گويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در انديشه بودم، تا اينكه نماز صبح را خوانده و به سراغ علي المنذر رفتم و ماجراي شب گذشته را براي او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايي را ديديم كه طبق فرموده امام عليه‌السلام حدود بناي مسجد را نشان مي‌داد. سپس به قم نزد سيدابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيديم، خادم او گفت: آيا تو از جمكران هستي؟ به او گفتم: بلي! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار توست. آن‌گاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامي داشت و گفت: اي حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصي به من گفت: حسنبن مثله، از جمكران نزد تو مي‌آيد.هرچه او گويد، تصديق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن. از هنگام بيدارشدن تا اين ساعت، منتظر تو بودم.آن‌گاه من ماجراي شب گذشته را براي وي تعريف كردم.سيد بلافاصله فرمود تا اسب‌ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم.چون به نزديك روستاي جمكران رسيديم، گله جعفر كاشاني را ديديم، آن بز از پس همه گوسفندان مي‌آمد.چون به ميان گله رفتم، همين‌كه بز مرا ديد، به طرف من دويد.جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم.به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيماري كه گوشت آن را تناول كرد، با عنايت خداوند تبارك و تعالي و حضرت بقية الله ارواحنا فداه شفا يافت.

 ابوالحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را بنا كرد و آن را با چوب پوشانيد. سپس زنجيرها و ميخ‌ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت.هر بيمار و دردمندي كه خود را به آن زنجيرها مي‌ماليد، خداي تعالي او را شفاي عاجل مي‌فرمود.پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسي آنها را نديد(طبرسي نوري، 1412ق، ص383-385).و تاکنون مسجد مقدس جمکران، مأواي منتظران و محل راز و نياز ميليون‌ها عاشق است و کرامات عديده، مؤيد اين مسجد است.

 اما درباره چاه عريضة مسجد جمکران، در منابع، سند مهمي در رابطه با اينکه اين چاه قداستي داشته باشد و يا به امر امام زمان به منظور عريضه‌نويسي حفر شده باشد، يافت نگرديد و توليت مسجد جمکران يا هيچ يک از علما يا مراجع براي اين چاه قداستي قائل نبوده‌اند؛ همچنان‌که در بنرهاي اطراف چاه به‌صراحت مقدس‌نبودن چاه بيان شده است. اما کساني که از حدود شصت سال پيش با مسجد مقدس جمکران آشنا بودند، مي‌دانند همان روزها چاهي نزديک مسجد بوده و علاقه‌مندان، عريضة خود را در آن مي‌انداختند(6/6/89 mashreghnews.ir به نقل از: مسؤلان مسجد جمکران). البته طبق نقل کتاب گنجينة آثار قم چاه کوچکي در سطح محراب بوده که مردم خاک از درون آن مي‌بردند و همچنين در سينة اسپر محراب مزبور، قطعه سنگي از مرمر بوده که روي آن اثر يک قدم بزرگ با پنجه‌اش به‌طور فرورفته در کمال مهارت حجاري و صيقلي شده بود که مردم معتقد بودند قدمگاه امام زمان است و در سال 1350 قمري آيت‌الله فيض در روز جمعه‌اي براي پر ساختن چاه و قلع سنگ قدمگاه اقدام مي‌کنند(فيض، 1350، ج2، ص668/نامه قم، 1377، ش3و4، ص14). گفتني است در اين کتاب مطلبي راجع به اينکه اين چاه براي انداختن عريضه بوده يا نه، نيامده و همچنان که ذکر شد، به نظر مي‌رسد مردم خاک چاه را براي تبرّک بر مي‌داشتند و نوعي تقدس براي آن چاه قائل شده بودند که به نظر مرحوم آيت‌الله قمي، حالت بدعت پيدا کرده بود و از اين رو ايشان دستور پر کردن چاه را داده بودند.

 محمد بن محمد بن هاشم حسيني رضوي، كتاب ارزشمندي دربارة فضيلت شهر در سال 1179ق تأليف كرده است.او در اين كتاب خبري از وجود مقدس علي عليه‌السّلام در رابطه با مسجد جمكران خطاب به فرزند يماني آورده است كه ما خلاصه آن حديث را در اين جا مي‌آوريم. شيخ صدوق در كتاب مونس الحزين از علي عليه‌السّلام نقل مي‎كند كه فرمود: «اي پسر يماني، در اوّل ظهور خروج نمايد قائم آل محمد از شهري كه آن را قم مي‎گويند و مردم را دعوت كند به حق و همه خلايق از شرق و غرب به آن شهر قصد كنند و اسلام تازه گردد… كه كوه سفيد به نزديك دهي كهن در جنب مسجد است و قصري كهن كه قصر مجوس است و آن را جمكران خوانند كه از زيريك مناره آن مسجد بيرون آيد»(نائيني اردستاني، 1381، ج1، ص453-454).پس طبق اين حديث، علي عليه‌السلام وجود چنين محلي را در قم و بناي مسجدي در آن را پيش‎بيني كرده بوده است.

 واكاوي عريضه و عريضه‌نويسي

 اغلب لغت‌شناسان، عريضه را به عرض حال و درخواست‏نامه معني مي‏كنند(جبران، 1379، ج2، ص1183) و براي«عرض» معاني مختلفي بيان مي‏كنند كه يكي از آنها، بيان مطلبي از طرف فرد كوچك‌تر به بزرگ‌تر است. بر اين اساس معني به‌عرض‌رساندن، گفتن و بيان‌كردن‌ِ مطلبي از طرف كوچك‌تر به بزرگ‏تر است(معين، 1362، ج2، ص2288).

 در اصطلاح، عريضه‌نويسي يكي از شيوه‏هاي خاصّ توسل است كه در طول تاريخ، در فرهنگ اسلامي همواره مورد توجه بوده است.توضيح آنكه گاهي افراد جامعه با يك سلسله نياز و گرفتاري‏ها مواجه مي‏شوند كه برحسب ظاهر امكان برطرف‌نمودن آنها از طريق اسباب عادي ميسّر نيستيا حداقل بسيار مشكل است؛ در چنين مواردي به جاي نااميدشدن و زانوي غم در بغل گرفتن، از ناحية پيامبر اكرم و ائمه اطهار توصيه شده است از اموري نظير دعا و توسل كه در جاي خود اثبات شده است ـ كه هريك از آنها اگر مؤثّرتر از اسباب وعلل عادي نباشند، كمتر از آنها نيستند ـ كمك گرفته شود. آن‏گاه براي خودِ توسّل، شيوه‏هاي مختلفي بيان شده است كه از جملة آنها نوشتن عريضه است.عريضه گاهي خطاب به خداوند تبارك و تعالي نوشته مي‏شود و در آن فرد نيازمند ضمن اشاره به مشكل و حاجت مورد نظر خود، به مقام و منزلت يكي از معصومان يا همة آنها در پيشگاه خداوند متوسل مي‏شود و يا عريضه مستقيماً به معصوم نوشته مي‏شود تا او به‌واسطة قرب و منزلتي كه در نزد خداوند متعال دارد، واسطه در برآورده‌شدن يا برطرف‌گشتن آن حاجت و مشكل شود و يا خود معصوم به‌واسطه ولايت و قدرتي كه از ناحيه پروردگار عالم به او اعطا شده است، به اذن خداوند مهربان، اين نياز و گرفتاري را برطرف سازد.بديهي است هيچ‏يك از اين امور با قيودي كه براي آنها ذكر شد، به اموري نظير شرك و بت‏پرستي و… منتهي نمي‏شوند(سيدنژاد، 1386، ص16).

با بررسي آداب و اخلاق اديان مختلف، موارد بسياري از رفتارهاي مشابه عريضه‌نويسي ديده مي‌شود. قبل از آن بايد گفته شود در ايران عريضه‌نويسي مختص به مسجد جمكران نيست و در مساجد كهن ايراني موارد دقيقاً اينچنيني وجود دارد؛ براي مثال مساجد اصفهان و كرمان از آن جمله‌اند.

 در خارج از ايران نيز در ميان مردم هندوستان و پاكستان و بنگلادش شب نيمه شعبان به شب برات شهرت دارد و مردم پاكستان علاوه بر آداب مختلف، آن شب براي امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) عريضه نوشته، آن را به دريا مي‌اندازند (همچنان‌که در يکي از مصاحبه‌هايي که با طلبه‌اي از هند داشتيم،ايشان بر وجود اين آداب و رسوم در هند و ميان شيعيان تأييد کرد).

 اما در ميان غيرمسلمانان مهم‌ترين و قابل توجه‌ترين مورد، عريضه‌نويسي يهوديان در پاي «ديوار ندبه» است. ديوار ندبه از مقدس‌ترين اماكن مذهبي يهوديان و دركنار مسجدالاقصي و قدس شريف قرار دارد. طبق آيين يهودي، آنها نامه‌هاي خود را با مضمون دعا و درخواست، خطاب به خدا مي‌نويسند و با آرزوي اجابت، آنرا در شيارهاي اين ديوار قرار مي‌دهند. در اين‌باره دو نكته، بسيار جالب توجه است:اول آنكه مسئولان اين مركز وب‌سايتي تجهيز كرده‌اند كه يهوديان عريضه‌هاي خود را از سراسر جهان به آنجا ارسال داشته، مسئولان به جاي آنها عريضه‌ها را طبق آداب خودشان در شيارهاي ديوار ندبه قرار مي‌دهند. نكته جالب‌تر آنكه بزرگ‌ترين سياستمداران دنيا (حتي مسيحي) به پاي ديوار ندبه رفته،آنجا به سبك عريضه، حاجاتشان را از خدا طلب كرده‌اند!نوع ديگر آن ـ كه اطلاعات كمي از آن موجود است ـدر قلعه‌هاي قديمي اروپا به چشم مي‌خورد و آنرا «چاه آرزو» مي‌نامند. اينكه اين مسئله در رفتار كدام دين يا آيين ريشه دارد، متأسفانه نويسنده اطلاعي از آن ندارد و نياز به تحقيق مفصل دارد.اينها تنها موارد پراكنده‌اي بود كه با اندك تحقيق حاصل شد و اگر مفصل و قوي‌تر تحقيق شود، حتماً موارد بسيار زيباتر و جالب‌تري به چشم خواهد خورد.

 اما آنچه در اين مبحث مورد نظر ماست، عريضه‌نويسي خدمت امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) است.دربارة نوشتن عريضه رواياتي در منابع حديثي آمده است که بعضي از آنها را در اينجا مي‌آوريم:

 در بعضي روايات آمده است:«…وَ تَطرَحُهَا عَلي قَبرٍ مِن قُبورِ الأئِمَّة أو فَشُدَّهَا وَ اختمهَا و اعجن طِيناً نَظِيفاً و اجعَلهَا فِيه و اطرَحهَا في نَهرٍ أو بِئرٍ عَميقَةٍ أو غَديرِ مَاءٍ فإنها تَصِلُ إلي صاحِبِ الأمرِ(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) وَ هُو يتولّي قضاءَ حاجتِک بنَفسه». نيز: «وَ اکتُب إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُقْعَةً وَ أَنْفِذْهَا إِلَي مَشْهَدِ الْحُسَينِ بْنِ عَلِي صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيهِ وَ ارْفَعْهَا عِنْدَهُ إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».

 همچنين مي‌خوانيم: «وَ اطرَحهَا فِي نَهَرٍ جَارٍ أَوْ بِئرٍ عَمِيقَةٍ أَوْ غَدِيرِ مَاء». نيز:«وَ يطْرَحْهَا فِي الْمَاءِ الْجَارِي»(مجلسي، 1403ق، ج91، ص23-30 و ج99، ص230-234).

 مرحوم محدّث قمي در كتاب منتهي‌الآمال، همچنين محدث نوري در نجم الثاقب، به نقل از تحفة الزائر علامه مجلسي و مفاتيح النجاة سبزواري مي‏نويسد: هركس حاجتي دارد، آنچه را که ذکر مي‌شود، در يک قطعه کاغذي بنويسد و در ضريح يکي از ائمه بيندازد يا کاغذ را ببندد و مهر کند و خاک پاکي را گِل سازد و آن را در ميان گل بگذارد و در نهر يا چاه آب يا برکه‌اي بيندازد با اين نيت که انشاءالله به خدمت حضرت صاحب‌الزمان (صلوات الله و سلامه عليه) برسد و آن بزرگوار عهده‌دار برآورده‌شدن حاجت وي مي‌شود، و سپس متن عريضه را ذکر مي‌کند و بعد مي‌نويسد: … آن‌گاه در کنار نهر يا چاه يا برکه آب بايستد و يکي از وکلاي آن حضرت در دورة غيبت صغري را در نظر بياورد (عثمان بن سعيد عمروي، پسر او محمد بن عثمان، حسين بن روحيا علي بن محمد سمري) و با نام، او را بخواند و… سپس نوشته را در همان نهر يا چاه يا برکة آب بيندازد(طبرسي نوري، 1412ق، ص616-617/ قمي، 1387، ص1314-1315).

 اما با توجه به انتقاداتي که خصوصاً آقاي رسول جعفريان مطرح کرده بودندو به نوعي عريضه‌نويسي را در ميان علما مطرود دانسته بودند، به نظر مي‌رسد بايد عريضه‌نويسي را در سيرة علما بررسي کنيم. با بررسي احوال علما و مراجع سلف، به اين نتيجه مي‌رسيم که عريضه‌نويسي از سيره‌هاي بزرگان بوده، آثار و بركات شگفت‌انگيزي از آن ذكر شده‌است.

 عريضه‌نويسي در سيرة علما

 عريضه‌نويسي يکي از راه‌هاي توسل است. مستندات فراواني دربارة اين امر در سيرة علما از سيد بن طاووس گرفته تا آيت‌الله بروجردي و ديگران قابل ذکر و بررسي است. حجت‌الاسلام احمد قاضي زاهدي گلپايگاني در کتاب شيفتگان حضرت مهدي (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) مي‌نويسد: « مراجع بزرگوار ما در مواقع حساس و بحران‌هاي شديد با نوشتن عريضه به ساحت مقدس امام زمان از آن حضرت کمک گرفته و مي‌گيرند. از جمله حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني مي‌باشند که اين حقير خود شاهد بوده‌ام که در گرفتاري‌هاي مهم عريضه نوشته و در گل نهاده و به طرف مسجد جمکران روان مي‌شدند. در زماني که چاه مسجد باقي بود، در آن چاه و الآن که آن چاه را پر کرده‌اند، در نهر آب مي‌اندازند و از اين راه از ولي عصر امام زمان عليه‌السلام کمک مي‌گيرند» (قاضي زاهدي، 1370، ص236).

 گفتني است کتاب مذکور در سال 1370 به چاپ رسيده است و آن زمان آيت‌الله گلپايگاني در قيد حيات بوده‌اند. برحسب اطلاع اعتقاد آيت‌الله گلپايگاني در مورد عريضه‌نويسي و رفتن به جمکران و انداختن عريضه به چاه يا نهر آب را، يکي از افرادي که از محافظان ايشان بودند، تأييد کرده و حتي خود در مواقعي که ايشان بدين منظور به جمکران مي‌رفتند، همراه آقا بودند.

 توليت مسجد، شخصاً از مرحوم حضرت آيت‌الله فاضل لنکراني قدس سره نقل کردند که: «آن مرجع فقيد براي نوشتن عريضه، موضوعيت قائل بودند و اينجانب را از محو کردن اثر چاه نهي نموده، مي‌فرمودند: “مردم از قديم‌الايام حوائجشان را روي کاغذ مرقوم مي‌داشته، درچاه مي‌انداختند و شما جلو اين اعتقاد مردم را نگيريد”»(6/8/89 mashreghnews.ir).

 عارف بزرگوار و معلم اخلاق، حضرت آيت‌الله بهاءالديني مي‎فرمودند: هر مشكلي كه براي حوزه علميه قم و مؤسس محترمش آيت‌الله حائري پيش مي‌آمد با مشرف‌شدن به مسجد مقدس جمكران برطرف مي‎گرديد. در ادامه، حکايت يکي از عريضه‌هاي آيت‌الله العظمي گلپايگاني را که در کتاب عريضه‌نويسي به اهل‌بيت و امام زمان آمده (از آنجا که ايشان از مراجع نزديک به زمان ما بودند)، نقل مي‌کنيم. در اين کتاب حکايت چندين عريضه‌نويسي از علما و مراجع سابق، همچون شيخ صدوق، محمدحسين نائيني، سيدمحمد جبل عاملي، سيدکاظم قزويني و… آمده است که بسيار جالب و خواندني است (ر.ک: سيدنژاد، 1386، ص42-77). حکايت عريضه‌نويسي آيت‌الله گلپايگاني بدين صورت است که حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي ابطحي نقل مي‌کند: در آخرين روزهاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران که موشک‌زدن و بمباران دشمن شدت پيدا کرده بود و مردم به اطراف و روستاها پناه مي‌بردند، حضرت آيت‌الله گلپايگاني از شنيدن وقايع و مشکلات شديدي که براي مردم پيش آمده بود، بسيار ناراحت بودند؛ لذا از روي علاقه و اعتقادي که به مسجد مقدس جمکران داشتند، با جمعي از علما و بزرگان به آن مسجد مشرف شدند تا ضمن عرض ادب به ساحت مقدس امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) دعاي توسلي براي رفع اين گرفتاري‌ها بنمايند. حقير هم اين افتخار را داشتم که همراه ايشان باشم. معظم‌له عريضه‌اي را قبلاً نوشته بودند و آن را به بنده دادند که طبق دستورشان در ميان مقداري گل بگذارم و بعد از دعاي مخصوص، خطاب به جناب حسين بن روح در آب بيندازم. در حالي که ايشان و جمعي از علما حضور داشتند، در يک فضاي معنوي، در حالي که اغلب آنها گريه مي‌کردند و از امام زمان درخواست مي‌کردند تا حاجت آقا را هرچه زودتر برآورده نمايد، عريضه را در آب انداختم. فرداي همان روز يکي از علماي صالح و باتقواي شناخته‌شده به منزل ما آمدند و فرمودند: من ديشب خوابي ديدم، ولي معناي آن را هرچه فکر کردم، نفهميدم؛ به همين خاطر تصميم گرفتم آن را با شما در ميان بگذارم و اگر چيزي به نظرتان رسيد، بفرماييد. وي گفت: در عالم رؤيا ديدم شخصي فرمود: به آقا بگوييد جواب شما را حضرت سه روز ديگر مي‌دهند. اين در حالي بود که ايشان از مسئله عريضه‌نويسي آيت‌الله العظمي گلپايگاني اصلاً خبري نداشتند. به محض شنيدن خبر اين مطلب از خوشحالي به گريه افتادم و با خود گفتم همان طور که آيت‌الله گلپايگاني بر من منت نهادند که عريضه را به آب بيندازم، همين طور حضرت صاحب‌الزمان اين عنايت را به من دارند که اين مؤمن صالح را پيش من بفرستند تا جواب را به آيت‌الله گلپايگاني برسانم. بعد آنکه جريان خواب آن عالم بزرگوار را به آيت‌الله گلپايگاني عرض کردم، منتظر شديم ببينم تا سه روز ديگر چه خبري مي‌شود. درست روز سوم بود که از طرف عراق اعلام آتش‌بس يک‌طرفه شد و شعله‌هاي جنگ تحميلي که ناخواسته بر ايران اسلامي تحميل شده بود، رو به خاموشي نهاد(همان، ص59-60).

 گونه‌شناسي منتقدان و مخالفان چاه عريضه

 اگر جامعة آماري را به افرادي که به مسجد جمکران و يا محوطة چاه مي‌آيند، محدود نکنيم و به نوعي ذهنيت چندفرهنگي را لحاظ کنيم، آنوقت متوجه مي‌شويم تيپ‌هاي فکري متفاوتي غير از تيپ‌هايي که به جمکران يا به سراغ چاهِ عريضه مي‌روند، وجود دارند.آنچه به نظر مي‌رسد، مخالفت با عريضه و خصوصاً انداختن عريضه داخل چاه جمکران، از طرف چند گروه صورت مي‌گيرد:

 الف) آنهايي كه به‌كل با تشيّع، فرهنگ توسل يا امام عصر ارواحنافداه خصومت دارند و اصلاً اعتقادي به امام زمان و حتي اصل دين و خدا ندارند.

 ب) شيعياني كه درك درستي از توسل نداشته، با تفكرات نزديك به وهابيت يا حتي سكولار به امور مي‌نگرند.

 ج) آنهايي كه به طور خاص مسجد مقدس جمكران را قبول ندارند.

 د) گروهي كه تأكيد و يا گسترش چاه عريضه به عنوان امري مقدس را نادرست مي‌دانند، يا اشكالات حوزوي بر آن دارند.

 براي پاسخ به اعتراض و اشكال افراد، بايد به نكات زير توجه داشت:

 بسياري از شبهاتي كه به عريضه وارد مي‌شود، ريشه در عدم درك صحيح از دعا و آداب آن دارد. بعضي با شعار «هيچ آدابي و ترتيبي مجو»، هر گونه آداب ادعيه ـ كه دراسلام، يا سيره بزرگان دين براي تسريع در اجابت دعا عنوان شده ـ را قبول ندارند؛ يا گروهي جاهلانه يا عامدانه اصل مفهوم توسل را زير سؤال مي‌برند.

 گفتني است درقواعد ديني، براي مستحبات، ريزبيني و دقتي كه براي احكام فقهي واجب در نظر گرفته مي‌شود، لازم نيست و حداقل مي‌توان آنها را با نيت رجاء خواند؛ چه اينکه ثواب آن نيز براي فرد منظور مي‌شود (احاديث مَن بَلَغ در مستحبات يا مباحث تسامح در ادله سنن).

 اما نکته‌اي كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه نبايد به هر موضوع بيش از آنچه كه هست ارزش داد. هر نوع آدابو اعمال مستحبي که در منابع ذکر شده است، در حد و جايگاه خود و در كنار ديگر اعمال و در ظرف مناسب ارزشمند است و اگر در آن افراط و تفريط شود، نظام تعريف‌شده بي‌ارزش و گاهي ضدارزش مي‌شود. نگاه نامتناسب و كاريكاتوري به اعمال و مناسک ديني، رفتاري شيطنت‌آميز، غيرعلمي و طبيعتاً مردود است؛ براي مثال در همين مبحث عريضه و چاه عريضه، بيش از اندازه بزرگ جلوه‌دادن چاه، موجب مي‌شود مسجد جمکران و يا همچنان‌که در فضاي مجازي ملاحظه مي‌شود، گاهي حتي وجود امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) و حتي خدا زير سؤال برود و به نوعي امور خرافي به آن افزوده گردد و اعتقادات محکم مردممتزلزل گردد.به نظر مي‌رسد اين نوع بزرگنمايييا از سوي دوستان جاهل و احياناًمغرض صورت مي‌گيرد يا دشمنان آگاه؛همچنان‌که طبق آمار ارائه‌شده از سوي روابط عمومي مسجد مقدس جمكران، در طي سال‌هاي1384-1386 نزديک به 90صاحب رسانه از پنجاه كشور جهان، براي تهيه خبر به مسجد جمكران آمده‌اند. از نكات قابل تأمل اينكه: اكثر آنها به جاي توصيف تاريخچه مسجد يا توصيف جمكران امروز، بيشترين تلاش‌شان بزرگنمايي چاه عريضه و نگاه كاريكاتوري و نامتناسب به چاه بوده و براي تحت‌الشعاع قرار دادن جايگاه و عظمت اين مكان مقدّس، به توصيف غيرعلمي و به دور از انصاف از چاه بسنده كرده‌اند. از طرف ديگر، همين موضع از سويشبكه‌هاي ماهواره‌اي ضد انقلاب خارج از كشور مرتب تأكيد مي‌شود و تا آنجا پيش مي‌رود كه در داخل خوراكي براي روشنفكرنماها فراهم مي‌گردد تا با خرافي جلوه‌دادن امور مذهبي، چهره‌اي غيرعقلاني و مضحک از دين و دينداران ترسيم کنند.

 هرچند در نشريات و منشورات مسجد به طور واضح به غير مقدس‌بودن چاه عريضه اشاره شده است و حتي در تابلوها و بنرهاي اطراف چاه عريضه بر اين نكته تأكيد شده است كه اين چاه فاقد قداست و ويژگي خاصي است و با جايگاه و شأن مسجد جمكران ارتباطي ندارد و يك چاه عريضه معمولي است، ولي باز تأكيد ژورناليستي افرادي روي موضوع، هدفي جز ايجاد شبهه به اصل مسجد و مخدوش‌كردن اين پايگاه عظيم تشيّع ندارد.

 موضع مسئولان مسجد جمکران دربارة چاه جمکران و سرانجام عريضه‌ها

 به دنبال اظهار نظرهاي انتقادي و گاهي مغرضانه در رسانه‌ها که به مقوله مسجد و چاه جمکران پرداخته بودند، مخصوصاً با توجه به بزرگنمايي و خرافي جلوه‌دادن چاه و حتي خود مسجد که عمدتاً از سوي رسانه‌ها و شبکه‌هاي ماهواره‌اي منتشر شده بود، مسؤلان مسجد به روشن‌سازي افکار عمومي در اين رابطه پرداختند که با توجه به شبهاتي که دربارة مسجد و چاه وجود داشت، اين اظهارات بازتاب زيادي در رسانه‌ها پيدا کرد و بسياري از خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي خبري آن را پوشش دادند. در ادامه با توجه به اهميت مطلب، بخشي از اظهارات توليت مسجد جمکران را مي‌آوريم: حجت‌الاسلام مرتضي وافي، دبير شوراي عالي فرهنگي و برنامه‌ريزي مسجد جمکران دربارة چاه جمکران و موضوعات مربوط به آن گفت: عريضه‌نويسييکي از راه‌هاي توسل است و توسل جزو مباني ديني ماست. در رابطه با عريضه‌نويسي کتاب‌هايي نوشته و منتشر شده، از جمله کتابي که در رابطه با عريضه‌نويسي و آداب عريضه‌نويسي در انتشارات مسجد جمکران منتشر شده است که اصل جريان عريضه‌نويسي را تأييد مي‌کند.وي با تأکيد بر اينکه متن اين عريضه از اهميت برخوردار است، گفت: از اين رو افراد را به عريضه‌هايي از ائمه معصومين عليهم‌السلام به‌ويژه از امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) در رابطه با ارتباطي که از طريق نائبان خاص حضرت در زمان غيبت صغري بوده، توجه مي‌دهيم. متن اين نامه مشخص و تأييدشده موجود است و محتواي آن نيز ترجمه شده و از زائران خواسته شده است که آن را مطالعه کرده و نوع نگاه آن را در رابطه با عريضه‌نويسي مورد توجه قرار دهند.از اين‌روتوجه به متن عريضه فرد را از نوشته‌ها و بحث‌ها و درخواست‌هاي غيرشرعي و روش‌هاي غيرديني جدا مي‌کند.

 توليت مسجد جمکران در رابطه با علت انداختن اين عريضه‌ها صرفاً در چاه جمکران گفت: به علت اينکه حس و حالت توجه و حضور در اين فضا به دليل مسجد بيشتر است، بسياري از زائران دوست دارند عريضه خود را در اين چاه بيندازند. هرسال نزديک به يک ميليون عريضه داخل چاه مسجد انداخته مي‌شود (25/12/88 www.bfnews.ir). وي در عين حال گفت: اين بحث‌ها گاهي با اغراق، ترديد، سانسور، اجحاف در رسانه‌ها و بيشتر در فضاي مجازي جريان دارد. ما معتقديم: تمام اين نمادها و حرکت‌هاي اصيل و ماندگار بايد حفظ شود؛ مگر اينکه زمينة سوءاستفاده‌اي از آن فراهم شود و ما نتوانيم آن را از خرافات، شبهات و آفات حفظ کنيم. اما اين اتفاق در رابطه با چاه جمکران رخ نمي‌دهد.

 وافي در توضيح روند عريضه‌نويسي کنار چاه جمکران و سرانجام اين عريضه‌ها، گفت: زائران از داخل يا خارج از کشور کنار چاه جمکران با عريضه مکتوب خود حاضر مي‌شوند؛ در غير اين صورت کاغذهايي به مبلغ 100 يا 150 ريال در اختيار آنها قرار داده مي‌شود و با توجه به عريضه‌اي که توصيف شد، متن عريضة خود را مي‌نويسند و آن را داخل چاه مي‌اندازند. هر دو تا سه ماه ورود به چاه صورت مي‌گيرد واين نامه‌ها بيرون آورده مي‌شود.گاهي اگر شيء قيمتي ميان آنها باشد، خارج مي‌شود؛ اما در مسجد به‌شدت اطلاع رساني مي‌شود که زائران اشياي قيمتي خود را داخل چاه نيندازند. پس از خارج‌کردن، اين نامه‌ها به خمير تبديل مي‌شوند و احدي آنها را نمي‌خواند و يا عريضه‌هايي که در آنهااسماء متبرکه وجود دارد، به آب سپرده مي‌شوند.گاهي نامه‌اي به دفاتر فرهنگييا دفتر توليت مي‌رسد که دربرگيرنده درخواست و خواهشي بوده و در انتهاي آن نوشته شده است که به عنوان عريضه اين نامه را داخل چاه هم بيندازيد(30/1/1389 www.kheimehnews.com/www.fardanews.com).

 تحليل از عريضه

 اگر بخواهيم برداشت درستي از عريضه‌نويسي ارائه دهيم، اول بايد درك صحيحي از دعا پيدا كنيم و بعد مفهوم اصيل «توسل» برايمان قابل فهم باشد. هر چند شرح كامل اين مفاهيم در اين مجال نمي‌گنجد، ولي در حد اجمال بايد گفت: دعا يك امر فطري و ذاتي بين بشريت است. انسان داراي هر دين و آييني كه باشد، ناخودآگاه وقتي مضطر و نگران و بي‌پناه مي‌شود، دست به دعا بر مي‌دارد و از قدرت مطلق و بي‌پايان هستي مدد مي‌خواهد. حال اگر اين دعا به جاي بيان شفاهي، شكل مكتوب بگيرد، جاي تعجب نيست و نبايد تصور كنيم اتفاق خاصي افتاده است. آيا دعايي كه فرد به شكل شفاهي به محضر خدا مي‌گويد، نمي‌تواند آن را مكتوب كرده، به پيشگاه خداوند عرضه بدارد؟ از طرف ديگر بايد به اين نکته توجه کرد  که بسياري از مسائل به عنوان عرف عبادي براي مردم مطرح است، ولي از مسائل اعتقادي به شمار نمي‌روند. يکي از آن مسائل عريضه‌نويسي است که اعتقاد و يک رکن ديني و حتي فرع دين هم نيست، بلکه عرف عبادي است که رواياتي نيز براي آن وجود دارد.

 مسئله چاه عريضه يا چاه امام زمان در مسجد مقدس جمکران و شهرهاي ديگر، همچنان‌که اسناد بيان مي‌کنند، داراي وجه شرعي است و در سيرة علما از قديم‌الايام نمونه‌هاي فراواني از آن وجود دارد؛ هرچند از آنجا که عريضه‌نويسي مربوط به مشکلات و حاجات شخصي افراد مي‌شود، معمولاً جزء امور خصوصي محسوب شده، کمتر از موارد آن در جامعه و در رسانه‌ها و يا کتاب‌ها سخني به ميان مي‌آيد.

 نکتة ديگر اينکه: وجود چاه‌هاي متعدد در روستاها يا بعضي از شهرها در ايران و حتي خارج از ايران که به چاه امام زمان معروف است، نشان از معروف‌بودن عريضه‌نويسي براي رفع مشکلات در بين مردم دارد.

 اينکه امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) به طور مستقيم امر به کندن چنين چاهي در جمکران و انداختن عريضه در آن توسط مردم کرده باشند، صحت ندارد؛ و اصولاً معناي عريضه‏نويسي اين نيست که حضرت حجت نياز داشته باشد آن نوشته را باز ‌کند يا ‌بخواند تا از مشکلات ما باخبر شود. در حقيقت نوشتن عريضه خطاب به معصومان عليهم‌السلام و انداختن آن به چاه يا نهر و… عملي نمادين است. خواسته‏اند به ما ياد دهند که با محبوب و صاحب خود ارتباط برقرار کنيم و همان‏طور که براي محبوب‏هاي دنيوي ابراز علاقه و محبت مي‌نماييم، بتوانيم با مولاي خود هم نامه‏نگاري کنيم. حال از آنجا که چاه و آب روان در دسترس همه نيست، مؤمنان در بعضي از شهرها و در مسجد جمکران، چاهي حفر نموده‏اند که مردم عريضه‏هاي خود را درون آن بيندازند؛ هرچند در روايات صحبت از چاه خاصي مثل چاه جمکران نشده است و در اين خصوص، مستندي نداريم.

 نکتة ديگر اينکه: درصد كمي از زائران و نمازگزاران ميليوني مسجد مقدس جمكران به چاه جمكران سر مي‌زنند. کنشگران اصالت را براي مسجد قائل هستند نه چاه، و زائران بيشترين توجه و تلاش خود را براي به‌جاآوردن اعمال مسجد مبذول داشته، يا از مراسم فرهنگي ـ مذهبي‌اي که به تناسب زمان تدارک ديده شده استفاده مي‌کنند، و کثرت جمعيت در مسجد خود نشان‌دهندة اين واقعيت است که در نظر مردم اصالت با مسجد است و چاه يک بخش فرعي از مجموعه مسجد است. بيشتر آنان كه اولين بار به اين مكان مي‌آيند، شايد از سر كنجكاوي به سمت چاه مي‌روند؛ همچنان‌که فضاي فيزيكي كوچك چاه خود مؤيد اين موضوع است. آنان كه تجربه شب‌هاي چهارشنبه يا مناسبت‌هاي خاص جمكران را دارند، مي‌دانند كه حتي حضور درصدي از آن حجم عظيم جمعيت، بر سر چاه غيرممكن است. به نظر مي‌رسد اولين كسي كه بحث چاه را اينگونه (با نگاه خرافي و غيرعقلاني) مطرح كرد، دكتر عبدالكريم سروش بود که در سخنراني پاريس به اين موضوع پرداخت و آنرا مورد هجمه‌اي غيرعلمي و ژورناليستي قرار داد.

 يكي از مهم‌ترين دلايلي كه نگاه‌ها را در چند سال اخير به چاه جمكران معطوف ساخته است، شايعة حضور نماينده آقاي احمدي‌نژاد بر سر چاه و انداختن ميثاق‌نامة هيئت دولت با امام زمان در درون چاه بود؛ خبري كه هيچ مستندي نداشت و بارها تكذيب شد. براي آنان كه به واقع دنبال حقيقت هستند، دقت در منابع ادعيه معتبر و مصداق‌هاي عيني و رفتار و منش بزرگان شيعه، نمونه‌هاي توسل علما از طريق عريضه‌نويسي و انداختن آن در چاه يا ضريح اهل‌بيت عليهم‌السلام و همچنين تأمل در شرح قواعد عريضه‌نويسي، و ترجمه دعاي همراه آن كه حاوي مضامين توحيدي است، بسياري از شبهات را خود به خود برطرف مي‌كند.

 معناکاوي

 مناسك مذهبي معمولاً نمادين بوده، مي‌توان براي آن سطوح معنايي مختلفي در نظر گرفت. دو سطح آشكار و نهان در مورد عريضه‌نويسي و چاه جمکران قابل بررسي است: سطح آشكار همان معنا و مفهومي است كه كنشگران هنگام رفتار خود به آن ملتزم هستند و هنگام سؤال از آنها، آن را بيان مي‌کنند؛ با وجود اين پژوهشگر مي‌تواند بر حسب توان علمي و دقت خود و از مجموع مشاهدات، سؤالات و بررسي اسناد، به نکات ديگري نيز دست يابد که شايد مستقيماً بر زبان کنشگران نيامده باشد و حتي به آن توجه نداشته باشند يا در اسناد به آن تصريح نشده باشد، بدين ترتيب به سطح پنهان پديده دست مي­يابد.

 معناي آشکار

 از آنجا كه رويكرد ما انسان‌شناسانه است، صحت و سقم ادعاي كنشگران دربارة معنا و مفهوم رفتارشان مورد بحث ما نيست. در اين بخش، رفتار كنشگران و صرفاً معنايي كه آنها براي رفتارهاي خودشان قائلند، توصيف مي­شود. به تعبير پديدارشناسانه مثالواره و تيپ ايدئال افرادي که براي انداختن عريضه به جمکران و کنار چاه مي‌آيند، چنين است: عمدتاً از قشر پايين و متوسط جامعه هستند و به بيان جامعه‌شناختي از پايگاه اجتماعي(social status) متوسطي برخوردار هستند وکمتر افرادي با پايگاه اجتماعي بالا در بين آنها به چشم مي‌خورد که اين نکته از نحوة لباس پوشيدن، حرف‌زدن و نوع رفتاري که کنشگران قبل، بعد ودر حين انداختن عريضه داخل چاه داشتند، همچنين طي مصاحبه‌ها قابل مشاهده و درک بود. همچنين اکثر افراد، عريضه‌نويسي را يکي از راه‌هاي توسل به خدا مي‌دانستند و در جواب اين سؤال که چرا حاجات خود را در نماز يا در دعا در مسجد مطرح نمي‌کنيد، مي‌گفتند هم در نماز و دعا مي‌گوييم و هم به صورت کتبي مي‌نويسيم، و اميد داشتند حاجاتشان برآورده گردد و براي امام تأثير مستقل از خدا قائل نبودند، بلکه امام را واسطة فيض الهي مي‌دانستند؛ هرچند اين مطلب را با زبان‌هاي مختلف و گاهي خودماني مطرح مي‌کردند.

 کنشگران به تعبير گافمن، سعي مي‌کردند تمام زواياي پشت صحنه خود را بيان نکنند و اين مطلب هنگام نوشتن عريضه کاملاً بروز مي‌کرد؛ يعني همچنان‌که گافمن مي‌گويد براي خود «اثر هاله» قائل بودند (ر.ک:ريتزر، 1374، ص295) و سعي مي‌کردند ديگران از نوشته‌هاي آنها که بيان گرفتاري‌ها و حاجاتشان از امام بود، مطلع نشوند. اکثريت مطلق افرادي که مصاحبه مي‌شدند، اصالت را به مسجد جمکران مي‌دادند و چاه را به نوعي يک بخش از قسمت‌هاي مسجد مي‌دانستند و در برابر اين سؤال که آيا اين چاه و عريضه‌انداختن داخل آن را خرافي مي‌دانيد يا خير؟ پاسخ منفي مي‌دادند؛ يعني قائل به خرافه‌بودن آن نبودند و دليل را اينگونه بيان مي‌کردند که اگر خرافه بود مسؤلان مسجد آنرا جمع مي‌کردند.

معناي پنهان

 لازمة درک‌کردن معناي پنهان يک پديده يا مناسکي که عده‌اي انجام مي‌دهند، توانايي تفسير معناي حالت‌ها، روابط و فرايندهاي مختلفي است که در رفتارها و حين مناسک رخ مي‌دهد. شناخت در دل خود تجربه نيست، بلکه در فهم درست معناي آن تجربه است. به همين دليل شناخت، همذات‌پنداري رواني نيست، بلکه درک تفسيري است(في، 1386، صص49و54).

 در اين بخش به مختصات و ويژگي‌هايي پرداخته مي‌شود كه از مصاحبه‌هاي همدلانه و نفوذ به اعماق ذهني کنشگران به‌دست آمده است. طبيعي است اين ويژگي‌ها به يك «مثالواره» انتساب داده شده و ممکن است موارد استثنايي هم داشته باشد. مثالواره در مكتب پديدارشناسي، نوعي تيپ ايدئال است كه محقق با توجه به مشاهدات و ‌فهم خودش آن را مي‌سازد (ر.ک: ريتزز، 1374، ص321-387). با الگوگيري از رويكرد مذكور، مي‌توان به اين نکات اشاره کرد:

 1. عدم تلقي خرافي از انداختن عريضه داخل چاه: فرهنگنامه‌ها خرافه را اينگونه تعريف کرده‌اند:سخنان نامربوط، کلام باطل و بيهوده، پريشان و افسانه(دهخدا، 1334، ج20، ص387).درلغت‌نامةعميد،خرافات جمع خرافه وبه معناي حديث باطل، سخن بيهوده و ياوه آمده است(عميد، 1379، ج1، ص843).و معادل کلمة«Superstitution» در زبان انگليسي است.فرهنگ آکسفورد نيز خرافات را هر نوع عقيدة نامعقول و بي‌اساس تعريف کرده، آن را عقيده‌اي باقيمانده از گذشته، فاقد جهات عيني و يا توجيهي دانسته است(به نقل از: ساروخاني، 1376، ص866)؛اما در اصطلاح تعريف واحدي از خرافات که مورد اتفاق همه باشد، نشده است؛ ولي از مجموع تعريف‌ها مي‌توان برداشت کرد: خرافات، معتقدات، باورها يا انجام کارهايي است که هيچ ‌گونه ريش ةعقلاني ندارند و بيشتر در رابطه با موضوعات طبيعي و عيني مطرح مي‌شوند(صالحي اميري، 1388، 185)  و يا عقايد و باورهاي شکل‌گرفته پيرامون يک موضوع خاص در ذهن اقشاري که عمدتاً دانش کافي نسبت به موضوع ندارند و ناشي از جهل انسان درباره پيوندها و روابط علّي پديده‌هاست و قابليت اثبات عيني و علمي ندارند. از اين رو در بين اقشار کمتر تحصيل‌کرده نفوذ و گسترة بيشتري دارد(همان، ص14-15). دربارة زمينه‌ها و عوامل شکل‌گيري، ويژگي‌ها و کارکردهاي خرافات و… مي‌توانيد به کتاب جامعه‌شناسي خرافات در ايران که در منابع اين نوشتار آمده است، رجوع کنيد.

 اما با توجه به مطالب بالا نمي‌توان عريضه‌‌نويسي و انداختن آن به چاه جمکران، نهر و… را مصداق يک عمل خرافي دانست؛ زيرا اولاً عريضه‌نويسي سخن بيهوده‌اي نيست، بلکه نوعي رابطه‌ و توسلي است با ائمه و در واقع همان دعا و بيان حاجات ماست که به جاي بيان شفاهي به صورت کتبي مطرح مي‌شود و همچنان‌که در دعا گاهي حاجات برآورده مي‌شود و گاهي به سبب مصالحي در دنيا به اجابت نمي‌رسد، در عريضه هم همين‌گونه است؛ ثانياً انداختن عريضه به داخل چاه و… مستند به رواياتي است که از ائمه به ما رسيده است که در قسمت «واکاوي عريضه‌نويسي» به بخشي از آنها اشاره کرديم؛ بنابراين ساخته‌شده افکار جُهّال و به سبب ترس يا عدم آگاهي از روابط علّي بين پديده‌ها نيست؛ ثالثاً با توجه به مصاحبه‌هاي صورت‌گرفته از کنشگران، حداقل در بعضي از موارد، کنشگران حاجات خود را از اين طريق دريافت کرده بودند و به همين علت دوباره براي انداختن عريضه به جمکران آمده بودند و در برخي ديگر، صرف انداختن عريضه و ايجاد ارتباط قلبي با امام موجب تشفي خاطر و آرامش روحي براي آنها مي‌شد؛ پس اين عمل داراي کارکرد نيز مي‌باشد.

 2. تسري: برخي افراد که عمدتاً از ساير کشورهايي با جمعيت شيعه، از جمله هند، پاکستان، بنگلادش، اندونزي و… آمده بودند، از برگزاري مناسکي شبيه به عريضه‌انداختن در چاه جمکران در کشورهاي خودشان خبر مي‌دادند و به نوعي مي‌خواستند عريضه‌نويسي را به نقاط ديگر تسري دهند و  بر مستندبودن آن تأکيد کنند.

 3. قوم‌مداري: قوم‌مداري به اين معناست که افراد در مقايسه و قضاوت و اظهار نظر، معمولاً گروه و فرهنگ و قوميت خود را مرکز و ميزان و معيار خوبي‌ها مي‌دانند و تفاوت‌هايي که ديگران دارند را نشانة پايين‌بودن، بد و نادرست‌بودن آنان مي‌شمارند(روح‌الاميني، 1379، ص31).

 قوم‌مداري که همة تلاش مردم‌شناسان براي رهايي از چنگال آن است، يعني رويکردي که در آن اشکال اخلاقي، ديني و اجتماعي اقوام ديگر را با معيارهاي قوم خود داوري کنيم و به اين ترتيب اختلاف‌هاي آنها را به حساب ناهنجاري‌هايشان بگذاريم. قوم‌مداري را مي‌توان چه در غرور و تکبر محلي، چه در نابردباري ديني و چه در تعارض‌هاي بين‌المللي به صورت اظهارات خطرناکي که نظم اجتماعي را به خطر مي‌اندازد، مشاهده کرد(ريوير، 1386، ص23-24).

 اما در موضوع پژوهش، هم افرادي که داخل چاه، عريضه مي‌اندازند عمل و طرز فکر خود را درست مي‌دانند ـ البته با شدت و ضعف وکار خود را نوعي توسل و ارتباط عاشقانه با امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) مي‌دانند ـ و هم تيپ‌هاي فکري کاملاً متضاد با دستة اول، که عمدتاً به جمکران و يا حداقل به سراغ چاه نمي‌روند و اصولاً اعتقادي به آنها ندارند. البته دسته دوم بيشتر در فضاي مجازي و غيررسمي ظهور و بروز دارند و به اظهار عقيده مي‌پردازند. اين دسته گاهي پا را از حد خويش فراتر نهاده، نه تنها چاه و مسجد جمکران، بلکه اصل وجود امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) و حتي حقانيت دين اسلام و بالاتر از آن وجود خداوند را هم منکر مي‌شوند و افکار و عقايد گروه اول را خرافي دانسته، و به طرق مختلف آن را به تمسخر مي‌گيرند. به بيان انسان‌شناختي، قوم‌مداري در ميان دستة دوم به مراتب قوي‌تر است؛ خصوصاً در رابطه با عريضه‌انداختن در چاه جمکران و خرافي‌دانستن آن؛ به گونه‌اي که افراد دستة دوم، طرز تفکر گروه اول در اين مورد را کاملاً متحجرانه مي‌دانند. در اين ميان، به‌وجود آمدن فضاي مجازي در اينترنت سبب بروز دستة دوم شده است. اينترنت باعث به‌وجود آمدن شيوه‌هاي نويني از ارتباط نوشتاري شده است که برخي از ويژگي‌هاي ارتباطي قبلي را دگرگون کرده است و با وجود حفظ ويژگي نوشتاري، داراييک صفت خاص است و آن ماهيت «پيوندي» يا دورگه آن است که با وجود نوشتاري‌بودن، امکان برقراري نوعي ارتباط نزديک به مکالمه را فراهم آورده است؛ چيزي که برخي آن را «مکالمة نوشتاري» ناميده‌اند(محسني، 1386، ص195).

 نکتة مهمي که با معناکاوي نظرهاي کاربران اينترنتي دربارة جمکران و چاه عريضه به‌دست مي‌آيد، اين است که پيدايش اينترنت و رشد روزافزون کاربران آن و بيان آرا و عقايد خود در مورد موضوعات مختلف، سبب شده است شاهد گونه‌هاي جديدي از ديدگاه‌ها پيرامون مباحث مطرح در جامعه باشيم؛ به گونه‌اي که مثلاً در موضوع مورد تحقيق ما، تا قبل از شکل‌گيري فضاي مجازي شايد براييک محقق وجود طيف‌هاي مختلف و گاهي متضاد فکري در رابطه با جمکران و چاه عريضه که در دنياي مجازي شکل گرفته، متصور نباشد! زيرا پژوهشگر با حضور در ميدان تحقيق تنها با بخشي از افکار آشنا مي‌گردد و اگر هم طرز فکرهاي مخالف با موضوع در ميدان وجود ‌داشته باشد، معمولاً ابراز نمي‌شود و يا به شکل کاملاً برهنه و آزاد بيان نمي‌شود؛ اما پيدايش اينترنت و ويژگي ناشناخته‌بودن کاربران، سبب شده است افراد به‌راحتي و بدون ترس، افکار و عقايد باطني و اصلي خود را بدون رياکاري بيان کنند و اين به جامعه‌شناس کمک مي‌کند همة گونه‌هاي فکريپيرامون موضوع را رصد کند.

 4. مقدس‌نبودن چاه: آنچه از مجموع مصاحبه‌ها و مشاهداتِ در صحنه دربارة چاه و عريضه‌نويسي به‌دست مي‌آيد، اين است که نگاه کنشگران به چاه عمدتاً نگاه مقدسي نيست و انداختن عريضه به چاه را به نوعي يک عمل سمبليک و نمادين مي‌دانند؛ گرچه عمل خود را نمادين نخوانند، ولي از ته‌نشست‌هاي ذهني آنها اين نکته قابل دريافت است که نگاهشان به اين عمل نمادين بوده، هدفشان برقراري ارتباط با امام در قالب اين کنش و تخلية روحي ناشي از بيان گرفتاري‌هااست و در ضمن اميد به برآورده‌شدن حاجاتشان از اين طريق دارند.

 نتيجه‌

 با توجه به سؤالات مطرح‌شده در ابتداي اين تحقيق و مشاهدات انجام‌شده در محل چاه عريضة جمکران، همچنين مصاحبه‌هاي نيمه‌ساخت‌يافته از کنشگران و مطالعه و بررسي پيشينة تاريخي مسجد و چاه جمکران و تحليل‌هاي انجام‌شده بر روي مصاحبه‌ها، نتايج ذيل به‌دست آمد که شماره‌ها متناسب با شمارة سؤالات ابتداي مقاله است:

 1. در خصوص اينکه آيا چاه به امر امام زمان حفر گرديده يا خير، بايد گفت خير. اين چاه يک چاه معمولي است که حتي آبي هم درون آن نمي‌باشد و هيچ جنبة تقدسي ندارد و اصولاً فرقي با چاه‌هاي ديگر ندارد و تنها براي انداختن عريضه حفر گرديده و علت حفر آن هم اين بوده که چون مردم براي نماز به مسجد جمکران مي‌آيند و به نوعي احساس نزديک‌شدن با امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) به آنها دست مي‌دهد، اين چاه در اين مکان حفر شده تا مردم حاجت‌ها و احساسات عاشقانة خود را با امام در قالب عريضه مطرح کرده، به درون چاه بيندازند. بالاتر اينکه اصلاً کسي ادعاي مقدس‌بودن در مورد اين چاه نکرده و حتي اين مطلب در بنرهايي که توسط مسؤلان مسجد اطراف چاه نصب شده، منعکس گرديده است.

 2. در خصوص خرافي‌بودن عريضه‌نويسي و… بايد گفت: نوشتن عريضه خطاب به هر يک از ائمه عليهم‌السلام مستند به رواياتي است که در منابع ديني آمده است؛ بنابراين، عملي خرافي محسوب نمي‌شود و طبعاً انداختن آن داخل چاه جمکران نيز برگرفته از همان روايات است؛ هرچند خصوص چاه جمکران در روايات نيامده و به صورت عام در روايات چاه، نهر آب، چشمه، برکه، ضريح و قبر هر يک از معصومان و… ذکر شده و از همين رو در بعضي از شهرها و کشورها مشابه اين عمل وجود دارد.

 3. با توجه به مطالب مطرح‌شده در بند پيشين، چون اين عمل، خرافي محسوب نمي‌شود، علما و مراجع در اين خصوص موضع‌گيري مبتني بر خرافي‌بودن آن اتخاذ نکرده‌اند.

 4. از آنجا که اين عمل داراي استناد شرعي است، برخي از علما و مراجع در طول تاريخ آن را انجام مي‌داده‌اند که نمونه‌هايي در اين رابطه ذکر شده است که يک مورد آن در مقاله آمده و براي مطالعة نمونه‌هاي ديگر، مي‌توانيد به کتاب آقاي سيدصادق سيدنژاد که در منابع اين نوشتار آمده، مراجعه کنيد.

 5. ذهنيت مردم دربارة چاه عريضه جمکران متفاوت است؛ به اين معنا که افرادي که براي انداختن عريضه به جمکران مي‌آيند، معمولاًبه آن نگاه مثبت دارند، ولي در فضاي مجازي در اينترنت با نگاه‌هاي متفاوتي نسبت به آنچه در جمکران و از سوي کنشگران در کنار چاه ديده شد، مواجه هستيم که توضيحات آن در مقاله آمده است.

 6. در مورد اصالت‌داشتن خود مسجد جمکران، با توجه به اسناد موجود، اين مکان، به دليل مسجد بودن، داراي تقدس است و به دليل انتساب به امام زمان(عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف) از تقدس بيشتري برخوردار است، ولي چاه همچنان‌که ذکر شد، مستندي در مورد ساخته‌شدن آن به اين منظور آنهم به امر امام نيامده است. همچنان‌که نسبت جمعيتي افراد داخل مسجد و کنار چاه خود شاهدي است بر اينکه مردم هم اصالت را به مسجد مي‌دهند و چاه بخشي فرعي محسوب مي‌شود.

 7. از لحاظ سن و جنس همه نوع جنس و سني در محوطة چاه ديده شد؛ اما بيشتر آنها را مي‌توان به پايگاه متوسط جامعه نسبت داد.

8. افراد در جواب اين سؤال که چرا حاجات خود را از طريق دعا و نماز مستقيماً با خدا يا امام مطرح نمي‌کنيد، مي‌گفتند: هم در دعا مي‌گوييم و هم به صورت عريضه داخل چاه مي‌اندازيم، و عريضه‌نويسي را يک عمل نمادين و نوعي صحبت عاشقانه با امام مي‌دانستند.

 9. مخالفان چاه عريضه را مي‌توان در چهار دسته تقسيم‌بندي کرد:

 الف) آنهايي كه به‌كل با تشيّع، فرهنگ توسل يا امام عصر خصومت دارند و اصلاً اعتقادي به امام زمان و حتي اصل دين و خدا ندارند.

 ب) شيعياني كه درك درستي از توسل ندارند و با تفكرات نزديك به وهابيت يا حتي سكولار به امور مي‌نگرند.

 ج) آنهايي كه به طور خاص مسجد مقدس جمكران را قبول ندارند.

 د) گروهي كه تأكيد و يا گسترش چاه عريضه به عنوان امري مقدس را نادرست مي‌دانند يا اشكالات حوزوي بر آن دارند.

 منابع

 1.                    ازكيا، مصطفي؛جامعه‌شناسي توسعه؛چ3، تهران:كلمه، 1380.

 2.                    جبران، مسعود؛الرائد:فرهنگ الفبايي عربي ـ فارسي؛ترجمة رضا انزابي‌نژاد؛ج2، مشهد:آستان قدس رضوي، 1379.

 3.                    خامه‌يار، رسول؛قم ديروز و امروز؛قم:رهپويان، 1384.

 4.          خان‌محمدي، کريم؛«بررسي پديدار‌شناختي پديدة چنار خون‌بار الموت قزوين»، فصلنامة علمي ـ پژوهشي شيعه‌شناسي؛سال هفتم، شمارة 26، تابستان 1388، ص55-92.

 5.          خان محمدي، كريم؛«تحليل مردم‌شناختي مناسك مذهبي در فرايند جهاني‌شدن: مطالعه موردي مناسك قالي‌شويان مشهد اردهال»، فصلنامه تخصصي شيعه‌شناسي؛بهار 1385، شماره 13، ص71-90.

 6.                    دهخدا، علي‌اکبر؛لغت‌نامه؛ج20، تهران:سازمانلغت‌نامه، 1334.

 7.                    روح‌الاميني، محمود؛زمينة فرهنگ‌شناسي؛چ5، تهران:عطار، 1379.

 8.                    ــــــــــــــ ؛مباني انسان‌شناسي؛چ4، تهران:عطار، 1375.

 9.                    ريترز، جورج؛نظرية جامعه‌شناسي در دوران معاصر؛ترجمه محسن ثلاثي؛تهران:علمي، 1374.

 10.                 ريوير، کلود؛درآمدي بر انسان‌شناسي؛ترجمة ناصر فکوهي؛چ7، تهران:ني، 1386.

 11.                 ساروخاني، باقر؛دايرة‌المعارف علوم اجتماعي؛تهران:کيهان، 1376.

 12.                 سيدنژاد، سيدصادق؛عريضه‌نويسي به اهل بيت و امام زمان؛قم:مسجد مقدس جمکران، 1386.

 13.                 صالحي اميري، رضا؛جامعه‌شناسي خرافات در ايران؛تهران:پژوهشکده تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1388.

 14.                 طبرسينوري، حسين؛نجم الثاقب؛قم:مسجد مقدس جمکران، 1412ق.

 15.                 عميد، حسن؛لغت‌نامه؛ج1، تهران:اميرکبير، 1379.

 16.                 في، برايان؛فلسفه امروزين علوم اجتماعي با نگرش چند فرهنگي؛ترجمه خشايار ديهيمي؛تهران:طرح نو، 1386.

 17.                 فيض؛گنجينة آثار قم؛ج2، قم:چاپ مهر استوار، 1350.

 18.                 قاضي زاهدي، احمد؛شيفتگان حضرت مهدي؛قم:[بي‌نا]، 1370.

 19.                 قمي، عباس؛منتهي‌الآمال؛چ3، قم:بقية الله، 1387.

 20.                 مجلسي، محمدباقر؛بحارالانوار؛بيروت:دار احياءالتراث العربي، 1403ق/1983م.

 21.                 محسني، منوچهر؛بررسي در جامعه‌شناسي فرهنگي ايران؛تهران:پژوهشگاه‌فرهنگ، هنر و ارتباطات، 1386.

22.                 معين، محمد؛فرهنگ فارسي؛ج2، تهران:اميرکبير، 1362.

 23.                 موس، مارسل؛«پديده‌هاي مذهبي و صورت‌هاي مقدس»؛ترجمه اصغر عسكري خانگاه؛كتاب ماه هنر، مرداد و شهريور 1380، ص28-32.

 24.         نائيني اردستاني کچوئي، محمد علي بن حسين؛انوار المشعشعين في بيان شرافت قم و القميين؛تحقيق: محمدرضا انصاري قمي؛ج1، قم:کتابخانة آيت‌الله مرعشي نجفي، 1381.

25.                 ناصرالشريعه، محمدحسين؛تاريخ قم؛مصحح علي دواني؛تهران:رهنمون، 1383.

 26.                 نامة قم؛سال اول، پاييز و زمستان، ش3و4، 1377.

 27.                 خبرگزاريايلنا، 10/8/1384.

 28.                 خبرگزاريBBC،۱۵/8/۱۳۸۴ و 17/8/1384.

 29.                 سايت رسمي مسجد جمکران،www.jamkaran.blogfa.com.

 30.              www.fardanews.com.

 31.              www.aftabnews.ir.

 32.              www.khabaronline.ir.

 33.              mashreghnews.ir.

 34.              www.kheimehnews.com.

 35.              www.bfnews.ir.

۲ دیدگاه

    محمد رضا انواری :

    مقاله چاه عریضه مسجد جمکران از خرافه تا واقعیت مقاله پژوهشی بنده بوده که در نشریه شیعه شناسی چاپ شده سایت شما بدون هماهنگی با من مقاله را چاپ کرده چرا؟

      سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی :

      سلام دوست عزیز!
      این مقاله توسط آقای دکتر خان محمدی یکی از دو نویسنده مقاله به ایمیل سایت ارسال شده است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه