به بهانه بازگشت دکتر کچویان به جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی

کچویان و مخالف خوان هایش!

رجا نیوز

زمان انتشار: ۱۳:۳۵ ۱۳۹۲/۰۸/۱۹

هفته گذشته خبر شرکت مجدد دکتر حسین کچویان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیر گروه سابق جامعه شناسی دانشگاه تهران  در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی باعث دلگرمی اصحاب جبهه فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی شد. کچویان که به واسطه بیماری نزدیک به دو سال از کلاس های درس و محافل رسمی و […]

هفته گذشته خبر شرکت مجدد دکتر حسین کچویان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیر گروه سابق جامعه شناسی دانشگاه تهران  در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی باعث دلگرمی اصحاب جبهه فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی شد. کچویان که به واسطه بیماری نزدیک به دو سال از کلاس های درس و محافل رسمی و غیر رسمی علمی و فرهنگی فاصله گرفته بود قرار است از ترم دیگر تدریس خود را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از سر گیرد. دکتر کچویان به اذعان دوستان و دشمنانش از معدود اساتید به قول دانشگاهی ها «باسواد» و «کتابخوان» حوزه علوم اجتماعی در ایران است. کچویان علاوه بر اینکه نسبت به مسائل روز جامعه ایرانی دغدغه دارد و گاها این دغدغه ها را در قالب سرمقاله در نشریات کثیرالانتشار منتشر می کند نگاه فلسفی و عمیق تری به مسئله علم و جامعه شناسی دارد. از کچویان تا کنون 10 تالیف و دو ترجمه و چندین مقاله علمی پژوهشی در حوزه علوم اجتماعی به طبع رسیده است. کتابهایی چون «تجدد شناسی و غرب شناسی»، «انقلاب اسلامی و انفتاح تاریخ»، «هویت ما» و «تطورات گفتمانهای هویتی در ایران» اگر چه در نام متفاوتند اما همه گرد یک پروژه فکری می چرخند: تامل در نسبت هویتی انقلاب اسلامی با دنیای امروز.  در چند سال اخیر اما نام دکتر کچویان بیشتر از پیش بر سر زبان رسانه و اصحاب علوم اجتماعی بوده است. اول به خاطر طرح ایده «مرگ جامعه شناسی وتولد مطالعات فرهنگی» و دوم پیگیری هایش به عنوان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی  برای تغییر ریاست مادام العمر جاسبی از دانشگاه آزاد اسلامی. البته این دومی را بیشتر باید در راستای پروژه کچویان در نقد رویه های اجتماعی و فرهنگی جریان کارگزاران سازندگی دانست که در طی این سالها به صورت مداوم به صورت سرمقاله در روزنامه های مختلف دنبال شد.
جنجال «مرگ جامعه شناسی، تولد مطالعات فرهنگی»
طرح ایده «مرگ جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی» که در سال 87 در یک سخنرانی در دانشگاه علامه طباطبایی مطرح شد، جنجالهای بسیاری بر سر کلاسهای درسی در رشته جامعه شناسی در سراسر کشور ایجاد کرد. به زعم دکتر کچویان جامعه شناسی غربی نتوانست آرمانهای اولیه ای که به واسطه  امید به نیل به آنها رشد و فربه شده بود از جمله” پیش بینی تحولات اجتماعی آینده و فهم واقعی جوامع” را بر آورده سازد و صرفا به عنوان ابزاری برای صورت بندی جامعه در جهت سکولاریزاسیون جوامع غربی مورد استفاده قرار گرفت و به نوعی به الهیات سکولار جوامع غربی تبدیل شد. کچویان تولد و رشد رویکرد جدید «مطالعات فرهنگی» را که دیگر ادعای «علمی بودن» به معنایی که از جامعه شناسی انتظار می رفت نداشت را نشانه زوال جامعه شناسی عنوان کرد. البته برخی گمان کردند که کچویان در این ایده جانب مطالعات فرهنگی را گرفته است و از این رو به نقد مطالعات فرهنگی پرداختند. اگر چه کچویان بعدا اعلام کرد که منظور وی جانبداری از مطالعات فرهنگی و حذف جامعه شناسی نبوده است و مخالف خوانها را به بدفهمی متهم کرد اما این پایان کار نبود و برخی از متعصبان جامعه شناسی که از رشد مطالعات فرهنگی احساس خطر کرده بودند رشته مطالعات فرهنگی را از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه حذف کردند.
با این همه انتشار یادداشت چند هفته پیش دکتر کچویان در سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی که در نقد مطالعات فرهنگی به رشته تحریر در آمده بود و آن را مخالف الزامات و نیازها و مقتضیات جامعه ایرانی دانسته بود، آن بدفهمی های عجولانه را نمایان تر کرد.
حمله به دفتر کچویان
کچویان به مدت 4 سال مدیریت گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران را بر عهده داشت و در این مدت تلاش کرد اصلاحاتی را اعمال کند که با مقاومت برخی از همکاران خود مواجه شد. دعوت از برخی از اساتید همچون دکتر پارسانیا برای تقویت مطالعات اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان و پیگیری حقوق برخی از دانشجویان در موضوع جذب که به علت گرایشهای سیاسی شان  مغضوب  برخی اساتید شده بودند موضوعاتی بود که برای وی حاشیه ساز شد و برخی از اساتید همکار را به موضع گیری علنی و تحریک دانشجویان واداشت. تا جایی که انجمن اسلامی دانشکده پس از صدور بیانیه ای علیه کچویان به دفتر وی حمله ور شدند.
شایعات درباره بیماری دکتر کچویان
در چند سال گذشته اما ها به علت بیماری حضور دکتر کچویان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مجامع رسمی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و همایشها و سخنرانی کمرنگ شده بود و کچویان در دوسال گذشته عملا در هیچ جلسه رسمی و غیر رسمی حاضر نشده بود. همین عدم حضور، گاه با عث بروز شایعاتی درباره ایشان از سوی مخالفانش شده بود. همین هفته گذشته یکی از دوستان  در ملاقاتی که با یکی از اساتیدی که از نظر فکری و سیاسی در مقابل دکتر کچویان قرار دارد حرفهای عجیبی شنیده بود: اینکه “خانواده دکتر کچویان بعد از بازگشت وی از انگلیس در انگلیس سکونت گزیده اند و دکتر را به حال خود رها کرده اند”؛ اینکه ” شکست «ایده مرگ جامعه شناسی» و« سرنوشت احمدی نژاد» و … به عنوان رییس جمهور باعث سرخوردگی و افسردگی و غیبتش از مجامع شده است” و…
این شایعات برای کسانی که از نزدیک  حساسیت ها و وابستگی های خانوادگی دکتر کچویان را می شناسند اگر چه مضحک می نماید ولی شکل گیری این شایعات نشان از دشمنی سرسخت برخی همکاران کاری و رقبای سیاسی ایشان دارد.
مخالفان کچویان
 اما چرا با دکترکچویان این همه مخالفت می شود و آیا همه مخالفتها و دشمنی ها با دکتر کچویان از یک سنخ است؟ به طور کلی می توان چند دسته مخالف برای دکتر کچویان قائل شد:
1-      جامعه شناسان فقدان پشتوانه فلسفی
همین هفته گذشته در جلسه ای مطرح شده بود که دکتر کچویان و همفکرانش که نگاهی فلسفی به جامعه شناسی دارند باید از گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران اخراج شوند! به زعم آنها “اینجا گروه جامعه شناسی است و کار جامعه شناسی با کار فلسفی متفاوت است و حضور ایشان مانع رشد جامعه شناسی می شود”  این عده که معمولا پشتوانه فلسفی مناسبی نداشته و به کاربست نظریات جامعه شناسی بدون توجه و تامل به مبانی و پیش فرضهای نظری وفلسفی آنها عادت کرده و به عنوان تلفیق گرا از مخلوط کردن نظریات مختلف حتی در پارادایمهای متفاوت و کاربست آن درباره جامعه ایرانی ابایی ندارند وبا سطحی نگری های خود کارخانه تولید کتاب راه انداخته اند از جمله مهمترین مخالف خوانهای کچویان هستند.
2-      جامعه شناسان سکولار
این دسته از جامعه شناسان که اگرچه “خودشان اینجا ولی دلشان جای دیگری است”  و عمدتا به ترجمه نظریات غربی در حوزه جامعه شناسی مشغول هستند و اگر چه از ترجمه متون دست چندم جامعه آکادمیک غرب هم نمی گذرند اما تامل و توجه به مسائل جامعه ایرانی را دون شان خود می دانند. عمده مخالفت این دسته با کچویان به خاطر تاکیداتش بر شکل گیری جامعه شناسی بومی و دینی متناسب با مقتضیات تاریخی و هویتی جامعه ایرانی است. از نظر این دسته جامعه ما به خاطر هویت دینی در امتناع تفکر به سر می برد و ما راهی جز ترجمه و خوانش و فهم متون غربی برای شناخت جامعه ایرانی نداریم.
البته دو دسته فوق معمولا از لحاظ سیاسی  در مقابل دکتر کچویان قرار دارند و علاوه بر مخالفتهای نظری، گاه و بیگاه  از ابراز مخالفتهای عملی با ایشان دریغ نمی کنند که به تعدادی از آنها در بالا اشاره شد.
3-      معتقدان به جامعه شناسی اسلامی
در زمینه تولید علم بومی و دینی گرایش های متفاوتی در ایران وجود دارد اما گروهی از مخالفان دکتر کچویان را برخی از معتقدان به جامعه شناسی اسلامی تشکیل می دهند که نگاهی معرفت شناسانه و از بالا به پایین(تولید علم به مثابه یک فعالیت ذهنی فلسفی و منطقی) به مساله تولید علم دارند. در مقابل دکتر کچویان با تاسی به آرای وگلین تولید علم را مساله ای وجود شناختی می داند و تحول در مساله علم  و دینی شدن علوم انسانی را نیازمند یک تحول اجتماعی و نیز تحول در سبک زندگی افراد مبتنی بر دین می داند. از نظر کچویان زمینه های شکل گیری یک علم جدید مبتنی بر یک فلسفه اجتماعی دینی ممکن است سده ها طول بکشد و همین باعث مخالف خوانی دغدغه مندانی شده است که نگاهی زود بازده به مساله تحول در علوم انسانی دارند.

۱ دیدگاه

    میم ب :

    بیسوادی بیداد میکند
    جامعه‌شناسان “فاقد” هر چیزی درست است نه جامعه‌شناسان “فقدان” چیزی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه