مصاحبه

  • ۱۳۸۹/۱۲/۱۶ ۰۰:۱۲

    بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم

    انسان اجتماعی در شرایطی می‏تواند به ایفای نقش خویش بپردازد که نظمی‏ در تعامل خود با دیگران شاهد باشد. تحقق نظم در تبعیت همگانی از هنجارهای اجتماعی میسر می‏گردد. اگر نقض هنجارها گسترده گردد، انحراف اجتماعی پدیدار می‏شود که بایستی در مهار آن و کاستن از گسترش دامنه اش اقدامات جدی صورت پذیرد. مکتب لیبرالیسم بر اساس نگرشی که به انسان دارد، درصدد رفع هر گونه محدودیتی از انسان است، لذا به اجبار با انعقاد قراردادهای اجتماعی و تدوین قوانین، تحقق انتظام اجتماعی را با انواع شیوه‏ها خواهان است، اگرچه در این رویکرد با چالش‏های جدی روبرو می‏باشد. نگرش اسلام این است که انسان در اجتماع با قبول تکالیف دینی و اجتماعی و پذیرش محدودیت‏هایی، در واقع خود را از انواع قیود رها می‏سازد و انتظام اجتماعی را به صورت ریشه‏ا‏ی محقق می‏کند. انحرافات اجتماعی در چنین نگرشی، علاوه بر به کارگیری شیوه‏های مرسوم کنترلی، با عطف توجه به نظارت الهی، مهار شدنی تر از هر شیوه‏ای به نظر می‏آید.

  • ابن خلدون و جامعه شناسی شهری
    ۱۳۸۹/۱۲/۱۳ ۱۴:۰۱

    عصبیت، شهرنشینی و زوال سرمایه اجتماعی

    سرمایه اجتماعی، در دهه های پایانی قرن بیستم (به خصوص توسط کلمن، بوردیو، پاتنام، و فوکویاما) در علوم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مطرح شد و بحث های زیادی را برانگیخت ….از دید ابن خلدون، بدوی بودن، شیوه ای از زندگی و تفکر و رفتار است و نه تنها مفهومی منفی ندارد، بلکه ممکن است مترادف با مردانگی، شجاعت، آزادی، غرور و همانند این ها باشد. اشاره شد که از نظر وی، عصبیت یا همبستگی اجتماعی، و به تبع آن شجاعت، رهبری مردمی، خصوصیات اخلاقی، و میل به سمت خیر و نیکی، و به طور خلاصه”سرمایه اجتماعی” در میان بادیه نشینان و غیرشهری ها، بیشتر از شهرنشینان است.