درباره فیلم پنج ستاره(2)

ستاره هایی که از استخوان مستضعفان بالا می رود

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۳:۱۱ ۱۳۹۲/۱۱/۲۱

یکی از مهمترین وظایف یک هنرمند یا فیلم ساز، نمایش دردهای جامعه است. رساندن صدای زخم ها و بیماریهای جامعه، رساندن صدای مستضعفان و دردمندان و ستم دیدگان جامعه به دیگران، بیدار کردن جامعه از خواب های خوش بینی و خوش خیالی بی مورد و تذکر و تلنگوری به افراد غافل. اینگونه فیلم ها را فیلم اجتماعی می نامند.

پنج ستاره

یکی از مهمترین وظایف یک هنرمند یا فیلم ساز، نمایش دردهای جامعه است. رساندن صدای زخم ها و بیماریهای جامعه، رساندن صدای مستضعفان و دردمندان و ستم دیدگان جامعه به دیگران، بیدار کردن جامعه از خواب های خوش بینی و خوش خیالی بی مورد و تذکر و تلنگوری به افراد غافل. اینگونه فیلم ها را فیلم اجتماعی می نامند.

البته باید توجه داشت که فیلم نباید یاس و ناامیدی را در جامعه بپراکند و یا به دور از واقعیت همه جامعه را بحران زده نشان دهد و یا به دروغ، اغراق کند. بلکه وظیفه آن، نشان دادن زخم ها و چرک های جامعه با هدف بیدار و هشیار کردن جامعه است، تا به خود آمده و چاره ای بیاندیشد.

سبک اجتماعی از ابتدا در سینمای ایران، جایگاه مهمی داشته و دارد و شاید بیشترین تعداد فیلم های ایرانی در همین ژانر قرار بگیرند. در جشنواره فیلم فجر امسال نیز شاهد چند فیلم خوب اجتماعی هستیم. فیلم پنج ستاره ساخته مهشید افشار زاده در بخش فیلم اولی های جشنواره یکی از آنها می باشد. این فیلم با نشان دادن فاصله طبقاتی شدید و استثمار قشر ضعیف و کارگر توسط بنگاه های اقتصادی، هتلی پنج ستاره، فیلمی قابل قبول در سبک اجتماعی می باشد.

 فیلم با داستانی قابل باور و ساختاری مناسب می تواند بیننده را تا آخر همراه خود کند و در عین نشان دادن زخم ها و دردهای جامعه او را بخنداند. استفاده از بازیگران معروفی همچون شهاب حسینی و بهنوش بختیاری به جذابیت آن کمک زیادی کرده. سوژه اصلی این فیلم با هوشیاری در راستای هدف فیلم انتخاب شده است. پول دارترین اقشار جامعه در معروفترین و پر ستاره ترین هتل پایتخت در مقابل کارگران مستضعف آن که نمونه خوبی از قشر آسیب پذیر کارگر می باشند. پولدارانی که به خوشگذرانی می پردازند و کارگرانی که کثافت های آنها را از توالت ها تمیز می کنند.

داستان گم شدن ساعت گرانبها که بخش مهمی از داستان فیلم می باشد، نشان می دهد که یک ساعت مچی از دو چمدان ساعت گران قیمتِ یکی از این پولدارها، به اندازه تمام زندگی چند کارگر ارزش دارد و می تواند زندگی آنها را تباه کند و جامعه سنگ دل ما، چه راحت دست به چنین کاری می زند. چقدر این کارگران بدبخت و ضعیف و آسیب پذیر هستند و آن پولدارها چقدر قدرت دارند و همه ساختارها نیز در جهت حمایت از همان پولدارها می باشد. وقتی که ساعت گم می شود، از مدیران هتل تا حراست و نیروی انتظامی، دست به کار می شوند و برای ستاندن حق ثروتمد به جان سه کارگر بدبخت می افتند. این در حالیست که یکی از مدیران هتل آن ساعت را برای رسیدن به زیاده خواهی های خود، برداشته است. ولی کجایند این ساختارها و نهادهای اجتماعی و قانونی هنگامی که یکی از کارگران در حال از دست دادن کار و حداقل درآمد زندگی می باشد؟ شاید قوانینی وجود داشته باشند ولی از روی کاغذ فراتر نمی روند و این قدرت ثرتمندان است که قوانین را به نفع خودشان به اجرا درمی آورد!

ظلم هایی که به این کارگران می شود یکی دوتا نیست، دست مزد ظالمانه ای که با کار سه نفر، کفاف هزینه ناچیز یک خانواده سه نفره را نمی دهد. آنها نه تنها، توان خرید یک ماشین لباس شویی را ندارند که از پرداخت قبض تلفن منزلشان نیز عاجزند. امنیت شغلی برای آنها صفر می باشد، یعنی بکارگیری یا اخراج آنها فقط به اراده کارفرما می باشد، به هر دلیل کوچکی بیرون انداخته می شوند، بدون اینکه هیچ نهاد قانونی و یا اجتماعی از آنها حمایت کند.

با وجود این ظلم ها، آنها مانند زندانیانی هستند که دوست دارند در زندان بماند زیرا که بیرون از زندان شرایط بدتری منتظرشان می باشد. آنها التماس می کنند که در آن هتل به کار گرفته شوند و وارد این رابطه ظالمانه شوند زیرا در غیر این صورت همین حقوق بخور و نمیر را نیز از دست می دهند. آنها به هر خفت و خواری دست می زنند تا کارشان را از دست ندهند، حتی با دادن سرویس های جنسی به مشتریان! در فیلم در حد یک اشاره با عبارت «خدمات ویژه» بیان می شود و بیش از این به آن نمی پردازد.

استثمار کارگران توسط کارفرمایان و ثروت مندان مساله ای بسیار مهم و قدیمی می باشد که در دوران های مختلف به اشکال متفاوت در جوامع وجود داشته است. در دنیای مدرن به ظاهر برده داری از بین رفته است ولی برده داری جدید با اشکالی هوشمندانه همان کارکرد را انجام می دهد. هتل هایی که دست رنج کارگران مستضعف می باشند در مالکیت سرمایه داران هستند. چرخ های کارخانه هایی که از کار کارگران می چرخد، ثروت مالکان ثروتمند آن را افزیش می دهد. فروشگاه های زنجیره ای، بنگاه های بازرگانی، شرکت های ساختمانی و حتی وزارت خانه ها و سازمان های دولتی همگی حاصل دست رنج کارگران، کشاورزان و کارمندان مستضف می باشند در حالی که سود کار آنها در جیب مدیران، مالکان و سرمایه داران آنها می رود تا پول روی پول بگذارند و خوشگذرانی هایشان را بیشتر و بهتر کنند. آنها نیم نگاهی هم به زندگی سخت و بخور و نمیر آن کارگران نمی اندازند و حتی خود را ولی نعمت آنها می دانند، زیرا به آنها لطف کرده و به کارشان می گیرند و همین حقوق ظالمانه را می دهند.

  در عین حال نشان می دهد، در جامعه ما هنوز انسان های خوبی پیدا می شوند که به این اقشار آسیب پذیر کمک کنند. انسانهای خوبی که کودک یتیمی که مادر و پدر خود را در زلزله از دست داده بزرگ کنند و همان کودک که حالا از مدیران میانی هتل است، برای نجات زندگی کارگران زندگی خود را خراب و از آبرویش هزینه می کند.

با وجود اینکه شخصیت پردازی و داستان پردازی در آن، بهتر می توانست باشد، ولی از یک کارگردان تازه کار، اثری قابل قبول است و استاندارد تکنیک و فرم را رعایت کرده است.

هنر این فیلم در این است که دردهای تلخ جامعه را با چاشنی طنز با بهره گیری از بازی خوب بهنوش بختیاری برای بیننده جذاب کرده است. بیننده با دیدن پنج ستاره علاوه بر اینکه سخن و پیام فیلم را به خوبی دریافت می کند از فیلم لذت هم می برد.

در این هجوم فیلم های بی محتوا و از سر شکم سیری، پنج ستاره از معدود فیلم هایی می باشد که به دغدغه مردم پرداخته و یکی از مشکلات مهم آنها را بیان می کند. آیا هنرمند وظیفه ای جز این دارد؟!

۱ دیدگاه

    دانشجوی علاقمند :

    سلام.
    بهنوش بختیاری، نه گلنوش، بالام جان!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه