مصاحبه

  • دکتر محمد حسین ساعی در گفتگو با "علوم اجتماعی اسلامی ایرانی":
    ۱۳۹۴/۰۶/۸ ۱۶:۵۱

    غافلگیری از پدیده پاشایی، نماد گسست جامعه شناسان از جامعه بود

    درد اصلی همین است. یعنی کسانی که وظیفه شان رصد و فهم جامعه و گزارش آن است، ظاهراً سنسورها و حسگرهایی دارند که نمی‌تواند جامعه را خوب رصد کند./ همان موقع تشییع جنازه‌، همه ما فرصت نکردیم به عنوان یک مورد تحقیقاتی خوب، کار پژوهشی انجام دهیم، اما دوستان و گروه‌هایی که ادعای نگاه علمی و آکادمیک دارند، به جای تحلیل­های بدون پایه و مبنای کار علمی، باید تیمهاشان را تشکیل می­ دادند و می رفتند در یک چنین تجمع‌هایی تا مستقیم از مردم گزارش بگیرند.

  • پرونده ای برای "خندوانه" ی رسانه ملی

    عمق مفهومی ”خندوانه“ در ”فیتیله“. برداشت دوم

    اگر برخورد مردم غم‌زده، در مقابل عوامل غم‌انگیز، شکل تناقضات و مسائلی حل نشدنی را به خود بگیرد، در آن صورت شخص ممکن است سرچشمه‌ی این تناقضات و مسائل را به ناتوانی خود برگرداند، و به همین خاطر احتمالاً، به عقب‌نشینی دست بزند و خنده‌های بی‌معنا سر دهد، بدون آن که ریشه‌های غم را بخشکاند؛ به سبک هسته رامبدی «خندوانه».

  • نگاهی کوتاه بر سبک موسیقی «علیرضا عصار»
    ۱۳۹۴/۰۶/۵ ۰۱:۲۹

    «خلوت‌گزیده‌»ی موسیقی اعتراض و عدالت

    نگاه ایمانی، اعتقادی، سیاسی و اجتماعی عصار در هیچ‌یک از آثارش مسکوت یا در لفافه نماند و او شفاف مواضع خود را در ترانه‌ها و آلبوم‌هایش بیان کرد. «مژدگانی ای خیابان‌خواب‌ها، می‌رسد ته مانده بشقاب‌ها» عبارتی بود که تقریباً تمامی مردم آن را، اعتراض صریح و شجاعانه عصار و حرف دل خود در مواجهه با جریان برخوردار از سوبسیدهای دولتی و در ضدیت با اشرافی‌گیری و تضاد طبقاتی می‌خواندند.

  • پرونده ای برای "خندوانه" ی رسانه ملی
    ۱۳۹۴/۰۶/۳ ۱۶:۳۵

    عمق مفهومی ”خندوانه“ در ”فیتیله“ برداشت اول

    بخت با عالی‌مقام رامبد جوان یار بوده است که این روزها، عمو پورنگ در تلویزیون نیست، و گر نه، «خندوانه» بزرگ‌سالان در قیاس با برنامه «عمو پورنگ» نونهالان، با عناصری مشابه، نه تنها به لحاظ کیفی، یک سطح فراتر نیست، بلکه چند سطح فروتر است

  • شادی و آرمانهای جوانان متوسط شهری

    عمق‌پژوهی ”خندوانه“

    قضیه این گفتار، شماتت «خندوانه»، به خاطر نگاه کم عمق به «شادی» نیست. بلکه بیشتر، نگاه ما به وضع قطاع متوسط شهری است که به چنین برنامه‌ای نیازمند شده است، و گویی به آن اقبال دارد. خنده و شادی لازم است، ولی چرا این قدر کم عمق؟ چرا فقط شکل خنده؟ چرا قطاع جوان متوسط شهری، با اینکه بیش از نسل انقلاب و جنگ، متمول و متمکن هستند، اکنون به تصویری از شادی رضایت داده است؟

  • نقدی بر یادداشت دکتر داوری درباره مذاکرات هسته ای
    ۱۳۹۴/۰۶/۲ ۱۴:۰۶

    در حاشیه انصراف دیرهنگام و مبارک هایدگریسم از رقابت با الهیات ضد استکباری خمینی

    اکنون اما چه شده است که فیلسوف پس از عمری گله از آمیختن فلسفه به تنگ نظری‌های ایدئولوژیک، درباب کسانی که دیدگاهی غیر از او دارند حکم به «معاف بودن‌ از حکم خرد» می‌کند؟ انسان می‌ماند. اجازه بدهید حق را به فیلسوف بدهیم. این‌جا مسئله شخصی نیست. فیلسوف یک دغدغه‌ی ملی دارد؛ اما آیا می‌توان همه‌ی کسانی که در مسئله‌ای مهم ، نظری غیر از نظر ما دارند را بهانه‌گیر و معاف از حکم خرد دانست و به «اطلاق» پیرامون‌شان حکم صادر نمود. آیا فیلسوف گران‌ارج احتمال نمی‌دهد شاید کسانی باشند که نه از روی بهانه و بی‌خردی، بلکه از در خیرخواهی، پرسشگری و دغدغه در باب توافق مذکور نقدی داشته باشند. آیا این حکم یا دست کم این اطلاق ان از سوی فیلسوف مدققی چون جناب داوری روا ست؟

  • دکتر شجاعی زند، مهدوی زادگان، رهدار و امینی در نشست :

    جامعه‏ شناسی مذاکرات هسته ‏ای با تأکید بر پیامدهای آن در حوزه عرفی‏ شدن

    آن چیزی که در ذهن مردم می‌ماند، محتوای واقعی و فنی توافقات نیست، بلکه همین پروپاگاندایی است که مسئولین آمریکایی به وجود آورده‏اند و مسئولین ما نسبت به آن بی‌اعتنا هستند و این کوتاه‌آمدن‌ها، هم بر روحیه مقاومت جامعه ایران تأثیر خواهد گذاشت و هم دیگر جوامع متأثر از ایران.

  • حال شهرمان خوب نیست
    ۱۳۹۴/۰۵/۲۷ ۱۷:۴۷

    مساله معماری از مسائل کلان انقلاب جدا نیست

    درد معماری امروز ما بی هویتی است و این بی هویتی ریشه در بی زبانی معماری دارد و ما دیگر نمی توانیم از طریق معماری با هم سخن بگوییم و اثر معماری هم نمی-تواند با ما سخن بگوید. دیگر چیزی در میان نیست تا گفتگویی بینمان شکل بگیرد. زبان معماری ما دچار لکنت شده است گنگ شده است و لال شده است ما زبانمان را از دست داده ایم. دیگر هیچ کارفرمایی نمی تواند مهندس را متوجه منظورش کند و هیچ مهندسی نمی تواند با یک زبان روشن با کارفرما صحبت کند و به همین دلیل است که دست به دامن شعبده تصویر می شود و به جای معماری دست به تصویرسازی می زند.

  • محله چه بود و چگونه از بین رفت؟
    ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ ۰۹:۱۷

    شهر بی‌محل شنیده‌ای!؟

    خانه می‌سازیم و آن را با اسباب پر می‌کنیم و گاه از جابه‌جا کردن‌شان لذت می‌بریم. اما هنوز با آن‌ها مثل غریبه رفتار می‌کنیم. مرد و زنی که هر روز سر و وضع خود را می‌آرایند از رفع و رجوع کار خانه ناراضی‌اند. زنی که می‌نالد«کارم شده از صبح تا شب پختن و ساییدن» و مردی که اعتراض می‌کند« هر چه کار می‌کنم خرج شما می‌شود»، در حقیقت از بیگانگی خان‌و‌مان رنج می‌برند. خانه، دیگر با ایشان یگانه نیست و یک نوع تجسم منفرد و تنهاست که چونان غریبه‌ای مزاحم آن‌هاست.

  • گفت‌و‌گو با رضا مهدی پیرامون میان‌رشته‌ای ها؛

    دانشگاه در ایران یک دبیرستان بزرگ با ساختار، فرایند وکتب معین است

    نگاه دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران به مفاهیمی نظیر دانش، مهارت، نگرش، آموزش و فناوری، به نحوی است که نه تنها برای توسعه میان رشتگی بلکه برای هر نوع ابتکار اساسی دیگر نیز عرصه را باز نمی کند.. تاکنون توسعه میان رشتگی و ایجاد زمینه و شرایط برای توسعه آن، دغدغه و اولویت نظام دانشگاهی ما نبوده است. به نظر من، عملکرد دانشگاهها در قلمرو علوم سخت(Hard science)، بهتر از علوم انسانی بوده است.

  • ۱۳۹۴/۰۵/۱۸ ۱۳:۳۴

    واکاوی مفهوم جهاد در اسلام

    جهاد از واژگانی است که در اسلام دارای مفهومی مقدس است. در آموزه های دینی به سه نوع از جهاد اشاره شده؛ جهاد ظاهری، جهاد متوسطه و جهاد عالیه. جهاد ظاهری همان جهاد اصغر می­باشد که در این مختصر موضوع بحث ما است. جهاد متوسطه، اولین مرتبه ی جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس است، و جهاد عالیه، شامخ ترین مرتبه ی جهاد اکبر یعنی جهاد با عقل است…..

  • گفتگو با میثم مهدیار (عضو کاروان سرزمین برادری):

    ظرفیت‌های «تقریبی» علوم اجتماعی

    یکی از برنامه‌های سفر ما شرکت در برنامه مجلس ذکر و مناجات یکی از خانقاه‌های اهل سنت سنندج بود. این خانقاه‌ها کاملاً ساختاری شبیه حسینیه‌های شیعیان دارد و اصالتاً این خانقاه‌ها خود را به اهل‌بیت منتسب می‌دانند و در شجره‌نامه‌هایی که در این خانقاه نصب شده بود نام اهل‌بیت در سرسلسله این شجره‌نامه‌ها دیده می‌شد.

  • ۱۳۹۴/۰۵/۱۳ ۱۰:۲۹

    توافق هسته‌ای و خطر مک‌دونالدیزه شدن

    بودریار معتقد است مصرف تبدیل به اسطوره‌ای برای انسان امروز شده است تا از آن طریق، جویای خوشبختی موهوم خویش باشد. او معتقد است انسان امروزی با غرق‌کردن خود در ویترین متنوعی از اشیاء و مصرف پایان‌ناپذیر آن‌ها، خود را خوشبخت می‌انگارد. به گفته وی، «در اینجا اعتقاد به قادر مطلق بودن نشانه‌ها در کار است: رفاه، کثرت کالاها و اجناس، در واقع چیزی جز انباشت نشانه‌های خوشبختی نیست… همگی آفریننده‌ی امیدی واهی هستند که آدمی را به زندگانی پر ابتذال دل‌خوش می‌کند».