درباره «لحظه های انقلاب» گلابدره یی

چرا اولین رمان انقلاب دیده نمی شود؟

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۷:۲۰ ۱۳۹۲/۱۲/۲

این رمان برای بار سوم توسط بنیاد ادبیات داستانی در سال گذشته به چاپ مجدد می‌رسد، و البته تمامی حذفیات آن بر گرداننده می‎شود، اما همچنان شاهد آن هستیم که انقلاب و اصحاب رسانه از پرداخت مفصل و درخور به این موضوع سر باز می‌زنند.

رمان در اساس خود دارای ساختار زندگی‌نامه‌ای است. یعنی با حضور قهرمان مسئله دار و با ازمیان برداشتن دشواری‌هایی که برای او در طی طریق پیش رویش قرار گرفته و با سعی در معنا دادن به زندگی خویش، اهمیت فرد را نشان می‌دهد. اما این فردیت برخواسته از وجود قهرمان نیست، بلکه فردیتی است که در اجتماع اضمحلال یافته و در اصل همین کشاکش است که هویت فرد و جامعه را معنایی دوباره می‌بخشد. کشاکشی که میان ارزش‌های حاکم بر جامعه و امیال و خواسته‌های فرد رخ می‌دهد. فرد با قرار گرفتن در یک جامعه مجبور است به برخی از امیالش پشت پا بزند و جامعه نیز بر آن است با جهت بخشیدن به خواسته‌های فردی به سوی اعتدال مد نظر خود حرکت کند.

لحظه‌های انقلاب سید محمود گلاب‌دره‌یی را نیز می‌توان زندگی‌نامه‌ای دانست که در آن فرد با پیوستن به معترضین جامعه سعی در خلق حماسه‌ای برای یافتن آزادی مدنظر خود دارد تا با آن فردیت خود را تثبیت کند.

حماسه درواقع برآن است که هماهنگی تامی میان حقیقت و جهان را بیان کند. دنیایی را عرضه می‎دارد که در آن همه پاسخ‌ها، حتی پیش‌از آنکه پرسشی طرح شود، داده شده‌اند. جهانی که در آن معنا در دل همه جلوه‌های زندگی نهفته است و فقط باید آشکارا بیان شوند. در مقابل حماسه، تراژدی وجود دارد که برخلاف آن، صورت ناب و محض انزوا و نفی هرگونه زندگی است. رمان نیز بیان ممتاز تقابل ژرف انسان با جهان است.

اما همان‌گونه که لحظه‌های انقلاب را یک زندگی‌نامه خود نوشت دانستیم، آن را رمان نیز می‌توان دانست، فارغ از تمامی المان‌های فنی‎ای که برای یک رمان وجود دارد، و اغلب آن‌ها نیز در این کتاب پیداست، باید گفت که شخصیت داستان – حتی اگر خود نویسنده باشد و روایت واقعیات قسمتی از زندگی خویش را کرده باشد که انگار چنین نیز هست – برای خلق حماسه دست به کاری می‌زند که نتیجه‌اش جز رویارویی با جهان و نظام جهانی‌ای که انسان جدید – انسان عصر مدرنیته – برای خود ساخته نیست و باید گفت حماسه لحظه‌های انقلاب شوریدن بر عصر خویش و تقابل با جهان امروزی است. چنان که می‌بینیم قهرمان داستان با همراهی توده مردم در طلب بازگشت به حقیقت دوران وحدت میان جان و جهان است.

در تاریخ ادبیات شاهد آن هستیم که رمان کلاسیک، از دوره‌ای حالت یک صورت ادبی بسیار انتقادی به خود می‌گیرد، زیرا که تاکید به فرد و ارزش‌های او با افشاگری تند و تیزی همراه است. رمان این دوره نشان می‌دهد که چگونه جامعه در عین آن‌که به طور رسمی بر ارزش‌های فرد و تکامل او استوار است، در حقیقت امکان آزادی و گسترش و تحقق توانایی‌ها و استعدادهای شخصی افراد را سلب می‌کند. در لحظه‌های انقلاب نیز می‌بینیم که چطور ارزش‌های فردی جای خود را به ارزش‌های اجتماعی نظام حاکم در حال فروپاشی می‌دهد و چگونه انسان‌ها با شوریدن علیه نظم اجتماعی مدرن احساس آزادی مطلوب را در دل دارند.

در جایی قهرمان داستان می‌گوید که به هنگام تظاهرات و شورش‌های مردم تنها کاباره‌ها و پیاله فروشی‌ها و بانک‌ها مورد تهاجم مردم قرار گرفته‌اند و با اینکه در جوار آن‌ها نیز دکان‌های دیگری از قبیل رادیو فروشی و … قرار داشتند هیچ یک آسیبی، ولو به اندازه شکسته شدن شیشه‌ای ندیده‌اند. در واقع با روایت‌های نویسنده در می‌یابیم که مظاهر تسلط نظم مدرن در تیر رس مردم هستند و حتی با وجود حمله به آنها از حوزه حدود شرعی مورد توافق‌شان خارج نمی‌شوند، چنان‌که راوی می‌گوید که هیچ یک از اسباب و پول‌های بانک‌های مورد تهاجم توسط مردمی که همواره در فقر و تنگ‌دستی قرار دارند دزدیده نمی‌شوند، اما در آتشی که به نشانه آتش خشم آنها بر افروخته شده می‌سوزند. و البته طبیعی است که استثناهایی هم در این موارد وجود دارند، ولی از واقعیت موجود در بطن این واقعه چیزی نمی‌کاهد.

در این کتاب در می‌یابیم که توانایی‌ها و استعدادهای شخصی به هنگام آشفتگی اجتماعی چنان قدرتمند عمل می‌کنند که جایگزین نظام و ارزش‌های از میان رفته می‌شوند، و این امر را می‌توان در تشکیل گروه‌های کوچکی که با یک‌دیگر هدفی مشترک را دنبال می‌کنند دید.

در باره نثر لحظه‌های انقلاب نیز باید گفت که یک نثر شورشی است. و این امر حاکی از حال و هوای واقعی و تجربه شخصی نویسنده دارد که خود در بطن ماجراها حضور فعال داشته است. نثر این کتاب، تند، تیز، به هم پیوسته، با جملاتی کوتاه و نفس‌گیر در شرایط حساس، و آرم و روان به هنگام در امان بودن است. نویسنده متناسب با اوضاع و احوال شخصیت و حوادث داستان دست به قلم برده و انصافا نیز خوب از عهده این مهم بر آمده است. و البته بررسی موجز این امر به شرح  و بسط بیشتری احتیاج دارد که از توان این یادداشت خارج است.

در این رمان شاهد برخی پیش بینی‌ها نیز هستیم و نکته‌ای که ما را بدان مشغول می‌کند این است که چطور نویسنده در حین وقوع حوادث پیش بینی‌هایی می‌کند که شاید یک دهه تا تحقق آن‌ها زمان باقی است. شاید بتوان این امر را به نگاه ژرف نویسنده نسبت به روزگار و زمانه خود دانست. زیرا اگر شناخت درستی از زمانه و وقایع درحال رویداد نباشد، همواره راه غلط را خواهیم پیمود و تونایی تشخیص سره از ناسره را نخواهیم داشت و در منجلاب آرا و عمل‎های احمقانه فرو می‌غلتیم.

با تمام اوصافی که آمد، لحظه‌های انقلاب را می‌توان شروع ادبیاتی نوین در گستره زبان فارسی دانست، ادبیاتی که علیرغم داشتن زبانی سکولار تمنای داشتن نوعی قصه گویی که بر آمده از حقیقت موجود در جان و دل قوم خود است را دارد، و به زعم حقیر اصلا به همین دلیل است که نویسنده در آن هنری خود چنین شیوه روایتی را انتخاب نموده تا بتواند ماهیت دینی‌ای را که برای انقلاب 57 ایران قائل است را روایت کند.

اما سوالی مطرح است که چرا این رمان خوانده نمی‌شود؟ به اجمال می‌توانم بگویم که با نگاهی به تاریخ متوجه می‌شویم که انقلاب‌ها نسبت به شناخت خود بی تفاوت و خونسرد هستند. شاید بگوییم که این امر ناشی از برحق و بی خطا دانستن خود و یا نیز ترس از تغییر و تحول است. با این حال واقعیت موجود این است که رمانی با اهمیت لحظه‌های انقلاب در تمام این سال‌ها دیده نشده، سیر بلاهایی که بر سر این کتاب آمده نیز خود موید این مسئله است. کتاب درهمان اوائل انقلاب توسط انتشارات سروش چاپ شده، اما با توضیع و معرفی مناسبی همراه نبوده، بیش از یک دهه بعد انتشارات کیهان دست به چاپ  کتاب می‌زند، ولی می‌بینیم که تیغ سانسور ناآگاهانه و غفلت ورزانه بر تن کتاب می‎نشیند که مبادا سخنی زده شود که وجه دینی انقلاب را زیر سوال برد و حدود شرعی زیر پا گذاشته شود، غافل از این‌که وجه دینی انقلاب نه در رعایت شرع که ظاهر دین است و البته واجب، بل در جان و دل مردم قرار دارد، چه اینکه می‎بینیم حتی کسانی که در ظاهر به رعایت حدود شرعی توجهی ندارند، در ایام سوگواری حضرت ثارالله -روحی له الفداه- و ماه رمضان و دیگر مناسبت‎های دینی چطور به ریسمان الهی چنگ میزنند و خود را تزکیه می‌کنند. این رمان برای بار سوم توسط بنیاد ادبیات داستانی در سال گذشته به چاپ مجدد می‌رسد،  و البته تمامی حذفیات آن بر گرداننده می‎شود، اما همچنان شاهد آن هستیم که انقلاب و اصحاب رسانه از پرداخت مفصل و درخور به این موضوع سر باز می‌زنند. بررسی این امر نیز مجال بیشتری لازم دارد که می‌بایست در یادداشتی مبسوط‌تر به آن پرداخت، و قصد نگارنده فقط تذکری بر این مهم بود، شاید مورد توجه اهل فضل ادب قرار گیرد.

۱ دیدگاه

    احسان :

    به نظرم بهتر بود از عکس مرحوم گلاب دره ای هم برای مطلب استفاده میکردید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه