گونه شناسی واکنش های ادبی به مساله جنگ/دفاع مقدس

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۳:۴۶ ۱۳۹۳/۰۷/۲۲

نخستین واکنش ادبی ما به جنگ در زبان شعر به وقوع پیوست، این که چرا شعر زبان این رویداد و اولین واکنش ذهنی نسبت به آن بود دلایلی روشن دارد. شعر به حسب ویژگی‌هایی که رویداد جنگ داشت و تلقی‌ای که از آن شد هماوایی و هم‌جانی یافت. واقعه‌ی جنگ در خوانش ما از همان آغاز یک رویداد نظامی سیاسی شناخته نیامد بلکه با جانمایه‌هایی از باورهای وحیانی، قدسانی، شهودی و متافیزیکی که ریشه در فرهنگ اشراقی قبل از اسلام داشت و به ویژه بعد از اسلام، با باورهای غنی عاشورایی کربلایی شیعی پیوند یافت تعریف و تفسیر شد.

پیش از این با یادداشت «از ادبیات جنگ تا ادبیات مقاومت » پرونده ای را در رابطه با ادبیات دفاع مقدس آغازیده بودیم. در ادامه این پرونده گفتاری از دکتر علیرضا کمری (مسئول واحد پژوهش دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری) را از نظر خواهید گذراند که دوشنبه 31 شهریور 1393 در محل انتشارات علمی فرهنگی در نشستی با موضوع ادبیات جنگ ایراد شده است.

1

ادبیات جنگ/ دفاع مقدس را چگونه می‌توان تعریف کرد؛ مقصود از تعریف، شناساکردن است و آن‌گاه امر شناخته‌شده را به عبارت درآوردن. بر معنا و مفهوم ادبیات جنگ/ دفاع مقدس چه دلالت معنایی مترتب است؟ می‌توان به اعتبارات گونه‌گون این مفهوم و قلمرو را تعریف و شناسا کرد؛ اما من می‌خواهم تعریفی از ادبیات جنگ/ دفاع مقدس ارائه کنم که مبتنی بر برهان خلف است. به این معنا که اگر بتوان غیریت چیزی را معلوم کرد، کمابیش به حدود شناخت موضوع مدنظر و تعریف آن می‌توان دست‌ یافت. بر این مبنا اگر ادبیات را شگرد خاصی از کاربرد زبان بدانیم، یعنی کاربرد هنری زبان؛ آن‌گاه ممکن است مجموعه‌ی متنوع مکتوبات یا نوشته‌هایی را که نه در سیاق زبانِ علمی/ تجربی و برهانی/ استدلالی، به قلم آمده‌اند و موضوع، محتوا و مضمون آن‌ها اساساً مربوط به جنگ ایران و عراق/ دفاع مقدس است، توسعاً، ادبیات جنگ قلمداد کرد و نامید.

2

هر نام و عنوانی دلالت و معنای خاص خود را دارد، گرچه تسامحاً برخی ادبیات جنگ را معادل و مساوق ادبیات دفاع مقدس (یا حتی ادبیات مقاومت ـ پایداری) می‌گیرند و می‌انگارند، اما در تعریف مشخصات به نظر من هر کدام از این عنوان‌ها مفهوماً و مصداقاً (به‌رغم وجود همپوشانی‌ها و اشتراکات) از یکدیگر متمایزند. به همین اعتبار عنوان ادبیات جنگ را من اعم از ادبیات دفاع مقدس و ادبیات دفاع مقدس را اخص از ادبیات جنگ می‌دانم. به نظر می‌رسد عنوان ادبیات جنگ بر یک مفهوم کلی و کلان ناظر است و «دفاع مقدس» و ادبیات آن خوانش خاصی از این رویداد را به ذهن متبادر می‌کند و جنبه‌های ارزش‌گرایانه و ایدئولوژیک در این نام و تلقی تعیین‌کننده است. ادبیات دفاع مقدس عمدتاً ناظر بر ادب اهل جبهه است تا خود جنگ. به این ترتیب من میان واقعیت‌ نظامی سیاسی جنگ با واقعیت انسانی (فرهنگی/ اندیشگانی و زبانی) جبهه، و دولایگی این قلمرو تفکیک می‌کنم؛ گرچه جنگ و جبهه به این معنا مثل تاروپود پدیداری درهم‌تنیده‌ است، اما توجه به این دو وجود توأمان در شناخت ابعاد این واقعه بسیار راهگشاست.

3

بازمی‌گردم به تعبیر ادبیات جنگ/ دفاع مقدس؛ به گمان من برای رسیدن به تعریف ـ یعنی شناختن و شناساندن ـ این قلمرو نوپدید که سابقه‌ای حدوداً همزمان با جنگ دارد به دو نکته توجه باید کرد: اول این که در میان مضاف ادبیات با مضاف‌الیه جنگ یا دفاع مقدس چه نسبتی برقرار است. اصل و ابتنا در میان این ترکیب اضافی با کدام یک از این کلمات است، مضاف یا مضاف‌الیه؟ نقش این کسره‌ی اضافه ساز در این میان چیست؟ می‌دانید که ادبیات به ما هو ادبیات نه فقط مقید و موظف به شناخت و اظهار امر واقع یا واقعیت بیرونی نیست، بلکه سازوکار ادبیات/ اثر ادبی، دگرگون‌نمایی، آشنازدایی، خلق جدید و خروج از و بر واقعیت است. در جایی سابقاً گفته‌ام کار ادبیات از این حیث خرق و خلع و خلق است. این سخن نوی نیست، بلکه همان حرفی است که نظامی در تعریف شعر به آن تصریح دارد که احسن آن را اکذب آن خوانده است. مقصود از شعر سخن مخیل است و تمامت ادبیات و ادبیّت در گذشته در شعر تجلی و ظهور می‌یافت. اما جنگ یک امر عینی، واقعی و بیرونی است. چگونه این دو کلمه، که یکی واقعه گریز است و دیگری واقعه ساز در تعبیر ادبیات جنگ/ دفاع مقدس کنار هم قرار می‌گیرند. دوم این که، باید درنگ کرد که میان ادبیات جنگ/ دفاع مقدس با دیگر گونه‌های ادبیات مضاف چه رابطه و سنخ معنایی می‌توان یافت و به تعبیر دیگر در پیکره و درخت‌واره‌ی ادبیات مضاف جای ادبیات جنگ و دفاع مقدس کجاست. این گونه‌های مضاف مرتبط و همپوشان، متعدد و متنوع هستند از جمله؛ ادبیات اجتماعی، ادبیات مبارز، ادبیات سیاسی، ادبیات مردمی، ادبیات مستند، ادبیات تاریخی، ادبیات تبلیغی، ادبیات آیینی و …

در ابتدای عرایضم گفتم بنا ندارم به شرح وارد جوانب همین مسائل و موضوعات شوم و در مقاله‌ای که در دست نگارش دارم به آن مشغولم، اما برای این که زاویه‌ی نگاه خودم را در این‌جا برای شما آشکار کرده باشم به همین مختصر بسنده می‌کنم که در نسبت میان ادبیات و جنگ و زبان، من ادبیات جنگ را در ازای واقعیت خارجی جنگ یک وقوع ثانوی و زبانی می‌دانم که در قبال وقوع عینی خارجی رخ می‌دهد. این رخداد ثانوی مناسبات میان عالم ذهن، عین و زبان وروایت را نشان می‌دهد که مجلای بروز و آورد آن ادبیات/ آثار ادبی است.

4

توجه به وضعیت ادبیات ـ در تعبیر ادبیات جنگ/ دفاع مقدس ـ موضوع دیگری را پیش چشم می‌آورد و آن «ادبیّت» متن و جوهره‌ی هنری در آثار ادبی است. به این معنا که اگر در ادبیات/ آثار ادبی، ادبیّت متن رخ ندهد، کاربرد واژه‌ی ادبیات برای منشورات غیرعلمی تجربی، غیربرهانی استدلالی، شاید خالی از اشکال نباشد. این نکته‌ی مهمی است که همه‌ی کسانی که به نظریه ادبیات پرداخته‌اند به آن توجه کرده‌اند، از جمله غالی شکری در کتاب ادب مقاومت و شوقی ضیف در کتاب پژوهش ادبی (که همین انتشارات سالها قبل آن را چاپ و منتشر کرده) تصریح کرده‌‌اند که اگر ادبیات نتواند در وجه ادبی‌اش والا باشد، محمول و موضوع خود را ماندگار و جاری نخواهد کرد. به این ملاحظه برآنم آنچه که ما در مجموعه‌ی منشورات و مکتوبات به عنوان ادبیات جنگ و دفاع مقدس می‌خوانیم از حیث وجود جوهری ادبی وادبیّت متن گستره‌ی وسیعی را از آثار ادبی تا شبه‌ادبی یا نیمه ادبی به نظر متبادر می‌کنند که این وجه ادبی در شعر بیشتر است تا گونه‌هایی که از آنها به عنوان مستندات مکتوب ادبی یاد کرده‌اند، از جمله خاطرات و زندگی‌نامه‌ها. این را هم بیفزایم که ادبیات موجود جنگ/ دفاع مقدس، اساساً ادبیات جبهه است تا جنگ.

5

در نگرش کلان ادبیات جنگ/ دفاع مقدس را مجموعه آثار مکتوبی خواندیم که زبان نگرش و نگارش در آنها غیر علمی تجربی و غیربرهانی و استدلالی است، گستره‌ی این آثار به‌لحاظ نوع/ ژانر (جنس) بر سه دسته یا نوع تقسیم‌پذیر است: شعر، خاطره، داستان. توجه به این ترتیب از نظر من اهمیت دارد. نخستین واکنش ادبی ما به جنگ ـ همزمان با وقوع واقعه ـ در زبان شعر به وقوع پیوست، اگر به نشریات ـ روزنامه‌ها و مجلات ـ آن دوره بازگردید خواهید دید که چگونه شعر جنگ و جبهه همزمان با این واقعه بالید و گسترش پیدا کرد. این که چرا شعر زبان این رویداد و اولین واکنش ذهنی نسبت به آن بود دلایلی روشن دارد. عرض کردم شعر شخصیت شاخص ادبیات ماست، آن چنان که سابقاً ادب و ادیب را با شعر و شاعر محقق می‌دانستند. شعر به حسب ویژگی‌هایی که رویداد جنگ داشت و تلقی‌ای که از آن شد هماوایی و هم‌جانی یافت. واقعه‌ی جنگ در خوانش ما از همان آغاز یک رویداد نظامی سیاسی شناخته نیامد بلکه با جانمایه‌هایی از باورهای وحیانی، قدسانی، شهودی و متافیزیکی که ریشه در فرهنگ اشراقی قبل از اسلام داشت و به ویژه بعد از اسلام، با باورهای غنی عاشورایی کربلایی شیعی پیوند یافت تعریف و تفسیر شد. این معانی و مفاهیم در ظرف و زبان شعر بروز و نمود پیدا کردند. حتی این مسله سبب احیای قالب‌های کهن و کلاسیک شعر از جمله قصیده ـ مثنوی و غزل شد، پدیداری که برخی از آن به نئوکلاسیزم تعبیر کردند. اساساً آن جه در کلیّت ادبیات دفاع مقدس غلبه‌ی تام داشته، همین خصائص شعر و شاعرانگی است. مقصود من از این خصائص همان زبان مخیل، نمادین و آمیخته با هنرورزی‌های کلامی است که از عاطفه و احساس و خیال سرشار است. بنابراین شعروارگی ادبیات جنگ را نباید صرفاً در کلام منظوم مربوط به ادبیات جنگ پی گرفت. نمونه‌ی شایان این خصلت را می‌توان در روایت‌هایی کلامی شهید آوینی به وضوح مشاهده کرد. شعر در جنگ و شعر جنگ یک پدیده‌ی بزرگ و مهم فرهنگی ادبی است و به‌رغم مطالعاتی که درباره‌ی آن انجام گرفته، هنوز تحقیقات جدّی و جامع در این حوزه صورت نپذیرفته است. خاطره ‌گونه و گستره‌ی دوم ادبیات دفاع مقدس و جنگ است که به لحاظ فراگیری دامنه و گستره‌ی تولید و خوانش مردمی/ مردمانه و نسبت محتوای آن با عوالم انسان‌های جنگ و جبهه حائز اهمیت فراوان است. خاطره‌گرایی و خاطره‌گویی، خاطره‌نویسی جنگ و جبهه از سه آبشخور نشأت گرفته است: یکی سنت شفاهی نقل که سابقه‌ای دیرینه در ایران دارد و حتی ریشه به عهد اساطیری و داستان‌سرایی ایرانی می‌رساند و بعدها در ادبیات در اشکال مختلف مقامه و حکایت و امثال آن تداوم پیدا می‌کند، دیگر سنت شفاهی نقل و روایت حدیث و سیره که از سیره‌گویی و سیره‌شنوی و سیره‌خوانی و فضای نقل حدیث مایه می‌گیرد؛ سومین ریشه‌ی خاطره‌گویی و خاطره‌گرایی و خاطره‌نگاری جنگ کم و بیش به جریان معاصر خاطره‌نویسی در ایران مربوط می‌شود که تحت تأثیر آشنایی با خاطره‌نگاری‌های دوران قاجار و به بعد به وجود می‌آید. منتها شاخصه‌های خاطره‌نگاری‌ها و خاطره‌نویسی‌های دوران جنگ تلفیق و آمیزه‌ای از دو منشاء اول را بیشتر به ذهن متبادر می‌کند. خاطره‌نگری رویدادهای جنگ یا تلقی خاطره‌انگارانه از این رویداد، به‌ویژه در نگرش‌ها و نگارش‌های نزدیک به زمان جنگ به ماهیت شعر و شاعرانگی نزدیک است. سومین عرصه‌ی ادبی ادبیات جنگ داستان است، که شرح و بسط چندوچون آن مطول خواهد بود و من به این مختصر اشاره می‌کنم که داستان‌نویسی جنگ اگرچه به خاطره‌نگری و خاطره‌نگاری اتکاء داشته است، اما به مرور به استقلال و استغنای این نوع ادبی دست یافته و عرصه‌ی جدی در ادبیات جنگ به‌شمار می‌آید و نوع/ ژانر مهم و ادبیات جنگ در آینده خواهد بود.

در گشتاگشت میان شعر، خاطره، داستان و ملاحظه‌ی سیر و تطور در میان این سه نوع ادبی (مشروط بر این که خاطره را تسامحاً یک نوع ادبی، اما نه هم وزن شعر و داستان از این حیث بدانیم) با مسئله‌ها و موضوعات متنوع، بلکه ماجراهایی مواجه می‌شویم که هر کدام از این مسئله‌ها و موضوعات و ماجراها می‌توانند موضوع جدّی پژوهش‌های مستقل و مفصل به شمار آیند. از نگاه تطورشناختی به دو نکته اشاره می‌کنم و درمی‌گذرم؛ هر قدر که از ابتدای زمانی جنگ و تولید آثار به زمان حاضر نزدیک می‌شویم اولاً نگرش پردازندگان و پدیدآورندگان آثار از کلی‌گویی، اجمال‌گرایی ـ و حتی پرهیز از نقل و بیان ـ تدریجاً به جزئی‌گویی، تفصیل و آمادگی برای اظهار (به‌ویژه در قلمرو خاطره‌گویی‌ها و خاطره‌نگاری‌ها) میل کرده است. زمانی گرفتن خاطرات جنگ از خاطره‌مندان این رویدادکار آسانی نبود و من شخصاً تجربیات و خاطراتی دارم از این پرهیزکاری‌ها در گفتن خاطرات؛ اما الآن بسیاری از خاطره‌داران جنگ نه تنها ابایی از گفتن ندارند بلکه دیده‌ام بارها به افراد و نهادهای خاطره‌گیر و خاطره‌یاب و ناشران خاطرات رجوع و مراجعه کرده‌اند تا اظهارات آنان را بشنوند و مکتوب و منتشرکنند. نکته دوم این است که به لحاظ محتوا و زاویه‌ی دید و بالتبع روایت، هر قدر که از زمان جنگ به زمان حاضر نزدیک می‌شویم تدریجاً در آثار و منشورات ادبی جنگ از فضا و روایت‌های وحیانی، قدسانی، شهودی و متافیزیکی ـ همان که گفته می‌شد یدرک و لا یوصف ـ ؛ به سوی گزاره‌ها و روایت‌های عینی، ملموس و محسوس و این جهانی نزدیک‌تر می‌شویم، کاَنّه گویی با نوعی خودهشیارشدگی انسانی به ماهو انسان این جهانی در سیر ادبیات جنگ مواجه هستیم که من در یکی دو جا از آن با عنوان هبوط یاد کرده‌ام. و مقصودم از این لفظ و کاربرد آن موضع‌گیری ارزش‌گذارانه نیست.

6

با ملاحظه‌ی نکاتی که بعضاً به آن اشاره کردم و با توجه به شمار قابل توجه آثار ادبی چاپ شده مربوط به جنگ و دفاع مقدس، آن چه به نظر می‌رسد اهمیت و ضرورت وافر دارد انجام پژوهش‌های روشمند، علمی و مرجع است. همانگونه که پس از تأسیس نهاد دانشگاه در ایران و رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی مرحوم دکتر ذبیح الله صفا و ملک الشعرای بهار با تألیف تاریخ ادبیات و سبک شناسی، به قول بیهقی، تاریخ پایه‌ای برای مطالعات تاریخ شناختی و سبک شناسی ادبیات به وجود آوردند و دیگران کار آنها را پی گرفتند و کم و بیش پیش بردند، ما در حوزه‌ی ادبیات جنگ به انجام پژوهش‌های دقیق و اصیل نیازمند هستیم. یکی از آثار و نتایج این مطالعات معلوم شدن نسبت ادبیات جنگ با کلیت ادبیات این دوران و معاصر ایران و جایگاه ادبیات جنگ در تمامت ادبیات و آثار ادبی گذشته ایران است. شناخت جریان‌های اندیشه در ادبیات جنگ نیز از مواهب و آثار این بررسی و مطالعه خواهد بود. بسیاری از حرف‌هایی که درباره‌ی ادبیات جنگ گفته می‌شود به واسطه‌ی نبود پشتوانه‌های تحقیقی و شناخت سیر و سوابق شکل‌گیری آثار ادبی جنگ از غنای بایسته برخوردار نیست.

7

خطر یا بهتر است بگویم آسیبی که مطالعات و پژوهش‌های ادبی جنگ را تهدید (و تحدید) می‌کند، منهای گُم‌بود اطلاعات و دریغ و دورداشت نهادهای اطلاعاتی از عرضه‌ی فراهم‌آورده‌های خود، اولاً بسندگی به روش‌های سنتی و گذشته‌گرا و ثانیاً برخورد و رویاروییِ احساساتی، ادبی با آثار ادبی جنگ است. این ایراد با توجه به فضای مسلط موجود موجب می‌شود رویکرد علمی که لازمه‌ی آن نقد و تحلیل است به نگرش‌ها و نگارش‌های توجیهی توصیفی تقلیل و تبدیل یابد. این اشکالی است که حتی در برپایی کنگره‌ها و فراهم‌آوری مقالات در حوزه‌ی ادبیات پایداری گریبانگیر فضاهای علمی دانشگاهی نیز شده است.

8

و عرض پایانی من این است که واقعه‌ی جنگ و دوران دفاع مقدس رویدادی است که حتی برای شناخت و پیمایش ادبی هنری آن به تمامی اضلاع و ابعاد واقعه باید توجه شود و این امر در مطالعات ادبی نیازمند نگاه و نگرش جامع است. در سال قبل در جمع شماری از استادان و فرزانگان دعوت شده و حاضر در کنگره‌ی سوم ادب پایداری که به همت دانشگاه کرمان هر دو سال یکبار برگزار می‌شود پیشنهاد کردم برای مطالعات ادبی جنگ ـ که این دانشگاه از این جهت در میان مراکز آموزش عالی پیشگام است و چند سالی است در رشته‌ی ادبیات پایداری در دوره فوق لیسانس دانشجو می‌پذیرد ـ گروهی متشکل از صاحبان نظر در حوزه‌ی علوم اجتماعی، فلسفه، زبان شناسی و تاریخ و ادبیات را برای این منظور به وجود آید و صرفاً به استادان زبان و ادب فارسی بسنده نکنند. شاهد حاضر در همین جلسه، آقای دکتر کوثری هستند که در حوزه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات صاحب رأی‌اند و به نظر من یکی از مسائل مهم ما در مطالعه‌ی آثار ادبی همین جامعه‌شناسی تولید، توزیع و مصرف آثار ادبی جنگ است. گمان می‌کنم با این مطالبی که به عرض رسید آقای دکتر کوثری مسائل درخور توجهی را در این جلسه مطرح کنند تا همه ما بهره‌مند شویم. والسلام

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه