تحلیلی بر یک واقعیت:

چرا اقتصاد مقاومتی آن چیزی نیست که لیبرال‌ها می‌گویند؟!

نویسنده:

خردنامه همشری، شماره 131

زمان انتشار: ۰۹:۵۶ ۱۳۹۳/۱۱/۱۳

واقعیت این است که از زمان ملی شدن نفت تا هم اکنون، کشور ما درگیر عارضه‌ای فرهنگی شده که آن خام فروشی و آسوده خوابی است؛ این بیماری نه تنها باعث وابستگی اقتصادی به بیگانه و فلج شدن کشور و ضعیف شدن اقتصاد در زمینه تحریم ها شده بلکه فرهنگ کار و زحمت را نیز بین مردم و مسئولان تضعیف کرده است.

مقدمه
«فرهنگِ اقتصاد» به مجموعه باورها، ارزش‌ها و رفتارها و نمادها در حوزه ثروت اطلاق می‌شود که با تغییر یا تحول آن، اقتصاد نیز دچار تغییر و تحول خواهد شد. پس هر گونه تحول مثبت یا منفی در فرهنگ که منجر به رشد یا تضعیف اقتصاد مقاومتی شود، در زمره «فرهنگ اقتصاد مقاومتی» جای می‌گیرد(۱).
اما اقتصاد مقاومتی چیست؟ اگر تمام دانش انباشته و کتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا مورد بررسی قرار گیرد، نظریه یا تجربه‌ای مدون و مکتوب درباره اقتصاد مقاومتی به دست نخواهد آمد. به این دلیل که در متون و کتاب‌های اقتصاد، هیچ پیشینه‌ای نظری یا عملی مثلاً از تحریم بانک مرکزی یافت نمی‌شود و از آن‌جا که این امر تاکنون سابقه نداشته، تعریف و چگونگی واکنش به آن هم امری بدیع است.(۲) این امر بیانگر این است که در بررسی حوزه و مسائل مرتبط با اقتصاد مقاومتی حتماً می‌بایست شرایط زمانی و مکانی ایران و به‌ویژه انقلاب اسلامی لحاظ شود و بر این اساس ساختار نظام اجتماعی کشور و الگوهای عمل مطابق با آن پایه‌ریزی شود.
اما متاسفانه به دلیل عدم توجه به بومی‌بودن مسئله اقتصاد مقاومتی، بدفهمی‌هایی مختلفی در رابطه با آن صورت گرفته است. بدفهمی‌هایی که به خاطر نفهمیدن مسئله و یا تفکر در چارچوب ادبیات رایج اقتصادی و اجتماعی موجود، گریبانگیر برخی مسئولان و صاحب‌نظران شده است. در این یادداشت کوتاه تلاش داریم تا از این زاویه به اقتصاد مقاومتی نگاهی بیندازیم و به برخی پیش‌فرض‌های فرهنگی مهم در راستای موفقیت این رویکرد جدید اشاره کنیم.

ضرورت تعامل اقتصادی با قدرت‌های جهان
اگر بخواهیم «اقتصاد مقاومتی» را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم اقتصاد مقاومتی یعنی «اقتصادی موفق در شرایط تحریم». یعنی اساسا این مسئله جنس انقلاب اسلامی دارد و چون انقلاب به تبع ویژگی ذاتی خود با قدرت‌های جهان درافتاده و آنها توان مقابله نظامی با کشور ما را نداشته‌اند، ایران را تحریم نفتی، بانکی و… کرده‌اند، و ما به این نتیجه رسیده‌ایم که باید اقتصادی مقاومتی داشته باشیم که بتواند بدون کمک‌گرفتن از قدرت‌های خارجی، نیازهای خود را به نحو احسن پاسخ دهد.
اما متاسفانه برخی کارشناسان داخلی به دلایل مختلف از جمله منافع سیاسی و شخصی، برخی مواردی که در کشور سال‌ها اجرا می‌شده یا توسط کارشناسان اقتصادی غربی توصیه می‌شده است را به عنوان اقتصاد مقاومتی معرفی می‌کنند. برای مثال یکی از مشکلات ما در شرایط کنونی کیفیت پایین خودروهای ساخت داخل است؛ اگر برخی کارشناسان پیشنهاد بدهند که «چون دستگاه‌های ما فرسوده است، نمی‌توانیم خودروی باکیفیت تولید کنیم لذا برای تحقق اقتصاد مقاومتی باید تجهیزات پیشرفته و دارای فناوری روز استفاده کنیم تا توان رقابت خودروی داخلی افزایش یابد» در حالی که چنین راهکارهایی مقاومتی نیستند. چرا که ما در شرایط تحریم هستیم و کشور امکان واردات بسیاری از این دستگاه‌ها را ندارد.
به همین ترتیب کسانی که مواردی مانند «تنش زدایی» یا «برقراری روابط حسنه با قدرت‌های جهان» را به عنوان «راهکار اقتصاد مقاومتی» مطرح می‌کنند نشان می‌دهد که اساسا مسئله را فهم نکرده‌اند؛ چرا که اگر ما رابطه حسنه با قدرت‌های جهان داشتیم که اصلاً سراغ اقتصاد مقاومتی نمی رفتیم!
البته این رویکرد در اقتصاد مقاومتی به معنی قطع ارتباط با سایر کشورهای دنیا و درونگرایی نیست، اما قطعا جزو مقوم این اقتصاد، پذیرش تقسیم کار جهانی بین کشورهای جهان اول و جهان سوم نخواهد بود. به این دلیل که قرار است این اقتصاد به صورت درونزا و با توجه به توان داخلی مشکلات خود را برطرف نماید و پیش زمینه چنین رویکردی، باور به امکان پیشرفت به شیوه بومی است.

توجه به مزیت‌های خدادادی کشور
یکی از راهکارهای مطرح‌شده در زمینه اقتصاد مقاومتی، استفاده از هرچه بیشتر و بهینه‌تر از معادن و منابع طبیعی کشور است. برای مثال برخی کارشناسان معدن معتقدند که «ایران با دارابودن حدود ۶۹ نوع ماده معدنی (غیرنفتی)، ۳۷ بیلیون تن ذخایر کشف‌شده و ۵۷ بیلیون تن ذخایر بالقوه در میان ۱۵ قدرت معدنی جهان جای گرفته و یکی از کشورهای غنی از حیث دارایی‌های معدنی به حساب می‌آید. اما در حال حاضر تنها ۵ درصد محدوده جغرافیایی کشور آن هم تنها تا عمق ۱۱۱ متر اکتشاف شده و منابع و ذخایر آن شناسایی گردیده است»(۳) در حالی که می‌بایست برای بهبود اقتصاد کشور این حجم اکتشاف و استخراج افزایش یابد.
در پاسخ باید گفت که «آمایش سرزمینی و توسعه با توجه به ظرفیت‌های بومی و منطقه‌ای» از جمله مفاهیم مهم و به جا در ادبیات توسعه و پیشرفت است که توجه به آن ضروری است. برای مثال کشوری که می خواهد نیروگاه بسازد باید ببیند در آن مکان منابع آبی وجود دارد یا نه؟ یا کسی که می‌خواهد کارخانه فولاد احداث کند باید ببیند اساساً معدن سنگ آهن در کشور وجود دارد یا نه. همچنین توجه به مباحثی مثل اینکه آیا کشاورزی منطقه را تحت الشعاع قرار نمی دهد؟ ایا باعث آلوده‌سازی خاک و در نتیجه گسترش بیماری‌های انسانی ناشی از مواد غذایی آلوده نمی شود و… نیز از زمره مباحثی است که باید در آمایش سرزمینی و ظرفیت‌های بومی مورد توجه قرار گیرد.
اما باید توجه داشت که تاکید صرف بر «مزیت‌های خدادادی و منابع طبیعی» در زمینه اقتصاد مقاومتی می‌تواند رهزن هم باشد؛ بدین معنا که ما به جای اینکه به سمت تولید صنعتی و تولید کشاورزی حرکت کنیم صرفا به فروش مواد خام و اولیه موجود در کشور بسنده کنیم، با این توجیه که این یک موهبت الهی و مزیت خدادادی است.
راهبرد مقاومتی ما در «اکتشاف» هرچه بیشتر و خام فروشی منابع معدنی نیست؛ چرا که این همان شیوه‌ای است که هم اکنون بدان عمل می‌شود و نه‌تنها باعث پیشرفت ایران نشده که وابستگی به خارج را هم افزایش داده است. در واقع ما در شرایط تحریم می بایست با ارتقای دانش فنی موجود و استفاده از نیروهای متخصص دانشگاهی به جای صادرات امثال سنگ معدن تزیینی و مواد خام معدنی، با بهره‌گیری از دانش «فراوری» منابع معدنی، هم ارزش افزوده محصول را ارتقاء دهیم و هم نیاز به واردات مجدد منابع فرآوری شده برای نیاز داخلی را مرتفع کنیم.

کار مولد و کار غیرمولد
واقعیت این است که از زمان ملی شدن نفت تا هم اکنون، کشور ما درگیر عارضه‌ای فرهنگی (و به تعبیری یک بیماری هلندی) شده که آن خام فروشی، مفت خوری و آسوده خوابی است؛ این بیماری نه تنها باعث وابستگی اقتصادی به بیگانه و فلج شدن کشور و ضعیف شدن اقتصاد در زمینه تحریم ها شده بلکه فرهنگ کار و زحمت را نیز بین مردم و مسئولان تضعیف کرده است. به دلیل وجود منابع طبیعی خام و امکان ساده فروش آنها و امکان وارد کردن محصولات، ارزش کار یدی و تولیدی در کشور ما از بین رفته به نحوی که با تعابیری چون «خرکاری» و «کار گِل» از آن یاد می شود و در مقابل کار تجاری و بازرگانی در صدر قرار گرفته و ارزش چند برابر پیدا کرده است.
برای مثال برخی کارشناسان معتقدند «کشور ایران نیز با توجه به موقعیت استراتژیک و حساس خود از زمان‌های بسیار دور معبری مطمئن جهت عبور کاروان‌های مختلف تجاری بوده است، تا آنجایی که یکی از شاخه‌های مهم جاده ابریشم تلقی می‌گردیده است. یکی از مزایای مهم گسترش شبکه حمل و نقل به خصوص برای کشورهایی مثل ما که دارای موقعیت خاص و استراتژیک هستند، کسب درآمدهای ارزی ناشی از حمل و نقل کالاهای ترانزیتی است که ایران از این طریق می‌تواند سود سرشاری نصیب خود نماید».
راهکارهایی از این دست هم اگرچه می‌تواند ارزش افزوده اقتصادی ایجاد کند، اما تاثیرات فرهنگی مخرب دارد. هیچ جامعه ای بدون اجرگذاری به کار مولد (کشاورزی و صنعتی) قادر به بازسازی خود نیست و بر این اساس هر راهکاری که منجر به ترویج و تشدید «فرهنگ کار بدون زحمت» و «کار غیرمولد» ‌شود(۴) ، مقاومتی نخواهد بود.

مصرف و اسراف
اقتصاد مقاومتی اساسا جنس تولیدی دارد و نه مصرفی. مسئله حرمت اسراف مستندات خیلی روشن از قرآن دارد، در روایات متعدد بر حرمت آن تاکید فراوان شده است. بنابراین کسی نیست که معتقد باشد که اسراف کردن یک ویژگی مفید است. اما مصرف کردن چطور؟ برخی کارشناسان معتقدند در اقتصاد مقاومتی باید به دنبال مصرف بود و نه اسراف و می‌گویند «اقتصاد مقاومتی، اقتصاد ریاضتی نیست. اقتصاد مقاومتی نمی‌گوید که آقا نخور، هزینه نکن، دست به هیچی نزن. اقتصاد مقاومتی با اسراف مخالف است نه مصرف»(۵). و برخی در سطحی بالاتر برخی می‌گویند «این مصرف است که تولید را جهت و شدت می‌دهد بنابراین هرچه مصرف بیشتر شود، تولید هم بیشتر خواهد شد» [!]
اما واقعیت این است که در سطح ملی بین مصرف‌کردن و تولیدکردن نسبت مستقیم وجود ندارد و ممکن است جامعه‌ای مصرف‌گرا باشد، اما تولید ملی آن جامعه ضعیف باشد. چرا که اولاً مصرف‌گرایی همان طور که گفته شد منجر به تضعیف فرهنگ تولید و کار می‌شود و ثانیاً ممکن است این مصرف توسط بخش خارجی تأمین شود و تولید داخلی ورشکسته باشد.
در مقابل، کلیدواژه ای که در ادبیات اسلامی به اقتصاد مقاومتی نزدیک است «قناعت» است و نه «مصرف». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه اطهار علیه السلام با در نظر گرفتن آثار بسیار مهمی که اصل قناعت در سرنوشت و اخلاق و کمالات انسانی دارد همواره یاران خود را به این صفت پسندیده فرا می‌خواندند و آن دسته از پیروانشان را که به این خصلت پسندیده پایبند بودند به مناسبت های مختلف تشویق و تمجید می‌کردند. قناعت به معنی تولید حداکثر و مصرف حداقل است و این زهد اجتماعی اسلام است که در شرایط تحریم می‌تواند موتور متحرک جامعه اسلامی باشد، نه مصرف‌کردن.
با کوبیدن بر طبل مصرف‌کردن و استفاده هرچه بیشتر از انواع خوراک، پوشاک، وسایل زندگی، تفریحات و… حتی اگر وابستگی به خارج برای ما ایجاد نکند، باعث می‌شود تولیدات داخلی جوابگوی این نیاز کاذب نبوده و تورم روز به روز افزایش یابد. قناعت و «اکتفا به ضرورت‌ها» است که «گنج تمام‌نشدنی»(۶) است و گرنه ثروت ملی هرچقدر هم که زیاد باشد و ارز برای واردات محصولات خارجی هرچقدر هم که ذخیره شده باشد، روزی به پایان خواهد رسید.

اقتصاد مقاومتی و مسئله رقابت
«اقتصاد مقاومتی، اقتصادی صادراتگرا است که امکان رقابت با دنیا را در تمام محصولات خود دارد»
ضمن احترام به شخصیت و انگیزه بسیاری صاحب‌نظران، باید گفت که پیوندزدن اقتصاد مقاومتی به رقابت، در نهایت منجر به تامین منافع نظام سرمایه‌داری سلطه‌گر و استکباری دنیا در ایران خواهد شد. به چه دلیل اگر ما بخواهیم اقتصاد موفق و پویا داشته باشیم باید در همگی محصولات توان رقابت با بهترین مارک‌ها و برندهای دنیا داشته باشیم؟ در این رابطه به چند نکته توجه کنید:
اول- چه اشکالی دارد که ما برای مثال در یک محصول صنعتی مثل تلویزیون خودکفا باشیم، همه قطعاتش را بتوانیم در داخل تولید کنیم، تعداد زیادی از نیروی انسانی ماهر و متخصص ما در این صنعت مشغول به کار باشند، نیاز کل مردم داخل را به تلویزیون برآورده کنیم، و در حد معمول هم تلویزیون خوب، باکیفیت و با تصویری مناسب باشد اما توانایی رقابت با تولیدات خارجی نداشته باشد؟! آیا همین کافی نیست که دست ما را جلوی بیگانه دراز نمی‌کند؟
دوم- مگر ما تعهد داده‌ایم که هر جنسی که در دنیا تولید می‌شود ما بهترین (لوکس‌ترین)اش را در ایران مصرف کنیم؟ مگر غیر از این است که بسیاری مدل‌های تلویزیون که به بازار عرضه می شوند صرفاً یک یا چند گزینه (آپشن) اضافه‌تر دارند و به لحاظ کارآیی تفاوت چندانی با هم ندارند؟ از متخصصان بپرسیم که به واقع چقدر تفاوت فنی و واقعی بین گوشی‌های تلفن همراه وجود دارد و چقدر به خاطر زیبایی، خوش‌دست‌ بودن، تنوع منو و تجملاتی از این دست است گوشی‌های جدید به بازار عرضه می‌شود؟
سوم- این را باید گفت که جنس باکیفیت و جنس لوکس دو مقوله متفاوت‌اند. ممکن است چیزی باکیفیت باشد، از مواد اولیه خوبی ساخته شده باشد، عمر طولانی داشته باشد و به لحاظ هدفی که برای آن تولید شده، کارآمد باشد، اما لوکس نباشد. آیا چشم معمولی واقعاً تفاوت بین تصویر ۸ مگاپیکسل و ۱۰ مگاپیکسل را متوجه می‌شود؟ آماری وجود داشت که بیشتر مردم از ۹۰ درصد امکانات گوشی تلفن همراه خود استفاده نمی‌کنند، اما همچنان تصور می‌کنند که نوع جدیدتر را باید تهیه کنند.
این روحیه مصرف‌گرایی که مردم ما می‌خواهند هر چیز جدیدی که به بازار عرضه شد، سریع تهیه کنند، علاوه بر این که اسلامی نیست، با شرایط تحریم هم نمی‌خواند. وقتی که کشور ارز کافی ندارد و نفت مورد تحریم قرار گرفته است، چرا باید جدیدترین مدل تلویزیون وارد شود؟ مگر غیر از این است که نسل مادر و پدر ما بعد از ۱۵-۱۶ سال که از زندگی مشترک‌شان گذشت تلویزیون رنگی خریدند و بعد از ۹-۸ سال که تلویزیون‌شان خراب شد، رفتند یک تلویزیون LCD خریدند. حالا که در شرایط تحریم قرار گرفته‌ایم و مشکلات در کشور وجود دارد، چرا باید برای تلویزیون LED تبلیغ شود؟ صرفا به خاطر تبلیغاتش که چشم را اذیت نمی‌کند؟ بیست و چند سال با این تلویزیون های معمولی به تصویر نگاه کردیم و هیچی‌مان نشد. این چند سال دیگر هم روش. خیال همگی راحت کور نمی‌شویم، اما شاید چشم مخالفان صنعت ملی را کور کنیم!

نتیجه گیری:
در نهایت باید گفت که تغییر فرهنگ اقتصادی از جنس نصیحت و سفارش نیست که بخواهیم با تبلیغات بگوییم که قناعت داشته باشید و یا اینکه اهل کار باشید. تغییر این فرهنگ از جنس تغییر در عقاید و نگرش‌ها و همچنین ایجاد زیرساخت و بستر مناسب است. که کار کردن روی این مسئله مثل هر تغییر فرهنگی دیگری زمان‌بر و طولانی است. باشد که بتوانیم در این مسیر و هدف گام برداریم.

پی نوشت ها:
۱)عبدالعلی رضایی؛ «اقتصاد مقاومتی مسابقه است یا مقاومت؟» نقل شده در: http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=۱۸۶۳۹
۲)پیغامی، عادل «اقتصاد مقاومتی؛ اقتصاد دفاعی یا ترمیمی؟»؛ نقل شده در: http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=۲۰۵۵۱
۳) داستانپور، م.، طیبیان، آ.، مهرابی، ع. و عامری، ح.، ۱۸۹۱ ، ضرورت مطالعات زمینشناسی در توسعه پایدار، همایش ملی اصلاح الگوی تولید و مصرف، کرمان، موسسه آموزش عالی کرمان
۴) فرهادی، مرتضی؛ فروهشتگى ده و كژبالشى شهر ايرانى (کاهندگی فرهنگ تولیدی و افزایندگی فرهنگ مصرفی در ایران)؛ فصلنامه پژوهش‌های انسان شناسی ایران، سال اول، شماره دوم
۵) نقدی، محمدرضا؛ اقتصاد مقاومتی؛ نقل شده در: http://khoozestan.basijmed.ir/Content/Content.aspx?PageCode=۳۶۵۸۱
۶) قال امیرالمومنین علیه السلام: القناعه مال لا ينفد؛ نهج البلاغه، قصار الحكم، ۵۷

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه