گمانه‎زنی‏هایی درباره تاریخ مصرف

زمان انتشار: ۱۲:۳۵ ۱۳۹۱/۱۰/۶

سوءاستفاده از ظرفیت‏های فرهنگی جوامع غیرغربی ضمن گرداندن چرخ‏های سرمایه‏داری، و حل معضلات هویتی غرب، نمادهای هویتی سایر ملل را از محتوای اصلی خود تهی و قربانی منطق اقتصادی مدرن می‏گرداند که این امر در ادبیات علوم اجتماعی جهان سومی، عنوان «دموکراتیزه شدن فرهنگ» را یدک می‏کشد. از این لحظه تاریخی است که خرید و مصرف، نه جزئی از هویت پست‏مدرن بلکه روح آن است(1).روحی که می‏توان ذیل عنوان «ایدئولوژی مصرف» از آن نام برد.

سرمایه‏سالاری
(
Capitalism) متناسب با ادوار مختلف
خود، از مراکز خرید متفاوتی بهره برده است. به عنوان مثال، سرمایه
داری
تجاری قرون 15 تا 17، که بر انباشت سرمایه تجاری تأکید داشت، عمدتاً از مراکز خریدی
نظیر بازار و خرده‏فروشی‏های مرسوم آن دوره بهره می‏برد. چرا که حجم کالاهای مبادله
شده محدود بوده و لاجرم مجالی برای مصرف انبوه مهیا نبود.

شکل‏گیری
سرمایه‏سالاری صنعتی مبتنی بر انقلاب صنعتی از اوایل قرن 17 تا اواسط قرن 18، سبب پدید
آمدن تولیدات صنعتی گردید. تولیدات صنعتی در این مقطع، اگر چه محتوای مبادلات را تا
حدودی متحول ساخت و تهیه مواد اولیه و فروش تولیدات صنعتی با قیمت‏های بالا، محتوای
اصلی مبادلات این دوران را رقم زد، لکن در خود غرب نیز تقاضا برای مصرف کالا و ناکامی،
وجه غالب بود. به عبارت دیگر، پایین بودن حجم تولیدات و احساس نیاز طبقات پایین به
مصرف کالاهای تولیدشده، سبب بروز فضای انتقادی در درون جامعه غربی گردید. کارگران کارخانجات
به دلیل دستمزدهای پایین و قیمت‏های گزاف محصولات تولیدی خود، عملاً امکان مصرف کالایی
که خود بخشی از خط تولید آن بودند را نداشتند. این امر سبب بروز کشمکش‏هایی میان طبقات
کارگر و طبقات مالک ابزار تولید گردید؛ تحولاتی که نظریه اجتماعی مدرن، صحنه تئوریزه
شدن جدال آن‏ها بود.

ظهور
دولت‏های سوسیالیستی در سال‏های بعد، سبب افزایش امیدواری به بهبود اوضاع و ارتقاء
قدرت خرید و مصرف کارگران در جوامع تحت حکومت سرمایه‏سالاری جمعی گردید. اما طولی نکشید
که برخی از کشورهای غربی، علت محرومیت‏های خود را نه در فردی یا جمعی بودن سرمایه‏سالاری
بلکه در کمبود مستعمرات و سطح پایین استعمار دول غیرغربی (موسوم به فضای حیاتی) دانستند.
تلاش برای افزایش فضای حیاتی (فرصت استثمار ملت‏های غیرغربی) به جدال میان استعمارگران
یا همان کشورهای صنعتی (اعم از فاشیستی، نازیستی، لیبرالیستی و سوسیالیستی) منجر گردید
که حاصل آن وقوع دو جنگ جهانی بود.

جنگ‏های
جهانی و سیل عظیم ویرانی‏ها و کشته‏ها، فضای بازسازی در غرب را رقم زد. زنان شوهرمرده
و داغدیده در مسیر دستیابی به حداقل معاش مجبور به حضور در کارخانجات گردیدند، امری
که بعدها به عنوان تلاش برای دستیابی به حداقل آزادی از قید و بندهای مردسالاری در
کتب تاریخ جهان‏سومی‏ها تقریر گردید. علاوه بر استثمار زنان در درون مرزهای کشورهای
غربی، پیشرفت‏های صنعتی پدید آمده در طول دو جنگ نیز تغییر کاربری داده و علاوه بر
توسعه سلاح‏های کشتار انسان‏ها، به کمک چرخ‏های صنعت آمدند. چرخ‏های صنعت به کمک زنان
قربانی و سرریز تکنولوژی‏های نظامی به صنعت، از یکسو و تلاش برای مقابله با ایده‏های
سوسیالیستی شوروی سابق، از سوی دیگر، سبب پیدایش دولت‏های رفاه گردید. رفاهی که جز
با افزایش تولید و مصرف ممکن نبود.

در تمام
این دوران، نظریه اجتماعی غربی، فارغ از تحولات اقتصادی- اجتماعی غرب نبوده است. زمانی
که تولیدات صنعتی (عرضه در معنای اقتصادی) مسئله اصلی غرب بود، نظریه‏پردازی پیرامون
مالکیت ابزار تولید محوریت داشت. و زمانی که مصرف تولیدات انبوه صنعتی (تقاضا در معنای
اقتصادی) مسئله غرب شد، نظریه‏پردازی پیرامون مصرف و طبقه، مصرف و هویت و… محوریت
یافت. از این نقطه تاریخی است که مصرف و خرید، تئوریزه و به معنای جدید خود در علوم
اجتماعی غربی، متولد می‏شود.

اما کار
به همین‏جا ختم نمی‏گردد، زمانی می‏رسد که به علت گسترش فردگرایی و شکست هویت‏های جمعی
از جمله طبقه، و کاهش موالید غربی‏ها که روی دیگرش گسترس مهاجرت و به رسمیت شناختن
دورگه‏هاست، بحران هویت، غرب را فرا می‏گیرد. بحران هویت در غرب، نیاز به گسترش بازار
در جوامع غیرغربی که بواسطه دورگه‏ها و مهاجران عملاً تا قلب جوامع غربی پیشروی کرده‏اند
و… سبب پدید آمدن صورت جدیدی از تولید و در نتیجه مصرف جدیدی می‏شود. تولید در معنای
جدید، اگر چه انبوه است ولی یکدست و استاندارد نیست و با بهره‏گیری از ظرفیت
های فرهنگی
مهاجران، صورت‏های غیراصیل و به عبارت دیگر، چهل تکه (کولاژگونه) را تولید می‏نماید.
تولیداتی که به یک دورگه متولد از یک پدر آسیایی و یک مادر آفریقایی در شهر لندن، هویت
می‏بخشد.

آنچه
در این‏جا محقق می‏شود حل بحران هویت یک بی‏هویت (که چه بسا پدر مشخصی هم ندارد) از
یکسو و استفاده ابزاری از ظرفیت‏های زیبایی‏شناسانه و فرهنگی سایر ملیت‏ها است. سوءاستفاده
از ظرفیت‏های فرهنگی جوامع غیرغربی ضمن گرداندن چرخ‏های سرمایه‏داری، و حل معضلات هویتی
غرب، نمادهای هویتی سایر ملل را از محتوای اصلی خود تهی و قربانی منطق اقتصادی مدرن
می‏گرداند که این امر در ادبیات علوم اجتماعی جهان سومی، عنوان «دموکراتیزه شدن فرهنگ»
را یدک می‏کشد. از این لحظه تاریخی است که خرید و مصرف، نه جزئی از هویت پست‏مدرن بلکه
روح آن است(1).

روحی
که می‏توان ذیل عنوان «ایدئولوژی مصرف» از آن نام برد. ایدئولوژی مصرف، حیله‏ها و ترفندهای
گوناگونی به کار می‏برد؛ حیله‏هایی برای آنکه از درون در ذهن و روان مصرف
کننده
رخنه کرده و آن را تحت نفوذ و سیطره خویش قرار دهد. یکی از این حیله‏ها «توهم فرهنگ‏سازی»
است؛ یعنی القای این ذهنیت که اگر افراد نمی‏توانند از طریق تولید، در هدایت و هژمونی
فرهنگی مشارکت کنند، این نقش را می‏توانند از طریق مصرف ایفا نمایند. ایده‏ای که طرح
مقاومت فرهنگی از طریق مصرف را تقویت و اسارت انسان پست‏مدرن در اقتضائات تولید را
انکار می‏نماید.[1]

طبق این
استدلال، فرهنگ به سان مقوله‏ای پنداشته می‏شود که در عمل و فرآیند تولید و مصرف، به
صورت به هم پیوسته ساخته می‏شود. به همان میزان که تولید در برساختن فرهنگ نقش دارد،
رفتارهای گوناگون مصرف در زندگی روزمره نیز فرهنگ را می‏سازد. بنابراین رفتار مصرفی،
وضعیت انفعالی مصرف‏کننده را بازنمایی نمی‏کند، بلکه به خصوص اگر مصرف‏کننده بخواهد،
این عامل می‏تواند ماهیت فعال به خود گیرد و مصرف‏کننده را در همان موقعیتی قرار دهد
که سایر عوامل فرهنگ‏ساز قرار دارد. در چنین حالتی مصرف‏کننده با هر رفتار مصرفی که
انجام می‏دهد، احساس می‏کند که در خلق فرهنگ یا استمرار آن نقش بازی می‏کند و همین
توهم فرهنگ‏سازی، مصرف‏گرایی و مبادرت به مصرف فزاینده را به امر موجه و مشروع بدل
می‏سازد.[2]

همانطور
که می‏بینیم بخش قابل اعتنایی از علوم اجتماعی غربی در دوره نخست، [بخش تولید در] اقتصاد
غربی را زیربنا و سازنده فرهنگ می‏داند و در دوره اخیر، بخش مصرف [در اقتصاد غربی]
را زیربنا و سازنده فرهنگ می‏داند که در هر دو صورت، فرهنگ اصالتی ندارد مگر آنکه در
خدمت اقتصاد باشد. تنها تفاوت این دو دوره، قداست‏بخشی به موقعیت فرودست فرهنگ نسبت
به اقتصاد و تحمیق توده‏ها با تعبیر پر طمطراق «دموکراتیزه شدن فرهنگ» است.

با عنایت
به آنچه گفته شد، می‏توان به اهمیت مصرف و خرید در بسط و تداوم تمدن غرب پی برد. اما
داستان مصرف و خرید در جوامع جهان سومی با آنچه پیشتر گفته شد، تفاوت‏هایی دارد. از
جمله آن‏که فروشگاه‏های جدید نظیر پاساژهای نسل اول در جهان سوم چیزی شبیه بازار در
معنای سنتی فهمیده می‏شد با این تفاوت که به دلیل کمبود فضا، بصورتی متراکم و در قالب
طبقات ساخته می
شد. در این بازار، طبقات فوقانی ارزان‏تر بوده
و مهم‏ترین تفاوت پاساژهای نوساز با بازار و پاساژهای قدیمی‏تر، لوکس و فرنگی بودن
کالاها و در نتیجه تردد طبقات بالا بوده است؛ طبقات بالایی که عمدتاً دارای پیوندهای
خانوادگی با حاکمان و درباریان بوده و از وضعیت پوششی هنجارشکنانه بهره می‏بردند و
از این جهت شاید برای پرسه‏زنی و چشم‏چرانی جوانان مجرد طبقه پایین جاذبه‏هایی داشتند[3].

پاساژهای
نسل دوم بواقع، فروشگاه‏های بزرگ دولتی یا شبه‏دولتی (نظیر رفاه و شهروند خودمان) بودند
که بوسیله ایده‏های اقتصادی دولت‏های جهان سومی حمایت می‏شدند؛ ایده‏ای که می‏گفت:
«با حذف واسطه‏ها و عرضه مستقیم کالا، هزینه‏ها و قیمت کاهش می‏یابد» و «باید خرده‏فروشی‏ها
تعطیل شوند». اما این ایده با دو اشکال مواجه بود: 1- هزینه‏های مدیریت دولتی، قیمت‏ها
را بالاتر از خرده‏فروشی محله می‏برد و خرید از این فروشگاه‏ها مقرون به صرفه نبود.
2- کتاب‏های اقتصاد که پویایی و جابجایی کار و سرمایه، متناسب با نمودار عرضه و تقاضا
را مفروض می‏گیرند، فکری برای خرده‏فروشی‏ها در صورت کارآمدی فروشگاه‏های بزرگ نداشتند.

اما نسل
سوم فروشگاه‏های بزرگ، شخصی هستند و صاحب فروشگاه با فشار بر کارگزاران خود و فروش
کالاهای وارداتی، قیمت‏ها را در سطح قابل قبولی نگه می‏دارد. اما این فروشگاه‏ها چه
نفعی برای اقتصاد ملی دارند؟ در واقع حکایت اصلاح اقتصاد با فروشگاه‏های بزرگ، نعل
وارونه‏ای است که نه در صورت نخست، باعث حذف واسطه‏ها و خرده‏فروشی‏ها شد و نه در صورت
دوم، سبب کمک به اقتصاد ملی. چرا که اولاً روش مذکور، کاهش قیمت را به دنبال نداشت
و ثانیاً در صورت کاهش واسطه، برنامه‏ای برای اشتغال واسطه‏ها وجود نداشت.

نتیجه
آنکه علیرغم استقبال طبقات مرفه جامعه از فروشگاه‏های جدید (نظیر هایپراستار) و هر
چیز مدرن دیگری که از غرب وارد می‏شود (مانند مترو) در روزهای نخست، به سرعت این اماکن
از وجود طبقات بالا تهی می‏شود و پاساژهای عرضه‏کننده کالاهای گران و خاص (نسل اول
پاساژها) هیچگاه جایگاه خود را از دست نداده‏اند. پاساژهای نسل دوم نیز، عملاً بقایای
سیاست‏های غلط اقتصادی برای نسل‏های آینده هستند. و نهایتاً پاساژهای نسل سوم، مروج
مصرف هر چه بیشتر با آخرین متدهای غربی‏اند.

[1] نگاه
کنید به: جوادی؛ محمد اسلم، دین و زندگی روزمره، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات،
بهمن 1390، صفحه 207.

[2] نگاه
کنید به: استوری؛ جان، مطالعات فرهنگی: درباره فرهنگ عامه، ترجمه حسین پاینده، تهران:
آگه، 1386، صفحه 274- 276

[3] نگاه
کنید به: کاظمی؛ عباس و محمد رضایی، دیالکتیک تمایز و تمایززدایی: پرسه‏زنی و زندگی
گروه‏های فرودست شهری در مراکز خرید تهران، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره
1، پاییز 1386، صص 1- 24

(1) داگلاس
کلنر در باب هویت پست‏مدرن معتقد است که زندگی اجتماعی سریع‏تر و پیچیده‏تر از آن چیزی
شده است که در زمان مدرنیته بود. تقاضاهای هرچه بیشتری پیش روی ما گذاشته می‏شود و
هویت‏های محتمل بیشتری جلوی ما رژه می‏روند و با تجزیه شدن جامعه، ما باید خود را با
این تعداد رو به گسترش نقش‏ها هماهنگ سازیم. برخی از نظریه‏پردازان (مانند جیمسن، بودریار
و…) به این مطلب توجّه کرده‏اند که چگونه خودهایی که تحت مدرنیته به وجود آمده بودند
در آستانه مصرف‏گرایی، فرهنگ توده‏ای، و بوروکراتیزه شدن فزاینده زندگی از میان رفتند.
دیگرانی (مانند لاکان و فوکو) چنین معتقدند که خود باثبات و وحدت‏یافته پیوسته یک توهّم
بوده است. اگرچه هویت همچنان بصورت موضوعی در زندگی روزمره باقی مانده است، امّا نظریه‏پردازان
پست‏مدرن هرگونه اعتقاد به خود به عنوان موضوعی مهم، ضروری و جاودانه را رها کرده‏اند.
امروزه انسان غربی به جای جستجوی مدرنیستی و مصمّمانه برای دستیابی به خودی عمیق و
اصیل، به شناسایی و گاه تجلیل از واگرایی، تمایلات تجزیه شده، تصنّع، و هویت به عنوان
چیزی قابل خرید و سیال می‏پردازد. بنا به اعتقاد برخی از جامعه‏شناسان (مانند اروینگ
گافمن) هویت را به صورت نقش بازی کردن یا مدیریت مُد بهتر می‏توان فهمید. در برخی از
فلسفه‏های اوایل قرن بیستم (مثلاً در اندیشه ژان پل سارتر) خود، جوهره خویش را از دست
می‏دهد و به صورت محصول جستجوی فرد از اصالت در می‏آید. خود در پست‏مدرنیسم همچنان
بدون جوهره است، و بیانیه‏های مربوط به مد و انتخاب
های به عمل آمده در خرید و سبک زندگی، عملاً اصالت
را از گردونه خارج کرده‏اند. (نگاه کنید به: مرشدی‏زاده؛ علی، فرهنگ پست‏مدرن)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه