گلچین آثار ارسالی به جشنواره(10)

کلاه قرمزی: خیمه شب بازی معاصر

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۵:۱۰ ۱۳۹۳/۰۱/۲۵

این برنامه، بازآفرینی هنرمندانه و امروزین نمایش مبارک و اوستا یا بچه مرشد و مرشد می باشد. شخصیت کلاه قرمزی و سایر عروسکها نماینده «اید»(نهاد) یا کودک غریزی آدمی می باشند و آقای مجری نماد «ایگو»(خود) است که سعی می کند کودک را با «سوپرایگو»(فراخود) یا همان قوانین، آداب و رسوم و موانع و قدرت های جامعه، تطبیق دهد. این سبک، سبکی هوشمندانه از نمایش است که در آن سازندگان اثر، سخنان و مسایلی که در لایه های زیرین و پنهان جامعه و افراد وجود دارد در قالب طنز و از زبان کودک بیان می کنند. در ظاهر، نمایش رابطه میان بزرگسال و کودک می باشد، ولی در واقع به فرهنگ، سبک زندگی و مسایل جاری جامعه می پردازد. این قالب برای انتقادات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مناسب می باشد.

کلاه قرمزی از پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیونی سالهای اخیر می باشد که به مناسبت های مختلف به ویژه نوروز پخش می گردد. این برنامه، داستان زندگی یک بزرگسال و تعدادی عروسک که اغلب کودک می باشد در یک خانه است. از سال ۱۳۸۸ تاکنون، این برنامه به نویسندگی و کارگردانی ایرج طهماسب و حمید جبلی هر ساله در تعطیلات نوروز از شبکه دوم سیما پخش می شود. کلاه قرمزی، پسرخاله و آقای مجری، در طول دو دهه محبوب ترین شخصیت های برنامه های کودک تلویزیونی و چند فیلم سینمایی بوده اند.

کلاه قرمزی با صدای حمید جبلی و آقای مجری با نقش آفرینی ایرج طهماسب، نقش های اول این مجموعه می باشد. در طول زمان عروسکهای دیگری نیز به جمع آنها اضافه شدند. پسرخاله اولین آنها بود، فامیل دور، ببعی، جیگر، گاوی، دختر همسایه، آقای همساده، پسرعمه زا، گیگیلی از دیگر عروسکهای این مجموعه می باشند. امسال نیز عروسکهای دوره(همسر فامیل دور)، پسر فامیل دور، عزیزم ببخشید، دیبی و چند عروسک حاشیه ای به جمع این عروسکهای اضافه شدند. مهمانان امسال این برنامه، شهاب حسینی، نگار جواهریان و باران کوثری بودند.

برنامه کلاه قرمزی و آقای مجری، نمونه موفقی از بازیابی و امروزین کردن فرهنگ غنی سرزمین و فرهنگ کهن ایرانی اسلامی  می باشد. سازندگان آن با الهام از خیمه شب بازی، عروسک مبارک و مرشد و بچه مرشد، توانسته اند، برنامه نمایشی قوی، پرمخاطب و ایرانی را برای جامعه و ایرانیان عصر حاضر تولید کنند.

تم اصلی این برنامه اقتباسی از رابطه میان اوستا و عروسک مبارک یا مرشد و بچه مرشد می باشد. مبارک، عروسک بچه دلقکی سیاه است که نمایشی گفتگو و شعر محور را همراه با اوستا در قالبی طنز و با اشاره به مسایل و مشکلات جامعه اجرا می کند. گفتاری کودکانه و دست و پا شکسته که معمولا با استفاده از سوتکی اجرا می شود بعلاوه شیطنت ها، اغراق ها، ، صراحت لهجه، گیجی و گاهی بی ادبی مبارک، باعث خنده مخاطب می گردد. اوستا نیز در قالب یک بزرگسال گاهی سخنان نامفهوم او را تکرار می کند و گاهی با تشویق، تذکر، توبیخ و تنبیه به تربیت او می پردازد. این رابطه را می توان با مفاهیم روانشناختی «نهاد»(اید)، «خود»(ایگو) و «فراخود»(سوپرایگو) فروید منطبق دانست. فروید و بعد از او تعدادی از روانشناسان سعی داشته اند، بخش های مختلف شخصیت انسان و فرایند اجتماعی شدن او و تقابل میان غریزه ها و تمایلات با محدودیت ها و قوانین و ساختارهای اجتماعی را با استفاده از این مفاهیم توضیح دهند. شخصیت مبارک نماینده «اید» یا کودک غریزی آدمی می باشد و اوستا نماد «ایگو» است که سعی می کند کودک را با «سوپرایگو» یا همان قوانین، آداب و رسوم و موانع و قدرت های جامعه، تطبیق داده و کنترل کند. «ایگو» راه و روش برآوردن خواسته های کودک غریزی را به او آموزش داده و در برابر محیط خارج از او محافظت کرده و گاهی برخی از خواسته ها و رفتارهای او را سرکوب می کند. شبیه همین رابطه در نمایش مرشد و بچه مرشد نیز قابل مشاهده است.

این سبک، سبکی هوشمندانه از نمایش است که در آن سازندگان اثر، سخنان و مسایلی که در لایه های زیرین جامعه و افراد وجود دارد و بیان رسمی و صریح آنها سخت بوده و ممکن است با محدودیت ها و مقاومت هایی همراه باشد در قالب طنز و از زبان کودکی بیان می گردد و به نوعی بیان ناخودآگاه جامعه و تبدیل آن به خودآگاه است. این قالب برای نشان دادن رفتارها و عادت های نادرست جاری در جامعه و بیان خواسته ها و انتظارات سرکوفته فرد یا جامعه و انتقادات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مناسب می باشد. بنابراین می توان این سبک را گفتگو و تقابل میان لایه درونی، طبیعی و غریزی فرد یا جامعه با کنترل ها، چارچوب ها، آداب و رسوم و محدودیت های بیرونی، اجتماعی و فرهنگی دانست. تقابل و گفتگویی که برای هر فرد و جامعه ای آشنا بوده و می تواند جذاب و دوست داشتنی باشد. در ادبیات عرفانی، تقابل این دو گانه با مفاهیم دل یا خواهش های نفسانی و عقل و تقابل آنها بیان گردیده اند. دل و خواهش های نفسانی، شبیه به مفهوم اید و عقل، شبیه به مفهوم ایگو می باشند.

برنامه کلاه قرمزی بر مبنای همین تم، رابطه و گفتگوهای میان آقای مجری، مرشد یا اوستای امروزین از یک طرف و کلاه قرمزی و سایر عروسکها، جانشینان مبارک و بچه مرشد کهن در طرف دیگر می باشد. بنابراین نمی توان این برنامه را ویژه کودکان دانست زیرا بهره کودکان از این سبک بیشتر سرگرمی و خنده و گاهی آموزش می باشد بلکه مخاطب اصلی برنامه، بزرگسالان هستند که از لابلای قالبی طنز و کودکانه، مفاهیم مختلف مورد نظر خالقان اثر را درک کرده و یا به صورت ناخودآگاه از آن تاثیر می پذیرند.

مهمترین ویژگی کلاه قرمزی، رفتار شیرین کودکانه است که همچون یک کودک تازه زبان باز کرده به گفتگو با آقای مجری می پردازد و در عین معصومانه و طبیعی بودن، شیطنت، رک گویی و رسیدن به خواسته های آنی را همراه دارد. این برنامه نیز مانند اجدادش، گفتگو محور است و در ظاهر، ماجراهای میان بزرگسالان و کودکان را بیان کرده، ولی اشاره ها و کنایه هایی به فرهنگ و سبک زندگی و مسایل جاری جامعه کنونی دارد. عروسک های این برنامه نیز مانند کودکان تازه زبان بازکرده صحبت می کنند و آقای مجری به جای اوستا گاهی به ترجمه این گفته ها و گاهی به اصلاح آنها می پردازد. فراتر از این، همان طور که بیان شد، قالب این برنامه بر تربیت و آموزش زبان، اخلاق و رفتار اجتماعی و آداب و رسوم جامعه توسط آقای مجری به این کودکان در جریان اتفاقات و داستانهای مختلف می باشد.

این برنامه با آوردن نمایش عروسکی به تلویزیون و امروزی و ملموس کردن شخصیت های خیمه شب بازی و توسعه عروسکها و شخصیت پردازی جدید آنها، توانسته به عنوان یک محصول فرهنگی مهم در جامعه کنونی ایران مخاطبان زیادی را جذب کند. محصولی که همانند اجدادش توانسته کارکرد تفریح، خنداندن و در عین حال بیان و گاهی بررسی و ارائه راه حل برای مسایل اجتماعی فرهنگی و حتی اقتصادی و سیاسی را داشته باشد.

با وجود گذشت چندین سال و پخش مستمر، سازندگان این برنامه با خلق هنرمندانه و هوشمندانه داستانهای مختلف و گفتگوها، موقعیت ها و شخصیت های طنز جدید، توانسته جایگاه خود را در میان مخاطبان، حفظ و حتی ارتقاء دهند و برعکس اغلب سریال ها و برنامه های طنز، دچار تکرار در موضوع و در طنز نشوند.

شخصیت پردازی:

آقای مجری، مردی میان سال با ظاهری ساده و سنتی، نقش یک پدر یا مرشد یا اوستا را بازی می کند. او فردی آرام و منطقی، با قلبی مهربان است که به روشهای مختلف به مدیریت و تربیت این کودکان می پردازد. گفتگو، تعریف داستان، استدلال منطقی، ارائه الگو، تشویق و حتی تنبیه، انواع روشهایی هستند که آقای مجری برای این امر به کار می گیرد و البته در فضایی طبیعی، چالش ها و موفقیت های این روشها را نشان می دهد.

اغلب عروسکهای این برنامه بسط و توسعه شخصیت های مبارک و بچه مرشد می باشند. کلاه قرمزی، اولین و اصلی ترین آنها، اوج این سبک شخصیتی است. پسرخاله شخصیت مقابل آن، کودکی در نهایت فداکاری و از خودگذشتگی و مبادی آداب و منطقی می باشد، البته فداکاری در او به صورت کاریکاتوری زیاد بوده و در حد اعلا می باشد تا جایی که تبدیل به الگویی آرمانی از این نوع رفتار گشته است.

هوشمندی دیگری که در سالهای اخیر به این برنامه جان تازه داده، اضافه شدن حیوانات عروسکی بود. این حیوانات، یادآور شخصیت های داستان های کهن ایرانی مانند کلیله و دمنه می باشند، حیواناتی که مانند انسان سخن گفته و رفتار می کنند. در اینگونه داستانها، هر حیوان، نماد شخصیت خاصی از انسانها می باشد، مثلا الاغ، فرد ابله و ساده لوح، گاو شخصیتی نفهم و پرخور، گوسفند شخصیتی دوست داشتنی و آرام، مهربان و ساده، لاک پشت یا شتر، پیر مرد دانا و باتجربه و روباه شخصیتی حیله گر و طمّاع.

البته حیوانات در کلاه قرمزی در همان تم اصلی، دارای شخصیت های کودکانه می باشند. بعلاوه اینکه سازندگان این برنامه با نگاهی طنز آمیز و امروزین، شخصیت های حیوانی جدیدی خلق کرده اند. «ببعی» مانند تمام گوسفندهای داستانها، دارای ویژگی های خوش قلبی و دوست داشتنی بودن، و عاشق کاهو است، ولی امروزین و دارای وجهی طنز آمیز است، او برعکس گوسفند بودنش، فهیم است و انگلیسی صحبت می کند!

«جیگر» نام الاغ این برنامه است، الاغی که شدیدا از نام معمول و طبیعی اش، خر یا الاغ، بدش می آید و نسبت به آن حساسیت زیادی دارد. تکرار کلماتی باصدای بلند، همچون «جیگرم» یا «گفتم یا نگفتم»، توسط این عروسک، یادآور عرعر الاغ می باشد. این شخصیت را می توان معادل افرادی دانست که از ویژگی های طبیعی شان گریزانند و به صورتی کاریکاتوری دوست دارند چیز دیگری باشند.   

نوآوری دیگر، عروسک های بزرگسالی هستند که باز دارای شخصیتی کودکانه اند و به اصطلاح، کودک درونشان کاملا زنده و غالب است. «فامیل دور» و «آقوی همساده» از جمله آنها می باشند. این تیپ شخصیتی با هنرمندی در این برنامه طراحی و اجرا می شود. «فامیل دور» بزرگسالی است که در دوران کودکی مانده است و افکار و رفتاری کاملا بچگانه دارد. نمونه اینگونه شخصیت را در کاراکتر محبوب و معروف «مستربین» می توان مشاهده کرد.

«آقوی همساده» که اسمش نیز بیان کودکانه و طنزآمیز «آقای همسایه» است، شخصیت جذابی دارد. او با وجود اینکه در تمام زندگی در نهایت بدبختی و بدشانسی می باشد، از همه شادتر و سرحال تر است و همیشه بدبختی ها و بدشانشی هایش را با شور و هیجان تعریف کرده و به آنها قاه قاه می خندد. امید، نشاط و انگیزه ای که در این شخصیت است در قالبی طنز، تاثیری ناخودآگاه بر مخاطب می گذارد و القا می کند که می توان با تمام مشکلات و مصائب زندگی کرد و امید، انگیزه و نشاط داشت.

اجرای نمایش سنتی شاه و وزیر و دلقک و جلاد توسط همین عروسکها، نیز از دیگر اقتباس های این برنامه از سنت نمایشی ایرانی است که البته مضامینی جدید و امروزین را در قالب همان داستان ها و شخصیت های قدیمی بیان می گردد.

آقای مجری به همراه این عروسکها در فضایی بسته و محدود در یک خانه و اغلب در یک اتاق و پشت یک پیشخوان، این برنامه را اجرا و ضبط می کنند که در قاب کوچک یا بزرگ تلویزیون، جعبه یا پرده محدود نمایش های خیمه شب بازی را تداعی می کند.

البته این برنامه نیز مانند هر کار دیگری دارای اشکالاتی می باشد و می توان نقطه ایده آل آنرا فراتر از این دید، اما نگاهی منطقی و طبیعی باعث می شود که ما توقع نداشته باشیم همه انتظاراتمان در یک برنامه برآورده شود، بلکه ارزیابی همیشه در مقایسه با موارد مشابه صورت می گیرد که انصافا برنامه کلاه قرمزی در بالاترین مرتبه ها قرار دارد.

این برنامه موفق و پرمخاطب نشان می دهد که سنت فرهنگی ما دارای غنای بسیاری است که با بهره گیری و بازتولید امروزین و کاربردی اش، می توانیم آنرا ادامه داده و جامعه و فرهنگ خویش را ارتقاء و شرایط زندگی مان را بهتر کنیم.

این تجربه، الگوی موفقی از تولید و فعالیت در عرصه فرهنگی و حتی سایر عرصه های زندگی همچون اقتصادی می باشد. نمونه ای که هم سنت گرا و هم غرب گراها را به چالش می کشد. نه ماندن و تکرار سنت ها می تواند پاسخ گوی نیاز کنونی ما باشد و نه تقلید کورکورانه از دیگران، جوابگوی مسایل جامعه معاصر ماست، بلکه بازتولید و امتداد امروزین سنت ها بعلاوه بهره گیری از علم و تجربیات کنونی جهانی و دیگران، راه تعالی و بهبود شرایط کنونی جامعه ایرانی می باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه