گلچین آثار ارسالی به جشنواره(8)

کلاه قرمزی رو در روی سوپرمن….

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۷:۲۰ ۱۳۹۳/۰۱/۱۹

اما آنچه در اینجا باید بدان توجه داشت نیاز مبرم و حیاتی یک کودک به تغذیه ای فکری و ذهنی است. کاری که انیمیشن ها و برنامه های عروسکی به خوبی از پس آن برمی آیند. انیمیشن هایی که در کشورهایی مانند آمریکا به خوبی ساخته و پرداخته شده و با مقاصد بلند مدت و نیاتی خاص سال های مدیدی را صرف ساخت شخصیت هایی مانند سوپرمن، مرد عنکبوتی، بت من، بن تن و … با هزینه های گزاف می کنند. این مسئله حامل این نکته است که آنها سعی دارند در درجه اول منجی بشریت را یک آمریکایی نشان دهند. ظالمانه جهانی را مستعمره خود کرده اند و در انیمیشن ها مظلومانه فقط به دنبال احقاق حق هستند.

در عصر کنونی و دنیای امروز با پیچیدگی های تکنولوژی و رشد فرازمانی اذهان کودکان، بهترین روش و رویکرد جهت تربیت کودک و سوق وی به موفقیت با القایی مستقیم و غیر مستقیم برنامه های کودک اعم از انیمشن ها و شخصیت های عروسکی است. کودکان با الگوگیری و اثرپذیری به طور نامحسوس همانی می شوند که در این برنامه ها می بینند.

این بدان معناست اگر جامعه ای به طور مثال قصد دارد نسلی دانشمند تربیت کند دست به ساخت انیمیشن هایی می زند که در آن افرادی با چنین خصوصیاتی وجود دارند. آنها متبحرانه با اضافه کردن چاشنی صحنه های اکشن، هیجانی و جذاب سعی می کنند کودک را با خط تعلیق داستان همراه کرده و وی را به سمت دانشمند شدن نیل دهند. یا اگر درصدد تربیت افرادی با ویژگی مال اندوزی هستند با تعبیه مفاهیم و ارائه راه حل برای دستیابی به این امر، کودکان را تشویق به “شدن” و تلاش برای رسیدن به اهداف خود می نمایند.

حال در اینجا یک سوال پیش می آید: رسانه جمهوری اسلامی ایران برای تربیت انسان طراز که دغدغه مقام معظم رهبری است چه انیمیشن ها و برنامه های عروسکی ترتیب داده است؟

مسلما یکی از پرببیننده ترین و پرطرفدارترین برنامه های عروسکی، مجموعه کهنه کار کلاه قرمزی و دوستان اوست که در ایام عید نوروز از شبکه دو پخش می شود. کلاه قرمزی و دوستانش اعم از پسرخاله، فامیل دور (که البته امسال همسر و فرزندش نیز حضور داشتند)، پسرعمه زا، جیگر، ببعی، آقای عزیزم ببخشید فرزند لطفا و …می باشند و آمده اند تا هر کدام به عنوان نماد و نماینده ای از خلقیات، رسوم ها و فرهنگ ها و با دیالوگ هایی خاص ببینده را مجاب به تماشای برنامه خود کنند.

کلاه قرمزی و پسرخاله که ارشد دیگر عروسک ها و پیشرو در ایفای نقش های کودکی در این برنامه هستند را می توان به عنوان اولین الگوهای رفتاری و فکری این برنامه در نظر داشت. این دو عروسک که در دهه 60 وارد رسانه ملی شدند دارای ویژگی ها و خصوصیاتی هستند که هرگز در آنها رشد رفتار و بیان دیده نشده است. کلاه قرمزی همچنان برای به دست آوردن یک شکلات دست به هزاران ترفند می زند و پسرخاله با صفت مهربانی بیشتر شبیه به لوده ای می شود که کارهای اشتباه و بی فایده ای را با قصد کار خیر انجام داده و محبوب دل ها می گردد.

پسر عمه زا و فامیل دور به عنوان افرادی شهرستانی با رفتاری کودن مآب به عنوان افرادی ساده لوح که هنوز نتوانسته اند خود را با شرایط شهرنشینی وفق دهند معرف کودکان می شوند. پسر عمه زا همچنان به روش سالها پیش برای صدا زدن دیگران فریاد می کشد و این یعنی یک شهرستانی نمی تواند فرهنگ زندگی در محیطی مانند پایتخت را داشته باشد و فامیل دور بعد از بچه دار شدن، همسرش را به روستای خود می فرستد و اعلام می کند همسرش وظیفه خود را انجام داده و این اوست که باید بچه را تربیت کند.

درست است که سادگی و یک رنگی این جماعت یکی از نکات قابل مباهات آنهاست اما الفاظ و دیالوگ هایی که آنها استفاده می کنند این مباهات را کم رنگ می کند و از ارزش آن می کاهد. از صحنه هایی که فامیل دور سرش را روی شکم همسر باردارش می گذارد تا صدای فرزند خود را بشنود، از سطحی فکر کردن های کلاه قرمزی، از ارزش گذاری یکسان بین کاراکترهای انسان و حیوان، از بی پروایی در استفاده از هر نوع کلام و ادبیات، انسان طراز تربیت نمی شود، البته اگر هدف سازندگان این برنامه ترویج فرهنگ و تربیت باشد.

در یک استودیو تعدادی عروسک انسان و حیوان جمع شده اند و این القاء را صورت می دهند که آقای فامیل دور به دور از خانواده مشغول زندگی خود است و در کنار حیواناتی مانند ببعی و جیگر ادامه زیست می دهد. دموکراسی حاکم بر روابط، بیش از آنکه واقعی باشد بیانگر تنزل شأن آدمی است چرا که رأی ببعی با کلاه قرمزی، فارغ از جنسیت، برابر است.

اما آنچه در اینجا باید بدان توجه داشت نیاز مبرم و حیاتی یک کودک به تغذیه ای فکری و ذهنی است. کاری که انیمیشن ها و برنامه های عروسکی به خوبی از پس آن برمی آیند. انیمیشن هایی که در کشورهایی مانند آمریکا به خوبی ساخته و پرداخته شده و با مقاصد بلند مدت و نیاتی خاص سال های مدیدی را صرف ساخت شخصیت هایی مانند سوپرمن، مرد عنکبوتی، بت من، بن تن و … با هزینه های گزاف می کنند. این مسئله حامل این نکته است که آنها سعی دارند در درجه اول منجی بشریت را یک آمریکایی نشان دهند. ظالمانه جهانی را مستعمره خود کرده اند و در انیمیشن ها مظلومانه فقط به دنبال احقاق حق هستند. اما از این سو انسان طراز و الگوی کودک ایرانی در نهایت کلاه قرمزی و پسر خاله ای است که شخصیت هایی ابزورد[1] را یدک می کشند.

آقای مجری در خلال برنامه بیانیه های اخلاقی را بسیار شسته و رفُته برای کودکان بیان می کند و در آخر با دمپایی و گفتن “کپه” که همان شب بخیر غیرمحترمانه است برنامه را به اتمام می رساند. قطعا نویسنده این برنامه نمی داند کلمه ای که از زبان برآید لاجرم بر ذهن کودک می نشیند که اگر می دانست قطعا برای انتخاب ادبیات و نوع عروسک ها دقت بیشتری می کرد.

تنها مزیت این برنامه، برای بزرگترهاست که بنشینند و به یاد گذشته و افکار کودکانه خود و سوتی های این چند عروسک کمی بخندند و سرگرم شوند، در غیر اینصورت آنچه در ابتدای تیتراژ شروع برنامه و تقدیم آن به کودکان است مطابقتی با مخاطب ندارد.

در دوره حاضر آنچه بیش از همه نیاز یک کودک است همزاد پنداری وی با یک قهرمان، یک پهلوان و یک ناجی از جنس خودی است تا با چنگ زدن به خصوصیات آن به خود بقبولاند او در آینده به عنوان یک انسان چقدر می تواند مثمرثمر بوده و چقدر در قبال دنیا و عقبی خود و دیگران مسئول است و باید از هم اکنون این نکات را بیاموزد.



[1] چرت و پرت/ مزخرف

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه