مصاحبه

  • ۱۳۹۲/۰۱/۲۸ ۱۳:۲۴

    «آزمون نظریه انحطاط دولت ابن خلدون در دورة صفویه»

    در واقع مدتی پس از پیروزی جنبش مذهبیِ صفوی و تشکیل دولت، عصبیت های قبیله ای (خویشاوند محور) داخل جنبش صفوی، به ضرر عصبیت مذهبیِ کل جنبش شروع به فعال شدن گشت و بین همه قبایل به خصوص قبایل بزرگ تر و قوی تر قزلباش بر سر کسب قدرت بیشتر، کشمکش و درگیری ایجاد شد.

  • ۱۳۸۹/۱۲/۱۳ ۱۷:۵۵

    مقایسه آراء و نظریات اجتماعی ابن خلدون، فارابی ، غزالی

    ” در نزد ابن خلدون با نوعی تطورگرایی اجتماعی و شاید نوعی اندام گرایی که قرن ها بعد در فلسفه هربرت اسپنسر تبلور می یابند نیز رو به رو هستیم. چنان که به یک عمر طبیعی برای تمدن ها باور دارد و معتقد است که آنها هم همچون انسان‏ها دوران جوانی، کهنسالی و پیری و مرگ دارند. مرگ جوامع به باور ابن خلدون در همراهی با ضعف تدریجی و از میان رفتن کامل عصبیّت در آنها اتفاق می افتد. او می گوید اجتماع امری واقعی است، از این رو باید در پیدایش و اختلافات موجود میان آنها و شیوه های معیشتشان به جستجو پرداخت. او در کنار این کندوکاو و پژوهش نه تنها تأثیری که محیط بر زندگی اجتماعی دارد پی برد بلکه به تبیین پدیده های اقتصادی و کشف قوانین حاکم به آنها پرداخت. “

  • بررسی نظریات فارابی و ابن خلدون در مورد شهر

    فارابی نظام های گوناگون در مدینه ها را مورد بررسی قرار داده ولی توجه بیشتر او به کلیات مسائل و ضوابط اجتماعی بوده تا جزئیات جامعه و مردم زمانه ی خود و یا بررسی تاریخی جوامع. ولیکن ابن خلدون ضمن بیان قواعد و ضوابط کشورداری، ملت های مختلف را از لحاظ خوی و عادت و مدنیت مورد بحث قرار داده است، آنطور که هست و احیاناً آن طور که باید باشد.