مذاکرات و ساز وکارهای جدید قدرت

چرا قدرتهای جهانی با ایران سر میز مذاکره نشسته اند؟

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۱:۳۰ ۱۳۹۴/۰۴/۲۱

در این شکل جدید به نظم کشیدن و به نظارت در آوردن و تربیت کردن اهمیت بیشتری دارد تا عیان ساختن و فریاد زدن . اعمال قدرت وجود دارد اما به صورت پنهان و چه بسا این اعمال قدرت بیشتر از اینکه از طریق صلاح و قدرت نظامی باشد از طریق فرهنگ ، اقتصاد وعلم است. حمله نظامی کم و بیش ناگزیر می شود اما بیشتر از آن قدرت تلاش می کند تا بر اساس سیستمی از پاداش ها و تنبیه ها تو را به سمت الگویی که می خواهد هدایت کند و تربیت کند و شکل دهد

در خلال مذاکرات هسته ای یکی از سوالهای اساسی ای که ایجاد شد این بود که این مذاکرات و پیروزی در آن دارای چه میزان اهمیتی برای قدرتهای بزرگ است ؟ و چرا ؟ چرا پنج قدرت برتر جهان حاضر شده اند برای رسیدن به توافق تا این اندازه وقت آنهم در بالاترین رده های سیاسی خود صرف نمایند و در مقابل یک کشور پنج تنه تن به مذاکره دهند ؟ و در جواب این پرسش که دارای اهمیت بسیاری است و خود می تواند قم میزان قدرت چانه زنی ایران را مشخص کند و هم وضعیت نظامات قدرت را در جهان نشان دهد پاسخ های بسیاری داده شده است . از مهار قدرت الگو دهی ایران ، مهر سرعت توسعه کشور ، آغاز راه و الگویی برای پایان مناقشات جهانی ، تغییر ساختار قدرتهای جهانی ، تغییر جهان تک قطبی ، بحث باز شدن بازار ایران بر اقتصادهای جهانی و شاید دهها جواب دیگر.

هر چند بسیاری از این موارد می تواند درست باشد و به وجهی از واقعیت اشاره کند اما ما قصد داریم در این نوشته به تغییر ساز و کار  قدرت در جهان اشاره کنیم که شاید این مذاکرات نمونه ای دیگر باشد از آن. ساز و کاری متفاوت از آنچه بشر معمولا در عهود گذشته تجربه می کرد . اگر قدرت در دورانهای پیش ، در پادشاهان و امپراطوران تمایل به بروز داشته است ، در نمایش دادن ابزار قدرت و تسلط خود در تنبیه سخت متخلفین و اجرای نمایشهایی از ثروت و قدرت در انواع تاجگزاری ها و جشنها و حتی مصیبتها ، که همه سیطره و اختلاف میان قدرتمندان و توده را به رخ می کشید و عیان می ساخت . قدرت در جهان جدید عزم بر ناپیدا  بودن دارد. یعنی چندان به دنبال به نمایش گذاشتن قدرت خویش نیست. بلکه سعی می کند قدرت و نظارت خود را از طریق ساختار حاکم کند و لزوم دخالت خویش را به حداقل برساند . او تلاش می کند با انضباطی که حاکم می سازد و نظارتی که ایجاد می کند جامعه را به سمتی که می خواهد پیش برد . در واقع مانند پدری که سیطره و هیبت خود را بر خانواده دارد اما هیچ گاه از این تسلط و نفوذ خود استفاده نمی کند و حتی ابزارهای قدرت  خویش را به نمایش نمی گذارد . اما نظارت و تربیت او بر خانواده به شکلی اعمال شده است که فرزندان به خواست او تربیت می شوند و حتی آنها نمی دانند چرا ،  اما همواره از خارج شدن از حدود پدر خود می هراسند . در واقع لحظه بروز قدرت و اعمال قدرت برای پدر لحظه شکستن هیمنه اوست که باید تا آنجا که می شود از آن خودداری کرد . لحظه ایست که میزان آنچه را که در چنته دارد نمایان می کند و میزان قدرتش را مشخص و چه بهتر که قدرت او در هاله ای از ابهام بماند تا عیان شود . لحظه ای که حاکم و محکوم و فرزند و پدر با هم برابر می شوند و مقابل هم قرار می گیرند و این چیزی است که او تلاش می کند همواره از آن دوری کزیند .

حال می توان در نظام بین الملل نیز این گونه اعمال قدرت را ملاحظه کرد و  این تغییر ساز و کار را. شاید بتوان گفت بر خلاف دورانهای امپراطوری ها و مستعمرات و حتی جنگ های جهانی و جنگ سرد و آن همه تلاش در بروز و به رخ کشیدن قدرت خویش در تعداد کلاهکها و ابزار و عدوات ، امروزه ساز و کار قدرت شکل دیگری گرفته است که شکل گیری نهاد های بین المللی و از جمله سازمان ملل نشانه ای از آن است . در این شکل جدید به نظم کشیدن و به نظارت در آوردن و تربیت کردن اهمیت بیشتری دارد تا عیان ساختن و فریاد زدن . اعمال قدرت وجود دارد اما به صورت پنهان و چه بسا این اعمال قدرت بیشتر از اینکه از طریق صلاح و قدرت نظامی باشد از طریق فرهنگ ، اقتصاد وعلم است. حمله نظامی کم و بیش ناگزیر می شود  اما بیشتر از آن قدرت تلاش می کند تا بر اساس سیستمی از پاداش ها و تنبیه ها تو را به سمت الگویی که می خواهد هدایت کند و تربیت کند و شکل دهد و اگر کشوری شکل و قائده کاپیتالیسم لیبرالیسم را پذیرفت می تواند از دایره دشمنان خارج شود مانند مثال چین و تغییر سیاستهای اقتصادی اش و تغییر جایگاهش در منازعه با امریکا. در این ساز و کار قدرت  بیشتر از آنکه قدرت بخواهد تو توانایی او را بدانی از صلاح و مهمات و… ،حساب ببری  او می خواهد تو را زیر نظر داشته باشد و جایگاه و روند تو را از طریق انواع نهادهای بین المللی و  نظارتها و آمارها و غیره بداند و تمام واریانسا و انحراف ها را از الگوهایی که خود ایجاد کرده است مانند نظامات سیاسی و قوانین بین المللی و حقوق بشر غربی و… بسنجد . تلاش می کند تو را با انواع مکانیزمهای تنبیهی وتشویقی در مسیری که می خواهد تربیت کند و به همان جایگاهی که می خواهد بنشاند .و پر واضح است که در این مدل علم و اقتصاد و فرهنگ نقش ویژه ای می یابد زیرا اینها منابع قدرتند و ظامن حفظ هژمونی آبنده .

حال این  بحث هسته ای نیز نمونه ای از توجه غرب به  این ساز و کار قدرت است . او تلاش می کند تا ایران را به عنوان یک کشور شاخص ، منقاد و تحت نظارت خود در آورد و روندها و جریانات او را خصوصا در بحث دانش تحت نظارت خود گیرد . او تلاش می کند به جای باز کردن مشت قدرت خویش در برابر ایران و نمود پوچ بودن آن در برابر جهانیان ، ایران را با تنبیه و تشویق به آن سمتی ببرد که دوست دارد و همچنان خود را بر اریکه قدرت نگاه دارد . در واقع غرب دنبال کنترل و تربیت ایران است فلذا مانند هر معلمی نظارت و بازرسی برایش ضروری می گردد .و همین جاست که معلوم می شود که چرا قدرتهای غربی ها با اینکه می دانند ایران به دنبال صلاح هسته ای نیست بر لزوم بازرسی و بازجویی از اماکن و اشخاص مختلف و حفظ نظام تحریمها تاکید می کنند و نه می توانند از این ابزارهای نظارتی خویش بگذرند  و نه می توانند ایران با تحریمهایش در فضای مبهم از نگاه آنها رها سازند. زیرا هر دو سمت برای آنها خلاف این ساز و کار قدرت است لذا ترجیح می دهند تا با ایران به میز مداکره بنشینند تا شاید با دادن امتیازاتی از رها شدن ایران از زیر نظارت و تربیت آنان جلو گیری کنند.

حال اجازه دهید برای توضیح بیشتر قسمتی از کتاب مراقبت و تنبیه میشل فوکو را برایتان بیاورم :از لحاظ سنتی، قدرت چیزی بود که دیده می شد ، که خود را نشان می داد ، که خود را نمایان می کرد ، و به گونه ای پارادوکسال ،بنیان نیرویش را در حرکتی می یافت که به کمک آن ، نیرویش را می گستراند و نمایش می داد .کسانی که این قدرت برآنان اعمال می شد می توانستند نادیده و در تاریکی بمانند.و تنها زمانی بر آنان نور می افتاد که سهمی از قدرت بر آنان اعطا می شدیا برای لحظه ای ،قدرت را منعکس می کردند . [ اما ] قدرت انصباطی با نامرئی کردن خود اعمال می شود و در عوض ، این قدرت اصل رویت پذیری اجباری را بر کسانی که مطیع و فرمانبردار می کند تحمیل می کند .در انضباط این افراد [سوژه هایی] هستند که باید دیده شوند . آشکار بودن این افراد ضامن تسلط قدرتی است که بر آنها اعمال می شود .فرد انضباطی درنتیجه دیده شدن بی وقفه و در نتیجه رویت پذیری همیشگی اش است که به انثیاد در می آید .و امتحان[ آزمون و معاینه ] تکنیکی است که از رهگذر آن ، قدرت به جای انتشار نشانه های توانمندی اش ، به جای زدن داغ و نشان خود بر قربانیانش ، آنان را در یک سازوکار ابژه کننده به دام می اندازد .قدرت انضباطی اساسا با ساماندهی ابژه ها ،  توانمندی خود را در مکان زیر سلطه اش آشکار می کند . و امتحان مراسم این ابژه کردن است.

 با این ساز و کار قدرت ذکر چند نکته در پایان لازم است .اول اینکه این ساز و کاریست و در صورتی که درست و بر اساس معیار های صحیح به کار رود نه تنها منفی نیست بلکه می تواند مثبت نیز باشد و دوم اینکه اشاره به پیاده سازی این ساز و کار از سوی قدرتها به معنای ترک مذاکرات و غیره نمی باشد بلکه در جهت شناختن زمین بازی حریف است و حال باید اندیشید که برای بازی با حریفی و یا در جهانی که دارد با این ساز و کار هوشمندانه ، از قدرت اداره می شود ما باید چه طور بر اساس چه اصولی رفتار کنیم که نه تنها از این نظام ضربه نخوریم بلکه بتوانیم از امکاناتش در جهات منافع خود بهره ببریم و ان البته از موضوعاتی است که جای اندیشیدن بسیار دارد و به نظر در این موضوع در کشور ما کم کار شده است .

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه