از سری دانشجوی ستاره دار

چگونه درباره عقب‌ماندگی ایران کتاب بنویسیم؟

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ابرانی

زمان انتشار: ۱۱:۳۷ ۱۳۹۳/۰۲/۴

جامعه پُشت‌مدرن: یک تعریف جامع و کامل از پُشت‌مدرنیسم دلالت بر این دارد که پُشت‌مدرنیسم نظریه‌ای است مبتنی بر این اصل که ما پشتِ مدرنیته گیر کرده‌ایم. البته پشت‌مدرنیسم برخلاف کسانی که معتقدند جامعه ما یک جامعه نیمه‌مدرن یا مدرن‌زده است، اصل را بر مدرنیسم نمی‌گذارد و از اینکه هنوز به مدرنیته نرسیده‌ایم – چه برسد به پُست‌مدرنیسم – سخت خرسند است.

از جامعهِ کژمدرنِ بدقواره تا تودهِ چِقِر بد بدن

چگونه درباره عقب‌ماندگی ایران کتاب بنویسیم؟

چگونه درباره عقب‌ماندگی ایران کتاب بنویسیم؟ این پرسش مهمی است که در دو دهه اخیر پاسخ‌های متعددی به آن داده شده است. از جمله اینکه دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان در «ایران، جامعه کوتاه مدت و ۳ مقاله دیگر» ایران را با تعابیر «جامعه کلنگی» و «کوتاه‌مدت» توصیف کرده (کاتوزیان: 1390) و دکتر حمیدرضا جلایی‌پور در کتاب «جامعه‌شناسی ایران»، ایران را «اجتماع کژمدرن» و «جامعۀ مدرن بدقواره» نامیده‌اند. (جلایی‌پور: 1392)

در همین راستا؛ برخی نظریات نو را در کنار گزینش نکات کلیدی نظریات موجود در زمینه تحلیل عقب‌ماندگی ایران می‌توان ارائه داد. ذکر این توضیح لازم می‌نماید که برای نگارش کتاب مناسبی درباره عقب‌ماندگی در ایران، عناصر زیر کفایت می‌کند:

–          خود حق بینی؛ درباره شخص نویسنده

–          بزرگ بینی؛ درباره معدود نویسندگان و روشنفکران همسو

–          کوچک بینی؛ درباره دیگر نویسندگان و روشنفکران

–          خود خر بینی؛ درباره کلیت جامعه ایران

–          خز بینی؛ درباره اندیشه‌های دینی و متون کهن دربرگیرنده مفاهیم سنت

–          خدا بینی؛ درباره تمدن غرب، متون و منابع اندیشه مدرن

با رعایت این ملاحظات که تضمین‌کننده غنای محتوایی چشمگیر آن خواهد بود و با انتخاب عنوان دهان‌پرکن روی جلد که برگرفته از عنوان نظریه اصلی است، کتابی در خور انتشار خواهیم داشت که به نظر می‌رسد می‌توان آنها را بین 30 تا 50 هزار تومان قیمت‌گذاری کرد. برخی از این نظریات نو و تأملات تازه در نظریات موجود عقب ماندگی و زوال اندیشه از این قرارند:

جامعه‌شناسی سیاسی ایران: رویکرد پُشت‌مدرن

شکی نیست که جامعه ایران، تا مدرنیسم فاصله بسیاری دارد، اما گذار از این فاصله دربرگیرنده گام‌های چندی است: جامعه پُشت‌مدرن، جامعه پیشامدرن، جامعه پوست‌مدرن، جامعه مدرن، جامعه پُست‌مدرن.

در این میان میان باید دو تعریف جدید ارائه کرد:

جامعه پُشت‌مدرن: یک تعریف جامع و کامل از پُشت‌مدرنیسم (Behind modernism) دلالت بر این دارد که پُشت‌مدرنیسم نظریه‌ای است مبتنی بر این اصل که ما پشتِ مدرنیته گیر کرده‌ایم. البته پشت‌مدرنیسم برخلاف کسانی که معتقدند جامعه ما یک جامعه نیمه‌مدرن یا مدرن‌زده است، اصل را بر مدرنیسم نمی‌گذارد و از اینکه هنوز به مدرنیته نرسیده‌ایم – چه برسد به پُست‌مدرنیسم (Postmodern) – سخت خرسند است. این نظریه در بهترین حالت، جامعه ما را یک جامعه modren (واژه برساخته بر وزن مُفعِل و به معنای مدرن‌زده) می‌داند و نه مدرن (modern).

جامعه پوست‌مدرن: جامعه‌ای که تنها پوسته‌ای از تجدد آن را در برگرفته و چه از منظر آفاق تفکر متجدد و چه ابعاد توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پیشرفت چندانی ندارد.

به نوشته جلایی‌پور درباره ماکس وبر (Max Weber)؛ «وبر تمام جوامع را هم در دوران مدرن، و هم پیشامدرن، به طور بنیادی متعارض و ناپایدار می‌داند و به اعتقاد او، همه‌ی جوامع، مستعد ظهور وضعیت کاریزمایی هستند» (جلایی‌پور: 1392: ص 231) اما وضعیت امروز ایران گذار از جامعه پُشت‌مدرن به پیشامدرن است که روی جلد، «ما» «کژ» هستیم و داخل جلد «بدقواره» هستیم. (همان: ص 237) برخلاف رکن جامعۀ مدرن خوش‌قواره امریکایی، دولت قوی و کارآست که پنج ویژگی دارد؛ «اقتصاد رقابتی، قانونی، آزاد و مبتنی بر خلاقیت نیروی کار»، «ساز و کار دموکراتیک»، «سازمان‌دهی مردم در انجمن‌ها، تشکل‌ها، سازمان‌ها، احزاب و نشریات غیر حکومتی»، «مراکز علمی و دانشگاهی مستقل از دخالت مستقیم دولت»، «نهادهای دینی و فرهنگی مستقل از دخالت مستقیم نهادهای حکومتی» (همان: صص ۸-۳۲۵)

جامعه الاکلنگی: نقدی بر نظریه جامعه کلنگی

کتاب «جامعه الاکلنگی: نقدی بر نظریه جامعه کلنگی» در پاسخ به نظریه «جامعه کلنگی» کاتوزیان، نظریه «جامعه الاکلنگی» تألیف شده که می‌گوید ایران پس از انقلاب 1357 جامعه‌ای دوقطبی است که دو سوی آن مذهب و مدرنیسم اند. جامعه ‌همچون یک الاکلنگ که مذهب و مدرنیسم بر آن سوار شده باشند، میان آسمان و زمین گرفتار است و البته اگر محور این الاکلنگ که وحدت جغرافیایی اقوام ایران است جدا شود، گسستگی ناگهانی در کشور رخ خواهد داد. این نظریه همین تعبیر را درباره طبقه متوسط (Middle class) هم به کار می‌برد که برخلاف تحلیل مارکس، تاکنون در طبقات کارگر (Working class) موسوم به پرولتاریا (Proletariat) و بالاتر (upper class) موسوم به بورژوازی (Bourgeoisie) حل نشده و نخواهد شد. و در نهایت اگر چالش‌های درونی طبقه متوسط حل نشود، فروپاشی اجتماعی از ابن طبقه و نه در جدال فقیر و غنی (پرولتر – بورژوا) آغاز خواهد شد که بیشتر مبنای اجتماعی و فرهنگی دارد تا اقتصادی.

جامعه الاکلنگی: نقدی بر نظریه جامعه کلنگی، مشتمل بر 191 صغحه و یک ضمیمه 7 صفحه‌ای است که یادآور سال پیروزی انقلاب اکتبر روسیه (1917) است.

ایران و زیست‌جهان مدرن

در کتاب نسبتا مفصل «ایران و زیست‌جهان مدرن» (شامل 414 صفحه) دو تعبیر متفاوت از جامعه ایران مورد بررسی قرار گرفته است:

جامعه کورکودیل‌وار

در کنار تعابیری چون «کلنگی»، «کوتاه‌مدت» (کاتوزیان: 1390) و «کژ مدرن» (جلایی‌پور: 1390) تعابیری چون «جامعه کروکودیل وار» بر اساس یک قیاس ارگانیک (Organic) از جامعه مطرح شده که دلالت بر بافت و زیست دوگانه جامعه ایران در زیست‌جهان مدرن و سنتی دارد. جامعه‌‌ای که به‌سان یک جاندار خزنده و دوزیست به واسطه دست و پای کوتاه و رشد نیافته خود نمی‌تواند در عمق مدرنیته شنا کند و لذا به بستر لغزنده و گل‌آلود سنت عقب می‌نشیند.

روانشناسی اجتماعی ایران: جامعه‌ کژدم‌کردار

اما تعبیر دیگری که به جای نقد جامعه‌شناسی با تعبیر «کژرفتار» از منظر روانشناسی اجتماعی ایرانیان را در بطن سنت و متن تاریخ مورد تحلیل قرار می‌دهد تا رفتار امروز آنان در مواجهه با مدرنیته را هم تحلیل نماید، تعبیر «جامعه کژدم‌ کردار» است که در تحلیل ناهنجاری‌ها تنها یک تحلیل دارد: «نیش عقرب نه از ره کین است / اقتضای طبیعتش اینست» (بهمنیار: ص593)

این تحلیل ریشه در آراء احمد اشرف درباره رفتارهای نابهنجار انسانی در متون کهن تربیتی دارد که با اشاره به آراء محقق طوسی در «اخلاق ناصری» می‌نویسد که او به نمونه‌بندی مردم راست‌کردار و كژرفتار نیز پرداخته است. و آنها را به پنج نمونه تقسیم می‌کند. نمونه 5 ذاتاَ کژرفتار است و تنها کاری که می‌توان کرد استفاده از انواع مجازات‌هاست تا جامعه از شر آن در امان ماند. (اشرف: 1355: صص 17-114)

وی همچنین با اشاره به آراء سعدی، می‌نویسد که افراد انسانی یا ذاتاً نیکوسیرتند یا بدسرشت، یا بااستعدادند، یا کودن و یا میان این قطب‌ها در نوسان، اگر فردی ذاتا کودن یا بدسیرت باشد، تربیت در او اثر نخواهد کرد و سرانجام سرشت پلید و ناپسند خود را نمایان خواهد کرد. (همان)

خرچنگ روشنفکری و خربندگی اجتماعی

کتاب «خرچنگ روشنفکری و خربندگی اجتماعی» در باره جامعه‌شناسی و تاریخ اندیشه سیاسی در ایران و در تشریح نقدی بر اندیشه اجتماعی و سیاسی مندرج در متون کهن فارسی نوشته شده است. کتاب به آراء آرامش دوستدار و سید جواد طباطبایی می‌پردازد که به ترتیب با عنوان «امتناع تفکر» و «امتناع اندیشه» به استقبال این متون رفته‌اند. تعبیر «خرچنگ روشنفکری» تعبیر «چپارپنگولی» آرامش دوستدار را ه این صورت بسط داده که «ته‌نشست» (residue) – به تعبیر ویلفردو پاره‌تو (Vilfredo Pareto) – های دینی حاکم بر افکار قشر ظاهرا فرهیخته و دانشگاهی ایران، بر «عقلانیت» آنان «چنگ» انداخته و از آنان که مدعای روشنفکری دینی دارند اما «خریت» را تئوریزه می‌کنند، «خرچنگ روشنفکری» ساخته که نه «روشنفکر» هستند و نه «دین» را به درستی درک کرده‌اند.

این کتاب همچنین به تعبیر «خربندگی» طباطبایی درباره تاریخ دیرپای استیلای حکومت های سلطه مطلقه اشاره دارد.

فرهنگ دین‌خو و روشنفکری چارچنگولی

آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» با نام‌گذاری «فرهنگ دین‌خو» بر فرهنگ دینی ایران، نااندیشی و ناپرسایی آن را به چالش و پرسش کشیده (دوستدار: 1370) و معتقد است نظریه‌پردازان تجدد «چه «در ایران مانده‌ها» و چه «از ایران گریخته‌ها» شان یا همچنان در مرداب عرفان غوطه می‌زنند، و حتی مدرنیته را در آن پیش‌بافته و پیش‌ساخته می‌یابند، یا در آنسوی مدرنیته سر از پُست مدرن در می‌آورند. یا به تحقیق به اصطلاح «بی پیشداوری» می‌پردازند» درباره روشنفکران دینی می‌گوید این قسم روشنفکر «در هرجا و در هر زمینه‌ای چارچنگولی زیست می‌کند… یعنی خشک، بی‌انعطاف می‌ماند. در همان جایی که هست هر بار گیر می‌کند، تا یک ضربه‌ی خارجی او را به جایی دیگر بیندازد، و آنجا گیر کند!» (مصاحبه با سایت نیلگون)

مراد فرهادپور هم نقد مشابهی بر بحث‌های روشنفکری دینی حول تقابل سنت و مدرنیته دارد که آن را «ادامه‌ی همان سنت آغازین و گرفتار شدن در ایده‌آلیسم» می‌خواند: «… تسلط کامل شکل خاصی از ایده‌آلیسم بر همه‌ی گفتارهای نظری. در آن زمان، نزاع اصلی میان گفتارهای هایدگری و پوپری و طرفداران بومی آنها بود… ایده‌آلیسم وطنی ما، علی‌رغم همه‌ی ژست‌های عرفانی و رهنمودهای معنوی، در نفی ناسوت و عروج به لاهوت خلاصه نمی‌شود. این ایده‌آلیسم یا آرمان‌گرایی همواره خصلتی سیاسی و پراگماتیستی داشته و به توجیه وضع موجود یا بازتولید آن در فکر منجر می‌شود؛ و یا در بهترین شرایط، با محدود ساختن نقد به پارادایم‌های انتزاعی، به ویژه معرفت‌شناسی، مسئله ی تغییر وضعیت به میانجی بسط تناقضاتش را پیشاپیش منتفی می‌کند… باقی ماندن سنت روشنفکری دینی در چارچوب معرفت‌شناختی، حتی اگر با آرا و نظرات بدیع هم همراه شود، چیزی جز تکرار بیمارگونه به بار نخواهد آورد.» (فرهادپور: 1388: صص 5- 152)

دوستدار تعابیر زیبای خود را از جمله در انتقاد از مفهوم «مدرنیته خودمانی» در کتاب «تجدد و تجددستيزی در ايران» (میلانی: 1387) به کار می‌برد که «از هر نظر چيزی جز درس و مشقِ بد ياد گرفته و بد نوشته شده نيست… موضوع و دعویِ کتاب اين است که مُدرنيته را ما خود داشته‌ايم و پايه‌گذارانش ابوسعيد ابوالخير، عطار و بيهقی بوده‌اند. انگار مدرنيته مکتب يا دوره‌ای است با آغاز و پايانِ قابل تعيين که پايه‌گذار داشته باشد، و انگار ما اصلاً می‌توانسته‌ايم مُدرنيته به خودمان ديده باشيم، که حالا پايه‌گذارانش را نزد خودمان کشف کنيم. ادعای کتاب عباس ميلانی درباره‌ی مدرنيته‌ی “خودمانی” حتی از تزِ “پروتستانتيسم اسلامی” هم مضحک‌تر است… مدرنیته‌ی عباس ميلانی در واقع پريشان‌گويی است… از مدرنيته در ايران اسلامی سخن گفتن در واقع هذيان‌گويی است و بس.» (مصاحبه با سایت نیلگون)

نویسندگی

تجددخواهی و جامعه پتیاره

سید جواد طباطبایی هم در باب همین کتاب و در دفاع از ایده «شرایط امتناع اندیشه» خود می‌نویسد: «عباس میلانی از تجدد نظامی عروضی و چهارمقاله‌ی او، و حتی از تجدد رستم‌الحکماء سخن می‌گوید… رستم التواریخ، که میلانی آن را مرحله‌ای در تاریخ تجدد دانسته، سندی درباره‌ی خربندگی، سیطره‌ی اوباش و تباهی‌های اعماق جامعه‌ی ایرانی است، که می‌تواند در تدوین جامعه‌شناسی تاریخی پتیارگی در ایران به کار آید، اما پیوندی با تجددخواهی ندارد…» (طباطبایی: 1386: صص 5-644) و «اصل در تاریخ اندیشه در ایران “شرایط امتناع” است.» (طباطبایی: 1386: ص 648)

وی در ادامه به نمونه‌های آراء متأخر در اندیشه سیاسی می‌پردازد، از جمله جلال آل احمد که «در ادامه‌ی نظریه‌ی توطئه – و دیگر گونه‌های متأخر آن، از نوع “دین‌خویی” [آرامش دوستدار]، که جز فلج ذهنی ایرانیان نتیجه‌ای نمی‌تواند داشته باشد – نظریه‌پرداز بن‌بست تاریخی است.» (طباطبایی: 1386) او نیز همچونن دوستدار در نقد پروژه «پروتستانتیزم اسلامی» عبدالکریم سروش می‌گوید: «روشنفکری دینی آن را گاهی مرهم همه دردها و آنان نیز که ادعاهای بیشتری داشته‌اند کوشش کرده‌اند با مولوی ایرادهای وارد بر پروتستانتیسم خیالی را رفع کنند.» (کجا ایستاده‌ایم؟ بخش دوم)

وی که معتقد است حوادث پس از انقلاب، «معیار دانش را تا حد «کوتاه قدها» پایین آورد» (کجا ایستاده‌ایم؟ بخش سوم) درباره گذار از عقب‌ماندگی علمی می‌گوید: «نخستین گام در بومی کردن علم و تأسیس علم جدید باید تصفیه حساب با علم بومی شده‌ای باشد که در آن علم را قربانی عقب‌ماندگی ها و توهم‌های بومی کرده‌اند. کوشش برای بومی کردن علمی که وجود ندارد آب در هاون کوفتنی بیش نیست، مشکل کنونی، در این هاویه‌ای که دانشگاه در آن هبوط کرده، نجات علم است. آنگاه که علم را نجات دادند می‌توان بحث کرد که آیا امکان دارد «آن موجود» را بومی کرد یا نه!» (همان)

کتاب «خرچنگ روشنفکری و خربندگی اجتماعی» در 789 صفحه منتشر شده است.

جامعه کپک زده و توده چِقِر بد بدن

برخی تحلیل‌گران اجتماعی، ایران را «جامعۀ مدرن بدقواره» نامیده‌اند: «جامعه‌ی مدرن ایران “خوش قواره” نیست و پیامد مهم “بد قوارگی” اش در سطح کلان، این است که دو فرآیند جدی جامعه‌ی مدرن خوش قواره هنوز در آن تثبیت نشده است: اول، فرآیند سامان دادن “تغییرات” مورد نیاز جامعه یا اصلاحات و دوم، فرایند “ثبات” یا نظم مردم‌سالارانه. در جامعه‌ی مدرن خوش قواره… معضلات و بحران‌ها دائماً بازتولید می‌شود، ولی، می‌توان این معضلات را از طریق عرصه‌ی عمومی، نقد و بررسی کرد و با اصلاحات، برطرف کرد و در عین حال، نظم و ثبات جامعه را به وسیله‌ی نظم مردم‌سالارانه ضمانت کرد.» (جلایی‌پور: 1392: ص 27)

اما واقعیت‌های اجتماعی حاکی از شکل‌گیری نوعی توده «چِقِر بد بدن» در متن کنش‌های اجتماعی – که غالبا دربرگیرنده تنش (tension) و کشمکش (conflict) است – می‌باشد که تمایل به خارج کردن پای رقیب از تشک مبارزه سیاسی دارند و نه تعامل سازنده برای نیل به تجدد (Modernity) و توسعه (Development).

کتاب «جامعه کپک زده و توده چِقِر بد بدن» که در 333 صفحه منتشر شده، همچنین تعبیر «جامعه کپک زده» را درباره اثرات اجتماعی و فرهنگی اندیشه سیاسی کهنه حاکم بر جامعه ایران به کار می‌برد.

جامعه‌شناسی جهان سوم: جوامع خر تو خر

به زعم برخی نظریه‌پردازان؛ یکی از مسائل و مصائب جامعه معاصر جهان سوم «توهم توطئه» است که «نوعی بیماری روانی فردی و جمعی است. بیماری فردی سوءظن به همه‌چیز و همه‌کس را «پارانویا» و بیماری جمعی «Conspiracy theory» می‌نامند.» (اشرف: 1382) در مقابل نظریه «توهم توطئه»، نظریه «توده و طویله» مطرح می‌شود که جوامع جهان سوم را «جامعه خر تو خر» می‌نامد.

بر همین اساس این نظریه؛ چهار مرحله کلی در متن تاریخ معاصر ایران می‌توان بر شمرد که به جهت وارونگی سیاست و تاریخ در ایران، باید از آخرین مرحله به اولین مرحله برشمرد، هرچند که مراحل تاریخ در ایران دورانی است:

–          جامعه کلّه خر

این مرحله از تاریخ سیاسی معاصر، جامعه‌ی پر آشوب و در آستانه انقلاب سیاسی ایران است که تحت تأثیر تئوریسین‌های ایدئولوژی‌زده همچون «امثال‌ آل‌‌احمد و شريعتی‌ … به‌ دلايل‌ پيكار سياسی‌ و قدرت‌طلبی‌« قرار گرفته، «می‌خواستند به‌ هر قيمتی‌، مشروعيت ‌نهادهايی‌ را كه‌ از مشروطه‌خواهی‌ برآمده‌ بود، ‌بر دار كنند.» (گفتگوی دكتر جواد طباطبایی در سایت گفتگو)

متأسفانه این مرحله همچنان وضعیت حاکم بر جامعه ایران بوده و دوران ترمیدور (Thermidor) انقلاب 1357 آتچنان که باید به انجام نرسیده است

     –          جامعه کلّه خراب

در این مرحله از تاریخ سیاسی، افکار حاکم بر جامعه، ناسالم و به شدت آغشته به عوام‌فریبی و توده‌گرایی (Populism) اند. رهبران جامعه با طرح این ادعا که اندیشه‌های نو و مکاتب فکری، مشتی “ایسم” دروغین اند، جامعه از “نظر” بازداشته و آن را در “عمل” به سمت “لیسم” می کشانند که یکی از اشکال آن کاسه‌لیسی توده‌های فریب خورده در آخور طویله رهبران کاریزمایی است. این همان چیزی است که مبنای نظریه «توده و طویله» قرار می‌گیرد.

–          جامعه کرّه خر

در این مرحله از تاریخ سیاسی، جامعه نابالغ و افکار حاکم غیرعاقلانه است. ردپایی از این مرحله را در وضعیت فعلی ایران نیز می توان یافت، چنانچه طباطبایی می‌گوید: «جای شگفتی نیست که در ایران همگان فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل هستند، زیرا فهم عمومیِ ایرانیان از سیاست از سطح نازل روزنامه‌نگاری که به طور کلی گزارش اتفاقات سیاسی است فراتر نمی‌رود.» (کجا ایستاده‌ایم؟ بخش دوم)

–          جامعه کرّه اسب

در این مرحله رفتار توده مردم شبیه اسب که “حیوان نجیبی است” (سپهری: 1363) می‌باشد؛ رفتاری نجیبانه اما غیرعقلانی. این تصویر ایده‌آل‌ترین تصویری است که از جوامع جهان سومی همچون ایران می‌توان ارائه داد. تصویر جامعه‌ای که افق‌های اندیشه آن عموما در افکار غیرعقلانی خلاصه می‌شود که در ایران آن را باید در ادبیات و عرفان ایرانی اسلامی جستجو کرد. در چنین آفاقی نمی‌توان انتظار رشد عقلانیت، تفلسف و تجدد که زمینه‌ساز توسعه سیاسی-اجتماعی و نیز اقتصادی (که مستلزم شکل‌گیری سرمایه‌داری بر اساس عقلانیت و دیوانسالاری نوین – آنگونه که ماکس وبر توصیف می‌کند – است) باشد، داشت.

کتاب مفصل «جامعه‌شناسی جهان سوم: جوامع خر تو خر» (شامل 555 صفحه) در همین جا با کاربرد سه فعل متوالی “است”، “باشد”، “داشت” به پایان می‌رسد و علاوه بر خلق یک نظریه جامع و بدیع جامعه‌شناسی، از وقوع یک شاهکار ادبی پرده بر می‌دارد.

منابع

–          کتاب‌ها:

امتناع تفکر در فرهنگ دینی، آرامش دوستدار، انتشارات خاوران، چاپ دوم، پاریس، ۱۳۷۰

ایران، جامعه کوتاه‌مدت و ۳ مقاله دیگر، محمدعلی همایون کاتوزیان، ترجمه عبدا… کوثری، نشر نی، تهران ۱۳۹۰

تجدد و تجددستيزی در ايران، عباس میلانی، اختران، چاپ هفتم، تهران، 1387

جامعه‌شناسی ایران: جامعه کژ مدرن، حمیدرضا جلایی‌پور، نشر علم، تهران ۱۳۹۰

جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران، محمدعلی کاتوزیان، احمد اشرف، یرواند آبراهامیان، ترجمه محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، نشر نی، تهران، 1382

داستان‌نامه بهمنیاری، احمد بهمنیار، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، تهران، 1369

كژرفتاري: مسايل اجتماعي و آسيب‌شناسي اجتماعي، احمد اشرف، انتشارات آموزشگاه عالي خدمات، تهران، 1355

نظريه حكومت قانون در ايران، سيد جواد طباطبايي، انتشارات ستوده، چاپ اول، تبريز، 1386

هشت کتاب، سهراب سپهری، کتابخانه طهوری، چاپ پنجم، تهران ۱۳۶۳

پاره‌های فکر، فلسفه و سیاست، مراد فرهادپور، طرح نو، چاپ اول، تهران، 1388

–          مقالات و سخنرانی‌ها:

سپهرِ عمومی مباحثه میانِ روشنفکران ایرانی و پیش شرط‌های گفت وشنودِ انتقادی، مصاحبه سایت نیلگون با آرامش دوستدار، بخش اول

تجدد سیاسی یعنی حکومت قانون، گفتگوی متین غفاریان با دكتر جواد طباطبایی، سایت گفتگو،  6 مه 2008

کجا ایستاده‌ایم؟/ بخش سوم سخنرانی سید جواد طباطبایی: پایان روشنفکری دینی و توهم جدید بومی‌سازی، سایت گفتگو، 5 ژوئن 2014

کجا ایستاده‌ایم؟ / بخش دوم سخنرانی سید جواد طباطبایی: اندیشۀ ایرانشهری، سایت گفتگو، 5 ژوئن 2014

۱ دیدگاه

    سیدان :

    متن خوب و جالبی بود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه