چرا نهضت امام حسین تئوریزه نشده است؟

زمان انتشار: ۰۰:۰۷ ۱۳۹۱/۰۹/۱۳

دکتر ابراهیم فیاض مردم شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران سخنران شب چهارم محفل عزای حسینی فعالان فرهنگ و هنر انقلاب در حسینیه هنر بودند.در ادامه به گزیده ای از سخنان استاد اشاره خواهد شد:  هر چه پیش می رویم اندیشه ها برجسته تر می شود؛ به طوری که فتنه ها در آخرالزمان بیشتر […]

دکتر ابراهیم فیاض مردم شناس و عضو هیات علمی
دانشگاه تهران سخنران شب چهارم محفل عزای حسینی فعالان فرهنگ و هنر انقلاب در حسینیه
هنر بودند.در ادامه به گزیده ای از سخنان استاد اشاره خواهد شد:

 هر
چه پیش می رویم اندیشه ها برجسته تر می شود؛ به طوری که فتنه ها در آخرالزمان بیشتر
خواهد شد، در اصل نفاق ها عیان می شود.

 مطلب
مهمی که مطرح است اینکه ما با مواد خامی که داریم چه کاری باید انجام دهیم. هر چه جلو
می رویم موازنه ما با غرب به سمت برابری می رود، اما آنچه مهم است اینکه بعد از این
موازنه به کجا می خواهیم برسیم؛ مثلاً در حوزه اسلام شناسی، دانشگاه های ما چه چیز
قابل عرضه ای برای دانشگاه های آمریکا خواهند داشت.

این موازنه ها در آخر به سمت صلح رفته و جنگ
بی معنا خواهد شد؛ همان طور که دیده شد جنگ اخیر غزه خیلی زودتر تمام شد، مثلاً بعد
از اتفاقات مصر و روی آمدن اخوان المسلمین و اسلام گراها چه اتفاقی رخ داد؟ آیا آنها
دوست ما هستند یا دشمن ما؟ اگر تلاش نکنیم آن فرآیندهاییکه خودمان تعریف کرده ایم علیه
ما عمل خواهند کرد.

نیاز ما به طرح های تئوریک بزرگ است

در جلسه شورای راهبردی با موضوع آزادی و در
محضر آقا، حرف های زیادی برای عرضه وجود نداشت. اگر مسیر حرکت ما بدین شکل باشد، در
آینده به مشکل برخواهیم خورد.

 در
حال حاضر برنامه دشمن برای انتخابات بدین صورت است که لیبرال ها بر سر کار بیایند؛
مسئله اینجاست که اگر در آینده کشورهایی که انقلاب کرده اند، به سمت ایران متمایل و
شیعه شوند، برنامه ما برای آنها چه خواهد بود؟ متاسفانه بحران های زیادی بعد از این
رابطه ها می توان دید.

برای مثال حدود ۲۰۰ نفر از جوانان مصری که
با جامعة المصطفی همکاری می کردند، شیعه شدند، ولی ما بعد از این برنامه ای برای آن
ها نداشتیم. پس آنچه در حال حاضر به آن نیاز است تئوری های رو به جلوست.

 ما
با مباحث عمیقی مثل جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به صورت خام برخورد کرده و در این زمینه
ها تئوری سازی نکرده ایم؛ ما باید به سمتی پیش برویم که نه تنها از جنگ سخت، بلکه از
جنگ نرم هم جلوگیری کنیم.

در حال حاضر سرعت تغییر بسیار بالاست، وقتی
سرعت واقعیت زیاد شود، تئوری عقب می ماند؛ چرا که واقعیت ها، تئوری را می سازد. قدرت
نرم افزاری به حدی بالاست که ممکن است سمیناری در دانشگاه تهران در خدمت اسرائیل باشد،
یعنی بی اختیار در خدمت قواعدی که آنها ساخته اند درمی آییم. پیروز این جریان کسی است
که متناسب با واقعیات، تئوری های رو به جلو مطرح کند.

 نباید
از شکست های جبهه مقابل خرسند شویم؛ چرا که ضربه آخر بسیار مهم است؛ یکی از رهیافت
های عاشورا، انقلاب اسلامی است. تظاهرات های تاسوعا و عاشورا و بعد از آن عید فطر باعث
جهش در مسیر انقلاب شد.

اگر در دفاع مقدس، مباحث عاشورا و کربلا را
نبود چه شیوه و تئوری برای برخورد داشتیم؟ این در حالی است که درس عاشورا پیروزی خون
بر شمشیر است.

بحث کلامی در مورد امامت که خیلی مهم است،
بسیار کم داریم. امام علی(ع) پنج سال حکومت دارند، چرا روی فقه حکومت ایشان کار نشده
است؟ چرا نهضت امام حسین(ع) تئوریزه نشده است؟ در حالی که که اعتقاد ما بر این است
که تمام حرکات معصوم برای ما حجت می باشد. نتایج این کم کاری ها آن می شود که بعضی
از آقایان در جنگ شک داشتند که رزمندگان شهید هستند یا خیر؟

زمانی که این مسائل مطرح نشود، فتنه ها رخ
می دهد، مانند فتنه شریعتمداری؛ باید بر روی حلقه های تئوریک بحث کرده و این مسائل
را حل کنیم؛ چرا که آنها بسته نمانده و در دوران های بعد باز می شوند. اولین کسانی
که با ولایت فقیه جنگیدند، سوسیالیست ها بودند، حتی خود بنی صدر هم سوسیالیست بود.

مبنای سوسیالیسم خلافت بود و مرحوم شریعتی
درباره حکومت نظر خلافتی داشتند و سپس به امامت رسیدند، اما در زمان دوم خرداد با مباحث
امامت شریعتی می جنگیدند و به مطرح شدن نظر خلافت شریعتی تمایل داشتند.

تمام مشکلات در مورد ولایت فقیه بر سر این
است که از تئوری امامت عبور می شود و به خلافت می رسد.

روز عاشورا جنگ تئوریک، میان خلافت و امامت
است

 

خشونت های القاعده در حال حاضر همان خشونت
های روز عاشوراست که منشا تئوریک داشته و به طمع بهشت انجام می شود. مواجهه با اهل
سنت در بعد تئوریک مهم است، آن ها خلافت را قبول دارند و شیعیان امامت را. وهابیت،
مکتب روشنفکری دینی اهل سنت است و آنها برای اثبات بروز بودن، همجنس بازی را مجاز می
دانند.

وهابیت منتقد امام حسین(ع) است و می گوید،
روز عاشورا برادرکشی بود که مقصر آن امام حسین(ع) است.

 اگر
در کربلا امامت را مقابل خلافت اثبات نکنیم، شکست خورده ایم؛ مهم ترین بحث حال حاضر
ما خلافت و امامت است.

در امامت، امت مطرح است، ولی در خلافت جماعت

در قرآن پشتوانه های زیادی در بحث امامت و
امت داریم؛ در دوم خرداد شوراها مطرح می شد؛ چرا که چارچوب تئوریک آنها بدین صورت بود
که شورا به معنی خلافت بدون امامت است.

در حال حاضر به سمت اصالت فردی که محور آن
عرفانی است، حرکت می کنیم که نتیجه آن دین احساسی و فردی است.

خطری که در پیش روست التقاط جدید است تا اسلام
تصوفی و عرفانی جای اسلام فقهی را بگیرد و نتیجه آن جدایی دین از سیاست شود؛ تاریخی
که غربی ها از زمان صفویه به بعد نوشتند، برجسته کردن تصوف بود.

 نباید
ولایت فقیه از اسلام فقهی خارج شود و روی احساسات تاکید گردد، بلکه مبنای عقلی لازم
است. بعضی به دنبال تولید عرفان انسان محور هستند تا بعد از آن مسائل حزبی و سیاسی  را بر اساس آن مطرح کنند.

بحث جدی در انتخابات آینده این است که حزبی
عمل کنیم یا جبهه ای؛ شعار «حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سیدعلی» از آنجا ناشی می شود
که مردم ما حزب را قبول ندارند. حزب دچار التقاط است، ولی استراتژی جبهه بر مبنای فقه
است، در جبهه مردم حضور دارند.

 بازتولید
واقعیت اجتماعی ما امامت است یا جماعت؟ اگر حزب در انتخابات پیروز شود، ملیت برجسته
خواهد شد و بیان می شود که به فلسطین و لبنان کاری نداریم. اعتراض بنده به پرچم بزرگی
که در تهران افتتاح شد، بر همین مبناست.

اگر عملکرد ما جبهه ای باشد، امام و امت مبنا
می شود، ولی اگر حزبی، جماعتی و خلافتی کار کنیم باید به داخل مرزهای خودمان بازگشته
و درون گرا شویم و آن زمان است که پرچم جمهوری اسلامی را برجسته می کنیم؛ کاری که دشمنان
در پی آن هستند، تقلیل امت به جماعت است.

 طرح
جدید مجلس برای اصلاح قانون انتخابات بوی اشرافیت و خلافت می دهد. اینکه کاندیداها
را ما تعیین کنیم به معنی بسته شدن فضاست.

تصوف و عرفان تئوری پادشاهی است. در امامت
اصالت زمان مطرح است و در مقابل آن مکان؛ یعنی یک کشور یا منطقه اصالت می یابد، آمریکا
در ایران به دنبال افرادی است که درون گرا بوده و به فکر جهان اسلام نباشند، کسانی
که اقتصاد تولیدی، عقلانی و اقتصاد برای جهان اسلام را مطرح می کنند، به دنبال امامتند
و در مقابل کسانی که بعد ملی گرایی ، جماعت گرایی و حزب گرایی را مطرح می کنند به دنبال
جماعت و خلافتند.

اقتصاد ما در این صورت فقط ویرانگری خواهد
داشت؛ در کربلا امام حسین(ع) ملاک است یا آنچه خلیفه می گوید؟ در حال حاضر وهابیت می
گوید: امام حسین(ع) برخلاف حکم خلیفه عمل کرده است.

 باید
مواظب بود که به طور عملی سنی و وهابی نشویم و برای خلافت بعد حزبی مطرح نشود

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه