گفتارى در کارکردهاى جامعه شناختى گورستان

زمان انتشار: ۲۱:۱۵ ۱۳۹۱/۰۸/۱۲

شاید چنین پنداشته شود که با وقوع مرگ، زندگى اجتماعى انسان تمام مى شود و در نتیجه هر قدر انسان ها در فضاها و موقعیت هایى مربوط به مرگ قرار گیرند از واقعیت هاى خودساخته اجتماعى و فرهنگى و نتایج مادى تمدن فاصله بیشترى مى گیرند. شاید گمان مى کنیم هنجارها و واقعیت هاى اجتماعى […]

شاید چنین پنداشته شود که با وقوع مرگ، زندگى
اجتماعى انسان تمام مى شود و در نتیجه هر قدر انسان ها در فضاها و موقعیت هایى مربوط
به مرگ قرار گیرند از واقعیت هاى خودساخته اجتماعى و فرهنگى و نتایج مادى تمدن فاصله
بیشترى مى گیرند. شاید گمان مى کنیم هنجارها و واقعیت هاى اجتماعى در مراسم کفن و دفن
کمرنگ تر جلوه مى کنند، اما قضیه کاملاً برعکس است. ساختارهاى خودساخته اجتماعى انسان
به قدرى بر ما تعین پیدا کرده اند که حتى مشاهده مستقیم مرگ نیز نمى تواند ما را از
چنبره هنجارها و ساختارهاى اجتماعى و فرهنگى برهاند. در واقع زندگى اجتماعى و واقعیت
هایى چون اختلاف طبقاتى و قشربندى اجتماعى و هویت طلبى و تقسیم بندى جنسیتى نقش ها
به قدرى ریشه دار و قوى عمل مى کند که حتى در گورستان نیز استیلاى خود را حفظ مى نماید.
شاید ارواح هم درگیر هنجارهاى اجتماعى خود باشند! این مسأله را مى توان از راه تحلیل
محتواى اعلامیه ها، سنگ قبرنوشته ها و رفتارهاى مردم در هنگام برگزارى مراسم تدفین
روشن نمود. با رویکرد روش شناسى مردم نگارانه مى توان به این نکته پى برد که بین یادآورى
مرگ و کمرنگ شدن واقعیت هاى اجتماعى و باید و نبایدهاى فرهنگى نه تنها همبستگى مثبتى
وجود ندارد بلکه در مناسک به خاکسپارى و آداب و رسوم مربوط به مرگ، واقعیت هاى اجتماعى
هم خود را نشان مى دهند و هم با قدرت هرچه تمام تر بازتولید مى شوند. اگر بخواهیم شبکه
روابط متقابل را در گورستان مشخص کنیم، مى توانیم سه نوع رابطه را از هم تفکیک کنیم.

۱ـ رابطه بین انسان زنده و انسان مرده: در
این رابطه مشاهده مى کنیم که انسان زنده رفتارهایى را نسبت به انسان مرده از خود بروز
مى دهد، مثلاً سنگ قبر او را مى شوید و برایش فاتحه مى خواند و یا گریه مى کند.

۲ـ روابط بین انسان هاى زنده: انسان هاى زنده
در محیط گورستان در کنار هم جمع شده اند تا مراسم کفن و دفن و یا زیارت مردگان را انجام
دهند و همه روابطى که در زندگى اجتماعى روزمره به چشم مى خورد، در اینجا نیز بین آنها
اتفاق مى افتد. ضمن این که یک سرى اعمال مخصوص این محیط نیز انجام مى شود. مانند پوشیدن
پیراهن مشکى و تسلیت گفتن و دلدارى دادن.

۳ـ دسته سوم را شاید نتوان روابط نامید ولى
چینش سنگ قبرها و مکان هایى که قبرها در آن قرار دارند، مردگان را نسبت به هم در وضعیت
هاى متفاوتى قرار مى دهد که من آن را رابطه مردگان با مردگان مى خوانم.

سنگ قبرها یکى از عرصه هاى نمایش هویت یابى
هستند. به طور مثال قشقایى ها در گورستان بهشت زهراى فیروزآباد براى حفظ شاخص هاى هویتى
خود، ویژگى هاى قبیله اى شان را نیز در کنار مشخصات شخص متوفى بر سنگ قبر او مى نویسند
و از اشعارى به زبان محلى در سنگ نوشته ها استفاده مى کنند تا هویت قومى خود را بروز
دهند.

در دین اسلام براى وجود سنگ قبر و کیفیت آن
هیچ گونه حکم و یا توصیه اى وجود ندارد و قرار دادن سنگ قبر یک موضوع عرفى و سنتى است،
اما با این حال مشاهده مى شود که بعضى افراد براى سنگ قبر هزینه فراوانى مى کنند. محمد
رضائیان مدیرعامل سازمان بهشت زهرا در مصاحبه با روزنامه دنیاى اقتصاد مورخ ۸۵
/۹/۲ مى گوید: «قیمت قبر در بهشت زهرا از رایگان تا هشت میلیون تومان است
و پنج درصد از کل متوفى هاى شهر تهران در قبور هشت میلیون تومانى واقع در قطعات قدیمى
بهشت زهرا دفن مى شوند. قبرهاى قطعه ۴۷ بیش از دو میلیون و قطعه ۲۱۹ ، ۲۰۰ هزار تومان
ارزش دارد.» بنابراین فاصله طبقاتى و قشربندى اجتماعى در قبرستان نیز خود را به رخ
مى کشد و مردگانى که تا دیروز با « بى. ام . و » هاى ۲۰۰ میلیونى و ویلاهاى شمال شهر،
خود را از بقیه جامعه متمایز مى کردند، حال با سنگ قبرهاى برزیلى و سکونت در قطعات
قدیمى و مقابر خانوادگى این کار را مى کنند.

بهشت زهراى تهران یک بیابان مسطح و خالى نیست
بلکه مکانى است با بخش هاى مختلف چون قطعه هنرمندان، قطعه شهدا، مسجد هفتاد و دو تن،
یادبود شهداى مکه، سالن ندبه، میدان شهداى گمنام، خانه شهید، سالن هاى سوگوارى، گلخانه،
مقابر خانوادگى و فروشگاه هاى مذهبى. همچنین مسأله هویت مسأله اى است که در گورستان
خود را بروز مى دهد. کسى که شاخص هویتى خود را از پدر بودن یا مادر بودن مى گیرد روى
سنگ قبر نیز به عنوان پدر و یا مادر معرفى مى شود. هنرمندان در قطعه هنرمندان همچنان
هویت هنرى خود را حفظ مى کنند و شهدا در قطعه اى جداگانه و سرپوشیده آرمیده اند.

آنجا به هیچ وجه مکانى ایستا و بدون تغییر
و تحول نیست و گرد مرگ و خاک مرده در آن پاشیده نشده است بلکه همگام با مدرن شدن شهر
تهران، تغییر و تحول مى یابد. امروزه ماشین هاى بنز براى جابه جایى اموات به وفور در
آن مشاهده مى شوند و همه امور کفن و دفن به صورتى کاملاً سیستماتیک و منظم در بهشت
زهرا انجام مى گیرد. حتى شما مى توانید با مراجعه به سایت اینترنتى بهشت زهرا و با
وارد کردن نام متوفى از تاریخ فوت، علت فوت و شماره قطعه و ردیف و قبر آن آگاه شوید.

در هنگام مراسم خاکسپارى، تفکیک جنسیتى نقش
اجتماعى به خوبى نمایان است، زنان و مردان هر کدام نقش هاى پذیرفته شده خود را انجام
مى دهند. معمولاً زنان در کنار قبر مى نشینند و در مکان نزدیک ترى نسبت به قبر قرار
مى گیرند و بیشتر شیون و زارى مى کنند، در حالى که مردان مى ایستند و سعى مى کنند آرام
تر گریه کنند. حتى در هنگام گریستن صورت خود را با دست مى پوشانند. زیرا اصولاً مردان
در جامعه طورى تربیت مى شوند که متکى به نفس تر باشند و زنان بیشتر نیاز به حمایت دارند
تا پیوندهاى اجتماعى را حس کنند. همچنین در مراسم تشییع جنازه حتى اگر جنازه، جنسیت
مؤنث داشته باشد، مردان میدان عمل را در دست دارند و اعمال کنترل مى کنند. زنان تنها
ممکن است در بعضى امور مانند پذیرایى هدایتگر باشند. معمولاً در اعلامیه هاى ترحیم
و سنگ قبرها عکس زنان را ترسیم نمى کنند.

اصولاً مراسم ها، جشن ها و مناسک عمومى فضاهایى
است که در آنجا کنش هاى متقابل انسانى به اوج خود مى رسد و مى تواند انسان ها را هرچه
بیشتر به هم پیوند دهد زیرا در این گونه مراسم، افراد از حال و اوضاع هم باخبر مى شوند
و به تبادل اطلاعات مى پردازند. همچنین این فضاها براى کودکان بهترین مکان براى فرآیند
اجتماعى شدن است. اتفاقاتى مانند چشم و هم چشمى، رقابت، درددل کردن و خودآگاهى طبقاتى
همواره در این گونه فضاها رخ مى دهد.

رسم است که در زیارت اهل قبور با سنگ کوچکى
به سنگ قبر مى کوبند و دست شان را روى قبر مى گذارند و فاتحه مى خوانند. شاید با زدن
سنگ روى قبر، میت را متوجه خود مى کنند و با گذاشتن دست به روى سنگ قبر سعى در برقرارى
ارتباط با او دارند. با شستن سنگ قبر به وسیله آب یا گلاب، سنگ قبر تمیز مى شود و هویت
خاک گرفته متوفى عیان مى گردد، گویى با این کار به شست وشوى عزیز از دست رفته مان مى
پردازیم و به او اعلام مى کنیم که: تو تنها نیستى و ما هنوز در کنارت هستیم، کمکت مى
کنیم. شاید با چیدن خیراتى روى سنگ قبر، چون پیشینیان خوراکى براى مرده فراهم مى کنیم
که نشان دهنده تفکر زندگى پس از مرگ است و با حضور دیگران و شخص متوفى جشنى به پا مى
کنیم تا میت احساس تنهایى نکند. بسیارى از خانواده ها در کنار قبر مشغول خوردن و آشامیدن
هستند، انسان ها به هم پیوسته اند و نیاز به همزیستى با هم دارند چنانچه حتى بعد از
مرگ هم نباید یکدیگر را تنها بگذارند. کودکان با مشاهده این صحنه ها متوجه این پیوندها
و اهمیت زندگانى اجتماعى و همچنین اهمیت افراد فوت شده مى شوند. بازدید از گورستان
مى تواند نوعى بازسازى هنجارهاى اخلاقى را به وسیله یادآورى مرگ و حساب و کتاب قیامت
در پى داشته باشد و در نتیجه کارکردى اخلاقى ایفا کند. گورستان، انسان را به گذشته
و آینده پیوند مى دهد زیرا افراد با زیارت اموات، گذشته، تاریخ، خاطرات و اصل و نسب
خود را یادآور مى شوند. همچنین آینده محتوم و نه چندان دور خود را نیز نظاره مى کنند
و به سفرى به اندازه طول تاریخ مى روند. شاید مهم ترین کارکردهاى مراسم تدفین، آرامش
و تسلى گرفتن بستگان و نزدیکان متوفى است.

خانواده اى که یکى از نزدیکان و شاید نان
آور خود را از دست داده با مشاهده دوستان و خویشاوندان دراطراف خود درمى یابد که هنوز
کسانى هستند که مى توان از لحاظ عاطفى و اقتصادى به آنها تکیه کرد. در اینگونه مراسم
ها همکارى و محبت شدیدى در جریان است و هر کسى هر کارى بتواند انجام مى دهد. یکى هماهنگى
هاى لازم و کارهاى ادارى مربوط به کفن و دفن را انجام مى دهد، دیگرى وسیله ایاب و ذهاب
را فراهم مى کند، یکى مشغول پذیرایى است و آن یک مشغول دلدارى دادن به بستگان متوفى
است. شاید ما هنگام این گونه همکارى ها در وهله اول در حال کمک کردن به خودمان باشیم؛
زیرا مى دانیم که مطمئناً خودمان هم دچار همین داستان خواهیم شد. به هر حال محیط گورستان
و مراسم خاکسپارى محیطى است که در این جامعه ماشینى بدون روح، عواطف و احساسات انسانى
را بیدار مى کند. دفن شدن مردگان در کنار هم در محیطى به نام گورستان، باعث مى شود
تا تمام کسانى که شخصى را از دست داده اند نیز در آنجا جمع شده و با مشاهده یکدیگر
بفهمند که آنها در این مصیبت تنها نیستند.

این نکته جالب در واقع نشان دهنده نوعى همبستگى
مکانیکى بین انسان ها در محیط گورستان است. در آنجا انسان متوجه شباهت هایش با دیگران
مى شود. مى بینید که دیگران هم کسى را از دست داده اند. یکى از بزرگ ترین شباهت ها
بین انسان ها شاید همین باشد که همه آنها دچار اتفاقى به نام مرگ خواهند شد.

در بسیارى از شهرهاى دنیا با این که گورستان
ها را درون فضاهاى شهرى مى سازند ولى باز همواره گورستان ها اماکنى خلوت هستند ولى
این قضیه لااقل در مورد بهشت زهراى تهران به هیچ وجه صدق نمى کند. با این که بهشت زهرا
خارج از شهر و نسبتاً دور از شهر است ولى همه روزه و بالاخص پنجشنبه ها پذیراى جمعیت
زیادى از مردم است. روابط عمیق با اموات نشان دهنده بقایاى تفکرات سنتى و دینى ما ایرانیان
است. روابطى که مبتنى بر خون و خاک و قبیله و خویشاوندى است. این روابط قومى است که
به ما هویت مى بخشد و باعث رشد و پیشرفت ما در زندگى مى شود. حتى آینده شغلى و اقتصادى
ما معطوف به حمایت هاى خانوادگى، خویشاوندى و استفاده از این روابط است.

گورستان جایى است که مردگان در آن اجتماع
مى کنند. در واقع انسان حتى اگر مرده هم باشد نباید تنها و در مکانى پرت، دفن شود بلکه
باید در کنار سایر انسان هایى که دچار پدیده مرگ شده اند قرار گیرد!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه