گفتمان اس ام اس در جامعه امروز ایران

نویسنده:

منبع: وبگاه دکتر نادری

زمان انتشار: ۱۴:۲۶ ۱۳۹۲/۰۷/۲۲

گفتمان هم صورتي خاص از كاربرد زبان است، و هم صورتي خاص از تعامل اجتماعي. گفتمان يك رويداد ارتباطي كامل در يك موقعيت اجتماعي است و نه تنها شامل مشخصه‌هاي مشهود كلامي و غيركلامي و تعاملات اجتماعي و كنش‌هاي كلامي و نوشتاري مي‌شود، بلكه علاوه بر آن شامل آن دسته از بازنمودهاي شناختي و راهبردهايي نيز مي‌شود كه در جريان توليد، بازتوليد و ادراك گفتمان ايفاي نقش مي‌كنند.

مقدمه

گفتمان در نظريه فرهنگي مدرن ، دال بر وجود پيكره يا مجموعه‌اي از گزاره‌ها و قضاياي منسجم و بهم پيوسته‌اي است كه با تعريف و مشخص ساختن يك موضوع، شيء و يا محمول و با ايجاد مفاهيمي براي تحليل آن موضوع يا محمول ارزيابي دقيقي از واقعيت ارائه مي‌دهد (مكل دانل، 22: 1380).

سه بعد اصلي در گفتمان به چشم مي‌خورد كه عبارتند از: 1- كاربرد زبان 2- برقراري ارتباط ميان باورها و شناخت 3- تعامل در موقعيت‌هاي اجتماعي (اي و دايك، 18-17: 1382) . وظيفة اصلي مطالعه گفتمان، فراهم آوردن توصيفي يكپارچه از اين سه بعد است. گفتمان يك پديدة علمي، اجتماعي و فرهنگي است و كاربران يك زبان وقتي در يك گفتمان مشاركت مي‌كنند، در واقع صورتي از كنشي اجتماعي را مرتكب شده و از تعاملي اجتماعي سود مي‌جويند.

هنگامي كه به گفتمان به مثابة كاركرد و كاربرد زبان توجه كنيم، مي‌توانيم جنبه‌هاي ارتباطي و تعاملي آنرا شناخته و از رهگذر تبيين گفتمان به مثابة رخدادي ارتباطي مي‌توان دربارة انواع خاص كاربرد زبان و گفتمان يا قلمرو اجتماعي آنان سخن گفت و به اصطلاحاتي چون گفتمان پزشكي، گفتمان سياسي، گفتمان حقوقي و … دست يافت.

مفهوم گفتمان SMS نيز در اين چشم‌انداز است كه متولد شده و مورد بررسي نوشتار حاضر است. SMS يا سرويس پيام كوتاه[1] ، در واقع پروتكلي است كه انتقال و تبادل پيامهاي كوتاه متني بين تلفن‌هاي همراه، دستگاههاي فكس و آدرس‌هاي IP اينترنت را ممكن مي‌سازد.

نگاهي كوتاه به پيامهاي رد و بدل شده و رايج در تلفن‌هاي همراه در ايران، بخوبي نشان مي‌دهد كه كاركردهاي ثانويه و اهداف پنهان در راه‌اندازي اين مجموعه، جايگزين اهداف اوليه و اصلي كه همانا اطلاع‌رساني صرف است، گرديده است و از اين نظر به توليد گفتماني جديد با ويژگي‌هاي خاص منجر گرديده است.

تحقيق حاضر به دنبال بررسي و تحليل محتواي پيامهاي تلفني در ايران است كه براساس چارچوب تئوريك نظامهاي فكري فوكو به اين مسأله مي‌پردازد.

گفتمان

گفتمان چيست؟ واژة گفتمان[2] كه امروزه حجم عظيمي از مطالعات اجتماعي در حيطه‌هاي مختلف علوم اجتماعي، اعم از انسان‌شناسي، زبان‌شناسي اجتماعي، جامعه‌شناسي و ارتباطات اجتماعي را به خود اختصاص داده، سابقة آن در برخي از منابع به قرن 14 مي‌رسد و از واژة فرانسوي [dis-koor] discours و لاتين discurs-us بمعني گفتگو، محاوره، گفتار، و از واژة discursum/discurrer به معني طفره رفتن، سرباز زدن، دويدن در جهات مختلف و … مشتق گرديده است (نوذري، 10: 1380).

فرهنگ 20 جلدي انگليسي آكسفورد (1989)، ذيل مدخل discourse، تعاريف كاربردي متعددي را ارائه داده است كه با توجه به موضوع مورد بررسي، ما تعريف زير را برمي‌گزينيم: «شرح و تفسير گفتاري (شفاهي) يا نوشتاري (كتبي) يك موضوع، پرداختن به موضوعي به صورت شفاهي يا كتبي كه طي آن موضوع مذكور به طور مفصل مورد بررسي قرار گيرد» (مك دانل، 13-10: 1380).

آنگونه كه آمد، ريشه مفهوم discourse را مي‌توان در فعل يوناني discurrere به معني حركت سريع در جهات مختلف (dis = در جهات مختلف، currere = دويدن يا سريع حركت كردن) يافت (عضدانلو، 16: 1380).

گرچه اين مفهوم، چنانكه آمد، به معني تجلي زبان در گفتار يا نوشتار بكار برده مي‌شود، ولي همانطور كه از ريشة آن پيداست، در علم بيان كلاسيك، بر زبان (نوشتاري و گفتاري) بعنوان حركت و عمل تأييد مي‌شده. به عبارت ديگر كلمات و مفاهيم كه اجراي تشكيل دهندة ساختار زبان هستند، ثابت و پايدار نبوده و در زمان‌ها و مكان‌هاي متفاوت ارتباطات آنها دگرگون شده و معاني متفاوتي را القا مي‌كنند كه دگرگوني اين ارتباطات، خود زاده و معلول شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و … است و چون اين شرايط ثابت و پايدار نيستند و مدام در حال توليد و بازتوليد در اشكال مختلف هستند و دگرگوني جز لاينفك آنهاست، ساختار زبان نيز كه توضيح دهندة اين شرايط است، نمي‌تواند ثابت و پايدار بماند.

پرواضح است كه كلمات و مفاهيم تنها ابزارهاي برقراري ارتباط افراد نيستند، و از اينرو گفتمان‌ها فقط منحصر به كلمات، عبارات و جملات (در صورت نوشتاري يا گفتاري) نبوده بلكه علائم و كنايه‌هاي غيركلامي نيز در شكل دادن به آنها نقش مؤثري دارند.

گفتمان هم صورتي خاص از كاربرد زبان است، و هم صورتي خاص از تعامل اجتماعي. گفتمان يك رويداد ارتباطي كامل در يك موقعيت اجتماعي است و نه تنها شامل مشخصه‌هاي مشهود كلامي و غيركلامي و تعاملات اجتماعي و كنش‌هاي كلامي و نوشتاري مي‌شود، بلكه علاوه بر آن شامل آن دسته از بازنمودهاي شناختي و راهبردهايي نيز مي‌شود كه در جريان توليد، بازتوليد و ادراك گفتمان ايفاي نقش مي‌كنند.

به اعتقاد «كريس بالديك»، گفتمان معناي بسيار عام و گسترده‌اي دارد و هرگونه استفاده از گفتار يا نوشتار، يا هر نوع كاربرد گفتاري و نوشتاري مطالب و موضوعات در هر زمينه‌اي از معارف و دانش بشري را شامل مي‌شود (نوذري، 21: 1380). وي مانند سايرين و بخصوس «سوسور» (مدرسي، 1383) گفتمان را به آن دسته از واحدهاي زباني بلندتر از جمله اطلاق مي‌كند.

سه بعد اصلي در مفهوم گفتمان

تئون اي و ون دايك، سه بعد اصلي را در مفهوم گفتمان در نظر مي‌گيرند: 1- كاربرد زبان 2- برقراري ارتباط ميان باورها كه همان جنبة شناختي را شامل مي‌شود 3- تعامل در موقعيت‌هاي اجتماعي (اي و دايك، 18-17: 1382).

با اين فرض، چند رشته در مطالعه گفتمان، خواسته يا ناخواسته درگيرند: زبان‌شناسي، جهت  مطالعات خاص زباني و كاربرد زبان، روان‌شناسي، براي مطالعة باورها و اين كه چگونه با آنها يا ميان آنها و باورهاي ديگر ارتباط برقرار مي‌شود، و علوم اجتماعي، براي تحليل تعاملات در موقعيت‌هاي اجتماعي. به طور كلي وظيفة اصلي مطالعة گفتمان، فراهم آوردن توصيفي يكپارچه از اين سه بعد اصلي گفتمان است كه ذكر آن رفت. اينكه چگونه كاربرد زبان بر باورها و تعاملات مؤثر است يا برعكس، چگونه تعامل بر نحوة سخن گفتن مردم تأثير مي‌گذارد و يا اينكه باورها چگونه كاربرد زبان و تعاملات را كنترل مي‌كنند و در چه زمينه‌هاي اجتماعي، اين امر صورت مي‌گيرد، همه مؤيّد اين سه بعد اصلي در مطالعة گفتمان هستند.

اما به اعتقاد نگارنده، آنچه در بحث حاضر اهميت برجسته‌اي پيدا مي‌كند، بعد ارتباطي گفتمان در ارتباط با ساير ابعاد ديگر است و رويكرد ما در اينجا از منظر انسان‌شناسي ارتباطات و انسان‌شناسي زبان‌شناختي است. گفتمان آنگونه كه آمد، از ارتباط سه مقوله حاصل مي‌گردد: زبان و كاربرد آن، ارتباط و تعامل. هنگامي كه به گفتمان به مثابة كاركرد و كاربرد زبان توجه كنيم، مي‌توانيم جنبه‌هاي ارتباطي و تعاملي آنرا بشناسيم.

گفتمان به مثابة رخدادي ارتباطي؛ وجود گفتمان‌هاي مختلف

هنگامي كه ما گفتمان را همچون رخدادي ارتباطي تبيين مي‌كنيم، در حقيقت در پارادايمي قرار داريم كه به طور عام در مورد گفتمان بحث مي‌كند و در نتيجه، ما معمولاً دربارة انواع خاص كابرد زبان و گفتمان يا قلمرو اجتماعي آنها سخن مي‌گوييم و براي اينكار از اصطلاحاتي چون گفتمان پزشكي، گفتمان سياسي، گفتمان قدرت، گفتمان ترس، گفتمان منطق، گفتمان خشونت، و در بحث ما گفتمان SMS، بكار مي‌رود.

در نظرية فرهنگي مدرن، گفتمان دال بر وجود پيكره يا مجموعه‌اي از گزاره‌ها و قضاياي منسجم و بهم پيوسته‌اي است كه با تعريف و مشخص ساختن يك موضوع، شيء يا محمول و با ايجاد مفاهيمي براي تحليل آن موضوع يا محمول، ارزيابي دقيقي از واقعيت ارائه مي‌دهد (نوذري، 22: 1380). براي مثال، گفتمان پزشكي، گفتمان حقوقي، گفتمان زيبايي‌شناسي و …

در اينجا بخوبي سه بعد اصلي ذكر شده و اهميت بعد ارتباطي آن آشكار مي‌گردد. گفتمان‌هاي مشخص كه براساس آنها گزاره‌ها يا قضاياي منطقي ساخته يا اقامه مي‌شوند، ضمن نظارت بر انواع ارتباط‌هاي ممكنه بين آراء و نظرات مختلف، مفروضات معيني را دربارة نوع شخص يا اشخاص مخاطب ارائه خواهند كرد.

زبان گفتمان

زبان نوشتاري كه حاصل از متن است و زبان گفتاري كه حاصل ارتباط شفاهي و تعامل رو در رو[3] ، هر دو در مبحث كلي گفتمان جاي مي‌گيرند. بعبارتي بررسی مطالعات گفتماني، همانا بررسي گفتگو و متن در چارچوب زمينه يا بافت است. اما بافت چيست؟

بستر اجتماعي گفتمان

گفتمان، پديده، مقوله يا جرياني اجتماعي است. به تعبير ديگر و بهتر، گفتمان جريان و بستري است كه داراي زمينه‌اي اجتماعي است‌ (مك دانل، 56: 1380 و اي و دايك، 80: 1382).

كاربران زبان، آنگاه كه در يك گفتمان مشاركت مي‏كنند، (مثلاً در يك مكالمه يا ديگر اشكال گفتگو يا يك متن)، در واقع كنشي اجتماعي انجام مي‏دهند و در تعاملي اجتماعي شركت مي‏جويند كه اين كنش، خود در بستر زمينه‏هاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي همچون جمع‏هاي دوستانه يا برخوردهاي حرفه‏ا‏ي و سازماني، در سطوح خرد و كلان، همچون مذاكرات پارلماني، بين‏الملي، منطقه‏اي و … صورت مي‏گيرد. پس گفتمان كنشي اجتماعي است كه در يك بافت يا زمينه خود را به منصة ظهور مي‏رساند.

گفتمان و كاربران آن در هر بافت اجتماعي، رابطه‏اي ديالكتيكي با بافت دارند. آنان در عين اينكه تابع محدوديت‏هاي بافت اجتماعي هستند، در ساختن يا تغيير آن نيز مشاركت فعال دارند. (اي و دايك 49:‏1382).  در ادامه به اين بحث بيشتر پرداخته خواهد شد.

درآمدي بر تكنولوژي‏ هاي جديد ارتباط جمعي

بي‏ترديد، از مهمترين شاخصه‏هاي عصر نوين، ظهور رسانه‏ هاي ارتباط جمعي است كه دنياي مدرن را از دنياي سنتي جدا نموده و بشر را با يك تجربة جديد اجتماعي روبرو مي‏سازد. تمامي رسانه‏ها از يك ويژگي مشترك برخوردارند و آن پيام رساني است. (اوحدي 55:‏1376).

رسانه در هر گونه تعريف، يا خود پيام است (مك لوهان) و يا اصلاً براي پيام‏رساني بوجود آمده است. رسانه‏هاي همگاني كه شاهكار عصر حاضر هستند، بنا بر ويژگي دارا بودن مخاطبين انبوه وامكان گسترش شبكه ارتباطي به لحاظ تكنولوژيكي (نادري 11:‏1382)، جهان را متحول ساخته‏اند.

ترديدي نيست كه ساختار چگونه فكر كردن، به چه فكر كردن، و جهان را از چه زاويه‏اي ديدن و اينكه انسان‏ها ارتباط خود را با جهان خارج در چه محوري مورد توجه قرار دهند، تابع اين رسانه‏هاست (طباطبايي 9:‏1381).

رسانه‏ها را مي‏توان به انواع مختلفي تقسيم بندي نمود. از قديم ترين رسانه كه روشن كردن آتش و دود است تا جديدترين رسانه كه اينترنت است، كماكان نقش رسانه همان پيام رساني و اجزاي آن فرستنده، گيرنده و پيام بوده و كماكان هستند. رسانه‏هاي مدرن از قرن 15 پا به عرصة وجود گذاشتند و هنوز نيز در عصر پست مدرن و جامعه اطلاعاتي مورد استفاده‏اند. از جمله اين رسانه‏ها مي‏توان به: كتاب.، مطبوعات، سينما، تلويزيون، راديو، موزيك، SMS و … اشاره نمود كه هر كدام خصوصيات خاص خود را دارا هستند.

رسانه‏ اي از راه دور، جديدترين نوع رسانه هستند كه در آنها زمان و مكان حذف شده و مفاهيم زمان و مكان به مفهوم «اينجا در خانه» (پيپل و بيلي 8-6:‏1997) تبديل مي‏گردد. بنا به نظر مك كوئيل (2001)، مشخصة اين رسانه‏ها چنين است: 1- بهره‏وري از تكنولوژي كامپيوتر 2- انعطاف‏پذيري به شدت بالا، 3- تعامل دو طرفه بالا 4- سروكار داشتن با فضاي عمومي و خصوصي 5- پايين‏ترين سطح تنظيم دهي 6- ارتباطات شديد درون و برون جامعه‏اي. (فياض، 1382). نكتة قابل توجه در بحث رسانه‏هاي جديد، جنبة دوگانة ارتباط است: انسان و تكنولوژي (مولانا 141-131:‏1371). از اينرو گرايش‏هاي معاصر در بررسي ارتباطات، سعي دارد اين فرايند را به مثابة يك كل همگرا بررسي كند كه در اين بررسي هر دو جنبة انساني (بعنوان فرستنده و گيرندة پيام) و هم جنبة تكنولوژيك بعنوان حامل پيام) مورد ارزيابي قرار گيرد. بعبارت ديگر، مفهوم فاصله‏گيري زماني و مكاني در تعبير گيدنز (عاملي 49-47:‏2002 و افروغ 120:‏1380) در جوامع انساني حال حاضر، به مدد جنبه‏هاي تكنولوژيك راه را بر برقراري ارتباط بين افراد و با فاصلة بسيار دور، تحت هر شرايطي ميسر ساخته است.

SMS نيز يكي از همين تكنولوژي‏ها و محصول بلافصل آنهاست كه امروزه در اكثر جوامع جهان به شدت رايج بوده و بالتبع داراي كاركردهاي مثبت و منفي بسياري براي استفاده‏كنندگان خود مي‏باشد، كه در نوشتار حاضر مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

SMS صرفنظر از معايب و نقص‏هاي خود كه مبتلا به بسياري از رسانه‏هاي عصر حاضر است، داراي مشخصه‏هاي ذكر شده در وصف رسانه‏هاي عصر مدرن و پسامدرن است كه كاربرد بسياري در زندگي روزمرة كاربران و نقش ويژه‏اي در شكل‏دهي افكار و زندگي روزمره آنان ايفا مي‏كند.

SMS چيست؟

سرويس پيام كوتاه[4] ، در واقع پروتكلي است كه انتقال و تبادل پيام‏هاي كوتاه متني بين تلفني‏هاي همراه، دستگاه‏هاي فكس و آدرسهاي IP اينترنت را ممکن می سازد . اين پيام‏ها همانگونه پيداست، بسيار كوتاه هستند: 160 حرف براي پيام‏هاي با زبان‏هاي مشتق از لاتين و حداكثر 70 حرف براي زبانهاي غير لاتين مثل فارسي، عربي و چيني.

زماني كه يك پيام SMS ارسال مي‏شود، توسط يك مركز سرويس پيام‏هاي كوتاه[5] دريافت شده و سپس از طريق اين مركز به دستگاه تلفن همراه مورد نظر فرستاده مي‏شود.

براي انجام اين كار، مركز SMSC به منظور يافتن فرد سيار موردنظر درخواستي را به ‏ثبت كنندة مكان خانگي[6]  ارسال مي‏كند. زماني كه HLR درخواست را دريافت كرد، وضعيت مشترك را مشخص مي‏كند كه داراي دو حالت است: 1- فعال يا غير فعال است 2-داراي خط سير مشترك است. چنانكه مشترك غير فعال باشد، مرکز پيام را براي مدتي نگه خواهد داشت. زماني كه مشترك به دستگاه خود دسترسي يافت. HLR يك پيام هشدار كوتاه به مرکز مي‏فرستد و مرکز مجدداً پيام را ارسال مي‏كند. پس از آن SMSC پيامي را با قالب P2P و SMD به مركز خدمات انتقال مي‏دهد. اين سيستم، دستگاه را فراخواني مي‏كند و اگر پاسخي دريافت كرد، پيام ارسال مي‏شود. بدين ترتيب مرکز تأييديه‏اي مبني بر دريافت پيام توسط كاربر دريافت مي‏كند و اين پيام را بعنوان پيام ارسال شده طبقه‏بندي مي‏كند تا ديگر ارسال نشود.

GSM و SMS:

GSM كه مخفف Global system for mobile technology است، شايع‏ترين سرويس در اروپا و آسياست. (مشاطيان، 1383) برخلاف آمريكا كه از نوع ديگري از سيستم‏هاي بي‏سيم در آن استفاده مي‏شود، GSM تقريباً در تمام كشورهاي دنيا استفاده شده و به يكي از فراگيرترين استانداردها تبديل شده است.

اتحادية GSM در دوبلين ايرلند و لندن مستقر بوده و  مالك بيش از پانصد ماهواره، عملگرهاي G3، كارخانجات و تهيه‏كننده خدمات ديگراست كه در بيش از 200 كشور جهان فعال است. شركت‏هاي بزرگي چون NOKIA و LUCENT كه در زمينه تكنولوژي‏هاي ارتباطي فعاليت مي‏نمايند، عضو اتحاديه آن هستند. اين گروه كه در سال 1995 تشكيل شد، تلاش مي‏كند تا استاندارد GSM را در آمريكاي شمالي نيز رواج دهد. كشور ايران نيز يكي از كاربران اين استاندارد بوده و سيستم خود را بر اين اساس قرار داده است.

كاركردهاي SMS

با استفاده از SMS مي‏توان پيامهاي كوتاه و خاص را ارسال و دريافت نموده و در وقت و پول خود صرفه‏جويي كرد. براي هر پيغام، نرخ 30 درصد ارتباط تلفن همراه به تلفن همراه (يك سوم نرخ يك مشترك درسيم كارت) منظور مي‏گردد و طول پيام از يك كاراكتر تا 160 كاراكتر تفاوتي در نرخ آن ندارد. بعبارتي يك بسته[7] مي‏تواند ميان 1 تا 160 كاراكتر بوده و هيچ تفاوتي ميان پيام‏هاي كوچك و بزرگ وجود ندارد.

لذت بخش بودن، خصيصة ديگر ارتباط از طريق اين رسانه مي‏باشد كه منجر به بوجود آوردن ابداعات بيشماري در نحوة اين ارتباط توسط كاربران شده است. بعنوان مثال كاربران براي غلبه بر محدوديت تعداد حروف، زبان خاص خود را ابداع كرده‏اند كه روز به روز توسعه بيشتري مي‏يابد. تلفيقي بودن، از ديگر مزاياي اين رسانه تلقي مي‏شود. در بسياري از كشورها كه استفاده از كامپيوترهاي شخصي، اينترنت، تلفن همراه و حتي پيجر رواج دارد، اكنون نقش رسانة SMS تلفيقي از كاركرد رسانه‏هاي ذكر شده گرديده است. چرا كه براي استفاده از رسانة اينترنت از طريق كامپيوتر، نياز به نشستن بر پشت ميز وجود دارد اما SMS همه جا همراه كابران بوده و بخوبي نقش پيجر و تلفن را نيز ايفا مي‏نمايد. اين سيستم به مقدار زيادي شبيه سرويس چت از طريق يا هو يا MSN شده است. كاربر در هر لحظه پيام كوتاهي ارسال نموده ومخاطب نيز همان لحظه پيام را دريافت كرده و پاسخ مي‏دهد.

ارائه سرويس‏هايي چون ارسال پيام از تلفن همراه به ياهو مسنجر ارسال ايميل بوسيلة تلفن همراه، ارسال پيام كوتاه از وب به موبايل و ايجاد خبرنامه و گزارش وضعيت آب و هواي شهرها و سرويس‏هايي چون اطلاع از موجودي بانكي (بانك سپه- ملي و توسعه صادرات) و اطلاع‏ از آخرين اطلاعات پروازها از ديگر كاركردهاي مثبت رسانة SMS است. بطور كلي وجود مزاياي ذكر شده و كاركردهاي گفته شده است كه استفاده از اين رسانه را اينقدر در سراسر جهان رايج كرده است. بطوري كه تنها در ايران هر هفته بطور متوسط 11 ميليون پيام كوتاه نوشتاري توسط كاربران رد و بدل شده (كريم بيگي، 1382) يا 380 هزار نفر در آلمان به اين رسانه معتاد بوده (عياران نيوز 1383)، يا اينكه فقط در يكروز در بريتانيا (روز اول سال 2005 ميلادي)، بيش از 150 ميليون پيام كوتاه از طريق تلفن همراه رد و بدل مي‏شود. (هموطن سلام، 18 دي ماه 1383)

SMS، كژكاركردها و اشكالات كار

از نظر مرتون كژكاركرد عبارتست از پيامدهاي منفي يك بخش نظام بر بخش‏هاي ديگر (ريتزر 6-145:‏1382). از جمله كژكاركردهاي SMS كه بسيار شايع است، و بخصوص از كاركردهاي منفي و نامناسب رسانة SMS مي باشد، مسألة مزاحمتهاست. دو نوع مزاحمت از طريق ارسال SMSهاي ناخواسته براي مشترك ايجاد مي‏شود: نوع اول ارسال پيام فرد به فرد است كه طبق قانون موجود مزاحمان تلفني با آنان برخورد مي‏شود. نوع دوم، پيام‏هاي SMS انبوهي است كه بعنوان پيام تبليغاتي براي مخاطبان ارسال مي‏گردد، كه نوع اخير بيشترين حجم مزاحمتها را تشكيل مي‏دهد. به مزاحمتهاي ناخواسته در زبان الكترونيك Spam (اسپم)‏گفته مي‏شود.

اسپم نامه‏هايي است كه بدون اجازه صاحب صندوق يا موبايل براي وي ارسال مي‏شود. تبريك يا تسليتهاي ناخواسته، سالگرد تأسيس فلان بانك يا شركت و …، حجم كلاني از اسپم‏ها را به خود اختصاص داده است. (رسول‏زاده، 1382) از جمله اشكالات ديگر كار با اين رسانة جديد، مي‏توان به ارسال با تأخير پيام‏هاي فرستاده شده توسط كاربران اشاره نمود.

گفتمان SMS:

آنگونه كه آمد، هنگامي كه ما گفتمان را به مثابة يك امر ارتباطي تبيين مي‏كنيم كه داراي دو بعد ديگر (زبان و بافت) نيز مي‏باشد، از گفتمان‏هاي خاص استفاده مي‏كنيم گفتمان SMS نيز اينچنين است. چرا كه ما SMS را به مثابة يك امر ارتباطي داراي زبان خاص و شكل گيرنده در يك بافت اجتماعي خاص درنظر گرفته‏ايم. اينجاست كه ما با گفتمان SMS سروكار داريم.

شايد در آغاز راه اندازي سيستم، پيش‏بيني اين نكته كه اين رسانه همچون رسانه‏هاي ديگر عصر حاضر بتواند اينچنين تأثير گذار باشد، دور از دسترس اذهان تجربه گرا نبود. و واقعيت امروز نيز اين امر را بخوبي هر چه تمامتر مورد تأييد قرار مي‏دهد.

درونماية اصلي SMSها در ايران:

آنگونه كه آمد، سيستم پيام كوتاه، در ابتدا با قصد اولية اطلاع ‏رساني به عرصة ارتباطي ايران وارد گرديد، اما همانگونه كه رابرت مرتون ذكر مي‏ كند يك سيستم هميشه داراي كاركردهاي اوليه و اهداف خواسته نيست (ريتزر 147:‏1382 و تنهايي 172:‏1371) بلكه اهداف و كاركردهاي ثانويه پيامد بعدي سيستم و شكل‏گيري سيستم هستند كه بعضا ممكن است هدف اول را واپس زده و خود جايگزين آن گردند. اين واقعه در انديشه بودريار خود را به نام وانموده[8] مي‏نماياند (بودريار 18:‏1380) و اين همان تفكر وارونگي شگفت‏انگيز اهداف اوليه است كه سردمدار اين تفكر نقاد كسي جز ژان بودريار متفكر فرانسوي پست مدرن نيست . (الخباز 330:‏81-1380)

نگاهي به پديدة SMS نيز مؤيد اين نكته و اين واقعيت شگفت‏ انگيز است كه امروزه كاركردهاي اوليه تا حدودي به دست فراموشي سپرده شده و اين سيطرة كاركردهاي ناخواسته و ثانويه است كه بر پيكرة پديدة SMS پنجه افكنده و او را در كام خويش گرفته است. بافت غالب و حاكم بر پديدة SMS را امروز در ايران نه پيام‏ رساني و اطلاع‏رساني كه طنز و جوك تشكيل مي‏دهد. نگاهي كوتاه به صندوق های ورودی و خروجی تلفن‏هاي همراه هر فرد ايراني به خوبي شاهدي به اين مدعاست.

SMS و طنز

طنز از گذشته ‏هاي دور در فرهنگ ايرانيان رواج بسيار داشته (حلبي 1364، 1377 و جوانبخت 1379) اما در كنار طنز كه محصولي نخبه و فردي است، جوكها كه پديده‏اي جمعي و غير نخبه هستند، رواج يافته است كه پژوهش در مورد علل و پيامدهاي آن درعرصه‏هاي فرهنگي و اجتماعي موضوع اين گفتار بوده و حتي مجالي بيش ازاين مي‏طلبد.

در واقع جوك و طنز، عنصر محوري فرهنگ خنده و فرهنگ عاميانه[9]  بوده و در حقيقت انعكاسي از وضعيت اجتماعي و واقعيت‏هاي اجتماعي جوامع دارد. انعكاسي كه در نهايت به گو‏نه‏اي بازانديشانه منجر به خلق و ابداعي جديد و تغيير در موضوع اصلي و نهايتاً محو موضوع اصلي (وانموده در انديشة بودريار) خواهد شد.

درونماية اصلي جوك ها و به عبارتي SMSها در جامعة امروز را درونمايه‏ هاي جنسي، مذهبي و سياسي تشكيل مي‏دهند كه غالباً در جوي كاملاً ضدقوميتي به تصوير كشيده مي‏شوند و از اين ميان، جوكهاي جنسي حجم وحشتناكي به خود اختصاص داده‏اند، و بيانگر تراز نامة ارزشي منفي بيان نشدة مردم در باب اين سه درونمايه هستند كه در اين فضا خود را به معرض نمايش مي‏گذارد و در نهايت به گونه‏اي بازانديشانه با شكستن و نفي ارزشها و هنجارهاي جنسي و اخلاقي و نقض و شكستن تقدسات و تحقير و تخطئه ايدئولوژي سياسي و رهبران سياسي، معرفت و ارزيابي افراد در مورد اين امور در ردة شناختي و ذهني تغيير خواهد كرد. (رحماني 1381)

جوك ها بيانگر جو اجتماعي و فرهنگي جامعه هستند و از آنجا كه جوك امري كاملاً ذهني و فرهنگي است، (چرا كه اين قواعد فرهنگي و ارزشهاي دروني شده در هر فرهنگ و هر شخص هستند كه تعيين‏كنندة خنده‏دار بودن يك امر هستند) (حيدري، زهرا 3:‏1378)، ويژگي‏هاي فرهنگي هر جامعه را در سطح فرهنگ عمومي و فرهنگ توده[10] به نمايش مي‏گذارد.

فرهنگ Longman، مشخصاً از دو نوع جوك نام برده است: 1- جوك كثيف[11]  كه در مورد مسائل سكسي بوده و مردم بگونه‏ اي آن را توهين آميز تلقي مي‏ كنند و منجر به شكسته شدن تابوها در حيطة مسائل جنسي مي‏شود (فكوهي 1383)‏2- جوك هاي خصوصي[12]  كه همان جوك هاي مخفي و رازگونه مي‏ باشند. (Longman: 1993: 611) به جرأت مي‏توان گفت گفتمان SMS امروز ايران، بيشتر تحت سيطرة جوك هاي كثيف است كه نشان از ارزشهاي فرهنگي و شرايط اجتماعي (Apte, 1992: 71) امروز جامعة ايران و بخصوص در سطح عاميانه دارد كه عموماً تمايل به ساختارشكني[13] و ضد ساختاري بودن (رحماني 1381) داشته و پيامد تغيير دهندگي فرهنگي دارد و همگان را به شركت در جرم دلپذير هنجار‏شكني دعوت كرده و در ذات خود رفتاري آشفته‏ساز و ضد نظام (وكيلي 44:‏1381) است.

شرح مختصري از محتواي SMSها

از ميان حدود 240 SMS جمع ‏آوري شده از اقشار مختلف مردم (دانشجو، كارمند، بازاري، محصل و …) و تفكرات مختلف (مذهبي، سكولار، لائيك، معتقد) و گرايش‏ هاي مختلف (چپ، راست، مستقل) 169 جوك صرفاً جنسي، 24 جوك مذهبي- جنسي و 15 جوك سياسي- جنسي به چشم مي‏ خورد. البته به دلايلي از قبيل عدم ضرورت و رعايت هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي از آوردن مستقيم جوكها در اين نوشتار خودداري شده است. در نگاهي گذرا به اين جوكها، مي‏توان محتواي آنان را اينگونه برشمرد:

جوكهاي جنسي (sexy)

محتواي جوكهاي جنسي عمدتاً به نفي ارزش‏هاي رايج در فرهنگ ايراني برمي‏گردد كه عبارتند از:

1- رواج همجنس‏بازي، از طريق تخطئه ارزش‏هاي موجود جامعه 2- نفي ارزش‏هاي زنان در حيطة حيا و عفت 3- نفي پايبندي جنسي زن و شوهر نسبت به يكديگر 4- نگاه ابزاري صرف به زنان در حوزة جنسي 5- هجو و هزل شاعران بزرگ پارسي و بزرگان ادبيات ايران در حيطة سكس 6– تمسخر شخصيت‏ هاي سينمايي و كارتوني در حيطة جنسي 7- رواج بي‏ غيرتي در مردان نسبت به مسائل جنسي مربوط به زنانشان. 8- تحقير شديد تفكر ايرانيان در حيطة جنسي و تعريف از غرب و رواج گرايش به غرب‏ در اين مسأله 9- تحقير زنان و دختران در حيطة سكسي و احساس برتري مردان نسبت به آنان 10- نگاه ‏ابزاري به عشق و نفي تفكر عشق متعالي 11- نگاه جنسي به قوانين علمي در حوزة طبيعي 12- رواج و لنگاري و باصطلاح بي خيالي جنسي 13- مقايسة شخصيت انسان با اعضاي جنسي او و تأكيد بر هويت‏ هاي جنسي 14- هجو ازدواج شرعي و تأكيد بر بي بندوباري اجتماعي 15- تأكيد بر هنجار شكني جنسي در حوزة اجتماعي 16- نگاه كاملاً ابزاري به ازدواج و اينكه ازدواج صرفاً جهت فرونشاندن ميل جنسي است، نه چيزي بيش از آن. 17- رواج ارزش‏ هاي جنسي غرب در نحوه و نوع همبستري كه عموماً توسط فرهنگ شرقي مورد پذيرش نيست. 18-هجو شخصيت‏ هاي تاريخي كه به نوعي چهرة مثبت داشته و مورد احترام هستند و مردم و حكومت سعي در حفظ نام آنان با نامگذاري خيابان‏ها و اماكن بنام آنان دارند. 19- تأكيد برجهانی  بودن جنبه‏هاي سكس در فرهنگ‏هاي مختلف و يكساني تفكرات در انسانهاي فرهنگ‏هاي مختلف در اين مورد 20- هجو تبليغات تلويزيوني و اعتراض به آنان در حيطة جنسي 21- رواج سكس با غير همنوع (حيوانات و …) 22- تمسخر نظم جنسي وتأكيد بر هرج و مرج در اين حيطه 23- وارد نمودن اصطلاحات رايج در حيطة رسانه‏هاي ارتباط جمعي و گفتمان الكترونيكي به حوزة سكس و تطبيق آنان با آلات جنسي 24- رواج ارزش هاي منفي نظير روسپيگري در جامعه 25- تابو شكني در حوزة جنسي از طريق رواج فحش‏هاي ركيك به محارم 26- تمسخر تفكر سنتي ايراني در مورد ازدواج و بچه‏ دار‏شدن و تأكيد بر دست و پاگير بودن فرزندان در زندگي جنسي والدين 27- تأكيد بر طبقات مختلف اجتماعي و سلايق آنان در حيطة جنسي 28- شكستن‏ هنجارهاي كلامي و رواج فرهنگ فحش و كلمات ركيك در اين حيطه. 29- هجو زنان در حيطة سكس. 30- قائل شدن معناي جنسي براي واژه‏هاي رايج در زبان. 31- تأكيد بر نقش تاريخي منفعل بودن زنان در حيطة جنسي.

جوك‏هاي مذهبي:

آنگونه كه آمد، جوك‏هاي رايج در حوزة مذهبي نيز به شدت آلوده به مسائل جنسي بوده و ملهم از اين تفكر. عمدة محتواي جوك هاي سكسي- مذهبي بدين شرح است:

1- تحقير اعتقادات ديني و مذهبي در مورد ارزش‏هاي جنسي و تخطئة ايدئولوژي مذهبي با ابزار تخريب شخصيت‏هاي مذهبي 2- فحش ركيك به شخصيت‏هاي منفي مذهبي در حوزة تاريخي كه نفرت از آنان از طريق مناسك بازتوليد مي‏شود، نظير يزيد و … 3- تخريب ارزش‏هاي جنگ كه پيوندي ناگسستني با اعتقادات مذهبي دارد. 4- تخطئة احكام مذهبي در مورد ممنوعيت سكس با نامحرم 5- هجو دعاهاي وارده در مذهب و احكام مذهبي در موارد مختلف اعم از همبستري، شب زفاف و … 6- دادن صفات جنسي به شخصيت‏‏هاي مذهبي و ساختن و نقل احاديث جنسي از آنان 7- تمسخر تفكرات پايه‏اي تشيع، مانند اعتقاد به شفاعت، شفا، مهدويت و … 9- هجو آيه‏‏هاي قرآن و ساختن آيه‏هاي جعلي در مورد سكس 10- تخريب اعتقادات مذهبي چون عاشورا و محرم و رواج نگاه جنسي در مورد اين ايام 11- تمسخر فلسفة آفرينش در فرهنگ ديني از طريق نسبت دادن آن به سكس 12- نفي حقايق مسلم مورد تأكيد اديان نظير مرگ و … 13- تخطئة روحانيون و تأكيد بر رياي مذهبي در شخصيت آنان 14- رواج تاريك‏بيني و سيه‏نگري در حيطة اجتماعي توسط تخطئة نگاه مذهبي به ازدواج.

جوك ‏هاي سياسي

از آنجا كه بعد از انقلاب 1357 ايران ( 1979م )، كه انقلابي كاملاً ديني و منطبق با معيارهاي مذهبي بوده و در تدوين تمامي امور اعم از قانون اساسي و طرح‏ريزي هنجارهاي اجتماعي و ايجاد پشتوانه براي آنان، مذهب نقشي برجسته داشته است، و تمامي حوزه‏ها اعم از سياسي، اقتصادي، فرهنگي و … بنوعي تحت تأثير دين و ملهم از اعتقادات ديني بوده است، و تنها عنصر مشروعيت بخشي به حيطه اجتماعي و سياسي دين بوده (بشيريه 1381)، لذا جوكهاي سياسي نيز جنبة مذهبي داشته و بالعكس بسياري از جوكهاي مذهبي آغشته و به حوزة سياست‏اند. فلذا نفي حوزة سياست و تخطئة آن، ارتباط مستقيم با منبع مشروعيت آن (دين) دارد.

محتواهايي چون: تخطئة ايدئولوژي انقلابي از طريق يادآوري شعارهاي اول انقلاب و انطباق آنان با حيطه ‏هاي جنسي، هجو جناح‏ها و جناح‏بندي‏هاي سياسي عمده در كشور كه عمدتاً مشهور به دو جناح راست و چپ مي‏باشند و … . نشانگر مدعاي بالا هستند.

آنچنان كه ذكر گرديد، بيش از 90 درصد جوكهاي مطرح شده در اين سه حوزه (جنسي، سياسي و مذهبي)، در هاله‏ اي از گرايشات قومي قرار داشته كه كاربر آن از حوصلة اين نوشتار بيرون بوده و سعي نگارنده در اينجا بر تحليل محتواي جوكهاي رايج در سه حوزة گفتمان جنسي، سياسي و مذهبي و نتايج حاصل ازرواج اين گفتمان در عينيت جامعه بوده است.

تحليل SMSها براساس نظريه سيستم‏هاي فكري فوكو:

فوكو با بهره‏ گرفتن از مفهوم نظام‏هاي فكري[14] ، يا شناخت[15] ، موجوديت فكر را برحسب گفتمان توصيف مي‏كند. (عضدانلو 4-53: 1380) فوكو تحت تأثير متفكراني چون بنو نيست و هايدگر، گفتمان را به مثابة راهي براي مادي كردن زبان برمي‏گزيند كه از اين طريق، افراد در ارتباط با يكديگر و دنيايي قرار مي‏گيرند كه در آن ساكنند.

او الگويي را كه صراحتاً فكر را بعنوان يك پديدة ذهني يا بعنوان يك قلمرو برتر متعالي ارزش‏ها يا صور ازلي و ابدي مي‏بيند، مردود مي‏شمارد. با تكيه بر گفتماني بودن تفكر، فوكو توجه ما را به اين نكته جلب مي‏كند كه تفكر هميشه بخشي از شرايط تاريخي است كه تعريف كنندة اجتماع بوده و هست.

با توجه به چارچوب تئوريك فوق، مي‏توان به اين نكته رسيد كه جوكهاي رد و بدل شده و رايج در گفتمان امروز SMS در ايران، اگر چه در اين مرحله شكل ذهني به خود گرفته و تنها جنبة عينيت آنان در عينيت نوشتاري است، و هنجار شكني‏هاي آنان صرفاً در حيطة سوژه به يكنوع واقعيت سوبژكتيو رسيده (فوكو107-101: 1980)، اما روند شكل‏گيري و پيشروي آنان مي‏‏تواند زنگ خطري براي به عينيت رسيدن ذهن و جنبة ابژكتيو يافتن سوژه باشد.

آنچنان كه مالينوفسكي مي‏گويد؛ هنجارهاي جامعه قبل از آنكه در عينيت جامعه شكسته شوند، در ذهن افراد جامعه مي‏شكنند (مالينوفسكي 2535) و بنابراين اگر چه همة اين موارد گفته شده در سطح ذهني و شناختي[16] هستند، اما آنچنان كه فوكو تأكيد مي‏كند، اين گفتمان به مثابة مادي كردن و عيني كردن ذهنيت‏ها و شكل‏گيري ابژه‏ها براساس آنان است.

بنابراين كاركرد منفي[17]  اين گفتمان، در تغيير شكل جنبه‏ هاي معرفتي و شناختي و به عينيت رسيدن آن در يك پروسة تاريخي رو به جلو مي‏باشد، كه تازه اين بخشي از قابليت‏هاي نظام زبان كه يك نظام فكري پيچيده (مدرسي 1383)‏ است مي‏باشد كه جنبة بروز يافته است. چرا كه از نظر فوكو گفتمان همان چيزي است كه ميان دو حوزه قيد و بندهاي زبان و امكانات ارتباطي نهفته در نظام زبان رخ مي‏دهد. (عضدانلو 2-51: 1380) و اينچنين است كه بروز ابعاد بيروني اين گفتمان، در به عينيت رسيدن اين تفكرات با استفاده از نظام ارتباطي مي‏تواند خطري جدي براي جامعه  و دارندگان نظام ارزشي و فكري يك جامعه باشد.

بدون شك پرداختن كامل به محتواي جوكها و گفتمان SMS امروز ايران مجالي بيش از اين را مي‏ طلبد چرا كه نوشتار حاضر، قطره ‏اي از درياي بيكران تحيل گفتماني به شمار مي‏رود، و شايسته است به نحو احسن بر اين پديدة گفتماني جديد و پيامدها و علل آن كار شود.

مؤخره:

اگر چه سيستم پيام كوتاه (SMS) در ابتدا با قصه اولية اطلاع رساني صرف و با كمك تكنولوژي‏هاي ديجيتال اطلاعاتي مدرن به عرصة گفتمان رسانه‏اي كشور وارد گرديد، اما در يك سير تاريخي كوتاه،اهداف پنهان اين تكنولوژي كه همانا توليد گفتمان سرگرمي و طنز و جوك است، جايگزين هدف اوليه و خواسته شد كه تبعات آن را مي‏توان در اين حيطه به وضوح شاهد بود.

حيطة طنز و جوك حيطة اصلي گفتمان SMS امروز ايران را متشكل مي‏شود كه عنصر محوري فرهنگ عاميانه[18] بوده و انعكاسي از وضعيت اجتماعي جامعه در خود دارد. درونماية‏ اصلي گفتمان SMS امروز ايران را سه حوزة جوكهاي جنسي، مذهبي و سياسي به خود اختصاص داده‏اند كه از اين ميان جوكهاي جنسي سهم عمده‏اي را به خود اختصاص داده است در واقع جوكهاي دو حوزة ديگر (سياسي و مذهبي) نيز آغشته به اين حوزه و تحت لواي اين حوزه بيان مي‏گردد، لذا اگر بگوئيم كه گفتمان عمدة SMS در ايران گفتماني جنسي است، كه غالباً خود را در حوزة جوكهاي كثيف[19] مي‏نماياند، سخن به گزافه نگفته‏ ايم.

گفتمان راهي براي مادي كردن زبان است كه از طريق آن، افراد در ارتباط با يكديگر و دنيايي قرار مي‏گيرند كه در آن سكونت دارند. با اين اوصاف، اگر چه گفتمان SMS در سطح سوبژكتيو و ذهني جامعه قرار دارد و تنها نمود عينيت آن در شكل نوشتاري آن در تلفن‏هاي همراه است، اما آنچنان كه گفته شد، رابطة سوژه و ابژه در تعريف گفتمان به عينيت رسيدن ذهنيت است و لذا همواره اين خطر وجود دارد كه در آينده اين جنبة ذهني خود را به عينيت جامعه منتقل كرده و نظم جامعه را آشفته و متلاشي گردانده و نظم جديدي با هنجارهايي متفاوت از هنجارهاي اخلاقي كنوني در پي افكند. حال برنامه‏ريزي فرهنگي در اين راه مي‏تواند راهگشاي بسياري از مسائل موجود و پيشگيري از تبعات آن در آينده‏اي نه چندان دور باشد.

منابع و مآخذ:

لاتين:

 1- Ameli saied Reza 2002, Gloalization, Americanization and british Moslem Identity, Icass press, London

 2- Apte, mahadev.l 1992, Hummorin: Bauman, Richard (1992), folklore, culture performan and popular Entertain ment, new york, oxford

 3- Foucoult, m, 1980, The history of sexuality, volume 1: An introduction, Tr by: Robert Hurley, Vintage books, new york

 4- Giddens, A, 1990, sociology, macmilan, London

5- people, James & Baily Garrick, 1997, Humanity (An interoduction to cultural Anthropology ), West Wadsworth, New york

فارسي:

1- اوحدي، مسعود، 1376، «جهاني شدن و …»، رسانه‏ها و فرهنگ، تهران: سروش

2- اي، تئون و دايك، ون، 1382، مطالعاتي در تحليل گفتمان، پيروز ايزدي و…، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‏ها.

3- افروغ، عماد، 1380، چالش‏هاي كنوني ايران، تهران: سوره مهر

 4- الخباز، يوسف، 1380 و 1381، معرفي توهم حياتي بودريار، فتحعلي آشتياني، فرهنگ و ديپلماسي، س 2 و 3، تهران: وزارت خارجه

5- بودريار، ژان، 1380، نظم نوين جهاني، شهريار وقفي‏پور، مجله سوره ش 1،  بهمن 80، تهران: سوره

6- تنهايي، ابوالحسن، 1371، درآمدي بر مكاتب و نظريه‏هاي جامعه‏شناسي، مشهد، مرنديز

 7- جوانبخت، مهرداد، 1379، ايران از نگاه انيراني، اصفهان: آموزه

 8- حلبي، علي‏اصغر، 1364، مقدمه‏اي بر طنز و شوخ طبعي در ايران، تهران: پيك

 9- حيدري پور، زهرا، 1378، طنز سياسي و اجتماعي، پايان‏نامه‏ كارشناسي ارشد، دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران

 10- حلبي، علي‏اصغر، 1377، عبيد زاكاني، تهران، طرح نو

 11- رسول‏زاده، نيما، 1382، سايت SMS مخابرات تعطيل شد، روزنامه شرق، دوشنبه 6 بهمن، شماره 125، تهران.

12- ريترز، جورج، 1382، نظريه جامعه‏شناسي در دوران معاصر، محسن ثلاثي، چاپ هفتم تهران: علمي

 13- رحماني، جبار، 1381، تحليل جوكها در ايران، تحقيق درس فرهنگ و ارتباطات، دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران.

 14- عضدانلو، حميد، 1380، گفتمان و جامعه، تهران:‏ ني.

 15- طباطبايي، صادق، 1381، رسانه‏ها و يكسان سازي روابط انساني، مجله نگارستان، پيش شماره 5، فروردين 81: تهران.

 16- فياض، ابراهيم، 1382، جزوة درس انسان‏شناسي ارتباطات، دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه تهران.

 17- فكوهي، ناصر، 1383، جزوه درس نظريه‏هاي جديد انسان‏شناسي، كارشناسي ارشد دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه تهران.

18- فركلاف، نورمن، 1382، تحليل انتقادي گفتمان، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‏ها.

19- كريم بيگي، آرش، 1382،SMS ايراني، سايت itiran، 29 بهمن 1382، تهران

 20- مالينوفسكي، برانيسلاو، 2535، ميل جنسي و فرونشاني آن در جوامع نامتمدن، محسن ثلاثي، تهران: سپهر

 21- مشاطيان شايان، رضا، 1383، سرويس پيام كوتاه چيست، سايت itiran

 22- مدرسي، يحيي، 1383، جزوه انسان‏شناسي زبان‏شناختي، كارشناسي ارشد، دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاه تهران

 23- مك دانل، دايان، 1380، مقدمه‏اي بر نظريه‏هاي گفتمان، حسينغلي نوذري، تهران: فرهنگ گفتمان.

 24- مولانا، حميد، 1371، گذر از نوگرايي، يونس شكرخواه، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه.

 25- نادري، احمد، 1382، دنياي جادويي سايبر‏نتيك، تحقيق دس انسان‏شناسي شهري، دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران.

 26- وكيلي، شروين، كاربردهاي نظريه سيستمهاي پيچيده در مدلسازي تغييرات فرهنگي، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم اجتماعي، دانشگاه تهران.

 سايت‏هاي اينترنتي و روزنامه‏ها:

 Ayaran. Net, 83/4/21

Itiran. Net

روزنامه هموطن سلام، 18 دي ماه 1383

روزنامه شرق، دوشنبه 6 بهمن 1382، شماره 125

لینک دسترسی به این مطلب در سایت انسان شناسی و فرهنگ:

http://anthropology.ir/node/1887

http://anthropology.ir/node/1890

[1]Short massage service

[2]Discourse

[3]face to face

[4]Short Massage service

[5]SMSC

[6]HLR

[7]Package

[8]Simulacra

[9]Folk culture

[10]Mass culture

[11]dirty Joke

[12]Private jocke

[13]diconstruction

[14]System of though

[15]epistems

[16]Cognitive

[17]disfunction

[18]folk culture

[19]dirty Joke

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه