با نظر به سند نقشه‌ی جامع علمی کشور

چشم‌اندازها و افق‌های دست‌یاب‌شدنی در دو رشته‌ی ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۰:۵۷ ۱۳۹۴/۰۲/۳۱

انتظار من این بود که کاربرد اصطلاح «نقشه‌ی جامع علمی کشور»، آن هم در عنوانی که برای پیشگفتار برگزیده بودم، دست‌کم برای کسانی که در تهیه و تدوین و اجرای این نقشه، سهمی و نقشی داشته و دارند، آن میزان برانگیزاننده باشد که بخواهند به بهانه‌ی دانستن این نسبت و رابطه و پیوند هم که شده (یعنی نسبت میان مطالعات و تحقیقات جنگ و برنامه‌ی تحقیقاتی برای جنگ با نقشه‌ی مذکور)، دستی به کتاب بُرده، آن را تورقی کنند!

1

سال 92 که کتاب دیدگاه (پنج گفتار درباب تاریخ فرهنگی با تأکید بر جنگ عراق و ایران) چاپ و منتشر شد، پیش‌بینی می‌کردم بخش پیشگفتار آن، بنا به ملاحظاتی که خواهم گفت، بیش از مقدمه و حتی پنج گفتارِ کتاب خوانده و دیده شود. چون در پیشگفتار، یک برنامه‌ی تحقیقاتی، با نظر به سند نقشه‌ی جامع علمی کشور، برای جنگ پیشنهاد کرده و توضیح داده بودم که چرا و چگونه استقبال از رویکردهای جدید مطالعاتی ممکن است این برنامه‌ی تحقیقاتی را محقّق کند.

انتظار من این بود که کاربرد اصطلاح «نقشه‌ی جامع علمی کشور»، آن هم در عنوانی که برای پیشگفتار برگزیده بودم، دست‌کم برای کسانی که در تهیه و تدوین و اجرای این نقشه، سهمی و نقشی داشته و دارند، آن میزان برانگیزاننده باشد که بخواهند به بهانه‌ی دانستن این نسبت و رابطه و پیوند هم که شده (یعنی نسبت میان مطالعات و تحقیقات جنگ و برنامه‌ی تحقیقاتی برای جنگ با نقشه‌ی مذکور)، دستی به کتاب بُرده، آن را تورقی کنند!

آن پیش‌بینی محقّق نشد اما این تلقی و استنباط همچنان در من به قوت خودش باقی است که هر امر تأسیسی ـ تکوینی، و ترمیمی ـ تکمیلی، ناگزیر از اعتنا و اقبال جدی به نقشه‌ی جامع علمی کشور است و از این امر گریزی ندارد، چون با توجه به این‌که علم و فناوری در هر کشوری، از اساسی‌ترین زیرساخت‌های پیشرفت آن کشور در عرصه‌های متعدد محسوب می‌شود، نقشه‌ای که در آن به‌دقت مسیر دست‌یابی به این مهم کارشناسی‌شده باشد، منطقاً قابلیت دارد که با تأسی به آن بتوان برای چهار پرسش بنیادین، پاسخی شایسته یافت؛ پرسش‌هایی که رونده (روندگان) هر مسیری، برای پشت سرگذاری آن مسیر (به‌مثابه زیرمجموعه یا انشعابی از آن مسیر کلی (و یا به‌مثابه جزئی از آن جامعیت)، بدون شک با آن روبه رو خواهند بود. آن پرسش‌ها عبارت‌اند از:

(1) مسیر پیشِ رو چگونه طی‌شدنی است؟،

(2) در این پی‌سپاری مسیر، به چه منابع و امکاناتی نیاز است؟،

(3) در سطح ملی چه نوع تقسیم کاری باید صورت گیرد تا مسیر مدّنظر به تمامی و، در عین حال، به‌درستی طی شود؟،

(4) برای الزاماتی که به‌صورت پیش‌بینی‌نشده در طول راه رخ خواهند نمود، نیاز به ایجاد چه نوع ظرفیت‌ها و امکانات جانبی است؟

2

به نظر من، دستور کار «دومین هم‌اندیشی تخصصی پژوهش در ادبیات دفاع مقدس»، که در تاریخ 24 اردیبهشت 1394 در دانشگاه یزد برگزار شد، به نوعی پاسخ به چهار پرسش فوق تلقی می‌تواند شود. کارگروه‌های چهارگانه‌ی این هم‌اندیشی ـ مشتمل بر «کارگروه تألیف کتب سه‌گانه‌»[1]، «کارگروه پایان‌نامه‌ها»، «کارگروه پژوهش در ادبیات انقلاب و دفاع مقدس»، «کارگروه دانشگاه و ادبیات نوین انقلاب اسلامی» ـ عمدتاً چهار ابهام مهم را با نظر به دو رشته‌ی تأسیس‌شده؛ «ادبیات پایداری» و «ادبیات دفاع مقدس»، به بحث و نقد و نظر گذاشتند: (1) مسیر، (2) منابع و امکانات، (3) مقدمات/ ملزومات/ مهمات، (4) مبانی تقسیم کار علمی به منظور رشد و توسعه‌ی بهینه‌ی رشته‌های نوبنیاد. به این ترتیب، بدون نیاز به شرح و بسط همه‌ی آن‌چه در کارگروه‌های چهارگانه گذشت، می‌توان تلاش برای پاسخ‌گویی به چهار پرسش اساسی ذیل را نتیجه و برآیند این هم‌اندیشی یک‌روزه دانست:

(1) کدام مسیر می‌تواند دانشگاه‌های تأسیس‌کننده‌ی رشته‌های مذکور را به اهدافی که از این تأسیس مدّنظرشان بوده است، برساند و آیا در حال حاضر دانشگاه‌های مبدأ در این مسیر قرار دارند یا خیر؟،

(2) بهره‌گیری از کدام منابع و امکانات برای تحقق تام و تمام اهداف تعیین‌شده از تأسیس رشته، ضروری است و وضعیت کنونی دانشگاه‌های مبدأ از حیث تأمین این منابع و امکانات چگونه است؟

(3) مقدمات/ مهمات/ ملزوماتی که پیش از آغازیدنِ راهِ تأسیس رشته‌های نام‌برده نادیده گرفته شده، کدام‌اند؟

(4) در تعریف و تعیین مبانی تقسیم کار علمی برای انجام پشتیبانی‌های لازم از رشته‌های تأسیس‌شده، چه مسئولیت‌هایی، با چه دایره‌ی اختیاراتی، از کدام نهادها و مؤسسات و مراکز علمی، پژوهشی، دانشگاهی (اعم از دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی) انتظار می‌رود تا دست‌یابی کامل به اهداف تأسیس رشته امکان‌پذیر گردد؟

3

پیش‌تر در مقاله‌ای با عنوان «رشته‌ی ادبیات پایداری به‌مثابه یک نهاد فرهنگی و اجتماعی»[2] ـ که به بهانه‌ی پنجمین کنگره‌ی دوسالانه‌ی ادبیات پایداری در کرمان، آن را نوشته‌ام ـ تصریح کرده‌ام که پیشنهاد توقف گسترش رشته‌ی ادبیات پایداری در سایر دانشگاه‌های کشور، نشان از آن دارد که این رشته‌ی نوبنیاد، در نخستین گام‌ها دچار فروبستگی‌ها یا دشواره‌های متعددی شده است. اکنون اضافه می‌کنم که هم‌اندیشی کارگروه‌های چهارگانه در دانشگاه یزد درخصوص رشته‌ی ادبیات دفاع مقدس نیز مؤید همین معناست. با وجود این، به دو سبب که ذیلاً به آن‌ها اشاره خواهم کرد، مواجهه‌ی هر دو رشته‌ی تازه‌تأسیس با چالش‌های پیش‌ِ رو را بسیار سودمند و راهگشا می‌دانم:

نخست این‌که، بحث‌ها و نقد و نظرها پیرامون دو رشته‌ی تأسیس‌شده، بیش از پیش فاصله و شکاف میان «حدود» و «امکانات» را نشان داد. اگر بگیریم رشته‌ی ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس و امثالهم، به قصد ایجاد تحول بنیادین علمی به‌خصوص در بازبینی و طراحی علوم انسانی در چارچوب جهان‌بینی اسلامی و با تأکید بر مقوله‌ی پایداری و تقدس دفاع تأسیس شده‌اند و این را آرمان متعالی بنیان‌گذاران این رشته‌ها تلقی کنیم، شکی نیست که چنین آرمانی همچون هر آرمان دیگری به تعریف و تعیین دقیق حدود و ثغور معنایی خویش، به منظور مرزبندی هویتی میان «خود» و غیریت‌های بیرون از دایره‌ی «خودی» ناگزیر است. همچنین موظف است آشکار کند با کدام امکانات می‌خواهد از این حدود، حفظ و حراست نماید.

بدیهی است، حدود نامشخص و نامتعین، به علاوه‌ی «نبود یا کم‌بود یا گُم‌بود»[3] امکانات (که شامل منابع مالی و تسهیلات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و نیروی انسانی مناسب و کارآمد می‌شود)، نتیجه می‌دهد: شکاف عمیق‌تر میان «حدود» و «امکانات» و ناممکن‌ترشدن دست‌یابی به آرمان مدّنظر، و محتمل‌بودن بازگشت به وضعیت پیش از مرزگذاری رشته‌ای.

دوم این‌که، نتایج هم‌اندیشی ثابت می‌کند، تأسیس رشته یا دیسیپلین دانشگاهی به وجود مجموعه‌ای جامع، هماهنگ، پویا و آینده‌نگر نیاز دارد تا در تعریف و تبیین دقیق اهداف، سیاست‌ها و راهبردها، ساختارها و الزامات تحول راهبردی که مقرر است آن رشته یا دیسیپلین به آن الزامات پاسخ دهد، با هم تشریک مساعی کنند. به عبارت دیگر، اگر مأموریت رشته‌ی ادبیات پایداری یا ادبیات دفاع مقدس را تییین ساحت علمی الگوی پایداری و تقدس دفاع بدانیم، ضروری است جامعیت + هماهنگی + پویایی + آینده‌نگری در تبیین این ساحت علمی با هم وارد میدان شوند.

محتمل نیست که این هر چهار در کنار هم و به‌تمامی، صرفاً در حلقه‌ی مشخصی از افراد دست‌اندرکار در دو حوزه‌ی یادشده؛ یعنی ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس، دست‌یاب شود ـ حتی اگر دست‌اندرکاران ادبیات جنگ، ادبیات مقاومت و ادبیات انقلاب اسلامی هم به کمک آن‌ها بیایند. به جای آن منطقی‌تر است تصور کنیم، تبیین ساحت علمی پایداری و تقدس دفاع ـ آن‌گونه که برآیند این تبیین بتواند به بهره‌برداری بهینه از مجموع منابع کشور، در حرکتی منظم و پیوسته در جهت آرمان یادشده بینجامد ـ حاصل برنامه‌ریزی و فعالیت و تلاش کارگروه‌های متعدد کارشناسی در وزارت علوم، مشارکت جمع کثیری از صاحب‌نظران و اندیشمندان در عرصه‌های گوناگون علمی، عرصه‌های سیاست‌گذاری و مدیریت کلان نظام علمی کشور و عرصه‌های اجرایی مرتبط با نظام علمی است. نیز، افزون بر این، حتماً بر طراحی و انجام و اجرای پژوهش‌های گوناگون و بهره‌گیری از پژوهش‌های از پیش موجود، متکی و مبتنی است و با این همه، به‌شدت نیازمند همکاری تنگاتنگ استادان و پژوهشگران دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها، قطب‌ها و انجمن‌های علمی و حوزه‌های علمیه است. حال آن‌که در وضعیت کنونی، هر دو رشته‌ی تأسیس‌شده، به‌طور نسبی فاقد این‌گونه حمایت‌ها و پشتیبانی‌های یادشده است.

4

بخش اختتامیه‌ی دومین هم‌اندیشی پژوهش در ادبیات دفاع مقدس، معطوف بود به «چه باید کرد؟». از این رو، در گزارشی که مدیران کارگروه‌های چهارگانه در پایان این هم‌اندیشی در اختیار گذاشتند، پیشنهادهایی طرح شد مبنی بر چگونگی برون‌رفت از تنگناها و دشواره‌هایی که در هر کارگروه درباره‌ی آن‌ها به‌تفصیل بحث شده بود. برشماری آن پیشنهادها، مقصود من در این نوشتار نیست، بلکه مدّنظرم به اشتراک‌گذاری فهمی است که از مجموع آن نقد و نظرها و دیدگاه‌ها و رهنمودها حاصل کرده‌ام که عبارت است از جای خالی پژوهش‌های ارزشیابی در این دو رشته.

به نظر می‌رسد، تجربه‌ی زیسته‌ی دانشگاه‌های تأسیس‌کننده‌ی این دو رشته در پذیرش دانشجو و مشکله‌ها و مسئله‌هایی که مستقیماً با آن‌ها درگیر بوده‌اند، مجال و میدان مناسبی برای پژوهش‌های ارزشیابی فراهم آورده باشد. برخی از مهم‌ترین ارزشیابی‌هایی که در حال حاضر ضرورت انجام و اجرا دارند، عبارت‌اند از:

(1) ارزشیابی درخصوص سهم سرمایه‌های انسانی در این دو رشته در بازار کار

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ درصد پوشش تحصیلی این دو رشته در سطح کشور چه‌قدر است؟،

ـ سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی در این دو رشته از کل دانشجویان تحصیلات تکمیلی چه‌قدر است؟،

ـ تعداد فارغ‌التحصیلان این دو رشته در سال چه‌قدر است و چه تعدادی در مقام اعضای هیئت علمی، جذب دانشگاه‌ها (به‌طور عام) و دانشگاه‌های مبدأ (به‌طور خاص) می‌شوند؟،

ـ چه تعداد از دانش‌آموختگان این دو رشته، در مؤسسات دولتی یا مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی و حوزه‌های علمیه یا بنگاه‌های اقتصادی، تجاری، صنعتی و نهادهای عمومی و غیرانتفاعی در قالب پژوهشگر تمام‌وقت یا نیمه‌وقت به کار مشغول شده یا می‌شوند؟،

ـ و …

(2) ارزشیابی درخصوص سهم این دو رشته در تهیه و تولید متون علمی

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ نسبت فارغ‌التحصیلان این دو رشته به مقالات نمایه‌سازی‌شده از آن‌ها در نمایه‌های بین‌المللی چیست؟،

ـ نسبت فارغ‌التحصیلان این دو رشته به مقالات منتشرشده از آن‌ها در مجموعه‌ مقالات کامل همایش‌های معتبر علمیِ داخلی و خارجی چیست؟،

ـ نسبت فارغ‌التحصیلان این دو رشته به مقالات منتشرشده از آن‌ها در مجلات نمایه‌سازی‌شده در پایگاه‌های بین‌المللی معتبر به زبان خارجی چیست؟،

ـ نسبت فارغ‌التحصیلان این دو رشته به مقالات منتشرشده از آن‌ها در نشریاتی با نمایه‌ی بین‌المللی معتبر چیست؟،

ـ نسبت فارغ‌التحصیلان این دو رشته به کتب علمی تخصصی تألیف‌شده و انتشاریافته توسط دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و ناشران معتبر علمی چیست؟،

ـ نسبت فارغ‌التحصیلان این دو رشته به طرح‌های تحقیقاتی (اعم از تحقیقات فردی و گروهی) چیست؟،

ـ و …

(3) ارزشیابی درخصوص سهم این دو رشته از میزان اعتبارات و سرمایه‌گذاری‌های علمی

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ نسبت هزینه‌کرد اعتبارات تحقیقاتی و آموزشی برای تأمین اولویت‌های مدّنظر این دو رشته با کل اعتبارات تحقیقاتی و آموزشی کشور چه‌قدر است؟

ـ سهم بخش دولتی و نیمه‌دولتی و خصوصی در تأمین هزینه‌های آموزشی و تحقیقاتی مربوط به این دو رشته چه‌قدر است؟

ـ چه حجمی از قراردادهای مشاوره و پژوهش با مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی، به دانشگاه‌های مبدأ این دو رشته اختصاص دارد؟،

ـ چه میزان از سهم هزینه‌های تحقیقاتی در جهت توسعه‌ی جامع علمی کشور که از سوی مؤسسات آموزش عالی و مؤسسات پژوهشی صورت می‌گیرد، به دانش‌آموختگان این دو رشته تخصیص یافته است؟،

ـ و …

(4) ارزشیابی درخصوص میزان مشارکت علمی دانش‌آموختگان این دو رشته

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ دانش‌آموختگان این دو رشته چه تعداد مقالات مشترک با کشورهای دیگر به‌ویژه کشورهای اسلامی نوشته‌اند؟،

ـ دانش‌آموختگان این دو رشته چه تعداد پژوهش‌های بین‌المللی مشارکتی انجام داده‌اند؟،

ـ چه تعداد از مقالات بسیار پُر استناد به دانش‌آموختگان این دو رشته اختصاص دارد؟،

ـ چه تعداد از سخنرانان مدعو و اعضای کمیته‌های علمی و راهبردی در همایش‌های معتبر بین‌المللی از میان فارغ‌التحصیلان این دو رشته بوده است؟،

ـ دانشگاه‌های مبدأ این دو رشته چه سهمی در جذب دانشجویان و محققان دیگر کشورها داشته‌اند؟،

ـ و …

(5) ارزشیابی درخصوص ظرفیت آمایش آموزشی این دو رشته

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ محتوای آموزشی این دو رشته تا چه حد آماده‌ی انطباق یا متناسب‌سازی با نیازهای مناطق متعدد کشور است؟،

ـ محتوای آموزشی این دو رشته تا چه حد آماده‌ی ورود و جذب استعدادهای موجود در مناطق متعدد کشور است؟،

ـ و …

(6) ارزشیابی درخصوص میزان تأثیرگذاری این دو رشته در دو بازار عرضه و تقاضای کار و عرضه و تقاضای تولیدات و خدمات

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ نقش این دو رشته در کارآفرینی و مهارت‌آفرینی و در نتیجه، کاهش میزان بیکاری در جامعه چیست؟،

ـ نقش این دو رشته در افزایش شاخص رشد توسعه‌ی سرمایه‌ی  انسانی از حیث تقویت و توانمندسازی این سرمایه حول سه محور مهم «ارزش‌های اسلامی»، «نیازهای جامعه»، «مفهوم پایداری و تقدس دفاع» چیست؟،

ـ نقش این دو رشته در رصد و پایش نیازهای بازار و در نتیجه، تسهیل و کارآمدسازی فرآیند عرضه و تقاضا برای انتقال و انتشار محصولات و خدمات تولیدشده در این دو رشته و توسعه‌ی زیرساخت‌های رقابت‌پذیری این‌گونه تولیدات و خدمات چیست؟،

ـ و …

(7) ارزشیابی درخصوص جایگاه این دو رشته در میدان علم و هنر

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ این دو رشته در متحول‌سازی و ارتقای کمّی و کیفی و ایجاد ارزش افزوده در حوزه‌ی علوم انسانی و معارف اسلامی و در نتیجه، جهت‌دهی به چرخه‌ی تولید علم و دانش، چه جایگاهی از آن خود کرده‌اند؟،

ـ این دو رشته در متحول‌سازی و ارتقای کمّی و کیفی و ایجاد ارزش افزوده در حوزه‌ی هنر و مطالعات میان‌رشته‌ای و تطبیقی هنری و ارتباط‌دادن آن با شاخه‌های متعدد علوم چه جایگاهی از آنِ خود کرده‌اند؟،

ـ و …

(8) ارزشیابی درخصوص ایفای نقش این دو رشته در نظام تعلیم و تربیت

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ این دو رشته در نوسازی نظام تعلیم و تربیت (از ابتدا تا مقطع تحصیلات تکمیلی) و انطباق این نظام با مفهوم پایداری و تقدس دفاع چه نقشی ایفا کرده‌اند؟،

ـ این دو رشته در هماهنگ‌سازی نظام تعلیم و تربیت (از مراحل سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کلان گرفته تا اجرا و عملی‌کردن تصمیمات) با مفهوم پایداری و تقدس دفاع چه نقشی ایفا کرده‌اند؟،

ـ این دو رشته در تولید متن و تألیف کتب با موضوع پایداری و تقدس دفاع و در نتیجه، نهادینه‌سازی دو نگرش پایداری و دفاع در برنامه‌ها و متون آموزشی چه نقشی ایفا کرده‌اند؟،

ـ و …

(9) ارزشیابی درخصوص آثار گفتمانی این دو رشته در جامعه

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ این دو رشته تا چه حد توانسته‌اند مقوله‌ی پایداری و تقدس دفاع را به یکی از گفتمان‌های اصلی جامعه تبدیل کنند؟،

ـ این دو رشته تا چه حد توانسته‌اند مقوله‌ی پایداری و تقدس دفاع را به‌مثابه یکی از مؤلفه‌های مهم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه توسعه و تعمیق بخشند؟،

ـ آیا تأثیر گفتمانی این دو رشته در جامعه چندان پررنگ و برجسته شده است که از نقش این دو رشته در سامان‌دهی و تقویت انجمن‌ها و جمعیت‌های علمی جامعه بتوان سخن گفت؟،

ـ آیا می‌توان ادعا کرد که این دو رشته دارای چنان مرجعیت علمی در جامعه هستند که بتوانند در نهادینه‌کردن مدیریت دانش (از یک‌سو) و مدیریت جامعه در نهادهای علمی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دفاعی ـ امنیتی (از سوی دیگر) نقش اساسی ایفا کنند؟،

ـ و …

(10) ارزشیابی درخصوص میزان ایفای نقش این دو رشته در عرصه‌ی بین‌المللی

با هدف پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چون:

ـ آیا این دو رشته در توسعه‌ی فرهنگ، زبان و اندیشه‌ی پایداری و دفاع چندان موفق عمل کرده‌اند که:

الف ـ به برقراری تعاملات فعال و اثرگذار میان ایران و سایر کشورهای جهان به‌ویژه کشورهای منطقه و جهان اسلام (از یک‌سو) و توسعه و تقویت شبکه‌های مناسبات ملی و فراملی و بین‌المللی میان دانشمندان، پژوهشگران و نویسندگان این عرصه (از سوی دیگر) منجر شود؟

ب ـ به افزایش پذیرش دانشجویان خارجی به داخل کشور برای تحصیل در این دو رشته و در نتیجه، گسترش زبان فارسی و بسترسازی برای مرجعیت علمی ایران در میان کشورهای خارجی، به‌ویژه کشورهای اسلامی و کشورهای همسایه در تبیین ساحت علمی پایداری و دفاع بینجامد؟،

ج ـ به تشویق و ترغیب دانشگاه‌های متعدد جهان در حمایت از تأسیس رشته‌ی ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس و ایجاد و توسعه‌ی نمایندگی‌های علمی در ایران (که منطقاً از الزامات تأسیس این دو رشته است)، مدد رساند؟،

د ـ به تأسیس پژوهشگاه‌های بین‌المللیِ ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس و انجام و اجرای طرح‌های مطالعاتی و تحقیقاتی کاربردی و توسعه‌ای بین‌المللی با سرمایه‌گذاری‌های مشترک در این زمینه و در نتیجه، توسعه‌ی همکاری‌های بین‌المللی به‌ویژه با کشورهای جهان اسلام در جهت توسعه‌ی ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس کمک کند؟،

هـ ـ به برگزاری سمینارهای منطقه‌ای و بین‌المللی با موضوع پایداری و دفاع و ترجمه‌ی آثاری در این زمینه به زبان‌های گوناگون منطقه و جهان اسلام یاری دهد؟،

و ـ موجب جذب نخبگان علمی علاقه‌مند به ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس از سراسر جهان شود؟،

5

آن‌چه طی بندهای ده‌گانه درخصوص ضرورت پژوهش‌های ارزشیابی طرح کرده‌ام، بر دو خوش‌بینی استوار است: نخست، خوش‌بین‌بودن به این‌که دست‌اندرکاران و پای‌کاران و متولیان این دو رشته، انجام و اجرای پژوهش‌های ده‌گانه‌ی فوق را به‌مثابه بخشی از مأموریت‌های تحقیقاتی دو رشته‌ی یادشده، به دانش‌آموختگان خود واگذار کنند تا از نتایج آن بتوانند در ترسیم چشم‌اندازها و افق‌های قابل دست‌یابی بهره بگیرند ـ گرچه برخی از مصادیق پژوهش‌های ارزشیابی که برشمرده‌ام، با توجه به جوان‌بودن این دو رشته بسیار زودهنگام است.

و اما خوش‌بینی دوم این است که تلاش من برای ترسیم چشم‌اندازها و افق‌های دست‌یاب‌شدنی در دو رشته‌ی ادبیات پایداری و ادبیات دفاع مقدس با نظر به سند نقشه‌ی جامع علمی کشور، توجه اعضای محترم وزارت علوم را به خود جلب کند. زیرا محورهای ده‌گانه‌ای که برشمردم، با وجود آن‌که در حال حاضر، قابلیت‌های به فعلیت درنیامده‌ی این دو رشته است، پتانسیل‌ها یا توان‌های بالقوه‌ی آن‌ها را برای سرمایه‌گذاری وزارت علوم آشکار می‌کند.

پیش‌بینی من این است که اهتمام وزارت علوم به نزدیکی بیش‌تر با دغدغه‌ها و بایسته‌ها و الزامات این دو رشته (از یک‌سو) و آشنایی‌اش با بالقوه‌های این دو رشته که به بهانه‌ی پژوهش‌های ارزشیابی به برخی از آن‌ها اشاره کرده‌ام (از سوی دیگر)، به دو دگرگونی منجر شود؛ یکی، دگرگونی در نوع تلقی و نگاه به رشته‌هایی از این‌دست و دیگری، دگرگونی در برخی قوانین وضع‌شده از سوی این وزارتخانه و سازوکارهای اجرایی آن.

انتظار می‌رود، حاصل دگرگونی نخست، پیدایی و رشد رویکرد جدید وزارت علوم به این دو رشته (نه فقط از حیث مبدأ و مقصد، و محتوا و مأموریت)، از حیث برآیند و خروجی آن باشد. چنانچه وزارت علوم از این زاویه به دو رشته‌ی یادشده نگاه کند که دو مفهوم «پایداری» و «دفاع»، یک رشته یا دیسیپلین دانشگاهی را در صورت‌بندی ادبیات و فرهنگ شکل می‌دهند و جهت می‌بخشند، و سپس این صورت‌بندی از الزامات دیسیپلین دانشگاهی متأثر می‌شود، بعید می‌دانم که به تأثیر این رابطه‌ی دیالکتیک بی‌اعتنا بماند و برای بهره‌برداری از این فرصت به نفع رشد و ارتقای آموزش عالی، اقدامی انجام ندهد.

 از آن‌جا که خاستگاه رشد و بالش فکری و اندیشه‌ای برخی از اثرگذار‌ترین تولیدکنندگان ادبیات پایداری و دفاع مقدس و نیز برخی از پای‌کاران و پیشگامان و پیشنهاددهندگان اصلی این دو رشته، در فضای دانشگاهی نبوده یا صرفاً بخش اندکی از آن در این فضا صورت گرفته است، انتظار می‌رود دگرگونی دوم، در پی دگرگونی نخست، در قالب آگاهی به ضرورت ایجاد برخی اصلاحات چهره نماید؛ اصلاحاتی در قوانین استخدام اعضای هیئت علمی، ساختار نشریات علمی ـ پژوهشی و ضوابط پذیرش و چاپ و انتشار مقالات در این نشریات، قوانین امتیازدهی به مقالات، قوانین مربوط به ارتقای محققان، تخصیص بودجه و اعتبارات و مشوق‌ها، بورس‌های تحصیلی، فرصت‌های مطالعاتی و پژوهانه‌ها و… که نتیجه‌ی آن، اصلاح ساختارها و نهادهای علمی جامعه خواهد بود.


[1]ـ منظور تألیف کتاب در سه حوزه‌ی «مبانی معرفتی ادبیات دفاع مقدس»، «مطالعات تطبیقی ادبیات پایداری جهانی با ادبیات دفاع مقدس» و «ادبیات انقلاب اسلامی» است.

[2]ـ این مقاله در سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی قابل‌دسترسی است.

[3]ـ کاربرد این سه ترکیب در کنار هم را از آقای کمری وام گرفته‌ام.

۵ دیدگاه

    غلامرضا دهبد :

    سپاس از اندیشه ورزی وتلاش جناب عالی برای فراهم نمودن مباتی نظری برای ادبیات دفاع مقدس. امیدوارم که بتوانیم این مباحث را به بحث بگذاریم. موفق باشید

    فریده داودی مقدم :

    به نظر اینجانب،مقاله گرانسنگ شما،ضمن ترسیم گزارشی جامع از هم اندیشی دانشگاه یزد و موضوعات مطروحه در آن، به بیان معضلات پنهان و آشکار رشته های مذکور و گاه به گونه تلویحی به ارائه اراهکارهایی در این خصوص پرداخته است که امیدوارم مورد عنایت استادان، پژوهشگران و دست اندرکاران این عرصه قرار بگیرد.موفق باشید.

    فرانک جمشیدی :

    باسلام و ادب
    آقای دکتردهبد!بسیار متشکرم از عنایت شما

    بهناز علی پور گسکری :

    خانم جمشیدی عزیز، مطالب بسیار بدیعی را مطرح کرده اید که میتواند سنگ بنای کارهای جدی تر در حوزه ادبیات پایداری و پژوهش های کاربردی گردد و علاقمندان را به چاره جویی بخواند. موفق باشید.

پاسخ دادن به غلامرضا دهبد (لغو پاسخگویی)

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه