کانت و مسأله علوم انسانی

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۲:۱۳ ۱۳۹۲/۱۲/۵

رشته‌های علمی دریافته‌های خود به چهار روش متوسل می‌شوند: تجربی، عقلی– استدلالی، نقلی– تاریخی، شهودی– درون‌بینی. علوم انسانی از هر چهار روش تغذیه می‌شوند. پس در این تفسیر موسّع، همه رشته‌های علمی را می‌توان ذیل علوم انسانی طبقه‌بندی کرد. اما برای تحصیل نتیجه مطلوب ما به معرفت‌شناسی خاص نیاز داریم.

 علوم انسانی چگونه علومی هستند؟ طبقه‌بندی علوم یکی از موضوعات پیچیده در رشته علم‌شناسی است. پرسشی که سالها موضوع تأمل فیلسوفان و علم‌شناسان بوده این است که علوم مختلف به چه اعتباری از یکدیگر متمایز می‌شوند؟ ما در برابر علوم انسانی چه نوع علومی را می‌نشانیم؟ آیا علوم به اقتضاء موضوعاتشان از یکدیگر متمایز می‌شوند؟ آیا تفاوت علوم به واسطه روش‌های گوناگونی است که هر رشته علمی اتخاذ می‌کند؟ آیا علوم به لحاظ سیر تاریخی‌شان از هم تفکیک می‌شوند؟ آیا علومی نظیر ادبیات، هنر، جامعه‌شناسی، مدیریت، حقوق، بانکداری، ارتباطات، الهیات، فلسفه، ادیان، بازرگانی، جغرافیا، زمین‌شناسی، باستان‌شناسی، تاریخ و زبان‌شناسی را می‌توان فی‌الجمله جزء علوم انسانی دانست؟ پزشکی را جزء کدام دسته از علوم طبقه‌بندی کنیم؟ آیا پزشکی شاخه‌ای از علوم تجربی است؟ یا انسانی است؟ به اقتضاء تجهیزاتی که امروز در این شاخه از علم به کار می‌رود جزء علوم مهندسی باید در نظر گرفته شود یا شاخه‌ای مستقل است؟ فراروانشناسی را چطور؟

   این پرسش‌ها و نظایر آن ما را بر آن می‌دارد تا به مشکلاتی که معنای اصطلاح علوم انسانی در بطن خود دارد توجه بیشتری نشان دهیم. زیرا ایضاح مفهومی به اخذ رویکرد مناسب و روشمند در تبیین علوم انسانی منجر خواهد شد. همه تلاش‌هایی که طی چند سده گذشته در تبیین ماهیت علوم انسانی صورت گرفته نتوانسته خود را از چنبره معنای پیچیده، تو بر تو، متکثر و مبهم علوم انسانی رها ساخته و تعریفی با حد و رسم مشخص از این اصطلاح ارائه دهد. به نظر می‌رسد تمام تلاش‌ها و فعالیت‌های گذشته، حال و آتی علم‌شناسان و متخصصین تاریخ علم به درک و تبیین این دو پرسش بایستی ختم ‌شود: علم چیست؟ انسان کیست؟ ایضاح مفهومی درباره علوم انسانی یعنی روشنگری در باب علم و انسان.

   امروزه در علم‌شناسی عام، گزاره‌های علمی را به دو نوع تقسیم می‌کنند: 1. علم گزاره‌ای ساده(simple propositional knowledge) 2. علم گزاره‌ای متعدد(multiple propositional knowledge). اگر بین گزاره‌های متعدد ارتباط منطقی وجود داشته باشد از آن به اطلاعات (information) تعبیر می‌‌کنند و اگر بین گزاره‌های متعدد ارتباط منطقی وجود نداشته باشد از آن به رشته علمی (discipline) تعبیر می‌شود.

رشته‌های علمی دریافته‌های خود به چهار روش متوسل می‌شوند: تجربی، عقلی استدلالی، نقلی تاریخی، شهودی درون‌بینی. علوم انسانی از هر چهار روش تغذیه می‌شوند. پس در این تفسیر موسّع، همه رشته‌های علمی را می‌توان ذیل علوم انسانی طبقه‌بندی کرد. اما برای تحصیل نتیجه مطلوب ما به معرفت‌شناسی خاص نیاز داریم. یعنی تنها آن دسته از رشته‌های علمی را علوم انسانی می‌خوانیم که قادر به تعیین حدود و ثغور معنای انسان و انسان‌شناسی باشند. اگر مسامحتاً بپذیریم که علوم انسانی یعنی انسان‌شناسی (یعنی فراتر از معنای مصطلح امروز) آنگاه می‌توان گفت هر یک از شاخه‌های علوم، انسان را بر اساس نیازهایش تفسیر می‌کند و این مناط تفکیک علوم خواهد شد. ایمانوئل کانت در نامه‌ای که در سال 1793 به stüdlin   می‌نویسد با طرح چند پرسش تکلیف علوم انسانی را در مفهوم جهانی‌اش روشن کرده است[1]:

   چه چیزی را می‌توانم دریابم؟ چه باید بکنم؟ به چه امیدوار باشم؟ انسان چیست؟ یافتن پاسخ برای پرسش نخست بر عهده مالبدالطبیعه است و پرسش دوم بر عهده اخلاق. پرسش سوم را دین پاسخ می‌دهد و پرسش چهارم را انسان‌شناسی. اما در اصل یافتن پاسخ برای تمامی این پرسش‌ها را می‌توان بر عهده انسان‌شناسی و یا همان علوم انسانی دانست، زیرا سه پرسش اول به همین پرسش اخیر وابسته‌اند. ما اصطلاح انسان‌شناسی را وام گرفته‌ایم تا وسعت این علوم را روشن کرده باشیم. علوم انسانی یک معنای مشخص مطلق ندارد بلکه به میزان تکامل فهم انسان از وجود و تاریخ و تبار خود، معنای علوم انسانی نیز متحول می‌شود.



[1] . Despland, Michel, Kant on History and Religion, Mc Gill – Queen’s University Press, Montreal and London, 1973, p. 158.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه