مصاحبه

  • زهیر توکلی
    ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ ۱۹:۰۸

    نصرت رحمانی، شاخص ترین نماینده شعر شکست(قسمت دوم)

    در سرتاسر دیوان نسبتا قطور نصرت، به ندرت به اتفاقی هنری مثل شعر «میعاد در لجن» بر می خوریم. «میعاد در لجن» روایتی است ساختمند و تمثیلی. موضوع روایت، یک کار رایج است: شیر یا خط انداختن. سکه به هوا پرتاب می شود و در جویی که لجن در آن جاری است، فرود می آید اما از تصادف روزگار، سکه به جای آن که نقش زمین شود و یک رویش رو به چشمان فال زنندگان قرار گیرد، به قول شاعر «بر پا می نشیند».

  • یادداشت شفاهی زهیر توکلی

    نصرت رحمانی، شاخص ترین نماینده شعر شکست(قسمت اول)

    نصرت رحمانی، از شاخص ترین نمایندگان شعر شکست است، نسلی که در میانه مرداد 32 و بهمن 57 به نسل افیون نامبردار شدند و شعرشان سرشار است از یأس و حیرتی توامان. «زمستان» اخوان ثالث نمونه نوعی شعر شکست است اما همچون دیگر جریان های دوره ای شعر، پس از مدتی، شکست نگاری و تلخ اندیشی به یک فضای ارگانیک تکرار شونده در شعرها بدل شد و به مثابه قراردادی مفروض برای شعر گفتن تلقی می گشت.

  • زمینه های تحول معرفتی نصرت رحمانی
    ۱۳۹۳/۰۴/۸ ۱۶:۱۰

    نصرت رحمانی: شناسنامه تاریخ!

    نصرت رحمانی به مثابه یک شاعر، نمی‎تواند گریزی از دگرگونی‎های اجتماعی داشته باشد، برای همین است که در شعرهایش به یکباره شاهد چرخشی بزرگ هستیم. وقتی مجموعه‎هایی را که در پیش از انقلاب 57 منتشر کرده با سه مجموعه‎ای که پس از آن منتشر کرد مقایسه می‎کنیم، شاعری می‎بینیم که از میعادی که در لجن با هستی داشت به سرای محمد رسیده است:

  • آخرین رمان حسام الدین مطهری به چاپ دوم رسید
    ۱۳۹۳/۰۲/۱۱ ۱۵:۳۷

    دو روایت درباره «کلت 45»: از بن بست مبارزه تا حاشیه ای بر یک تراژدی

    مجاهدینی که کورکورانه جذب سازمان می شدند. با خواندن چند کتاب به اجتهاد در مبارزه می رسیدند و بعد از آن همه چیز را قابل قربانی در راه آرمانهای حزب می دیدند. نه تنها با سیانوری بر کف همیشه آماده ی مرگ بودند بلکه خانواده و فرزندان را هم، چون آبی که باید در ظرف سازمان صورت بگیرد رنگ مبارزه می دادند و فرزندانی که دیگر فرزند نبودند، اعضای سازمان بودند و مهیای مبارزه

  • گفتگو با حسام الدین مطهری نویسنده رمان "کلت 45"

    «کلت 45» اگر چه درباره انقلاب است اما داستان امروز ماست

    آقای امیرخانی در مراسم رونمایی گفت: “این کتاب، رمان انقلاب نیست.رمان امروز است.” من نگاهم امروز بود. دغدغه ام این بود که هیچ بعید نیست اتفاقاتی که در سال های ابتدایی انقلاب افتاده،در سال های بعد هم بیفتد.کما اینکه در سال 88 مشابهش اتفاق افتاد و یک جاهایی تصاویر،عینا شبیه هم بود.

  • به بهانه درگذشت خالق «صد سال تنهایی»
    ۱۳۹۳/۰۲/۳ ۲۱:۲۷

    مارکز ، «صد سال تنهایی» و داستان استعمار

    مارکز شخصیت مهمی است. او از یکسو دوست کاسترو است و از سوی دیگر دریافت کننده نوبل ادبیات است. اگر به یاد بیاورید او از فلسطین هم دفاع کرد و شارون را مستحق جایزه نوبل قتل دانست. آنچه مد نظر این نوشته است آن است که چرا گهگاه هنر یک هنرمند هم جهت کردار سیاسی او نیست و حتی عکس آن عمل می کند. بدون شک مارکز استعمار را می شناخت و در قبال آن جهت گیری مشخصی داشت. در آمریکای لاتین اردوگاه گسترده و فراخی برای طرفداران غرب وجود دارد و پیوستن او به آنها تعجبی را بر نمی انگیخت و می توانست آسایش بیشتری برای او به همراه داشته باشد.

  • درآمدی بر پرونده ادبیات انقلاب
    ۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۰۷:۲۹

    چرا به جامعه شناسی ادبیات انقلاب نیاز داریم؟

    جامعه شناسی ادبیات با تحلیل نسبت میان جامعه و ادبیات در هر دوره از تاریخ، بصیرتی شگرف ایجاد می کند. به نظر می رسد مواجهه معکوس ما با غرب که همانا مواجه شدن صوری و تکنیکی با آن بوده است باعث شده است تا در به کار گیری دانشی چون نقد ادبی و جامعه شناسی ادبیات نیز شیپور را از دهان گشادش بزنیم. رویکردهای متن محوری چون ساختارگرایی و پساساختارگرایی و هرمنوتیک که در سایر حوزه های دانش نیز نفوذ کرده اند حA

  • ۱۳۹۲/۱۱/۱۸ ۲۰:۵۷

    درباره تأثیر شریعتی بر هنر انقلاب اسلامی

    چرا این همه که او بر ادب و هنر اثر گذاشت ردّپای شاخص و موج مشخصی در اندیشه معاصر ایجاد نکرد؟ توجه به این پرسش به ما خواهد آموخت که اساساً زبان شریعتی حتی آن هنگام که از اندیشه و معرفت دینی و اسلامی و شیعی سخن می‌گوید، زبانی بنیاناً حسی، دردکشیده و شاعرانه است. زبانی که بیشتر جستجوگر درمان‌ها بر زخم‌هایی است که بر جان جامعه و تاریخ شیعه می‌دید؛ در واقع او احیاگر حماسه و شور دینی در قالب خطابه‌های اجتماعی بود. به این ترتیب این زبان، بیشتر تفسیر شورانگیز از اندیشه و معرفت دینی ارائه می‌دهد تا تبیینی منطقی و فلسفی یا حتی تاریخی. تا جایی‌که حتی بخش‌هایی از آثار دکتر که در آن زبان تفلسف و اندیشه غالب بوده است چندان مورد توجه قرار نگرفته و بحثی برنینگیخته است