انتشار جدیدترین کتاب رحیم پور ازغدی

«علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت»

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۵:۴۶ ۱۳۹۳/۰۵/۲۹

در حوزه علوم اجتماعی، دستِ‌كم سه جریان نژادپرستانه، به طرزي علني و وقيح تئوري‌پردازي‌شدند تا با استدلال‌های شبه علمی اثبات كنند كه نژادپرستی و استثمار جهان به دست اروپا، توجیه علمی دارد و واقعاً نژادهای انسانی برابر نیستند

به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی کتاب «علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت» نوشته استاد حسن رحیم ‌پور ازغدی، نظریه پرداز و متفکر انقلاب اسلامی از سوی دفتر نشر معارف و نشر طرح فردا برای نخستین بار منتشر شد.
مبحث اصلی این نوشتار بررسی و تحلیل مفاهیمی بنیادین چون حق، منفعت، حقوق بشر، آزادی، مشروعیت، نظام مطلوب، انسان مطلوب و… در نظام معرفتی متفکران غربی و علوم انسانی بر آمده از آن است که سعی کرده است با نگاهی پرسشگرایانه و انتقادی، تأملاتی بنیادین در این باره داشته باشد و آنها را به چالش بکشاند و مخاطبان به ویژه اساتید و دانشجویان را به تفکر در این خصوص دعوت نماید.

تعریف “قدرت و مشروعیت”، مسبوق به تعریف “حقّ”، تبیین “حقوق”، بدون تبیین “آدم و عالَم”، محال است، تفکیک “باید” از “هست”، قطع ریشه “حقوق بشر”، تزلزل بنیادهای علوم انسانی، پس از “هیوم” و “کانت”، دموکراسی چرتکه‌ای؛ “منافع” به جای “برهان”، تعلیق “حکمت نظری”، منشاء تخریب “حکمت عملی”، ربط غایی “انسان و خدا”، تنها توجیه “حقوق فطری بشر”، حقِّ “قدرت” یا قدرتِ “حقّ”؟ مسئله اینست، “حقوق بشر”، اختراع بشر نیست، “سکولاریزم”؛ جعل اضطراریِ “حدود و حقوق”!، قرارداد انسانی یا پروتکل غریزی؟!، محل نزاع: “تدوین مفهومی و حُکمی” حقوق یا “تقسیم موضوعی”؟!، مادران تئوریک “مشروطیت و جمهوریت غربی”؛ خود، “سلطنتی”‌اند، دمکراسی با رأی‌هاي “مديريت شده”!، پروتکل‌های لائیک و اختیارات دیکتاتورمآب، بن‌بست در “داوری”!، “حقوق ذاتی بشر”، نه قابل “جعل” است نه قابل “سلب”، “حقّ ذاتی”، قابل واگذاری نیست، “فلسفه مادّی”، نامادریِ “حقوق بشر”، تأثیر ابن‌سینا و غزالی بر عقل‌گرایی و رمانتیسیزم اروپا ، سَبک مدیریت، عمل‌زدگی و ارزش‌های فروپاشیده، “علوم انسانی غرب” و پیش‌فرض‌های سکولار و ایدئولوژیک آن، آزادی “صوری” مردم، آزادی “واقعی” سرمایه‌دار، انقلاب‌های قلّابی و “جنگ قدرت” مُدرن، “مدرنیته” و نوسازی “نظام بردگی”، “مسیحیت”، حلقه انتقال از “حقوق اسلامی” به “حقوق سکولار”، “بنیادگرا” باشیم و از “بنیاد”ها بپرسیم، از “آزادی” تا “هرج و مرج ارزشی”، گدایان بدون ژاندارم، “آزادی محض”، همان “نابرابری” است، “رقابت غیر متعهد” یا “آزادی انحصار”؟!، “سرمایه”: سازماندهی “رسانه”، “حزب” و “پارلمان”، نه “قانون”، نه “اکثریت”؛ این است “لیبرال دموکراسی”، “انسانِ” اومانیست‌ها؛ “مردِ سفیدِ سرمایه‌دارِ اروپایی”، ثروت بیشتر، قدرت متراكم‌تر، عدالت کمتر، اخلاق رقیق‌تر، انسان‌شناسی “واقع‌بینانه”، نه “خوش‌بینانه” و “نه بدبینانه”، نسبت “اومانیزم” و “حقوق فطري” با نژادپرستی و غارت جهان، تفکیک “باید” از “هست”؛ زوال ارزش‌ها ، “ضرورت عِلّی”، چَسبِ “باید” و “هست”، “توصیف” صُغروی و “توصیه” کبروی، الزام‌آوری “باید” و “نباید” از کجاست؟، حقوقِ “بادآورده” را به باد می‌بَرَد، پراگماتیزم حقوقی و اخلاقی از سر “بیچارگی تئوریک”، “حق حيات” هم دليل مي‌طلبد، پيش‌فرض‌هاي “اثبات نشده”: گفتند و رفتند، تفكيك “مشروعيت سياسي” از “مشروعيت ديني”؟، قطع رابطه “حقّ” و “تكليف” و نفي “غايت و حكمت”، بشر، مستقل از “حقّ خدا”، حقّي ندارد و… از جمله مباحثی هستند که در این کتاب تحلیلی انتقادی بیان می شوند.

استاد رحیم پور در بخشی از این کتاب می نویسند: «چرا از بنیادهای فلسفی علوم اجتماعي غرب، نمي‌پرسیم؟ چرا نمی‌پرسیم که با چه استدلالي از حقوق بشر مي‌گويند؟ با كدام استدلال فلسفی، كدام اپیستمولوژی و كدام انسان‌شناسی؟ با كدام حقّ منطقی؟ و كدام حقّ اخلاقی؟! هر كه در علوم سیاسی، تئوری می‌دهد، يا مكتبی در جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، اقتصاد، حقوق بشر، خانواده و تعليم و تربيت و… ارائه می‌دهد، ابتداء این پرسش، پاسخ دهد كه “انسان” چه حقوقی دارد؟ و به چه دلیل؟ حتی براي “حقّ حیات” نيز توضیح مي‌طلبيم که چرا حقّ حیات؟»

وی می افزاید: «نمی‌توان تاریخ علوم سیاسی و فلسفه سیاست بلكه كل علوم انساني در غرب را بدون ارتباط آن با ایدئولوژی‌های سكولار كه در قرن 19  با شعار “آزادی، برابری و پیشرفت” بر سر كار آمده‌اند، بررسي كرد. سراسرِ قرن 20 میلادی محصول جنگ قدرت ميان این ایدئولوژی‌ها بوده است.»

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخشی دیگر بیان می کند: «برای توجیه استثمار و نژادپرستی، “جامعه‌شناسی” نوشتند. در حوزه علوم اجتماعی، دستِ‌كم سه جریان نژادپرستانه، به طرزي علني و وقيح تئوري‌پردازي‌شدند تا با استدلال‌های شبه علمی اثبات كنند كه نژادپرستی و استثمار جهان به دست اروپا، توجیه علمی دارد و واقعاً نژادهای انسانی برابر نیستند.»

استاد رحیم پور در این کتاب معتقد است: «جز با ربط دادن “حقوق بشر” به “حق‌الله”، نمي‌توان “حقوق بشر” را تئوريزه كرد. سنگ‌بناي كج در علوم انساني غرب يا غربزده، “تعريف سكولار” از انسان و جهان و رويكرد صرفاً مادّي به معرفت (تجربه و علم و فلسفه)، قداست‌زدايي و سكولاريزه كردن “حقوق” و “اخلاق” و “فرد و جامعه” و “حقّ تكليف” و حتي “معنويت” است.»

چاپ اول کتاب «علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت» در 72 صفحه رقعی، تیراژ 2000 نسخه و قیمت 2500 تومان از سوی دفتر نشر معارف و نشر طرح فردا به جامعه علمی و فرهنگی کشور عرضه شده است. پیش از این، دفتر نشر معارف با همکاری نشر طرح فردا، از این نویسنده و نظریه‏پرداز دو کتاب «عقلانیت: بحثی در مبانی جامعه شناسی توسعه» و «گفتگوی انتقادی در علوم اجتماعی» را منتشر کرده است.

۳ دیدگاه

    ابوالقاسم کلاته عربی :

    لطفا فایل نوشتاری فوق را برای دانلود در سایت قرار دهید.

    محمدحسین :

    کتاب خوبی باید باشد…

    خاقان :

    اگر بناست به تنقید غرب و عملکرد انها در طول تاریخ با استفاده از دستاوردهای خویش، که ما انرا، علوم طبیعی و فیزیکی میشناسیم، کار بجایی نخواهیم برد، و نوعی دموگوگی ترویج مینماییم.
    این بدیهی است که انسانها دستاوردهای خویش را در خدمت جامع و منافع خویش بکار میگیرند، حتی اگر منافع دیگران متضرر شود. جای تاسف، اما واقعه تاریخ تلخ بشری بوده است.
    موضوع اینجاست که موازی با تنقید غرب، آلترناتیوهای لایق، و جامع پسند ارعه و پراکتبک شود، تا بدینوسیله انسانها را در مقابل انتخاب قرار دهید، نه اینکه، نه خود گنجایش و ضرفیتها را دارید، ونه پذیرای کیفیت برترید، گرچه استفاده رروزمره از آن تولیدات علمی غربی دارید. در همه زمینه ها.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه