مصاحبه

  • ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ ۱۵:۰۵

    دیپلماسی ایدئولوژیک، دیپلماسی غیر ایدولوژیک

    هیچ کشوری را نمیتوان یافت که در تنظیم مناسبات بین المللی خود، فاقد پشتوانه ایدئولوژیک و آرمان و اصول باشد. حالا یا این اصول مادی است یا معنوی. در غرب حتی آنجا که صحبت از پیگیری منافع در سیاست خارجی مطرح می شود ، آن هم بر مبنای اصول و آرمان هایی است که دولت ها دنبال می کنند .به عنوان مثال در نظام هایی مبتنی بر لیبرال دمکراسی، مفاهیمی چون اومانیسم ، لیبرالیسم، پراگماتیسم و… به مثابه ی آرمان هایی هستند که تعیین کننده ی سمت و سو و جهت گیری سیاست خارجی و دیپلماسی این نظام ها ست و حتی پیگیری منافع ملی آنها نیز در چارچوب همین آرمان ها صورت می‌پذیرد.

  • ۱۳۹۲/۰۶/۳۱ ۱۷:۵۱

    از اثبات گرایی علم تا ابطال گرایی علم

    اينكه ما در باب تجربيّات، از شناخت سطحى به شناخت منطقى مى‏رسيم از اينجا ناشى مى‏شود كه ما در شناخت سطحى آنقدر شرايط را تغيير مى‏دهيم- مثلًا آنجا كه دارويى را براى بيمارى سل، يا انبساط را براى آهن تجربه مى‏كنيم- تا به اينجا مى‏رسيم كه غير از اين دو عامل: عامل حرارت و عامل آهن، عامل اين دارو و عامل بيمارى سل، عامل ديگرى نقش ندارد. وقتى اين دارو از آن جهت كه اين داروست نه چيز ديگر، روى بيمارى سل از آن جهت كه بيمارى سل است مؤثر واقع مى‏شود، ديگر محال است كه اين دارو در فرد ديگر اين اثر را نداشته باشد

  • ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ ۱۸:۱۱

    امکان و چگونگى علم دینى(3)

    آنچه که از کلیت مطالب ذیل می توان فهمید آنست که آقای مصباحی، علم دینی را در معنای ساده اش از علم غیر دینی تفکیک می کنند. از نظر ایشان ما یک هست داریم و یک باید. در قسمت باید ها علم دینی علمی است که از منابع دینی برای ترسیم افق جامعه استفاده می نماید و در قسمت هست ها هم تنها تفاوت علم دینی و غیردینی، موقعی مطرح می شود که می خواهیم مردم جوامع اسلامی را بررسی نماییم. بدین نحو که از آنجایی که مردم جوامع اسلامی دینی هستند رفتارهایشان باید با توجه به ارزش های اسلامی درک شود. به همین دلیل است که آقای مصباحی، روش بررسی واقع را در علم دینی و غیر دینی یکسان می دانند. اما مساله ای که مطرح می شود آن است که اگر مفهوم پارادایم را برای تفکیک نحله های مختلف علمی درک کرده باشیم متوجه می گردیم که هنگامی که مبانی علمی در نحله ای خاص تغییر نمود مفاهیم آن علم، نظریات آن علم و حتی روش آن علم نیز تغییر می نمایند. پس مساله به این سادگی نمی تواند باشد که با یک تفکیک ساده بین هست و باید بتوانیم علم دینی و غیر دین