مصاحبه

  • به مناسبت 18 تیر روز ادبیات کودک و نوجوان:
    ۱۳۹۴/۰۴/۱۸ ۱۲:۰۶

    قصه های دیروز برای بچه های امروز

    چگونگی ارائه آثارکهن در ادبیات کودکان و نوجوانان سالهاست که مورد‌ توجه و بررسی و بحث صاحبنظران دنیا است. محققین و دست اندکاران جهانی ادبیات کودک و نوجوان، ارائه متون کهن و هم چنین شناساندن فرهنگ عامه به آنان را لازم و ضروری می ‌دانند و راه‌ های ارائه آن را مدام مورد بررسی قرار می‌ دهند و اهمیت آن را گوشزد می‌ کنند. زیرا بر این باور هستند که شناخت کودک از فرهنگ و آثار گذشته قوم خود، اولین قدم در راه شناخت خود است تا هویت شخصی قدرتمندی را باز یابد. همچنین اعتقاد دارند که کودک و نوجوان از این طریق به فرهنگ دیگر کشورها علاقمند می شود.

  • زهیر توکلی
    ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ ۱۹:۰۸

    نصرت رحمانی، شاخص ترین نماینده شعر شکست(قسمت دوم)

    در سرتاسر دیوان نسبتا قطور نصرت، به ندرت به اتفاقی هنری مثل شعر «میعاد در لجن» بر می خوریم. «میعاد در لجن» روایتی است ساختمند و تمثیلی. موضوع روایت، یک کار رایج است: شیر یا خط انداختن. سکه به هوا پرتاب می شود و در جویی که لجن در آن جاری است، فرود می آید اما از تصادف روزگار، سکه به جای آن که نقش زمین شود و یک رویش رو به چشمان فال زنندگان قرار گیرد، به قول شاعر «بر پا می نشیند».

  • یادداشت شفاهی زهیر توکلی

    نصرت رحمانی، شاخص ترین نماینده شعر شکست(قسمت اول)

    نصرت رحمانی، از شاخص ترین نمایندگان شعر شکست است، نسلی که در میانه مرداد 32 و بهمن 57 به نسل افیون نامبردار شدند و شعرشان سرشار است از یأس و حیرتی توامان. «زمستان» اخوان ثالث نمونه نوعی شعر شکست است اما همچون دیگر جریان های دوره ای شعر، پس از مدتی، شکست نگاری و تلخ اندیشی به یک فضای ارگانیک تکرار شونده در شعرها بدل شد و به مثابه قراردادی مفروض برای شعر گفتن تلقی می گشت.

  • در ادامه پرونده «لحظه های انقلاب» محمود گلاب دره یی
    ۱۳۹۲/۱۲/۴ ۱۹:۴۶

    لحظه های انقلاب: پیشقراول ادبیات مقاومت

    محمود گلاب‎دره‎ییِ که با روشن فکران دمخورِ عضو کانون نویسندگانِ پهلویِ در اروپا تحصیل کرده، که به گفته خود تقید زیادی هم به دین ندارد؛ در اوج انقلاب ملت ایران، صدایی را شنید و امری را به جان و دل آزمود که به جرئت می‎توان گفت اکثر غریب به اتفاق هنرمندان روشنفکر اسم و رسم دار این مملکت نخواستند آن را ببینند و بشنوند. و این چنین است که لحظه‎های انقلاب را وقتی می‎خوانی چنان روح انقلاب57 تو را در بر می‎گیرد که یقین می‎کنی چیزی غیر از این نبوده.

  • درباره «لحظه های انقلاب» گلابدره یی
    ۱۳۹۲/۱۲/۲ ۱۷:۲۰

    چرا اولین رمان انقلاب دیده نمی شود؟

    این رمان برای بار سوم توسط بنیاد ادبیات داستانی در سال گذشته به چاپ مجدد می‌رسد، و البته تمامی حذفیات آن بر گرداننده می‎شود، اما همچنان شاهد آن هستیم که انقلاب و اصحاب رسانه از پرداخت مفصل و درخور به این موضوع سر باز می‌زنند.

  • تاریخ شفاهی شعر انقلاب در گفتگو با ناصر شکوری(2)
    ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ ۱۷:۱۵

    مي‌خواستند بگويند «شعر نو» ملك طلق روشنفکری است

    امّا وقتي شعر مدرن اسلامي مطرح شد، عصبانيت آنها را برانگيخت. وقتي به‌طور مثال شعرهای “خط خون” استاد گرمارودی مي‌خواني. “هم صدا با حلق” اسماعیل سيد حسن حسینی، “تنفس صبح” قيصر امین پور،”از آسمان سبز” سلمان هراتی و “دریا در غدیر” سهیل را می خوانی مي‌بيني كه اين شعرها توانسته مضمون اسلامي را در خودش جا بدهد، و به قول معروف ظرف و مظروف يكي بشوند، و این سبب خشم روشنفکری شد و آن تابويي را كه آنها درست كرده بودند كه شعر مدرن فقط باید شعر لائيك باشد را شكست.

  • گفتاری از ناصر شکوری درباره تاریخ شفاهی شعر انقلاب (1)
    ۱۳۹۲/۱۱/۲۷ ۰۷:۴۵

    نسبت شعر انقلاب با روشنفکری لائیک و مردم/ شعر را برای ماندگاری میان مردم می گفتیم

    حسين منزوي راهم چند بار قبل از انقلاب ديده بودم. بعد از انقلاب هم ديدم. نمي‌توانيم بگوييم كه جزو اركان شعر روشنفكري قبل از انقلاب بود، چون آن موقع جوان بود و سنش هم اين قدر نبود كه جزو اركان روشنفكري به حساب بيايد. اركان روشنفكري شعر آن موقع شاملو بود، اخوان و نادرپور و نصرت رحماني و فروغ و يدالله رويايي، محمد حقوقی و منوچهرآتشی بودند. در واقع در آن سطح كه به عنوان ركن باشد نبود. البته به عنوان يك شاعر بااستعداد و شاعر خوب شناخته شده بود. چه آبي‌هايش، چه غزلهايش. به عنوان يك غزل‌سراي مدرن جا افتاده بود.

  • درباره سهل و ممتنع های شعر قزوه
    ۱۳۹۲/۱۱/۱۳ ۲۰:۰۵

    «ممتنع نویسی» قزوه در شعرهای نو به نفع «مردمی بودن» رها می شود

    می­گویند قزوه شاعری متعهد است و نمی­تواند نسبت به مسائل روزمره، حتی مسائل سیاسی خونسرد باشد. راست می­گویند و چقدر خوب که یکی از میان شاعران نام و نان خود را به خطر می­اندازد. ولی اهل ادب از سوفوکل تا شکسپیر و همچنان تا همین شاعران نسل بیت آمریکایی(1) حرف سیاسی می­زنند. فردوسی­هم سیاست را رها نکرد، سعدی پادشاهان را نصیحت می­کرد و نیما در “حرف­های همسایه” و “ارزش و احساسات” خود را برکنار از سیاست نمی­دانست، اما هیچ کدام در سهل و ممتنع نوشتن جانب ممتنع را رها نکردند.

  • جامعه شناسی شعر نیما
    ۱۳۹۲/۱۱/۳ ۲۲:۱۱

    اگر شعر نیما نبود چه می شد؟

    نيما توده‌اي نبود اما پيوند عاطفي و رفاقتي وثيقي با توده‌اي­ها داشت و چپ‌گرا بود. به همين دلیل اصلاً فهمي از عرفان و بسياري از مسائل سنت نداشت. و چون از سنت فهمي نداشت، و نیز بخش بزرگي از سنت اسلامي ايراني مبتني بر فرديت انسان­ها است؛ وقتي شخصی چپ‌گرا و توده‌اي و ماركسيست مي‌شود؛ يك نوع اصالت اجتماعي در ذهنش نهادينه مي­گردد و از همه چيز به دنبال فايده­ای اجتماعي است. از فايده اجتماعي هم بيشتر به دنبال عدالت اجتماعي مي‌گردد و از عدالت اجتماعي هم بيشتر به­دنبال اقتصاد است. يعني همه اينها پشت­سر هم روی می­دهد. به همين دلیل نيما فهم درستي از ادبيات كلاسيك نداشت و اين واقعيتی است.

  • به مناسبت اول بهمن زادروز شاعر انقلاب
    ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ ۱۴:۴۰

    تفکیک رفتاریِ قزوه در قبال اجتماع

    نوع دیگری از رفتار نیز در شعرهای علیرضا قزوه یافت میشود که خیلی تندتر از دو برخورد یاد شده است، نکته اینجاست که این تندی، بیشتر در مقام مبارزه با تزویر به چشم میخورد، چیزی که اتفاقاً جزء محاسن شاعر است و نشانگر توجه ویژه ی اوست، به اهمیت زیاد و قدرت تخریب بالای ریا در جامعه ی مذهبی ما.

  • ۱۳۹۲/۱۰/۱۸ ۰۷:۵۸

    بررسی اجتماعیِ “افسانه” ی نیما یوشیج

    “افسانه” ظاهراً منظومه­ای عاشقانه است، چون منظومه­های رمانتیکِ هوگو، لامارتین و موسه، اما در متنِ جدال بین موجود زمینی_و البته کاملاً مادی_و مفهوم انتزاعی عشق، از زبان هر دو طرف طعنه­های تندی به وضعیت حاکم بر احساسات آدمی در شلوغی عصر جدید زده می­شود.