دومین جشنواره نقد فرهنگی و اجتماعی سریال های تلویزیونی(3)

چگونه ماه عسل سرمایه اجتماعی را افزایش می دهد

نویسنده:

زمان انتشار: ۲۱:۰۸ ۱۳۹۳/۰۴/۲۵

این برنامه ماه عسل، به زیباترین شکل، پیامهایی داشت که باید مهمترین ماموریت سیما باشد: فداکاری، اعتماد، عشق، مردانگی، امید و نهایتا ارتقای سرمایه اجتماعی. پیامی که بی بی سی و اذنابش، با تمام توان سعی در ترویج و القای عکس آن را دارند: بی اعتمادی، یاس، خیانت، نامردی، همه چی داره خراب میشه…، به من چه…، همه جا کثیفه…، همه خائن و عوضی شدن…. و نهایتا کاهش سرمایه اجتماعی

حالا دیگر چند سال است برنامه “ماه عسل” به یک عضو جدا نشدنی تلویزیون در ماه رمضان تبدیل شده است. برنامه‌ای که موضوع اولیه آن دعوت از انسان‌های معمولی اما خاص، نه تنها گرفت بلکه اکنون چه بسیار برنامه‌های دیگری که بر همین اساس ساخته می‌شوند. این برنامه سعی دارد با تلنگرهایی که از طریق مهمانان مختلف به مخاطب می‌زند، وجدان- شاید خفته ی- بیننده را بیدار کند. از آنجا که این برنامه در ماه مبارک رمضان پخش می‌شود، این موضوع بیشتر بر مردم بیشتر تأثیر می‌گذارد چراکه این ماه را به روزه داری و عبادت می‌پردازند و بیش از پیش به خدا نزدیک می شوند.

برنامه ماه‌عسل از آغاز پخش خود موافق و مخالفانی داشته‌است. اقبال عمومی نسبت به برنامه، تازگی سوژه‌ها، نشان‌دادن افراد و اقشار دیده‌نشده در تلویزیون، صراحت مجری برنامه و تأثیرگذاری در افکار عمومی از نکاتی است که موافقان به آن اشاره می‌کنند.(1) مخالفان برنامه که بیشتر در فضای مجازی فعال هستند، از مواردی مانند غم‌انگیز بودن، دور بودن سوژه‌های برنامه از متن جامعه، انداختن مسئولیت مشکلات اجتماعی به گردن مردم به جای مسئولان و اجرای تصنعی و غیرواقعی مجری انتقاد می‌کنند.(2)

البته به نظر نگارنده هر قسمت از برنامه ماه عسل تحلیل ویژه ای می طلبد و نمی توان تحلیلی عام از سی قسمت آن ارایه داد و در اینجا سعی دارم درباره قسمتی از این برنامه صحبت کنم:

عصر سه‌شنبه گذشته وقتی پخش برنامه آن‌شب ماه عسل شروع شد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد زوج مهمان این برنامه، به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های شبکه‌های اجتماعی در ایران تبدیل شوند و صحبت از آن‌ها نقل محافل جمعی و خانوادگی شود. مهمان اول این برنامه یک صادق 23 ساله و همسر جوانش بودند که فقط چند روز قبل از مراسم عروسی، صورت صادق با اسید به طرز وحشتناکی سوخته بود.

صادق با گذشت چند هفته از این اتفاق هنوز جلوی آینه نرفته و از دیدن خودش وحشت دارد. اما همسرش همچنان او را با صورت سابقش می بیند. باتوجه به اصرار صادق برای جدایی، همسرش همچنان به عهد ازدواجشان وفادار بود و قصد برنامه ریزی برای مراسم عروسی داشت.

اما اتفاق ویژه، وقتی افتاد که زوج دوم مهمان برنامه روبه‌روی احسان علیخانی نشستند.

زن و شوهر جوانی که در روزهای پیش از برگزاری مراسم عروسی، گرفتار یک فاجعه به تمام معنا شده‌بودند. خانم (سولماز) در یک سفر همراه خانواده اش در اتوبان قزوین تصادف سنگینی می‌کندکه زندگی این زوج ( سولماز و احسان) را وارد فصل جدیدی می کند. فصل جدیدی که با 40 روز کما رفتن سولماز و فوت پدر و مادرش آغاز و با ابتلایش به عارضه نخاعی و فلج شدن عضلات گردن به پایین سولماز و نداشتن صدا به مدت دو سال ادامه می یابد.

قصه سولماز و احسان و وفاداری ستودنی احسان به همسرش که سولماز آن را در برنامه سه‌شنبه شب ماه عسل روایت کرد تاثیر بسیاری بر عواطف و احساسات بینندگان این برنامه گذاشت. آن‌قدر که بلافاصله صفحه‌های فیس بوک و وبلاگ‌هایی با نام و عکس این مرد وفادار و همسرش، ساخته شد. صفحه ای که یکی از کاربران با نام «عاشق یعنی احسان» در فیسبوک ایجاد کرد، تنها 3ساعت بعد از این برنامه، بیش از 4هزار بار پسندیده شد.

برنامه اخیر ماه عسل، به زیباترین شکل، پیامهایی داشت که باید مهمترین ماموریت سیما باشد: فداکاری، اعتماد، عشق، مردانگی، امید و نهایتا ارتقای سرمایه اجتماعی. پیامی که بی بی سی و اذنابش، با تمام توان سعی در ترویج و القای عکس آن را دارند: بی اعتمادی، یاس، خیانت، نامردی، همه چی داره خراب میشه…، به من چه…، همه جا کثیفه…، همه خائن و عوضی شدن…. و نهایتا کاهش سرمایه اجتماعی. اگر چند برنامه دیگر شبیه ماه عسل داشتیم، غلبه بر بی بی سی و اذنابش در جنگ نرم، دور از دسترس نبود.

ماه عسل 2

دست مریزاد به فکر و همت آقای علیخانی و آقای شریعت پناهی،مدیر برنامه.خداقوتشان دهد و امثالشان را زیاد گرداند…

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه