مصاحبه

  • زمینه های تحول معرفتی نصرت رحمانی
    ۱۳۹۳/۰۴/۸ ۱۶:۱۰

    نصرت رحمانی: شناسنامه تاریخ!

    نصرت رحمانی به مثابه یک شاعر، نمی‎تواند گریزی از دگرگونی‎های اجتماعی داشته باشد، برای همین است که در شعرهایش به یکباره شاهد چرخشی بزرگ هستیم. وقتی مجموعه‎هایی را که در پیش از انقلاب 57 منتشر کرده با سه مجموعه‎ای که پس از آن منتشر کرد مقایسه می‎کنیم، شاعری می‎بینیم که از میعادی که در لجن با هستی داشت به سرای محمد رسیده است:

  • درنگی بر نقش و کارکرد رسانه‌ها در کاهش جمعیت:
    ۱۳۹۳/۰۴/۶ ۱۱:۴۵

    مزاحمی به نام فرزند !

    برای تبدیل کردن یک امر در جامعه به امری ارزشی، باید آن را دارای کارکرد و کارآمدی نشان داد. اما این به‌تنهایی کافی نیست. بسیاری امور هستند که ما می دانیم برایمان نفع دارد و انجام نمی دهیم و امور دیگری هستند که می دانیم ضرری از آن ها متوجه ما می شود، ولی آن ها را انجام می دهیم. پس باید چیزی بیش از یک محاسبه‌ی عقلانی در کار باشد. این امری است که رسانه ها، خصوصاً صنعت تبلیغات، به‌خوبی دریافته است.

  • نقد فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو(3)
    ۱۳۹۳/۰۴/۳ ۰۸:۰۵

    زندگی مشترک آقای محمودی و بانو؛ پارادوکس فراگیر زن امروزی و خانواده

    هم زن شاغل دوست دارد و هم غذای گرم و خوشمزه خانگی. هم می‌خواهد به زیبایی همسرش در مقابل دیگران افتخار کند و هم می‌خواهد همسرش منحصراً توجه و زیبایهایش را به او عرضه کند. هم روابط آزادی با دوستان و مردان همکارش داشته باشد و هم قلبش را تنها به روی او بگشاید. نکته بسیار مهمی که ساناز متوجه آن شده است و رامتین نمی‌خواهد آنرا بپذیرد این است که زن مدرن دیگر درون نقش دوگانه زن-شوهری در خانواده قرار نمی‌گیرد.

  • نقد فیلم "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو"(2)

    سرگردان های ناراضی

    دستش درد می کند، با این حال کارهای خانه را به خوبی انجام می دهد. “بیست و چهار ساعته توی آشپزخانه است.”وقتی ساناز از او می پرسد که رازش را به آقای محمودی گفته یا نه؟ می گوید: “معلومه که گفتم، به اون نگم، به کی بگم؟” و وقتی که با رامتین درد و دل می کند، در نهایت خدا را شکر می کند که شوهر و فرزند خوب، تن سالم و خوشبختی دارد. رامتین او را متوجه موقعیت های مختلفی که می توانست داشته باشد می کند و به فکر فرو می برد

  • پرونده اي براي ادبيات معاصر ايران
    ۱۳۹۳/۰۴/۱ ۱۴:۵۹

    یک جنگجو که نجنگید، اما… شکست خورد

    رویکرد رمانتیک نصرت رحمانی در شعرهایش در ستیز با مظاهر عصر جدید است. او برخلاف بسیاری از شاعران هم عصرش خود را از بند تکلف­های زبانی رها ساخته و با زبانی بی پروا و گاه خشن به خشونت عصر جدید پرداخته است: «در شهرهای کودکی من/ پیری عصا به دست در گاهواره غنوده است/ لالا بخواب کودک آهن/ لالا بخواب کودک باروت/ بگذار چهره ها دروغ بگویند/ دیگر عصا شناسنامه پیری است»

  • پرونده اي براي ادبيات معاصر ايران

    نصرت رحمانی – شمشیر معشوقه قلم

    مثال صراحت مثال فریاد است زمانی که صدا در همهمه محو می شود. وقتی سخن شاعر نشنیده گرفته شود شعر صراحت می یابد. اینسان صراحت شعر نشانه جامعه ای است که از شاعر روی گردانده. سهل و ممتنع نویسی یا صریح نویسی در جای خود یعنی در علم نقد ادبی، ویژگی سبک شاعر است. اما در یک نگاه کل گرایانه می تواند نشانه جامعه و مقطع تاریخی باشد که در آن نمود یافته.

  • نگاهی به کتاب «دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه» اثر نائومی کلاین
    ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ ۱۴:۰۶

    سیاست‌های نولیبرالی و حذف یارانه‌ها….

    نائومی کلاین دراین کتاب اجرای سیاست‌های بازارمحور نولیبرالیسم توسط ایالات متحده و متحدشان را به چالش می‌گیرد و با تبحر و ظرافت قابل تحسینی نشان می‌دهد که همواره در طول تاریخ، ایده‌های آزادسازی افراطی نزد مردم غیر محبوب بوده است. وی معتقد است اجرای این گونه سیاست‌ها به‌وسیله‌ی اقتصاددانان نولیبرال در «صندوق بین المللی پول» و «بانک جهانی» نتیجه‌ی برنامه‌ریزی ها‌ی آمریکا برای نفوذ به ساختار داخلی تصمیم‌گیری کشورهای جهان سوم است.

  • دومین روز همایش «امام خمینی و تقدیر تاریخی عصر»

    طاهرزاده:انقلاب اسلامی به صورت یک حقیقت قدسی وارد تاریخ ما شده/رجبی:انقلاب ما اگر ارتباطش با امامت قطع شود دیگر انقلاب نیست/رشاد: نگاه با هویت جمعی، اجتهاد و دین را حکومتی می‌کند

    دومین روز از همایش «امام خمینی و تقدیر تاریخی عصر» با سخنرانی آقایان علی اصغر طاهرزاده، محمد رجبی دوانی و علی‌اکبر رشاد برگزار گردید

  • نگاهی به کتاب«سرمایه داری فردا؟» اثر دیوید کورتن

    درس‎هاي «سرمايه ‏داري فردا» براي «اقتصاد مقاومتي»

    بايد به اين سئوال پاسخ داد كه تن دادن به مقدرات نظام جهاني اقتصاد با چنين تاريخچه ‏اي تا چه حد عاقلانه به نظر مي‏رسد؟ آيا نسخه ‏هاي نهادهاي جهاني اقتصاد، نفع كشورهاي حاشيه ‏اي را نيز مد نظر قرار مي‏دهد؟ آيا ابرشركت‏ ها چه در حوزه توليد و چه در حوزه توزيع مي‏ توانند گامي در جهت برقراري عدالت باشند؟ …

  • اندیشه اجتماعی امام خمینی

    بازخوانی ابعاد اجتماعی نهضت امام خمینی در آراء فلسفی متفکران مسلمان: روح فلسفی، رویکرد دینی، زبان مردمی

    امام خمینی به عنوان شخصیت منحصر به فرد تاریخ مرجعیت شیعی و اولین فیلسوف مسلمان که در سیاست هم ایراد نظر و هم اقدام عملی کرد و نهضت دینی خود را با موفقیت به انجام رساند، چگونه با جامعه ارتباط برقرار کرد و آراء نظری را که پیش از آن صرفاً در حجره‌های حوزه‌های علمیه مطرح می‌شد و – فراتر از احکام فردی رساله – راهی به موضوعات عمومی و مشکلات جامعه نداشت، چگونه به سراسر جامعه بسط داد که هم توده جامعه از آن آراء استقبال کرد و هم رهبری عملی صاحب آراء را پذیرفت؟

  • اولین روز همایش «امام خمینی و تقدیر تاریخی عصر»

    نبوی:هر چه جلوتر می‌رویم نسبت به مبانی امام بیشتر بی‌توجه می‌شویم/میرشکاک:هرگونه وِلایت بدون وَلایت شیطانی است/رحیم پور:تا قبل از انقلاب، جهان دین را یک نهاد تمدن ساز نمی دانست

    در ابتدای این مراسم سید حسین شهرستانی دبیر همایش وجه برگزاری آن را چنین مطرح کرد: چتر گفتمان امام گستره‌اش معادل چتر انقلاب اسلامی است و ذیل شخصیت معنوی و فکری امام خمینی(ره) کل گفتمان‌های فکری انقلاب اسلامی جای می‌گیرند و بیان نسبت هر کدام از این جریان‌ها با امام‌خمینی موجب همنوایی و همگرایی بیشتر این جریان‌ها خواهد شد.

  • نگرشی کلان و چندبُعدی به مسئله‌ی کاهش جمعیت و عوامل آن - قسمت سوم
    ۱۳۹۳/۰۳/۹ ۲۰:۵۹

    توسعه، مهاجرت و کاهش رشد جمعیت

    برنامه‌های توسعه به جای تأکید بر فرآیندهای توسعه‌ای مبتنی بر نیروی انسانی، به سوی تکنولوژی‌محوری حرکت کرده و زمینه را برای استقلال فرآیندهای تولیدی از انسان و در نتیجه بیکاری طیف وسیعی از جمعیت فعال جامعه فراهم کرده و آن‌ها را به سوی مشاغل خدماتی و کاذب سوق دادند و همچنان که پیش از این عنوان شد، این شکل از توسعه‌ی تکنولوژی (تکنولوژی مستقل از انسان و جایگزین آن) نیاز و ضرورت نیروی کار را از بین می‌برد و نتیجه‌ی طبیعی آن کاهش رشد جمعیت خواهد بود.

  • مسئله ی بحران جمعیت در ایران(2)
    ۱۳۹۳/۰۳/۲ ۰۱:۰۳

    خانواده و زاد و ولد، زیر چرخ مدرنیزاسیون

    سؤالی که در اینجا پیش می‌آید این است که آیا این مسائل به ذات مدرنیته و ماهیت الگوهای توسعه مربوط است یا از چگونگی اجرای برنامه‌های توسعه ناشی می‌شود؟ و اینکه آیا راهی برای اجتناب از این دست تغییرات ارزشی در جامعه وجود دارد؟ آیا می‌توان توسعه‌ یا مدرنیزاسیون را با حفظ چارچوب فرهنگی جامعه محقق ساخت یا اینکه تحقق توسعه ناگزیر از استحاله‌ی فرهنگ سنتی جوامع و ارزش‌های آن است؟