مصاحبه

  • ارائه شده در کنفرانس جهت گيري هاي تازه در علوم انساني:
    ۱۳۹۳/۰۸/۲۰ ۱۴:۴۱

    گرایش به رمان های عامه پسند در ایران

    چکیده: آمار نشر کتاب در حوزه ادبیات داستانی در دهه اخیر در ایران نشان می دهد که بیشترین میزان چاپ کتاب و تجدید چاپ آن، و نیز ژانر مسلط، رمان های عامه پسند است. در باب ادبیات عامه پسند مباحث متعارضی وجود دارد، مکتب فرانکفورتی ها آن را بخشی از صنعت کتاب و آگاهی کاذب و ایدئولوژی دروغینی می دانند که توسط طبقه حاکم ایجاد شده و قصد دارد تصویری غیرواقعی و زیبا از جامعه ارائه کند و لذا کارکردی تخدیری دارد. نظریات مطالعات فرهنگی معتقدند که ادبیات عامه پسند و اقبال به آن نوعی مقاومت نرم و زنانه در برابر فرهنگ حاکم است و تلاش دارد تا به خوانندگان آن فضایی برای کنار زدن زندگی روزمره ارائه کند و لذا کارکرد مثبت دارد؛ با توجه به اینکه بر اساس آمار، اکثریت خوانندگان و نویسندگان این آثار را زنان تشکیل می دهد. اما با توجه به گسترش فعالیت های زنان از منظر دفاع از حقوق زنان (در چارچوب آموزه های اسلامی) و نیز از منظر فمینیستی، رواج ادبیات عامه پسند نگران کننده است. این مقاله قصد دارد دلایل اجتماعی گسترش ادبیات عامه پسند در ایران را بر اساس نظریه انتقادی بررسی نماید. سیاست های نظارتی سخت گیرانه دولت در حوزه ادبیات، شدت یافتن مشکلات اقتصادی، ضعف عمومی در حوزه ادبیات و داستان نویسی در ایران، و نیز تمایل بیشتر زنان به خواندن، از جمله مهمترین این دلایل است.
    کلیدواژه: ادبیات عامه پسند، رمان، نظریه انتقادی، مطالعات فرهنگی، سیاست فرهنگی در ایران