یک زن در سووشون

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۸:۱۹ ۱۳۹۳/۰۱/۱۰

سووشون نه تنها از نظر پرداخت شخصيت زن در تاريخ رمان فارسي در زمان خودش قدمي به جلو محسوب مي‌شد، بلكه صورت جديدي از زنی خانواده‌دار، اجتماعي و مبارز را معرفي مي‌كند كه واقعا در دهه 50 ظاهر شده بود.

در ميان رمان‌هايي كه پيش از انقلاب 57 نوشته شده و شخصيت اصلي آن نيز يك زن است سووشون آشكارا از مابقي روشن‌تر، پيچيده‌تر و لذا جامع‌تر است.

ساختن شخصيت، درون  تولد رمان اجتماعي آغاز شد. با تهران مخوف اثر مشفق كاظمي است كه زن از جايگاه الهام دهنده/ معشوق و كسي كه مرد/ عاشق، كارهايي به خاطر او مي‌كند خارج مي شود. اثر گذاري زن اغلب غير مستقيم و از راه تاثير گذاري بر يك مرد ظاهر مي‌شد. ولي “مهين “و “عفت” اولين قدم‌ها را براي ورود به جامعه‌اي شلوغ و درهم و برهم بر مي‌دارند. تهران مخوف داستان مردي به نام فرخ است كه به دختر عموي خود، مهين دل مي‌بازد. پدر معشوق، او را به سياوش كه پسري متنفذ است شوهر مي‌دهد، فرخ آشفته و خيابان گرد به زني حرفه‌اي به نام عفت بر مي‌خورد، او را نجات مي‌دهد و سعي مي‌كند اوضاع‌اش را سامان دهد. در ادامه مهين را كه از هوس بازي‌هاي سياوش به تنگ آمده باز مي‌يابد؛ سياوش، فرخ را به زندان مي‌اندازد و فرخ پس از رهايي عفت را براي زندگي انتخاب مي‌كند. در دو داستان «هما» و «زيبا» از “محمد حجازي” زن‌ها فعال‌تر هستند. هما در اولي ميان عشق حسين علي خان، قيم خود و منوچهر كه به وي دل‌باخته، حسين علي را بر مي‌گزيند. منوچهر آن دو را به درد سر مي‌اندازد و در انتها حسين علي و هما پس از طي مشقات به هم مي‌رسند. در اين داستان هما عشق دو نسل را در برابر هم قرار مي‌دهد و تا آخر بر انتخاب خود ثابت قدم مي‌ماند. ولي زيبا زني هوس باز و بلند پرواز و ناپاك است؛ در نتيجه همه چيز را در تيرگي فرو مي‌برد.

رمان “ربيع انصاري” تحت عنوان «جنايات بشر» براي اولين بار زني به نام بدريه را به عنوان راوي زندگي‌اش در قصه جا داده. بدريه از خانواده‌اي مرفه در تهران دزديده و به خانه فحشا در كرمانشاه منتقل مي‌گردد، آن‌جا بي‌آبرو، معتاد  و مريض مي‌شود و هنگام فرار در حال احتضار دست نوشته‌اي حاوي سرگذشت‌اش را به راوي مي‌دهد و جان مي‌سپارد. آن نوشته شامل مختصري از كودكي و نوجواني و سپس ماجراهاي دردناكي است كه بدريه از سرگذرانده است.

تاريخ رمان نويسي از بدريه در جنايات بشر تا زري، شخصيت اصلي سووشون راه پر افت و خيزي را طي مي‌كند. صادق هدايت دو زن را ساخت كه اولي اثيري و دومي لكاته بود. اين شخصيت‌ها به لحاظ اجتماعي بسيار محو هستند و بيشتر خاصيت سمبوليك دارند. سپس فخر النسا و فخري در شازده احتجاب از قلم گلشيري جان گرفتند. اولي همسر و دومي كلفت شازده بود. فخر النسا هر چند به شازده كام نمي‌دهد ولي همواره بر عمارت سايه انداخته است. در مقابل فخري همه جور خدمتي مي‌كند. “بزرگ علوي” تصميم گرفت در «چشم‌هايش» نگاه پر نفوذ زني را بهانه قصه گويي كند؛ در آن‌جا از دوگانه‌هاي بوف كور و شازده احتجاب خبري نبود. ولي زني مرموز  ساخته شد كه در پس نگاه پر نفوذش مبارزي سياسي بود. “دولت آبادي” در «جاي خالي سلوچ» “مرگان” را نشان داد كه جاي خالي مردش را در روستايي دور افتاده پر كرد و كيان خانواده‌اش را تا بازگشت سلوچ حفظ كرد.

در اين ميان اين سيمين دانشور بود كه شخصيتي كامل را از ابتدا تا انتها دنبال كرد. ساختن شخصيت اگر تمام كار نويسنده نباشد لااقل نيمي از رمان است. اين موضوع از نقطه نظر اجتماعي اهميت دارد، زيرا جامعه خود را در آينه رمان مي‌بيند و اگر شخصيت‌ها قوام داشته باشند مردم مي‌توانند خويش را در فرايند مطالعه رمان باز يابند.

در قالب رمان شخصيت از خلال گفتار يا (ديالوگ بايد بتواند دستكم شخصيت را معرفي كند) كردار ظاهر مي‌شود. اما فعل “ظاهر شدن”وقتي در موقعيت رمان به كار برده مي‌شود كاركرد فعل “ساخته مي‌شود” را هم‌زمان تداعي مي‌كند. چه، شخصيت در بطن ماجراها معرفي و متحول مي‌گردد.

ساده‌ترين كاري كه نويسنده مي‌تواند انجام دهد اين است كه نقش شخصيتي را در ميان ماجراها نشان دهد. مهين و زيبا در رمان‌هاي كاظمي و حجازي همين ويژگي را دارند. بدريه در جنايات بشر كار بيشتري نمي‌كند ولي از آنجا كه راوي داستان زن است جلوه تازه‌اي در تاريخ رمان نويسي دارد.

اگر نويسنده از معرفي شخصيت عبور كند و تحول وي رانشان دهد قدم بعدي را برداشته است. هما در رماني ديگر از حجازي، عشق دو نسل را رو به روي هم قرار میدهد و در خلال كشمكش متحول مي‌شود، خود را مي‌شناسد و به سمت حسن علي خان مي‌رود.

نشان دادن تحول انسان‌ها در گرماگرم ماجراها به لحاظ شخصيت سازي از آن رو مهم است كه معلوم مي‌كند آدمي همين گفتارها و كردارهاي روز مره نيست، بلكه در زواياي پنهان خويش ويژگي‌هاي بد وخوب بالقوه‌اي دارد كه پس از مواجه با شرايط خاص بروز ميكنند و بالفعل ميشوند.

اين عبور از بالقوگي به بالفعلي از منظر روانشناسي و جامعه شناسي در خور توجه است. زيرا صيرورت و شدن را به چشم ميآورد. چرا كه ما همه روزي در زندگي با شرايط خاص خودمان مواجه ميشويم. مع هذا زري در سووشون از آنچه تا به حال گفته شد فراتر مي‌رود. سيمين دانشور قصه زني را مي‌گويد كه همسر يوسف، مردي مبارز و سه فرزند است. او با فاميل و همسايه حشر و نشر دارد. سالم زندگي ميكند و مهربان است. هر چند به دارالمجانين مي‌رود و غم خوار زمين خوردگان است، پسر نوجوان و همسر سر كش‌اش را به ملاحظه كاري دعوت مي‌كند. سرانجام يوسف كشته مي‌شود و گره داستاني بي‌آنكه آشكارا گشوده و رمز گشايي شود سبب مي‌گردد كه زري محياي مبارزه با ظلم استعمار و استبداد شود و حتي در اين را ه خطر مي‌كند. راوي كه صدايش طنين زنانه‌اي دارد در صفحات پاياني اعلام مي‌كند از اين پس، زري زندگي شخصي، ترتیبات تربيت  فرزندان و ارتباط‌هاي خانوادگي را به سمت مبارزه‌اي تمام عيار سوق خواهد داد.

اما آنچه شخصيت سازي در سووشون را متمايز كرده اين است كه ما پيش از آن‌كه با مرگ يوسف مواجه شويم كودكي و نوجواني زري را خوانده‌ايم. اين كودكي و نوجواني مثل گذشته بدريه در جنايات بشر به ماجراهاي داستاني، بي‌ربط نيست. در باز خواني گذشته زري در مي‌يابيم كه او دختري مثل ساير دخترها كه در خانواده‌اي مرفه و فرهنگي بزرگ مي‌شوند نيست. بلكه از ابتدا در خانواده‌اي رشد كرده كه بستري مناسب براي تربيت زني با وقار، مهربان، مطيع و البته مبارز بوده است.

در واقع خواندن سووشون مرور مسير داستاني منطقي است كه وقايع را به صورت علي و معلولي از ابتدا دنبال كرده و تا مقطع گره داستاني و تحول شخصيت يك زن دنبال نموده است.

از اين رو سووشون نه تنها از نظر پرداخت شخصيت زن در تاريخ رمان فارسي در زمان خودش قدمي به جلو محسوب مي‌شد، بلكه صورت جديدي از زنی خانواده‌دار، اجتماعي و مبارز را معرفي مي‌كند كه واقعا در دهه 50 ظاهر شده بود. درنگ در اين مضمون بي‌راه نيست. زيرا شخصيت‌هاي خوش ساخت رمان‌هاي مهم در ساختن شخصيت‌هاي واقعي اجتماع خود اثر گذار هستند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه